بسیاری از پدرها و مادرها در برخورد با کودک خود به مسائلی بر می خورند که یافتن پاسخی برای آنها آسان نیست. آیا لازم است کودکم را هر زمان که بخواهد بغل کنم؟ اشکالی دارد اگر درخواست او را رد کنم؟ و بسیاری از پرسش های دیگری که در مراحل مختلف رشد کودک پیش می آید. در اینجا به 9 مورد اشاره می کنیم که انجام آنها در حد معقول آسیبی به روند تربیت کودک نخواهد زد:
1.بغل کردن کودک
خیلی ها معتقدند که اگر پسر بچه ای به اندازه کافی بزرگ شده و می تواند راه برود، دیگر نباید او را بغل کرد. اما فکرش را بکنید. او بعدها بزرگتر خواهد شد و قبل از اینکه ما متوجه شویم احساس استقلال خواهد کرد. آن وقت دیگر دست ما را نخواهد گرفت و از خودمان می پرسیم که چرا پسرم با من ارتباط بر قرار نمی کند. پس حالا که پسرتان هنوز کوچک است بغلش کنید و از وجود او لذت برید.
2. نه گفتن
بسیاری از ما خاطرات بدی از نه شنیدن داریم. وقتی در کودکی چیزی را از پدر و مادرمان خواسته ایم و پاسخ آنها منفی بوده است. خیلی از پدر و مادرها با یادآوری خاطره نه شنیدن خودشان به خود قول می دهند که تا جایی که می توانند توقعات فرزند خود را برآورده کنند. غافل از اینکه طبیعتا بچه ها هرچه بیشتر داشته باشند بیشتر می خواهند. اما وقتی به نه شنیدن عادت کنند، خواسته های خود را تعدیل خواهند کرد و تنها توقعات منطقی خود را بیان می کنند.
3. بدون بچه ها سفر کردن
بسیاری از پدر و مادرها به محض تولد کودکشان، یا به کلی قید سفر رفتن را می زنند، یا حاضر می شوند او را با خود ببرند و بخش زیادی از وقت خود را صرف نگهداری و رسیدگی به او کنند (و از سفرشان آن طور که باید لذت نبرند). هیچ اشکالی ندارد اگر بچه ها را به پدر بزرگ و مادربزرگشان بسپارید و به یک سفر چندروزه بروید. مطمئن باشید این کار به نفع هر دوی شما است چون هم به آنها ثابت می کنید که دوری از پدر یا مادر مسئله بزرگی نیست، و هم وقتی برای تقویت رابطه خود یا همسرتان خواهید داشت.
4. سپردن بچه به مهدکودک
بسیاری از مادران خانه دار تصور می کنند که چون در خانه هستند سپردن کودک به مهدکودک کار ظالمانه ای است. اما یادتان باشد لزومی ندارد هر روز او را به مهدکودک ببرید. شاید اگر تنها دو روز در هفته کودکتان برای ساعاتی از منزل دور باشد، بتوانید به کارهای عقب مانده تان رسیدگی کنید یا تفریحات و سرگرمی های خاص خود را داشته باشید. جالب است بدانید که این کار به وضعیت احساسی مادر کمک خواهد کرد.
5. فست فود و شکلات
اکثر مادران به تغذیه کودکشان توجه دارند و دوست دارند برنامه غذایی سالمی برای او در نظر بگیرند. اما آیا می توان برقی را که موقع دیدن پیتزا، سیب زمینی سرخ شده و شکلات در نگاه بچه ها هست نادیده گرفت؟! بد نیست اگر هر از گاهی به بچه ها اجازه بدهیم آنچه را که دوست دارند بخورند . با این کار بچه ها نسبت به غذاهای نه چندان مفید حریص نخواهند شد، و چه بسا
6. تماشای تلویزیون
شاید بهتر باشد همه قوانین را در یک جمله خلاصه کرد :افراط و تفریط نکنید.
هیچ پدر و مادری از داشتن کودک تنبل و کم تحرکی که همه وقتش را در مقابل تلویزیون می گذراند خوشحال نمی شود، اما کلاً ممنوع کردن تلویزیون هم عاقلانه به نظر نمی رسد. شاید یک کارتون 20 دقیقه ای فرصتی باشد برای اینکه شما هم استراحتی بکنید، خانه را تمیز کنید یا مسواک بزنید!
7. با لباس معمولی به رختخواب رفتن
بعضی از پدر و مادرها بر پوشیدن لباس خواب یا پیژامه تاکید دارند و دوست دارند این عادت را به فرزند خود نیز منتقل کنند. تصور کنید از یک مهمانی بازگشته اید و کودکتان در اتومبیل به خواب رفته است. هیچ اشکالی ندارد اگر به جای برهم زدن خواب عمیق او، او را با همان لباس ها به تختخوابش منتقل کنید. فراموش نکنید سختگیری بیش از اندازه لجبازی و مقاوت کودک را به دنبال خواهد داشت.
8. پاداش دادن
البته این کار را هم باید در حد تعادل نگه داشت. هرگز نباید این ذهنیت را در کودک ایجاد کرد که برای هر کاری و حتی برای انجام کاری که وظیفه او است جایزه ای در نظر گرفته می شود. اما بیایید منصف باشیم. حتی ما بزرگترها هم گاهی بعضی کارها را نه با میل و رغبت بلکه برای گرفتن پاداش انجام می دهیم. پس بد نیست اگر وقتی کودکمان کاری را بر خلاف میل درونی خود انجام می دهد به او پاداش بدهیم.
منبع:bartarinha.ir
انجام این کارها آسیبی به تربیت کودک نمی زند
آسیب به تربیت کودک, تربیت کودک, سپردن بچه به مهدکودک, رفتار با کودک,تربیت کودک,تربیت کودک 2 ساله,تربیت کودک 1 ساله,تربیت کودک یک ساله,تربیت کودک دو ساله,تربیت کودک 6 ساله,تربیت کودک 4 ساله,تماشای تلویزیون با اینترنت,رفتار با کودک,رفتار با کودک 2 ساله,رفتار با کودک 3 ساله,رفتار با کودک 4 ساله,رفتار با کودک 1 ساله,رفتار با کودک پرخاشگر,رفتار با کودک 5 ساله,رفتار با کودک 6 ساله
امروزه کودکان در دنیایی پرورش می یابند که هجمه کلمات خوشایند و ناخوشایند را از طرق های مختلفی دریافت می کنند، اما اینکه خانواده از این کلمات و جملات در تربیت کودکشان چگونه استفاده می کنند، تاثیر شگفت انگیزی در عمل کودک دارد با این جملات آشنا شویم
جملات خوشایند
1- خودت تصمیم بگیر:
کودک و دوستش در اتاق مشغول بازی هستند. سر و صدای آنها باعث اذیت و آزار شماست. بهتر است بگویید: بچه ها تصمیم بگیرید یا بی سر و صدا بازی کنید، یا از اتاق خارج شوید. اگر بعد از 5 دقیقه هنوز سر و صدا ادامه داشت ، بگویید: خوب می بینم تصمیم گرفتید از اتاق بیرون بروید. این جمله شما را از داشتن نقش منفی نجات می دهد، زیرا آنها می دانند این تصمیم آنها بوده که منجر به این نتیجه شده است. به این ترتیب کودک مسئول عمل خودش است.
2- من تو را دوست دارم ولی این کار تو را نمی پسندم:
اگر می خواهید لفظی را به کودک بیاموزید، کار خوب و بد را برایش مشخص کنید. به او بیاموزید ما کار خوب و کار بد داریم، نه بچه خوب و بچه بد. هدف از وضع قانون آموزش رفتارهای مناسب است نه تنبیه کودک. اگرچه به رفتار ناپسند او اعتراض می کنید ولی محبت خود را به او قطع نمی کنید.
3- از تو می خواهم مشکل مرا حل کنی: اگر کودک مرتکب عملی می شود که باعث رنجش شماست، به او بگویید که دچار مشکل شده اید. مثلا به او بگویید: " صدای بلند تلویزیون باعث می شود دچار سردرد شوم." و از او بخواهید در حل مشکل به شما کمک کند. در این صورت او که خود را دشمن شما نمی بیند خود را موظف می داند کاری انجام ندهد که برای شما مشکل آفرین باشد.
4- احساس تو را درک می کنم:
وقتی کودک عصبانی است جملاتی را بکار می برد تا دیگران را متوجه احساس خود کند. مثلا می گوید: " از تو متنفرم" یا " خیلی بدی" .این تنها جملاتی است که همه ذهن او را پر کرده. شما می توانید به او کمک کنید تا جمله مناسب را بکار ببرد.
5- افراد متفاوت، نیازهای متفاوتی دارند. اغلب کودکان در اعتراض به والدین می گویند: عدالت را رعایت کنید و منصف باشید. و این جملات زمانی مطرح می شود که کودک می خواهد وسیله خاصی برایش تهیه شود. صرفا به این دلیل که برای برادرش تهیه شده است. باید به کودکان بیاموزیم که انصاف و عدالت این است که هر فرد، هرچه را نیاز دارد تهیه کند.
با مقایسه کودکان، آنها احساس می کنند در مرتبه پایین تری قرار گرفته اند و این راه مناسبی برای واداشتن انها به فعالیت نیست. زمانی که کودک خود را پایین تر از دیگری احساس کند، روحیه خود را می بازد و دست از فعالیت خواهد کشید. شما باید ضعف و قوت کودکان را بپذیرید و آنها را بر اصلاح رفتار خودشان تشویق کنید

جملات ناخوشایند
1- مناسب سن خودت رفتار کن!
گاه والدین به رفتار کودک انتقاد می کنند، زیرا آن رفتار تاثیر بدی بر بزرگترها داشته است. در صورتی که رفتار کودک ، نشان دهنده احساس درونی اوست و والدین وظیفه دارند احساس کودک را درک کنند.
2- شوخی کردم:
دست انداختن کودک اگرچه ظاهرا شرایط را شاد می کند ولی در واقع به شدت مخرب است. هنگامی که کودک عصبانی است، خندیدن به او باعث می شود احساس بدتری پیدا کند. شما به عنوان والدین کودک وظیفه دارید او را حمایت کنید نه اینکه باعث اذیت و آزار او شوید. اگر چنین منظوری ندارید هنگامی که کودک ناراحت است ، شاد نباشید.
3- چرا مثل فلانی نیستی:
با مقایسه کودکان، آنها احساس می کنند در مرتبه پایین تری قرار گرفته اند و این راه مناسبی برای واداشتن آنها به فعالیت نیست. زمانی که کودک خود را پایین تر از دیگری احساس کند، روحیه خود را می بازد و دست از فعالیت خواهد کشید. شما باید ضعف و قوت کودکان را بپذیرید و آنها را بر اصلاح رفتار خودشان تشویق کنید.

4- ندو وگرنه می افتی!
علی رغم تمام توجه شما به محافظت از کودک، به کار بردن این نوع جملات باعث می شود کودک بیفتد، زیرا به او القا می کنید منتظرید که او به زمین بخورد و این برای کودکی که تلاش می کند مستقل باشد بسیار مضر است. بهتر است در این مورد بگویید: قبل از دویدن از محکم بودن بند کفش هایت مطمئن باش." در این صورت شما در مورد اشکال کفش صحبت کرده اید نه ناتوانی کودک.
هجوم کلمات به کودکم
5- چی بهت گفتم؟
چرا سوالی را می پرسید که خودتان جواب را می دانید؟ انتظار دارید کودک چه پاسخی بدهد؟ وقتی می پرسید: لباست را کجا پرتاب کردی؟ لبخندی موذیانه می زند و می گذرد. اگر از رفتار او رنجیده اید بگویید: " من متاسفم که مجبورم برای بار سوم تکرار کنم که لباست را روی چوب لباسی آویزان کن."
6- به تو قول می دهم که ...:
به کودکان باید نه وعده داد و نه وعده از آنها گرفت. روابط ما با فرزندانمان باید بر اساس اعتماد و اطمینان باشد.
وعده ها باعث می شوند که توقعات غیر واقعی در کودکان بوجود بیاید. وقتی به کودک وعده داده می شود که او را به باغ وحش ببرند، او آن وعده را یک تعهد به حساب می آورد و فکر می کند که بر اساس این تعهد ، در روز موعود نه باران خواهد بارید، نه اتومبیل عیب و ایرادی پیدا خواهد کرد و نه خود او مریض خواهد شد.
از طرفی نباید از کودکان وعده گرفت که در آینده رفتاری خوب داشته باشند یا رفتار بدشان را اصلاح کنند. وقتی کودک وعده ای ناخواسته می دهد، وعده ای که متعلق به خود او نیست، در واقع چکی بانکی می کشد که در آن بانک اصلا حساب ندارد. ما نباید مشوق و محرک این قبیل اعمال فریب آمیز باشیم.
7- چند بار باید یک حرف را تکرار کنم؟
پدر یا مادری که در استفاده از سخنان نیشدار و طعنه آمیزاستعداد ذاتی دارد، خطر و تهدیدی جدی برای سلامت روانی کودک به حساب می آید. والدین با بیان این واژه ها، مانعی در برابر ایجاد ارتباط موثر برقرار می کند و مانع از پدید آمدن رابطه ای مثبت بین والدین با کودک می شود. پدر و مادر با اظهار نظر های توهین آمیز، کودک را تحریک کرده و ذهن او را از نقشه های خیالی انتقام، پر می سازد و در نتیجه باعث مسدود شدن راه ارتباطی بین خود او و کودکش می شود.
نحوه صحیح حرف زدن با کودک را یاد بگیرید!
حرف زدن با کودک, تربیت کودک, کودکان,حرف زدن با کودکان,حرف زدن با کودک درون,نحوه حرف زدن با کودک,حرف زدن کودک با خودش,حرف زدن کودک با خود,حرف زدن با نوزاد,آموزش حرف زدن با کودک,تمرین حرف زدن با کودک,تربیت کودک,تربیت کودک 2 ساله,تربیت کودک 1 ساله,تربیت کودک یک ساله,تربیت کودک دو ساله,تربیت کودک 6 ساله,تربیت کودک 4 ساله,کودکان کار,کودکانه,کودکان,کودکان بی سرپرست,کودکان سرطانی,کودکان زیبا,کودکان خیابانی,کودکان استثنایی





آموزش آسان ساخت دستبند زیبا عکس
آموزش ساخت دستبند,آموزش ساخت دستبند با سنگ,آموزش ساخت دستبند با کش,آموزش ساخت دستبند دوستی,آموزش ساخت دستبند چرمی,آموزش ساخت دستبند نخی,آموزش ساخت دستبند با مروارید,آموزش ساخت دستبند با مهره,آموزش ساخت دستبند با نخ,آموزش ساخت دستبند منجوقی,دستبند دوستی,دستبند طلا,خرید دستبندجدید ترین هیوندای ix35 یا توسان، برای سال 2016 با طراحی جدید و امکانات بهروز وارد بازار خواهد شد.
2016 Hyundai ix35 Tucson
2016 Hyundai ix35 Tucson
2016 Hyundai ix35 Tucson
2016 Hyundai ix35 Tucson Interior
2016 Hyundai ix35 Tucson Interior
2016 Hyundai ix35 Tucson
توسان یا هیوندای ix 35 مدل 2016
توسان, توسان 2016, هیوندای 2016, هیوندای مدل ix 35,توسان,توسان 2016,توسان اریزونا,توسان 2008,توسان ix35,توسان 2010,توسان 2012,توسان 2015,توسان ٢٠١٥,توسان 2009,هیوندای 2016با اﯾﻦ ﮐﻪ در دو دھﻪ ی اﺧﯿﺮ ﻣﻄﺎﻟﺒﯽ ﮐﻪ درﺑﺎره ی ﺷﺎﻋﺮان وﻧﻮﯾﺴﻨﺪﮔﺎن زن ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ، از ﮐﻤﯿﺖ ﺑﯿﺸﺘﺮی ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺑﺮﺧﻮردار اﺳﺖ ؛ اﻣّﺎ اﮐﺜﺮﺷﺎن ﻧﻪ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﮐﺎر ﺗﺤﻘﯿﻘﯽ ﺑﻠﮑﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻣﻘﺎﻟﻪ ھﺎﯾﯽ ھﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺟﺴﺘﻪ ﮔﺮﯾﺨﺘﻪ ﺑﻪ ﻣﺴﺄﻟﻪ زن در ادﺑﯿﺎت و ادﺑﯿﺎت زﻧﺎن ﻣﯽ ﭘﺮدازد.و در اﮐﺜﺮ ﭘﮋوھﺸﮫﺎﯾﯽ ﮐﻪ درﺣﯿﻄﻪ ی ﻧﻘﺪ زﻧﺎن اﻧﺠﺎم ﺷﺪه ؛ ﺑﻪ ﺟﺎی اﯾﺠﺎد اﺑﺰاری ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﻓﺮد ﺑﺮای ﺑﺮرﺳﯽ ﻧﻮﺷﺘﺎر زﻧﺎﻧﻪ ؛ ﺗﻼش ﻋﺠﯿﺒﯽ ﺑﺮای ﺑﺎزﺳﺎزی ﺗﺼﻮﯾﺮ زن ھﻨﺮﻣﻨﺪ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ھﻨﺠﺎرھﺎی ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺻﻮرت ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ .
در اﯾﻦ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺳﻌﯽ ﺷﺪه ﻓﺎرغ از ﺗﻼﺷﮫﺎی ﺻﻮرت ﮔﺮﻓﺘﻪ ﭘﯿﺮاﻣﻮن ﺑﺎزﺳﺎزی ﺗﺼﻮﯾﺮ ﻓﺮوغ در ﺷﺒﮑﻪ ارﺗﺒﺎﻃﺎت ﺧﺎﻧﻮادﮔﯽ ﯾﺎ ﺗﻌﺎﻟﯽ ﺷﻌﺮش را ﻣﺪﯾﻮن ﻣﻮﺗﯿﻔﮫﺎی ﺑﺮﺧﺎﺳﺘﻪ از ﻣﺬھﺐ،اﺳﻄﻮرھ ﻮ ﺗﺎرﯾﺦ داﻧﺴﺘﻦ و...ﮐﻪ ھﻤﻪ ﮔﻔﺘﻤﺎﻧﯽ ﻣﺮداﻧﻪ را رﻗﻢ ﻣﯿﺰﻧﻨﺪ، ﺷﻌﺮ ﻓﺮوغ ﻓﺮﺧﺰاد را ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺑﯿﻨﺎﻣﺘﻨﯿﺖ ھﺎی ﻣﻮرد ﺗﺤﻠﯿﻞ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ ﺑﻪ ﻃﻮر ﻋﺎم و ﻓﻤﻨﯿﺴﺘﯽ ﺑﻪ ﻃﻮر ﺧﺎص ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳﯽ ﻗﺮار دھﯿﻢ.
اﻟﻒ) ﻣﯿﺰان ھﻤﭙﻮﺷﺎﻧﯽ اداﻣﻪ ﺣﯿﺎت ادﺑﯽ ﻓﺮﺧﺰاد ﺑﺎ ﭘﺎﺳﺨﮫﺎی ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺳﯽ ذھﻨﯿﺖ ﻓﻤﻨﯿﺴﻢ:
ﺳﻮال ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺳﯽ ذھﻨﯿﺖ ﻓﻤﻨﯿﺴﻢ ﻣﺒﻨﯽ ﺑﺮ اﯾﻨﮑﻪ « آدم ھﺎ ﺑﻪ ﭼﻪ ﺻﻮرﺗﯽ اداﻣﻪ ی ﺣﯿﺎت ﻣﯽ دھﻨﺪ وﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺗﺠﺮﺑﻪ ی ﺷﺨﺼﯿﺸﺎن ﺑﺎ ﻧﻤﻮﻧﻪ ی ﺗﻌﺮﯾﻒ ﺷﺪه ی ھﻤﺎن ﺗﺠﺮﺑﻪ در اﺟﺘﻤﺎع ھﻤﺨﻮاﻧﯽ ﻧﺪارد ؟ » را ﺑﻪ اﯾﻦ ﺻﻮرت ﻣﻄﺮح ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ ﮐﻪ ﻓﺮﺧﺰاد در آﺛﺎر ﻣﺘﺄﺧﺮﯾﻦ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﻪ ﺣﯿﺎت ادﺑﯽ اداﻣﻪ ﻣﯽ دھﺪ ؟ و ﻣﺘﺄﺧﺮﯾﻦ در آﺛﺎرﺷﺎن ﻣﻐﺎﯾﺮت « زن ھﻨﺮﻣﻨﺪ ﺑﻮدن » را ﺑﺎ ھﻨﺠﺎرھﺎی ﻣﺮداﻧﻪ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻓﺮھﻨﮕﯽ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺗﻮﺟﯿﻪ ﮐﺮده اﻧﺪ ؟!
ﺑﺮﻃﺒﻖ اﻟﮕﻮی ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺳﯽ ذھﻨﯿﺖ ﻓﻤﻨﯿﺴﻢ در ﻣﺮﺣﻠﻪ اول ﺑﺎﯾﺪ ﻣﺸﺨﺺ ﺷﻮد ﮐﻪ :
▪ آﯾﺎ ﻣﻔﺴﺮﯾﻦ ﺑﺮای ﻣﻌﻨﺎ دار ﮐﺮدن زﻧﺪﮔﯽ ﻓﺮوغ ﺑﻪ ﻧﻤﻮﻧﻪ ھﺎی ﺷﺨﺼﯽ دﯾﮕﺮ ﻣﺘﻮﺳﻞ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ؟
ﯾﮕﺎﻧﮕﯽ ﻣﮫﻤﺘﺮﯾﻦ وﺟﻪ اﺷﺘﺮاک ﺗﻤﺎم ﻣﺘﻮﻧﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻣﺤﻮرﯾﺖ « ﻓﺮوغ » ﺑﻪ ﻧﮕﺎرش در آﻣﺪه اﻧﺪ و در ﺑﺴﯿﺎری از اﯾﻦ آﺛﺎر اﯾﻦ ﺗﮏ ﺑﻮدﮔﯽ ﭘﯿﺶ ﻓﺮض ﻧﮕﺎرش ﻣﺘﻦ ﺑﻮده اﺳﺖ. ﺑﺮاھﻨﯽ ﯾﮕﺎﻧﮕﯽ ﻓﺮوغ را در ﺑﻨﯿﺎﻧﮕﺬاری ﻣﮑﺘﺐ ﻣﺆﻧﺚ ﺷﻌﺮ ﻓﺎرﺳﯽ ﻣﯽ داﻧﺪ و ﻣﺨﻤﻠﺒﺎف ﺗﺎ ﺣﺪی ﯾﮕﺎﻧﮕﯽ ﻓﺮﺧﺰاد را ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﻣﻌﺘﻘﺪ اﺳﺖ ﻓﺮﺧﺰاد ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﺗﻨﮫﺎ اﺳﺘﺜﻨﺎء ﺗﺎرﯾﺦ اﯾﺮان ؛ ﺗﺼﺤﯿﺢ ﻣﻔﮫﻮم زن ﺑﻮدن" در ذھﻦ ﻣﺮدان را اﻣﮑﺎن ﭘﺬﯾﺮی ﺳﺎﺧﺘﻪ اﺳﺖ. ﻣﮫﺪی اﺧﻮان ﺛﺎ ﻟﺚ ﻧﯿﺰ ﺑﺎ ﮔﻔﺘﻦ اﯾﻦ ﺟﻤﻠﻪ ﮐﻪ « ﻓﺮوغ ﻓﺮوﺧﺰاد در ﺣﺎل و ﻣﻮال ﺧﻮﯾﺶ ھﻤﺘﺎ ﻧﺪاﺷﺖ »ﺑﻪ اﺑﺮاز ﺗﺄﺳﻒ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ از دﺳﺖ دادن « ﭘﺮﯾﺸﺎﻧﺪﺧﺖ ﺷﻌﺮ آدﻣﯿﺰادان » ﻣﯽ ﭘﺮدازد و ﺷﺎﻣﻠﻮ در ﻣﻘﺎﻟﻪ ی " ﺗﺠﺪﯾﺪ ﻋﮫﺪ ﺑﺎدرﯾﻐﯽ ﺑﺰرگ " ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﺪ « ﻣﺮگ ﻓﺮوغ ﺗﻨﮫﺎ ﻣﺮگ ﯾﮏ اﻧﺴﺎن ، ﻣﺮگ ﯾﮏ ﺷﺎﻋﺮ ﻧﺒﻮد ، ﻓﺮﺻﺘﯽ ﻋﻈﯿﻢ ﺑﻮد ﺑﺮای ﺗﺎرﯾﺦ ﺷﻌﺮ ﻓﺎرﺳﯽ ﮐﻪ از دﺳﺖ رﻓﺖ » ﺷﻤﯿﺴﺎ اﯾﻦ ﯾﮕﺎﻧﮕﯽ را در ﻣﻄﺮح ﮐﺮدن زﻧﺪﮔﯽ ﺧﺼﻮﺻﯽ در ﺷﻌﺮ ﻣﯽ داﻧﺪو... در ﺗﺒﯿﻦ اراﺋﻪ ﭼﮫﺮه ای ﯾﮕﺎﻧﻪ و ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﻓﺮد از ﻓﺮﺧﺰاد در ﻣﺘﻮن ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳﯽ در ﻗﺪم اول ﺑﺎﯾﺪ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﭼﻨﯿﻦ روﯾﮑﺮدی از « ﻧﮕﺎرﻧﺪﮔﺎن اﯾﻦ ﻣﺘﻮن ﺑﻪ ﻣﺪرﻧﯿﺘﻪ » ﻧﺸﺄت ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ . از آﻧﺠﺎ ﮐﻪ ﻃﯿﻒ ﮔﺴﺘﺮده ای از ھﻮاداران ﻓﺮﺧﺰاد را ﮔﺮوھﺎﯾﯽ ﺗﺸﮑﯿﻞ ﻣﯽ دھﻨﺪ ﮐﻪ اﮔﺮ « ﺳﻨﺖ ﺳﺘﯿﺰ » ﻧﺒﺎﺷﻨﺪ ؛ ﺑﻪ اﺗﺼﺎل ﭼﮫﺮه ی ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ ﺷﺎن ﺑﻪ ﻧﻤﻮﻧﻪ ھﺎی ﺳﻨﺘﯽ ﻧﯿﺰ ﻋﻼﻗﻪ ﻧﺪارﻧﺪ .
اﮔﺮ ﭼﻪ« ﯾﮕﺎﻧﮕﯽ » از ﺟﻤﻠﻪ اﻣﺘﯿﺎزات ﻣﺜﺒﺖ و ﻣﻮرد اﺟﻤﺎع ﻓﺮﺧﺰاد اﺳﺖ ؛ اﻣّﺎ ﭼﻨﯿﻦ روﯾﮑﺮدی ﭘﯿﺎﻣﺪھﺎی ﻋﻤﯿﻘﯽ ﺑﻪ دﻧﺒﺎل دارد .
در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﻓﺮﺧﺰاد ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﯾﮏ اﺳﺘﺜﻨﺎ ﺑﻪ ﺟﺎی« اﻟﮕﻮﺳﺎزی» ﺑﻪ اﺳﻄﻮری ﺳﺎزی ﺧﺘﻢ ﺷﺪه اﺳﺖ . ﻣﻄﺮح ﺷﺪن ﻓﺮﺧﺰاد ﺑﻪ ﻋﻨﻮان اﺳﻄﻮره ی ﻋﺼﯿﺎن و اﺣﺴﺎس زﻧﺎﻧﻪ، در ﻋﺪم اﯾﺠﺎد ﺳﻨﺖ « ﻧﻮﺷﺘﺎر زﻧﺎﻧﻪ » ﺑﻌﺪ از ﻓﺮوغ ﺗﺄﺛﯿﺮ ﺑﺴﺰاﯾﯽ دارد زﯾﺮا « اﺳﻄﻮره ﺑﯿﺶ از ھﻤﻪ ﭼﯿﺰ اﯾﻦ اﺣﺴﺎس را ﻣﻨﺘﻘﻞ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﮐﻪ ﻣﻄﻠﻘﺎً ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﻓﺮد اﺳﺖ وﻣﻤﮑﻦ ﻧﯿﺴﺖ در ھﯿﭻ ﺟﺎی دﯾﮕﺮ و ﺑﺮای ھﯿﭻ ﮐﺲ دﯾﮕﺮی ﭼﻨﯿﻦ ﭼﯿﺰی روی دھﺪ .
اﻟﺒﺘﻪ اﮔﺮﭼﻪ ﻓﺮوغ را ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﺑﻨﯿﺎﻧﮕﺬار ﻣﮑﺘﺐ ﺷﻌﺮ ﻣﺆﻧﺚ در ﻓﺎرﺳﯽ ﻣﻌﺮﻓﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ اﻣّﺎ ﻇﺎھﺮاً زﻧﺎن ﭘﺲ از ﻓﺮوغ اﺟﺎزه ی ورود ﺑﻪ اﯾﻦ ﻣﮑﺘﺐ را ﻧﺪارﻧﺪ و ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻣﻘﻠّﺪ ﺻﺮف در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ .ﭼﻨﯿﻦ روﯾﮑﺮدی دﻗﯿﻘﺎً ﺧﻼف ﺟﮫﺖ ﮔﯿﺮی ﺟﺮﯾﺎن ھﺎی ﻓﻤﻨﯿﺴﺘﯽ اﺳﺖ . ﮐﻠﯿﻪ ﻓﻤﻨﯿﺴﺘﮫﺎ در ﺗﻼش ﺑﺮای اﯾﺠﺎد ﯾﮏ ھﻮﯾﺖ ﻣﺘﻤﺎﯾﺰ ﺑﺮای زﻧﺎن ھﺴﺘﻨﺪ و ﺗﻔﺎوﺗﮫﺎﺷﺎن ﺗﻨﮫﺎ در ﯾﮑﭙﺎرﭼﮑﯽ و ﻋﺪم
ﯾﮑﭙﺎرﭼﮕﯽ اﯾﻦ ھﻮﯾﺖ ﺑﺮای ﺗﻤﺎم زﻧﺎن اﺳﺖ . ﺑﺪﯾﻦ ﺗﺮﺗﯿﺐ ھﯿﭻ ﺷﺒﺎھﺘﯽ ﻣﯿﺎن « ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﻓﺮد در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﻓﺮوغ » ﺑﺎ ﺳﻨﺖ ﻓﻤﻨﯿﺴﺘﯽ وﺟﻮد ﻧﺪارد وھﯿﭻ ﮐﻮﺷﺸﯽ ﺑﺮای اﺗﺼﺎل ﻓﺮوغ ﺑﻪ زﻧﺎن ﭘﯿﺶ از وی ﺻﻮرت ﻧﻤﯽ ﮔﯿﺮد و ﭼﻨﯿﻦ روﯾﮑﺮدی ﻣﺎﻧﻊ از ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻦ زﻧﺎن ﺑﻌﺪی ﺣﻮل ﯾﮏ ﻣﺤﻮر اﺳﺖ . در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺷﻌﺮ ﻓﺮوغ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ وﯾﮋﮔﯿﮫﺎی ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﻓﺮد و زﻧﺪﮔﯽ ﺧﺼﻮﺻﯽ اش؛ ﭘﯽ آﻣﺪ ﺑﻼﻓﺼﻞ ﭼﻨﯿﻦ روﯾﮑﺮدی اﺳﺖ.
دوﻣﯿﻦ ﺳﻮال ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺳﯽ ذﻫﻨﯿﺖ ﻓﻤﻨﯿﺴﺘﯽ اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ :
ﻣﯽ ﺗﻮان اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ اززﻧﺎن را درﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺖ ﮐﻪﺑﺎ ﻓﺮوغ دراﯾﻦ واﻗﻌﯿﺖ دوبﺎره ﺳﻬﯿﻢ ﺑﺎﺷﻨﺪ ؟
ﺑﺮای ﭘﺎﺳﺦ ﺑﻪ ﭼﻨﯿﻦ ﺳﻮاﻟﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺑﺮرﺳﯽ دﺳﺘﻪ ﺑﻨﺪی ھﺎﯾﯽ ﺑﭙﺮدازﯾﻢ ﮐﻪ ﻣﻔﺴﺮان ﺑﻪ ﺷﮑﻞ ﺟﺴﺘﻪ وﮔﺮﯾﺨﺘﻪ ؛ ﻓﺮوغ را در آﻧﮫﺎ ﻗﺮار ﻣﯽ دھﻨﺪ .از آﻧﺠﺎﯾﯽ ﮐﻪ ھﻨﺮﻣﺪرن ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻓﺮھﻨﮓ اﻗﻠﯿﺖ ﻓﺮھﻨﮓ اﮐﺜﺮﯾﺖ را ﺑﻪ ﭼﺎﻟﺶ ﻣﯽ ﻃﻠﺒﺪ ، ﺟﺪا اﻓﺘﺎدﮔﯽ ھﻨﺮ ﻣﺪرن از اﺟﺘﻤﺎع اﮐﺜﺮﯾﺖ ، ﯾﮏ اﺻﻞ اﺳﺖ. ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ ﺑﻪ دﻧﺒﺎل اﺟﺘﻤﺎع وﺳﯿﻌﯽ از زﻧﺎنﮔﺸﺘﻦ ﺑﺮای ﺷﺮﮐﺖ در ﺗﺠﺮﺑﻪ ی زن ھﻨﺮﻣﻨﺪ ﻧﻪ ﺗﻨﮫﺎ ﺑﯽ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﮐﻪ ﮔﻤﺮاه ﮐﻨﻨﺪه ﻧﯿﺰ اﺳﺖ .ﻣﻔﺴﺮان ﻓﺮﺧﺰاد را ﺑﻪ ﻃﻮر ﻣﻌﻤﻮل ﺟﺰء ﺑﺎﻧﯿﺎن ﻣﺪرﻧﯿﺘﻪ در اﯾﺮان ﻣﺤﺴﻮب ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ.و آﻧﺮا « زﺧﻢ دھﺎن ﮔﺸﻮده ی اﻧﺴﺎن روﺷﻨﻔﮑﺮ ﻋﺼﺮ او »،« ﻧﻤﺎﯾﺸﮕﺮ روﺷﻨﻔﮑﺮ آواﻧﮕﺎرد و ﺗﺮاز اول ادﺑﯿﺎت ﭼﮫﻞ و ﭘﻨﺠﺎه ﺳﺎل اﺧﯿﺮ اﯾﺮان » و... ﺑﺮ ﻣﯿﺸﻤﺮﻧﺪ.اﻣﺎ ﭘﺎرادوﮐﺲ ھﻤﯿﺸﮕﯽ ﻣﻮاﺟﻪ ﺑﺎ ﻓﺮﺧﺰاد در اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ وی از ﻃﺮﻓﯽ زن ﺑﯽ ﻧﻈﯿﺮ و ﯾﮕﺎﻧﻪ ای در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮد ﮐﻪ ﻧﻘﻄﻪ ﻋﻄﻔﯽ در ﺗﺎرﯾﺦ ادﺑﯿﺎت اﯾﺮان اﺳﺖ و از ﻃﺮف دﯾﮕﺮ در ھﻤﯿﻦ ﻣﺘﻮن، زﻧﺎﻧﮕﯽ ﻓﺮوغ ﻧﻘﻄﻪ ی ﺿﻌﻔﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻓﺮﺧﺰاد ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ وﯾﮋﮔﯽ ھﺎ ی ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﻓﺮدش از آن ﻣﯽ ﮔﺬرد ﺗﺎ ﺑﻪ ﺗﮑﺎﻣﻞ ﺑﺮﺳﺪ .
ﻓﻤﻨﯿﺴﺘﮫﺎ ﻧﮕﺮان ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻓﺮھﻨﮕﯽ از زﻧﺎﻧﮕﯽ در رﺳﺎﻧﻪ ھﺎ ھﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﻧﻘﺶ ﮐﻠﯿﺸﻪ ﺷﺪه ای اراﺋﻪ ﻣﯽ دھﺪ در اﯾﻦ ﻣﯿﺎن اﯾﻦ ﻓﺮض ﮐﻪ ﻇﺎھﺮ اﻧﺴﺎن ھﻮﯾﺖ او را ﻣﯽ ﺳﺎزد از اوﻟﯿﻦ اھﺪاف ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﮔﺎن ﻓﻤﻨﯿﺴﺖ ﺑﻮد. ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﮔﺎن ﻓﺮاﻧﺴﻮی وآﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽ « زﻧﺎﻧﮕﯽ » ﺑﺨﺸﯽ از ﯾﮏ اﯾﺪﺋﻮﻟﻮژی اﺳﺖ ﮐﻪ زﻧﺎن را ھﻤﭽﻮن دﯾﮕﺮی « در ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻣﺮداﻧﮕﯽ از ﺳﻮی ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻗﺮار ﻣﯿﺪھﺪ .ﺑﺮای ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺳﻮزان ﺑﺮاون ﻣﯿﻠﺮ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ زﻧﺎﻧﮕﯽ راھﯽ اﺳﺖ ﺑﺮای اﻓﺰودن ﺑﻪ اﺑﮫﺖ واﯾﺴﺘﺎد ﻣﺮداﻧﮕﯽ». ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ « زن ﺑﺮای ﻣﺮد ھﻤﯿﺸﻪ آن دﯾﮕﺮی ﺑﻮده .آن ﻣﺘﻀﺎد ﻣﮑﻤﻞ اﮔﺮ ﻗﺴﻤﺘﯽ از وﺟﻮد ﻣﺮد ﺑﺨﻮاھﺪ ﺑﺎ او اﺗﺤﺎد ﯾﺎﺑﺪ ، ﻗﺴﻤﺘﯽ دﯾﮕﺮ ﮐﻪ ﺑﻪ ھﻤﺎن اﻧﺪازه ﻣﺒﺮم اﺳﺖ ، او را رد ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ». ﭼﻨﯿﻦ دﯾﺪﮔﺎه ﭘﺎرادوﮐﺴﯿﮑﺎﻟﯽ ﺑﺎ دو ﺷﻘّﻪ ﮐﺮدن ﻓﺮوغ ﺑﻪ ﭘﯿﺶ از ﺗﻮﻟﺪی دﯾﮕﺮ وﺑﻌﺪ از آن ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﻣﯽ آﯾﺪ.
اﺻﻮﻻً ﺗﺤﺴﯿﻦ ﮐﻨﻨﺪﮔﺎن و ﺗﻘﺒﯿﺢ ﮐﻨﻨﺪﮔﺎن ﻓﺮوغ ﺷﻌﺮﺳﺮاﯾﯽ او را ﺑﻪ دو دوره ﺗﻘﺴﯿﻢ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ دوره اول ﮐﻢ اھﻤﯿﺖ ، ﺳﻄﺤﯽ وﺑﻪ ﻃﻮر ﮐﻠﯽ زﻧﺎﻧﻪ و دوره ی ﺑﻌﺪ از ﺗﻮﻟﺪی دﯾﮕﺮ ﮐﻪ ﺷﺎھﮑﺎر ادﺑﯿﺎت اﯾﺮان ﻣﺤﺴﻮب ﻣﯽ ﺷﻮد وﮔﺎھﯽ آﻧﻘﺪر ﺑﺮای ﺗﻮﺻﯿﻒ ﻋﻈﻤﺖ دوره دوم ﺑﻪ دﻧﺒﺎل واژه ﻣﻨﺎﺳﺐ ﻣﯽ ﮔﺮدﻧﺪ ﮐﻪ در ﻧﮫﺎﯾﺖ ﺑﻪ ﺟﺰ واژه ﻣﺮداﻧﻪ ﮐﻠﻤﻪ ی دﯾﮕﺮی را ﺑﺮای ﻧﺸﺎن دادن اوج ﻗﻠّﻪ ﺷﻌﺮی ﻓﺮوغ ﻓﺮﺧﺰاد ﻣﻨﺎﺳﺐ ﻧﻤﯽ ﯾﺎﺑﺪ؛ در اﮐﺜﺮ ﻗﺮﯾﺐ ﺑﻪ اﺗﻔﺎق آﺛﺎری ﮐﻪ ﻣﻌﺘﻘﺪ ﺑﻪ وﺟﻮد دو دوره در ﺷﻌﺮﺳﺮاﯾﯽ ﻓﺮﺧﺰاد ھﺴﺘﻨﺪ ؛ ﭘﺮداﺧﺘﻦ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺷﺨﺼﯽ ﺷﺎﻋﺮ در دوره ی اول را ﻧﺸﺎﻧﻪ ای از ﺑﯽ ارزﺷﯽ وﺳﻄﺤﯽ ﺑﻮدنﻣﺮﮐﺰ ﺗﺨﺼﺼﯽ اﻋﺼﺎب و روان ﻣﺎ اﯾﻦ دوره ﻣﯿﺪاﻧﺪ «ﻓﺮوغ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺳﺮاﯾﯽ و ﺑﻪ وﯾﮋه ﺑﺎ زن ﺳﺮاﯾﯽ و ﺣﺘﯽ ﺗﻦ ﺳﺮاﯾﯽ آﻏﺎز ﮐﺮد اﻣّﺎ زود از ﺗﻦ از زن و از ﻣﻦ ﻓﺮا ﮔﺬﺷﺖ وﺑﻪ ﻣﺎ رﺳﯿﺪ.»
ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ ﻣﻔﺴﺮان ﻣﻌﺠﺰه ی ﻓﺮﺧﺰاد را در ﮔﺬﺷﺘﻦ از زﻧﺎﻧﮕﯽ اش و رﺳﯿﺪن ﺑﻪ « ﻣﺎ» و« ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﺎ » ﻣﯽ داﻧﻨﺪ . ﺟﺎﻣﻌﻪ ای ﮐﻪ ﺑﻪ زﻋﻢ ﺧﻮدﺷﺎن ﺑﺎ ﺣﺬف ﻓﺮﺧﺰاد از آن ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ ای ﺳﺮاﺳﺮ ﻣﺮداﻧﻪ ﻣﯽ ﺷﻮد .
ﻧﺎﮔﻔﺘﻪ ﭘﯿﺪا اﺳﺖ ﮐﻪ اﻣﮑﺎن ﺗﺼﻮر ھﯿﭻ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ از زﻧﺎن ﮐﻪ ﺑﺘﻮاﻧﻨﺪ در ﺗﺠﺮﺑﻪ ی ﻓﺮﺧﺰاد ﺳﮫﯿﻢ ﺑﺎﺷﻨﺪ وﺟﻮد ﻧﺪارد زﯾﺮا ﻓﺮﺧﺰاد ھﻨﮕﺎﻣﯽ ﺑﻪ ﻗﻠّﻪ ﺷﻌﺮش ﻣﯽ رﺳﺪ ﮐﻪ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ« ﻧﻪ زن ﮐﻪ ﻣﺮدی از ﺗﺒﺎر ﺧﻮﻧﯿﻦ ﮔﻠﮫﺎ » و «ﻣﺮداﻧﻪ ﺗﺮ از ھﺮﭼﻪ ﻣﺮد » و « زﻧﯽ ﮐﻪ در ﻣﻮﻗﻌﯿﺘﮫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻣﺮداﻧﻪ اﯾﺴﺘﺎد » ﻣﯿﺸﻮد .
ﯾﮑﯽ از راه ﮐﺎرھﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ ادﺑﯽ ﺑﺮای زدودن ﭼﮫﺮه ی ﻓﺮﺧﺰاد از اﺗﮫﺎﻣﺎت وارده ﭘﯿﺮاﻣﻮن زﻧﺪﮔﯽ اش ﺑﻪ اﻧﺠﺎم ﻣﯿﺮﺳﺎﻧﻨﺪ، ﻣﺒﺮا ﮐﺮدن وی از ﻓﻤﻨﯿﺴﺖ ﺑﻮدن اﺳﺖ.ﺑﺮای ﻧﻤﻮﻧﻪ آﺗﺸﯽ در اﯾﻦ ﺑﺎره ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ : « ﻧﮑﺘﻪ ی ﻣﮫﻤﯽ ﮐﻪ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻓﺮاﻣﻮش ﮐﻨﯿﻢ اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﺒﺎﯾﺪ اﯾﻦ زﻧﺎﻧﮕﯽ را ﺑﻪ ﻓﻤﻨﯿﺴﻢ ﺗﻌﺒﯿﺮ ﮐﻨﯿﻢ ،ﻓﺮوغ ﯾﮏ زن اﯾﺮاﻧﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﯿﺪار ﺷﺪه واز ھﻤﻪ ھﻢ ﺑﯿﺪارﺗﺮ ﺷﺪ ،ﺷﻌﺮ زﻧﺎﻧﻪ ﮔﻔﺘﻪ و ﺷﻌﺮ زﻧﺎﻧﻪ ی ﺧﻮب ھﻢ ﮔﻔﺘﻪ اﻣّﺎ ﻓﻤﻨﯿﺴﺖ ﻧﯿﺴﺖ ». ﺗﺎ ﭼﻪ ﺣﺪ ﺑﻪ ﭼﻪﺻﻮرﺗﯽ ﻣﻔﺴﺮان ﺑﻪﻧﻔﯽ ﺗﺠﺮﺑﻪ ی ﺷﺨﺼﯽ ﻓﺮﺧﺰاد وﻫﻤﺎﻧﻨﺪ ﮐﺮدن او ﺑﺎ ﻫﻨﺠﺎرﻫﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻣﯽ ﭘﺮدازﻧﺪ ؟ ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﻣﺸﺎھﺪه ﺷﺪ ﺑﻪ ھﯿﭻ وﺟﻪ از ﻣﮑﺎﻧﯿﺰم ھﺎی اول ودوم ﯾﻌﻨﯽ ﻣﺘﻮﺳﻞ ﺷﺪن ﺑﻪ ﻧﻤﻮﻧﻪ ھﺎی ﺷﺨﺼﯽ دﯾﮕﺮ و ﯾﺎ ﺟﺎی دادن ﻓﺮوغ در ﻗﺎﻟﺐ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ از زﻧﺎن ھﻢ ﺗﺠﺮﺑﻪ ،ﺑﺮای ﻣﻌﻨﺎدار ﮐﺮدن ﺗﺠﺮﺑﻪ ی زن ھﻨﺮﻣﻨﺪ اﺳﺘﻔﺎده ﻧﻤﯽ ﺷﻮد .اﻣّﺎ ﻣﮑﺎﻧﯿﺰم ﺳﻮم ﮔﺰﯾﻨﻪ ای اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ وﻓﻮر ﺑﻪ ﺻﻮرت ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ وﻏﯿﺮ ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ از ﺳﻮی ﺷﺮح ﺣﺎل ﻧﻮﯾﺴﺎن و ﻣﻨﺘﻘﺪان ﻣﻮرد اﺳﺘﻔﺎده ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ . ﻣﺼﺪاق ﺑﺎرز ﻧﻔﯽ ﺗﺠﺮﺑﻪ ی ﺷﺨﺼﯽ زن/ﺷﺎﻋﺮ ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳﯽ ؛ ﭘﺮداﺧﺘﻦ ﺑﻪ آﺛﺎر اوﻟﯿﻪ ﻓﺮوغ وﺳﭙﺲ ﻧﻔﯽ آﻧﮫﺎﺳﺖ .
ﭘﺮداﺧﺘﻦ ﺑﻪ اﺷﻌﺎر ﻓﺮﺧﺰادھﻤﯿﺸﻪ دوﭘﺎره اﺳﺖ .ﮐﻪ درﺷّﻖ اول ﺑﻪ ﻧﻔﯽ ﺻﺮﯾﺢ آﺛﺎرش ﻣﯽ ﭘﺮدازﻧﺪ آن ھﻢ ﻧﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺷﺮاﯾﻂ ﺳﻨﯽ ﻓﺮﺧﺰاد و ﻧﺎ ﭘﺨﺘﮕﯽ ﮐﻪ در آﺛﺎر اﮐﺜﺮ ﻗﺮﯾﺐ ﺑﻪ اﺗﻔﺎق ھﻨﺮﻣﻨﺪان ﺗﺎزه ﮐﺎر ﯾﺎﻓﺖ ﻣﯽ ﺷﻮد ـ ﺳﻪ ﮐﺘﺎب اول در ﻓﺎﺻﻠﻪ ی ھﻔﺪه ﺗﺎ ﺑﯿﺴﺖ و ﭼﮫﺎر ﺳﺎﻟﮕﯽ ﺷﺎﻋﺮ ﺑﻪ ﭼﺎپ رﺳﯿﺪ ـ ﺑﻠﮑﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺳﻄﺤﯽ وﻣﺒﺘﺬل ﺑﻮدﻧﺸﺎن ﮐﻪ اﯾﻦ اﺑﺘﺬال در داﯾﺮه ی ﻟﻐﺎت ﻣﻨﺘﻘﺪﯾﻦ ادﺑﯽ ﺑﺎ ﮐﻠﻤﺎت زﻧﺎﻧﻪ وﺧﺼﻮﺻﯽ ﻣﺘﺮادف اﺳﺖ . ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ ﺑﻪ ﺻﻮرت ﭼﺮﺧﻪ ای اﯾﻦ اﺑﺘﺬال ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻋﻠﺖ وﻣﻌﻠﻮل ﺗﺠﺮﺑﻪ ھﺎی زﻧﺎﻧﻪ ﻣﺤﺴﻮب ﻣﯽ ﺷﻮد . ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﭼﻨﯿﻦ روﯾﮑﺮدی اﺳﺖ ﮐﻪ ﮐﺘﺎب آﯾﻪ ھﺎی آه و ھﻤﭽﻨﯿﻦ ﻓﯿﻠﻢ ﺳﺮد ﺳﺒﺰ ﮐﻪ در واﻗﻊ ﮐﻮﺷﺸﯽ اﺳﺖ ﺑﺮای اﺑﮫﺎم زداﯾﯽ واﺗﮫﺎم زداﯾﯽ از زﻧﺪﮔﯽ ﺧﺼﻮﺻﯽ ﻓﺮﺧﺰاد ، ﺑﻪ ﻋﻨﻮان اﻗﺪام ﻣﻌﻨﺎداری ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ ﻗﺮار ﻣﯽ
ﮔﯿﺮد زﯾﺮا ﭘﺮ ﺑﺴﺎﻣﺪﺗﺮﯾﻦ ﺳﺌﻮال اﯾﻦ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺑﻪ ﭼﮕﻮﻧﮕﯽ راﺑﻄﻪ ی ﻓﺮوغ و «ﮔﻠﺴﺘﺎن» ﺑﺎز ﻣﯽ ﮔﺮدد . و ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ ﮐﻨﻨﺪه ﺑﺎ اﺻﺮار ﺑﻪ ﭘﺎﺳﺨﮕﻮﯾﺎن ﺗﺄﮐﯿﺪ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ : « ﯾﻌﻨﯽ ﻧﻤﯽ ﺧﻮاھﯿﺪ ﭼﯿﺰ ﺑﯿﺸﺘﺮی ﺑﺮای ﻣﺎ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﻨﯿﺪ و...
اﺳﺘﺮاﺗﮋی ﮐﻠﯽ و دوﺟﺎﻧﺒﻪ ی ﻧﻔﯽ ﺷﻌﺮ وزﻧﺪﮔﯽ ﺧﺼﻮﺻﯽ ﻓﺮوغ ﺑﻪ دو اﺳﺘﺮاﺗﮋی ﻓﺮدی وآﺷﮑﺎر ﺧﺘﻢ ﻣﯽ ﺷﻮد ﮐﻪ اوﻟﯽ ﺣﺬف اﺷﻌﺎر ﻓﺮوغ ﺑﺮای ﺳﺎزﮔﺎر ﮐﺮدن ﺑﺎ ھﻨﺠﺎرھﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ اﺳﺖ و دﯾﮕﺮی دﺳﺘﮑﺎری ﺑﯿﻮﮔﺮاﻓﯽ ﺷﺎﻋﺮ ﺑﺮای از ﺑﯿﻦ ﺑﺮدن ﺷﺒﮫﺎت . اﻣّﺎ دو ﻣﮑﺎﻧﯿﺰم ﻣﮫﻢ ﺑﺮای ﻧﻔﯽ ﺗﺠﺮﺑﻪ ی ﻓﺮﺧﺰاد ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ھﻨﺮﻣﻨﺪ زن ، ﯾﮑﯽ ﭘﺮداﺧﺘﻦ ﺑﻪ زﻧﺎﻧﮕﯽ / ﻣﺎدراﻧﮕﯽ در ﭼﮫﺎرﭼﻮب زﻧﺪﮔﯽ ﺧﺼﻮﺻﯽ اﺳﺖ و دﯾﮕﺮ ھﯿﺴﺘﯿﺮﯾﮏ در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻦ وی .
ﺣﻀﻮر زن در ادﺑﯿﺎت ﺑﺮ ﻃﺒﻖ ﺳﻨﺖ ادﺑﯽ ﻣﺎن ﺗﻨﮫﺎ ﺑﻪ دو ﺻﻮرت اﻣﮑﺎن ﭘﺬﯾﺮ اﺳﺖ : ﯾﺎ زن ﮔﻨﺎھﮑﺎر و ﻣﺎﯾﻪ ی ﺷّﺮ « ﺣﻮّا » و ﯾﺎ « ﻣﺎدر » ﻣﻘﺪّس و ﭘﺎﮐﺪاﻣﻦ «ﻣﺮﯾﻢ » . ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ اﯾﻨﮑﻪ ﺳﯿﺎﺳﺘﮫﺎی ﻓﺮھﻨﮕﯽ ﺳﻪ دھﻪ ی اﺧﯿﺮ در ﺣﺬف ﻓﺮﺧﺰاد از ﭘﺮوﺳﻪ ی ﺷﻌﺮ ﻓﺎرﺳﯽ ﻧﺎﻣﻮﻓﻖ ﻣﺎﻧﺪ و روﯾﮑﺮد دوﺑﺎره ای ﺑﺎ ﻻﺧﺺ ﺑﻌﺪ از ﺳﺎل ١٣٧۶ ﺑﻪ ﻓﺮﺧﺰاد ﺷﺪه اﺳﺖ ﺑﻪ ﺑﺎزﺳﺎزی ﭼﮫﺮه ی ﻓﺮﺧﺰاد در وﺟﮫﻪ ی ﻣﺎدراﻧﻪ اش اﺣﺘﯿﺎج ﻣﺒﺮﻣﯽ اﺣﺴﺎس ﻣﯽ ﺷﻮد .
اﺳﺘﺮاﺗﮋی ﻣﮫﻢ و ﺑﺴﯿﺎر ﻗﺎﺑﻞ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻌﺪی در زﻣﯿﻨﻪ ی ﻧﻔﯽ ﺗﺠﺮﺑﻪ ی ھﻨﺮﻣﻨﺪی زن ،ھﯿﺴﺘﺮﯾﮏ ﺟﻠﻮه دادن ﻓﺮﺧﺰاد اﺳﺖ . ﻓﻤﻨﯿﺴﺘﮫﺎ ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ ﺗﻮﺻﯿﻒ رﻓﺘﺎرھﺎو ﻧﮕﺮش ھﺎی اﻏﻠﺐ زﻧﺎن ﺑﻪ ﺻﻮرت ﺑﯿﻤﺎرﮔﻮﻧﻪ در واﻗﻊ ﺑﺨﺸﯽ از ﺳﯿﺎﺳﺖ ﺟﻨﺴﯽ ﺑﯿﻤﺎری را ﺷﮑﻞ ﻣﯿﺪھﺪ .«ﺗﻠﻘﯽ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﻓﻤﻨﯿﺴﺘﯽ درﺑﺎره ی ﻣﺎزوﺧﯿﺴﻢ زﻧﺎﻧﻪ »وھﯿﺴﺘﺮی و دوﮔﻮﻧﻪ از اﯾﻦ ﺑﯿﻤﺎرﯾﮫﺎﯾﯽ ھﺴﺘﻨﺪ . ﮔﺎھﯽ ﻣﻔﺴﺮان
آﻧﻘﺪر در ﺑﺎزﻧﻤﺎﯾﯽ ﻓﺮوغ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﺷﺨﺼﯽ ﺑﯿﻤﺎر ﭘﯿﺶ ﻣﯽ روﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﺮای ﺗﺒﺒﯿﻦ آن ﻣﺠﺒﻮر ﺑﻪ دﺳﺘﮑﺎری ﺑﯿﻮﮔﺮاﻓﯽ ﺷﺎﻋﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ . ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﻧﻮﯾﺴﻨﺪه ای در ﺗﻮﺟﯿﻪ اﯾﻦ ﻣﻄﻠﺐ ، ازدواج ﻓﺮوغ را ﻧﺎﺧﻮاﺳﺘﻪ و ﺗﺤﻤﯿﻠﯽ ارزﯾﺎﺑﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ...
ﻧﮑﺘﻪ اﯾﻦ ﺟﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﺣﺘﯽ اﻧﺪک ﻣﻮاﻗﻌﯽ ﮐﻪ ﻣﻔﺴﺮان در ﺻﺪد اﯾﺠﺎد ارﺗﺒﺎط ﺑﯿﻦ ﺣﺎﻻت روﺣﯽ و ﺷﮑﺴﺖ زﻧﺪﮔﯽ ﺧﺼﻮﺻﯽ اش ﺑﺮﻣﯽ آﯾﻨﺪ ﺑﺎز ھﻢ ﮔﺰاره ی آﺷﻔﺘﮕﯽ روﺣﯽ ﻓﺮوغ دﺳﺖ ﻧﺨﻮرده ﺑﺎﻗﯽ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﺪ و ﻓﯽ اﻟﻤﺜﻞ ﺗﻨﮫﺎ ﭘﺪر ﺟﺎی ھﻤﺴﺮ را در اﯾﻦ ﻣﻌﺎدﻟﻪ اﺷﻐﺎل ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .
در ﺗﻤﺎم ﺗﺒﯿﯿﻦ ھﺎی ﻓﻮق ﻣﺘﻐﯿﯿﺮ ھﺎی ﻣﺴﺘﻘﻞ ﺟﺎﺑﻪ ﺟﺎﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ؛ اﻣّﺎ ﻣﺘﻐﯿﺮ واﺑﺴﺘﻪ ﮐﻪ ھﻤﺎﻧﺎ ﻣﻔﻌﻮل واﻗﻊ ﺷﺪن ﻓﺮوغ در ﻧﻘﺶ زن ھﯿﺴﺘﺮﯾﮏ اﺳﺖ ، ﺛﺎﺑﺖ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﺪ.
ﻓﻮﮐﻮ ﻣﻌﺘﻘﺪ اﺳﺖ : « ھﯿﺴﺘﺮﯾﮏ ﺷﺪن ﺑﺪن زن ﯾﮑﯽ از اﺳﺘﺮاﺗﮋﯾﮫﺎﯾﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ از ﻃﺮﯾﻖ آن رواﺑﻂ ﻗﺪرت زن وﻣﺮد ﺗﻨﻈﯿﻢ ﻣﯽ ﺷﻮد. » « ﻓﺮاﯾﻨﺪھﺎی ﺳﻪ ﮔﺎﻧﻪ ﮐﻪ ﻃﯽ آن اﯾﻦ ﺑﺪن در در ﻧﺘﯿﺠﻪ آﺳﯿﺐ ﺷﻨﺎﺳﯽ ذاﺗﯽ اش ، در ﺣﻮزه ی ﮐﺮدارھﺎی ﭘﺰﺷﮑﯽ ادﻏﺎم ﻣﯽ ﺷﻮد و ﺳﺮاﻧﺠﺎم ﻓﺮاﯾﻨﺪی ﮐﻪ ﻃﯽ آن ﺑﺪن زن راﺑﻄﻪ ای ارﮔﺎﻧﯿﮏ ﯾﺎﻓﺖ و ﺑﺎ ﮐﺎﻟﺒﺪ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺑﺎ ﺧﺎﻧﻮاده وﺑﺎ زﻧﺪﮔﯽ ﮐﻮدﮐﺎن
.ﺗﻘﺎﺑﻞ ﻣﺎدر ﺑﺎ ﺗﺼﻮﯾﺮ ﻧﮕﺎﺗﯿﻮش ﯾﻌﻨﯽ زن ﻋﺼﺒﯽ ﻣﺸﮫﻮرﺗﺮﯾﻦ ﺷﮑﻞ اﯾﻦ ھﯿﺴﺘﺮﯾﮏ ﺷﺪن اﺳﺖ .
ﺑﺎ ﮐﻤﯽ ﺗﻌﻤﻖ ﻣﯽ ﺷﻮد ﺑﻪ اﯾﻦ ﻧﺘﯿﺠﻪ رﺳﯿﺪ ﮐﻪ اﮔﺮ ﭼﻪ ﺗﻤﺎم ﺷﺮح ﺣﺎل ﻧﻮﯾﺴﺎن داﻋﯿﻪ ی ﻧﻮﺷﺘﻦ دﻗﯿﻖ وﻣﻮﺷﮑﺎﻓﺎﻧﻪ ی زﻧﺪﮔﯿﻨﺎﻣﻪ ی ﻓﺮﺧﺰاد را دارﻧﺪ ؛ اﻣّﺎﺣﻘﯿﻘﺖ ﻣﻮﺟﻮد در اﯾﻦ ﻣﺘﻮن از ﺑﯿﻮﮔﺮاﻓﯽ ﺷﺎﻋﺮ ﻧﺸﺄت ﻧﮕﺮﻓﺘﻪ و ﯾﮑﯽ از اﺳﺘﺮاﺗﮋی ھﺎﯾﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ از ﻃﺮﯾﻖ آن ﮐﻨﺘﺮل ھﻨﺮﻣﻨﺪ زن ﺗﻮﺳﻂ ﺳﻨﺖ ادﺑﯽ ﻣﺮداﻧﻪ، ﻣﻤﮑﻦ ﻣﯽ ﮔﺮدد .
از عاطفه خادم
نگاهی بر قسمتی از مقاله "تحلیل فمینیستی شعر و زندگی فروغ فرخزاد"
تحلیل فمنیستی شعر فروغ, فروغ فرخزاد, شعر,فروغ فرخزاد,فروغ فرخزاد شعر,فروغ فرخزاد گناه,فروغ فرخزاد زندگینامه,فروغ فرخزاد زن,فروغ فرخزاد اسیر,فروغ فرخزاد بیوگرافی,فروغ فرخزاد بهار,شعر عاشقانه,شعر غزل,شعر,شعر نو,شعر حب,شعر عن الام,شعر زیبا,شعر طنز,شعر بهار