
یکی دیگر از روش های درمانی نوروفیدبک نام دارد. این روش به تازگی کشف شده است به همین علت افراد زیادی نسبت به آن اطلاعات کاملی ندارند ، به همین علت انتظارات زیادی از این روش درمانی دارند ، همین مسئله باعث شده تا افراد سودجو از این روش سو استفاده کنند.
«نوروفیدبک» چیست؟ شما شاید اسمش را نشنیده باشید اما همین حالا که گزارش مان را می خوانید خیلی ها برای استفاده از آن توی صف ایستاده اند چون خیال می کنند آن حس گرهای عجیب که وصل می شود به سرشان، چوب شعبده بازی است که ناگهان شفای شان می دهد و اختلال روانی شان را برطرف می کند. ایمان همین آدم ها به معجزه نوروفیدبک بدون داشتن شناختی کامل از آن باعث شده است سوء استفاده گرهایی برای سرکیسه کردن شان تور پهن کنند و از آشفته بازار نبود نظارت بر مراکز روانشناسی استفاده کنند و با فریب ساده لوح ها، سودهایی کلان به جیب بزنند.
نوروفیدبک شیوه درمانی بر مبنای تغییر در امواج مغز است. پس شاید بهتر باشد پیش از آنکه درباره این شیوه درمانی بدانید در زمینه امواج مغزی اطلاعاتی کسب کنید.
پژوهشگران می گویند مغز انسان ها چهار نوع موج آلفا، بتا، تتا و دلتا دارد که بر حسب دامنه و طول موج از هم تفکیک می شود و میزان شان در حالت های مختلف روانی متغیر است.
مسعود نبوی، عضو هیأت مدیره انجمن مغز و اعصاب ایران درباره حالت های مختلف روانی که میزان این امواج در آنها تغییر می کند مثال می زند که مغز ما در بیشتر اوقات بیداری ، فکر کردن، انجام فعالیت های روزمره و همچنین در شرایط اضطراب و نگرانی ، امواج بتا را مرتعش می کند.
امواج آلفا اما به گفته او ، مربوط به زمانی است که انسان ها در حالت آرامش، مراقبه و استراحت هستند و به طور کلی هنگامی که استرس کاهش پیدا می کند میزان بیشتری از این امواج از مغز ساطع می شود. امواج تتا مخصوص زمان خواب و مدیتیشن و امواج دلتا هم چندان فعال نیست و زمانی که افراد در حالت کما هستند امواج مغزی به آنها شباهت پیدا می کند.
ابداع کنندگان نوروفیدبک بر اساس این اصل که مغز در حالت های مختلف امواج گوناگونی دارد نتیجه گرفته اند که اگر مغز انسان امواجش را تنظیم کند، حال آدم ها بهتر می شود و برخی اختلالات روانی در آنها درمان خواهد شد.
بنابر این نوروفیدبک، یک شیوه درمانی مبتنی بر یادگیری است که در آن درمانگر تلاش می کند با استفاده از رایانه، امواج مغزی بیمار را تحت تأثیر قرار دهد. او الکترودهایی را به سر مراجعه کننده متصل می کند و این الکترودها، وضعیت امواج مغزی را روی صفحه نمایشگر رایانه نشان می دهد و به این ترتیب کاستی های مغز در کنترل امواجش آشکار می شود و آنوقت بر حسب وضعیت این امواج، تمرین های ذهنی با مراجعه کننده آغاز می شود تا مغزش، خودتنظیمی را یاد بگیرد.
حالا شما می دانید نوروفیدبک چه نوع درمانی است اما خیلی از آنها که به این شیوه درمان روی می آورند دقیقاً نمی دانند قرار است چه اتفاقی برای مغزشان بیفتد و چه چیز در آنها تغییر خواهد کرد و اصلاً این شیوه درمانی برای کدام نوع از اختلالات روانی کاربرد دارد و با این حال به سمت مراکز ارائه دهنده این نوع درمان هجوم آورده اند و همین موضوع باعث شده است برخی از این مراکز، به مراجعان شان دروغ بگویند و قول درمان بیماری هایی همچون افسردگی شدید یا میگرن یا حتی درمان اعتیاد را به مردم بدهند حال آن که نوروفیدبک قادر به درمان این نوع اختلالات نیست.
از سوی دیگر تعرفه مشخصی برای استفاده از این شیوه درمانی نیز وجود ندارد و در سایه نبود نظارت،برخی غیر کارشناس ها با گرفتن هزینه های کلان از مردم، این روش درمان را برای آنها اجرا می کنند.
جام جم برای مشخص شدن وضعیت استفاده از این درمان از چند مرکز ارائه دهنده آن بازدید کرد. هزینه ارزیابی اولیه فرد پیش از آغاز نوروفیدبک در این مراکز از ۴۰ تا ۸۵ هزار تومان متغیر است و وقتی نوروفیدبک آغاز می شود برای هر جلسه درمان از مراجعان ۴۵ تا ۵۰ هزار تومان گرفته می شود.
تعداد جلسات درمان نیز بر حسب نوع اختلال روانی متفاوت است و معمولاً به بیماران گفته می شود که باید دستکم ۲۰ تا ۳۰ جلسه به مرکز مراجعه کنند و در مراحل اولیه درمان باید فشرده باشد به طوری که در هر هفته بیماران سه بار تحت نوروفیدبک قرار می گیرند .
در یکی از این مراکز، منشی مرکز که سعی می کرد بازار گرمی کند از بیماری تعریف می کند که وسواس فکری داشته است و ۸۰ جلسه به مرکزشان آمده و یا دیگری که وسواس شستشو داشته و ۴ تا ۵ ساعت در حمام می مانده اما با گذراندن ۴۰ جلسه نوروفیدبک حالش بهتر شده است و آنوقت وصفش از بیماران می رسد به شب های امتحان که مرکزشان از دانش آموزانی شلوغ می شود که می خواهند با استفاده از نوروفیدبک توانایی شان را برای حفظ کردن دروس افزایش دهند.
نکته جالب این است که هیچ واکنشی از سوی انجمن روانپزشکان یا پزشکان متخصص مغز و اعصاب بر این شیوه درمان نشان داده نشده است و بنابر این بیماران نمی توانند به تعرفه ای که از آن ها گرفته می شود یا به طولانی شدن جلسات درمان یا استفاده از غیر کارشناس ها برای انجام درمان نوروفیدبک اعتراض کنند.
دکتر فربد فدایی ، روانپزشک و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی جزو متخصصانی است که به شدت درباره استفاده از روش درمانی نوروفیدبک هشدار می دهد. او تاکید می کند که مهم ترین اصل در درمان هر اختلال روانی، تشخیص است که حتما باید بوسیله روانپزشک انجام شود و پس از تشخیص نیز صرفا او اجازه دارد شیوه درمان را انتخاب کند و دخالت هر فردی غیر از روانپزشک چه در تشخیص و چه در انتخاب شیوه درمان، جرم است و پیگرد قانونی دارد.
به گفته این پژوهشگر، درمان بیماری های روانی که امروزه روانپزشکان آن را به کار می برند شامل مراحل دارویی، جسمی مانند استفاده از الکتروشوک،روان درمانی و درمان با روشهای جدید مانند بیوفیدبک یا نوروفیدبک است که روانپزشک بر اساس نوع تشخیصش، یک یا چند تا از آنها را انتخاب می کند اما نکته اینجاست که شیوه درمان نوروفیدبک در کشورهای توسعه یافته در حد یک پژوهش مطرح شده است و به شکل گسترده ای که حالا در کشور ما استفاده می شود، به کار نمی رود.
فدایی با استناد به مقالاتی که از سوی پژوهشگران در این حوزه ارائه شده است توضیح می دهد که نوروفیدبک باید صرفاً برای برخی اختلالات روانی خفیف مورد استفاده قرار گیرد و در عین حال تأثیر این درمان در مقایسه با درمان های استاندارد دارویی کمتر است و استفاده از آن در درمان افسردگی شدید یا اعتیاد مردود است.
همچنین با یکی دو بار به کار بردن نوروفیدبک در دوره امتحانات، نمی توان تمرکز را افزایش داد و ادعای این مراکز درباره توانمند کردن یک شبه دانش آموزان برای حفظ کردن درس ها دروغ است اما با گذراندن جلسات مداوم درمان، می شود تمرکز را تا حدی بیشتر کرد که به این ترتیب، توانایی حفظ کردن هم در فرد افزایش پیدا می کند.
صرع، اختلال کاهش توجه (بیش فعالی)، بیماری های اضطرابی همچون وسواس، افسردگی در سطح خفیف، اختلالات یادگیری مانند اختلال در خواندن و نوشتن، از جمله مواردی است که در مقالات پژوهشی به درمان آنها با نوروفیدبک اشاره شده است و همچنین در برخی مقالات گفته شده که می توان با این روش درمانی، کارکرد مراجع را برای افزایش مهارت هایی همچون نواختن آلات موسیقی، تغییر داد.
مسأله قابل توجه این است که به گواه عضو هیأت مدیر انجمن روانپزشکی هنوز شیوه درمان نوروفیدبک وارد کتاب های معتبر روانپزشکی نشده است چون گرچه روانپزشکان دنیا آن را به عنوان یک پژوهش با نتایج مثبت قبول کرده اند اما همچنان اعتقاد دارند شیوه درمان کلاسیک که در آن فرد به روانپزشک مراجعه می کند و با دارو یا روش های جسمی درمان می شود و سپس بر حسب اختلال روانی ممکن است دوره ای را نیز با روانشناس بگذراند، کارایی بیشتری دارد و مطمئن تر است.
با وجود هشدارهای فدایی و بسیاری از همکارانش درباره نوروفیدبک، هنوز هم سودجوها، وعده هایی دروغ درباره کارایی نوروفیدبک را با حقیقت می آمیزند و در مراکز روان درمانی، درمانی نامطمئن را به مراجعان ناآگاه ارائه می دهند، شاید به این علت که کنترل آشفته بازار روان درمانی ،صرفاً با هشدار دهی ممکن نیست و مسلما وزارت بهداشت و انجمن های تخصصی مانند انجمن روانپزشکان وظیفه دارند با متخلفان در به کار بردن این شیوه درمان برخورد کنند که به نظر می رسد در شرایط فعلی به این مسئولیت عمل نمی کنند.
حقایقی در رابطه با نوروفیدبک
نوروفیدبک,همه چیز درمورد نوروفیدبک,اطلاعاتی در رابطه با نوروفیدبک,آیا نوروفیدبک واقعی است,نوروفیدبک چیست؟,نوروفیدبک تراپی,نوروفیدبک شیراز,نوروفیدبک در ایران,نوروفیدبک هزینه,نوروفیدبک آلومینا,نوروفیدبک در شیراز,نوروفیدبک در تبریز,نوروفیدبک و بیوفیدبک

از وقتی که بچه بودم، از شکستن گردو و خوردن مغز آن بسیار خوشم می آمد. در زمان گذشته اطلاعات زیادی نداشتم، ولی اکنون میدانم که گردو و روغن آن، منابع خوبی برای اسیدهای چرب امگا۳ هستند. شما میتوانید روغن گردو را بشکل تصفیه نشده و تازه استفاده کنید.
بخاطر چربی و قوت زیادش و مزه و بوی پر گردویش روغنی ستودنی برای پخت و پز است. زمانی که روغن گردو را بعنوان مخلفات سالاد، و یا بر روی ماهی، استیک یا پاستا استفاده نمایید عالی خواهد شد. حتی میتوانید برای برخی از دسرها از آن استفاده کنید. بهرحالت بهتر است این روغن را بیش از اندازه حرارت ندهید، چرا که کمی تلخ خواهد شد.
یک ایدهی پخت عالی – روغن گردویی بخرید و آنرا بهمراه مقداری گردو به سالادتان بیفزایید. همچنین اگر برنامه دارید تعدادی ماهی کبابی درست کنید، میتوانید یک لایهی نازک روغن گردو روی آن بمالید. مطمئن باشید همه از آن لذت خواهند برد!
منبع-http://fitnessmagazine.ir/
روغن گردو چه خاصیتی برای سلامتی دارد؟
روغن گردو,پخت و پز با روغن گردو,روغن گردو خواص,روغن گردو برای مو,روغن گردو خوراکی,روغن گردو و مو,روغن گردو برای مو,کارخانه روغن گردو,خاصیت روغن گردو,تهیه روغن گردو
ویتامینی که در سلامت چشم بیشترین تاثیر را دارد ویتامین A است، که هم میتوانیم از مکملهای ویتامین A استفاده کنیم و هم موادی که شامل پیشساز ویتامین A مانند بتاکاروتن هستند، استفاده کنیم.
این مواد شامل میوهها و سبزیجاتی هستند که رنگدانههای نارنجی و قرمز دارند مانند هویج، انبه و طالبی که اینها برای سلامت بینایی بسیار موثر هستند.
غذاهایی که حاوی سبزیجاتی سبز برگ هستند مثل غذایی که با سبزی درست میشود در این زمینه کمک کننده هستند.
روشهای طبیعی برای حفظ سلامتی چشم بسیار موثر است، در صورتی که شخص در شرایط خاصی باشد و نتواند از مواد غذایی استفاده کند، اختلال در جذب و اختلال در مسیرهای هضم و گوارش داشته باشد و یا شخصی باشد که بستری است و نمیتواند غذا دریافت کند بهتر است در این شرایط از مکملها کمک بگیرد.
مصرف ویتامین َA مانع از بروز شب کوری شده و در صورت ابتلا موجب درمان آن میشود.
منبع: باشگاه خبرنگاران
این خوردنی باعث می شود که شب کوری از شما فرار کند
مواد غذایی مفید برای شب کوری,پیشگیری از شب کوری,جلوگیری از شب کوری

بیشتر ما فکر می کنیم که ناراحتی های کودکان گذرا است اما باید بدانید که کودک نیز مانند بزرگسالان دچار افسردگی می شود. وقتی در دنیای کودکی اتفاقی ناراحت کننده مانند گم کردن عروسک یا نقل مکان کردن از جایی به جای دیگر اتفاق می افتد ، کودک احساس افسردگی می کند.
دیدیم که کودک از خود پرسیده است: اگر من بچه خوبی هستم؛ چرا بابا و مامان یک بچه دیگر آورده اند؟ یا اگر بابا و مامان واقعا منو دوست دارند؛ چرا منو آوردند توی این خونه؟ من اتاق خودمو می خواهم. یا اگر پرستار دوستم داشت چرا رفت؟ یا چطوری بابا تونست بره و منو تنها بگذاره!
روان شناسان معتقدند نوزادان نیز غمگین و اندوهگین می شوند، اما چون افسردگی حالت روحی عمیقی است که بر اثر عدم اعتماد به نفس و قبول خویشتن خویش عارض می شود و کودکان تا حدود ۴ سالگی هنوز احترام و ارزش گذاشتن به خود و شناسایی خود را درک نمی کنند به افسردگی دچار نمی شوند.
از ۴ سالگی به بعد آنها به ارزش وجود خود پی می برند و براساس آن به برقرار کردن ارتباط با دیگران می پردازند؛ از آن پس هر گاه این روابط دچار مشکل شوند و یا صورت نپذیرند کودک دچار افسردگی می شود؛ همچنین افسردگی هنگامی برای کودک پیش می آید که صدای وجدان در او تثبیت شده باشد. اکنون دیگر نه تنها با احساس غم آشناست بلکه این احساس او را می آزارد. توانایی درک این احساس منشاء بسیاری از واکنش های افسردگی است؛ افسردگی یک خردسال را از حالت چهره او، کمبود انرژی و تحرک، بدخلقی و عبوسی، تنبلی، سستی، خستگی مفرط، بی علاقگی، بی حوصلگی، یاس و دلمردگی و نیز پرسش هایی که گاه و بیگاه درباره مرگ می کند می توان به خوبی تشخیص داد. اما گاه پی بردن به این موضوع به این سادگی ها نیست و کودک افسردگی خود را غیرمستقیم آشکار می سازد؛ رشد او متوقف یا کند می شود، کم اشتها می شود، کم خوابی و بدخوابی به سراغش می آیند و در تصمیم گیری ها عاجز می ماند و در موارد حاد ممکن است تا مرز آسیب رساندن به خود پیش رود. هنگامی که یک کودک دبستانی به افسردگی دچار شود در تمرکز حواس و یادگیری دروس او اختلالاتی پدید می آید و در محیط خانه نیز به گوش کردن و پذیرفتن علاقه نشان نمی دهد.
به اعتقاد یک روانپزشک کودک افسردگی در کودکان و نوجوانان امروزه یکی از شایع ترین انواع افسردگی به شمار می رود که باید به کادر پزشکی و خانواده ها شناسانده شود.
وی می افزاید: در حدود ۲۰ سال پیش در تحقیقاتی که یک پزشک ایرانی در آمریکا انجام داد به این نتیجه رسیدند که افسردگی در کودکان و نوجوانان نیز وجود دارد و امروزه این بیماری یک بیماری شناخته شده در بین روانشناسان است اما هنوز برای مادران بسیار شناخته شده نیست. امروزه دیده شده که کودکان و نوجوانان نیز دچار افسردگی می شوند اما افسردگی در سنین پایین همان علایم افسردگی در بالغین را ندارد به همین دلیل کمتر به آن توجه می شود؛ بنابراین شناخت آن آسان نیست. به اعتقاد این روانپزشک افسردگی یک اختلال خلقی است و در حقیقت ریشه اصلی یا هسته مرکزی علایم، تغییراتی است که در خلق و روحیه افراد ایجاد می شود. خلق می تواند شاد، گرفته، تحریک پذیر یا حالت عادی داشته باشد و تغییرات خلقی چیزی است که به طور طبیعی در افراد ایجاد می شود. به عنوان مثال وقتی مشکلی برای شخصی پیش می آید ممکن است ساعاتی یا چند روز گرفته باشد اما زمانی افسردگی ایجاد می شود که هم از نظر شدت و هم از نظر مدت عملکرد فرد را تحت تاثیر قرار دهد و در چنین شرایطی ما آن را یک اختلال تلقی می کنیم.
تغییرات خلقی در کودکان و نوجوانان ممکن است به آن شکلی که در بالغین بروز می کند نشان داده نشود؛ در بالغین، فرد افسرده، افسردگی و غمگینی خودش را نشان می دهد اما در کودکان افسرده تظاهرش ممکن است به صورت عصبانیت تحریک پذیری و گاهی پرخاشگری باشد به همین دلیل گاهی شناسایی نمی شود یا با علایم دوره بلوغ اشتباه گرفته می شود، در کنار آن علایم دیگری از قبیل تغییر در ارتباطات اجتماعی کودک و نوجوان پیش می آید. بدین معنا که نوجوان بیشتر گوشه گیر است و با افراد خانواده و دوستان ارتباطش کم می شود و یا این که دچار افت تحصیلی می شود، تغییرات در خواب از جمله مشکلات کودک یا نوجوان افسرده است؛ بدین معنا که در بزرگسالان مشکل کم خوابی و در کودکان و نوجوانان مشکل پرخوابی ایجاد می شود. کودکان افسرده به بیدار بودن رغبتی نشان نمی دهند و تا نیمه های روز در خواب هستند.
نشانه های افسردگی در کودکان متفاوت است و اغلب در طول دوران رشد آن قابل تشخیص نیست. بنابراین درمان هم نمی شود زیرا این نشانه ها نیز مانند هیجان های عادی و تغییرات روانشناختی که طی دوران رشد روی می دهد نادیده گرفته می شوند. مطالعات اولیه پزشکی بر افسردگی نهفته متمرکز شده یعنی هنگامی که خلق افسرده کودک شاهدی بر رفتار عصبی و فعالیت های خارج از کنترل کودک است. خیلی از کودکان رفتاری شبیه به بزرگسالانی که دچار افسردگی هستند از خود نشان می دهند. نشانه های اولیه افسردگی، ناراحتی، غم، احساس ناامیدی و خلق و خوی متغیر است. لذا در یک شمای کلی می توان علائمی چون تندمزاجی یا عصبانیت، ناراحتی های مداوم و احساس غم و اندوه، کناره گیری از جمع، افزایش حساسیت نسبت به عدم پذیرش، تغییر در اشتها (پرخوری یا کم خوری) ، تغییر در خواب، صداهای ناهنجار یا گریه های مداوم، اشکال در تمرکز و احساس خستگی مزمن را از نشانه های افسردگی دانست.
البته همه بچه ها تمام این علایم را ندارند، در حقیقت بیشتر آنها نشانه های مختلفی را با توجه به شرایط موجود بروز می دهند، اگرچه بعضی از کودکان افسرده ممکن است به کارهای کاملا منطقی و عقلانی خود ادامه دهند ولی هنگام بروز افسردگی شدید دچار تغییرات قابل ملاحظه ای در رفتارهای اجتماعی خود می شوند و اغلب از علاقه نداشتن به مدرسه، ضعف در انجام تکالیف و عملکرد تحصیلی یا تغییر در ظاهر رنج می برند.
افسردگی یک بیماری است که علت های آن می تواند ژنتیکی، روان شناختی، زیستی یا محیطی باشد. هریک از عوامل ذکر شده می تواند هم برای کودکان و هم برای بزرگسالان به بروز افسردگی بینجامد. در صورتی که علت ژنتیکی باشد بایستی به اختلاف سطح هورمون ها و مواد بیوشیمیایی بدن توجه کرد و در عوامل روان شناختی به رابطه والدین و کودک و همین طور به حالات روحی و روانی پدر و مادر. افسردگی به معنای فقدان یا از دست دادن است. کودکان افسرده، فرد، محیط یا چیزی دوست داشتنی را از دست داده اند و یا آن را هرگز به دست نیاورده اند.
حتی بعضی از روانکاوان افسردگی را معادل عزاداری دانسته اند و عنوان کرده اند که کودک افسرده برای از دست دادن شخص یا چیزی عزیز و دوست داشتنی، گویی عزاداری می کند. شاید در پاره ای موارد به نظر می رسد که کودک چیزی را از دست نداده اما مسلما در بین چیزهایی که دارد فقدان چیزی را احساس می کند، برای مثال کودک مادر دارد ولی مادر دلخواهش نیست یا پدر دارد اما پدر دلخواهش نیست. این گونه مضامین هم به عنوان فقدان سمبلیک مطرح هستند و موجب افسردگی می شوند گاهی رفتار والدین از نوع آزاردهنده، تحقیرکننده و مقایسه کننده است که حالات افسردگی را در کودک به وجود می آورد. در پاره ای از موارد هم مادر خود افسرده است و کودک در اثر مجاورت با او ناخواسته تمامی حالات وی را دریافت می کند. به طور کلی چنانچه محیط زندگی کودک مطلوب نباشد و نیازهایش ارضا نشود خطر افسردگی برای او وجود دارد.
در زمینه درمان افسردگی در کودکان، می توان به روش هایی همچون درمان های دارویی، روان درمانی فردی و خانوادگی و کاهش یا تخفیف موقعیت های استرس زا اشاره کرد که تاثیر قابل توجهی را در بر داشته است.
درمان دارویی بیش از همه در کودکانی که بشدت مبتلا هستند و اختلال در اعمال فیزیولوژیک نظیر خواب، وزن و اشتها نشان می دهند، ممکن است موثر واقع گردد ولیکن متاسفانه مطالعات طرح ریزی شده در مورد آزمایش دارو و درمان افسردگی محدود بوده و استفاده از دارو اکثرا عوارض ثانویه به دنبال داشته است.
در مدل روان درمانی فردی در این روش به علت گرایش های مختلف رویکردی در روان درمانی فردی که ناشی از وجود مکاتبات مختلف درمانی در روان شناسی می باشد، لذا سبک و روش های متخصصان باهم ممکن است متفاوت و گاه مشترک باشد که با توجه به این امر می توان به موارد زیر اشاره کرد:
۱ برقراری رابطه توام با اعتماد به کودک
۲ ایجاد این احساس در کودک یا نوجوان که کسی او را درک می کند
۳ اجازه دادن به نوجوان جهت افشای نگرانی ها و تشویش ها در مدل دیگری از درمان که بر ساختار و کنش اجتماعی فردی خانواده اشاره دارد؛ روش روان درمانی خانواده است که غالبا به منظور بهبود بخشی روابط بین اعضا صورت می گیرد تا درمان اختصاصی کارکرد خانواده در این روش ارتباط کودکان و نوجوانان با پدر و مادر و راه های ابراز وجود و تفاهم میان والدین و کودک و چگونگی برخورد آنها با مشکلات فردی و اجتماعی کودک در محیط خارج از خانواده و غیره هم از مواردی است که در جریان درمان به آن توجه می شود.
والدین در برخورد با کودک خود باید به جنسیت آنها توجه داشته باشند، زیرا نیازها و واکنش های فردی در دختران و پسران دارای تفاوت هایی می باشد که در صورت عدم توجه به آنها عوارضی همچون افسردگی را ممکن است در درازمدت به دنبال داشته باشد همچنین ارتباط نسبی درباره خصوصیات فیزیولوژیک و تغییرات مربوط به آن بویژه در دوران بلوغ فرزندان و برخورد و واکنش های مناسب مهم می باشد.
از طرفی والدین باید به ارتباطات خود و سالم ساختن محیط خانواده برای رشد طبیعی (جسمی، اجتماعی، عاطفی و اخلاقی) فرزندان و پیشگیری از مشاجرات خانوادگی برای حفظ امنیت عاطفی اعضای خانواده ها از طریق ارتباط توجه داشته باشند تقویت نقاط مثبت رفتار و عملکرد فرزندان از طریق دادن پاداش مادی، کلامی و غیرکلامی و تشویق آنان از نکات دیگری است که خانواده ها باید آن را در نظر بگیرند.
توجه به نیازها و علایق فرزندان و ارائه پاسخ مناسب با جنس و سن آنها و همچنین داشتن برنامه ریزی منظم برای فرزندان جهت استفاده مناسب از وقت و هدفمند بودن هر مرحله از زندگی در پیشگیری از افسردگی موثر است. از سوی دیگر خانواده ها باید به موفقیت تحصیلی فرزندان و تلاش برای شکوفایی توانایی های ذهنی، جسمی و استعداد آنها و برخورد منطقی در مواجهه با مشکلات تحصیلی توجه کنند و تشویق به شرکت در فعالیت های ورزشی، علمی، هنری و استفاده صحیح از اوقات فراغت را فراموش نکنند.
دلایلی که باعث ایجاد افسردگی در کودک می شود
افسردگی,دلایل افسردگی,انواع افسردگی,همه چیز درمورد افسردگی,راهی برای افسردگی,مشکلات کودکان,همه چیز درباره افسردگی,همه چیز درباره ی افسردگی,راهی برای درمان افسردگی,راهی برای جلوگیری از افسردگی,راهی برای فرار از افسردگی,راهی برای رهایی از افسردگی,راهی برای رفع افسردگی,راهی برای کاهش افسردگی,راهی برای مقابله با افسردگی,مشکلات کودکان استثنایی,مشکلات کودکان کار,مشکلات کودکان دبستانی,مشکلات کودکان بی سرپرست,مشکلات کودکان نارس,مشکلات کودکان تیزهوش,مشکلات کودکان اتیسم,مشکلات کودکان ناشنوا

شاید بسیاری از والدین نسبت به کودک خود ابراز نگرانی می کنند و همیشه ترس این را دارند که نکند کودکشان بیش فعال باشد ، چرا که او تا حدی شیطان و بازیگوش است. اما باید بدانید که هر کودک شیطانی بیش فعال نیست …
این اختلال یکی از اختلالات شایع و در عین حال با تشخیص سخت برای پزشکان است. اختلال بیش فعالی بیماری پیچیده ای است و اغلب تشخیص داده نمی شود. درباره کودکی که با چنین اختلالی تشخیص داده می شود ۳ علامت را نباید از یاد ببرید که شامل پرتحرکی، کمبود توجه و تمرکز و در نهایت اعمال تکانه ای(کارهای ناگهانی و غیرقابل پیش بینی) است. زمانی که پزشک بتواند جزئیات لازم را از والدین و مدرسه به دست آورد می توان معیارهای لازم را در نظر گرفت. علائم اختلال بیش فعالی کم توجهی باید در بیشتر از یک مکان دیده شود مثلا خانه و مدرسه و البته اینکه برای چند ماه این علائم بروز کند. داشتن ۶ علامت یا بیشتر از علائم اختلال کم توجهی یا بیش فعالی که باید دست کم ۶ ماه وجود داشته باشد تا بتوان گفت کودک بیش فعال است.
تعدادی از علائم مربوط به بیش فعالی و اختلال توجه و تمرکز شامل موارد زیر است:
کودک غالبا با دست هایش بازی می کند و در جایش می لولد.
کودک معمولا کلاس را ترک می کند.
غالبا می دود یا می پرد.
اغلب بازی یا فعالیت هایش پر سر و صداست.
به نظر می رسد کودک همیشه در حال حرکت است.
زیاد صحبت می کند.
از توجه به جزئیات ناتوان است.
اغلب قادر به پیگیری دستورات یا اتمام کارها نیست.
اغلب وسایل خود را گم می کند.
برای کودکی با اختلال بیش فعالی کم توجهی انجام برخی رفتارها ممکن است سخت تر باشد حال بهتر است این سؤال ها را از خودتان بپرسید:
آیا زمانی که از کودک تان می خواهید کاری انجام دهد مشکلی در شنیدن دارد؟
آیا او نسبت به دیگر کودکان سریع تر هیجان زده می شود؟
آیا خانه شما در زمان غذاخوردن، به خواب رفتن، شستن دندان ها و دیگر کارها به میدان جنگ بدل می شود؟
آیا معلم شما نسبت به رفتار کودک شما در مدرسه نگران است؟
او زود تمرکزش را از دست می دهد و فراموش کار است؟
اختلال بیش فعالی کم توجهی یک بیماری عصبی رفتاری است با ۲ مولفه: بیش فعالی و بی توجهی یا نداشتن تمرکز. برخی از این کودکان به صورت واضح فعالیت زیادی دارند و برخی هم توانایی تمرکز ندارند اما بیشتر آنها هر دو مشکل را با هم دارند. این بچه ها مغز ماشین فراری را دارند اما با ترمز دوچرخه. ذهن آنها در حال مسابقه است اما نمی توانند در زمان لازم سرعت شان را کم کنند. اسکن های متعدد نشان می دهد بخشی از مغز کودک دچار اختلال که به کنترل رفتار کمک می کند، موجب تمرکز می شود و آنچه نیاز به انجام آن دارد را طبقه بندی می کند، کمی کوچک تر است. علاوه بر این انتقال دهنده های عصبی شیمیایی مغز مانند سروتونین، دوپامین و نوراپی نفرین که پیام را از یک قسمت مغز به قسمت دیگر می فرستند در آنها دچار کمبود است بنابراین برای مثال اگر معلم یک آموزش ۵ مرحله ای به کودک بدهد، او ممکن است تنها بتواند ۲ مرحله اول را انجام دهد و توالی کارهای بعدی را از دست بدهد.
بیشتر مطالعات نشان می دهد اختلال بیش فعالی موروثی است. اما در سال های اخیر تحقیقات از ارتباط این اختلال با مواد سمی محیطی مانند بیس فنول A و فتالات(مهم ترین مواد در تولید مواد آرایشی، پلاستیک، پرده حمام) و همین طور حشره کش ها خبر می دهد. این علم بسیار جدید است و تحقیقات همچنان باید ادامه پیدا کند. کودکان نسبت به مواد سمی محیط حساس هستند و باید نسبت به مواجهه آنها با این مواد دقت شود. چندین دلیل دیگر برای ابتلای کودک به اختلال بیش فعالی می توان در نظر گرفت که از جمله می توان به ژنتیک، آسیب کوچک مغزی در زمان تولد یا حتی استرس و نگرانی دوران بارداری اشاره کرد.
در اختلال بیش فعالی کم توجهی معدل سنی می تواند از ۲ یا ۳ سالگی باشد. در ۲ سالگی پزشکان به دنبال یافتن علائم هستند و هرچه زودتر این نقص تشخیص داده شود زودتر می توان مداخله کرد. اما در اغلب موارد تا زمانی که کودک به سن مدرسه نرسیده که نیاز به توجه و نشستن طولانی مدت داشته باشد، این اختلال قابل تشخیص نیست. بچه های باهوشی که نشانه های ضعیفی دارند ممکن است سال ها علائم را داشته باشند تا دوره آموزشی مدرسه که باید برنامه منظم، چند منظوره و مدیریت زمان انجام دهند و اینجاست که دچار مشکل می شوند.
پسران سه برابر دختران در معرض این اختلال هستند و به طور معمول دختران ۵ سال بعد از پسران تشخیص داده می شوند. دختران بی نظم و ساکت کمتر به چشم می آیند حتی اگر اختلال شان به اندازه پسران باشد. بی توجهی و نادیده گرفتن موضوعات پیرامون از علائم اختلال در دختران مبتلا به بیش فعالی است. در پسران به جای آن انجام و بروز حرکات و رفتارهای متفاوت و غیرمنطقی بدون انگیزه قبلی و برنامه عاری از فکر انتظار می رود. در دوران دبستان دخترانی با اختلال بیش فعالی، کودکانی کم دقت یا بی دقت هستند، همچنین در آموختن مهارت های آموزشی و حل مسائل ضعیف بوده و به جزئیات و موضوعات محیط پیرامون خود توجه ندارند، کمتر توجه می کنند و با تمام کردن کارها مشکل دارند اما آنها معمولا پرخاشگر نیستند. دختران قرار نیست کیف مدرسه شان را در زمین بازی جا بگذارند یا دفتر مشق شان کثیف باشد.
هیچ آزمایشی وجود ندارد که با انجام آن بتوان گفت کودک دچار بیش فعالی است. اما اغلب پزشکان با تاریخچه خانوادگی، جزئیات پرسش هایی که انجام می دهند و بررسی رفتار کودکان و میزان اهمیت آن براساس سن و سال او سعی می کنند تشخیص صحیح را داشته باشند. با صحبت کردن با کودک، والدین و معلمان و اگر لازم باشد مادربزرگ و پدربزرگ و اقوام پزشکان می توانند تعیین کنند علائم با توجه به سن کودک متناسب است یا مشکل جدی وجود دارد. آنها باید عواملی مانند عصبانیت، اختلال یادگیری، افسردگی، طلاق یا بیماری یکی از اعضای خانواده را هم در نظر بگیرند.
دارودرمانی به همراه روان درمانی و تغییراتی که در زندگی روزانه کودک ایجاد می شود می تواند شرایط را بهبود دهد. داروها زمانی که با رفتار درمانی همراه شوند می توانند پرخاشگری و بی توجهی کودک را به میزان زیادی بهبود دهند. دارودرمانی زمانی پیشنهاد می شود که تعداد علائم کودک براساس سنش مشخص شود و تنها زمانی از دارو استفاده می شود که کودک واقعا نیاز داشته باشد. در کودکانی که علائم متوسط تا شدید این اختلال را دارند دارودرمانی کمک کننده است. در علائم خفیف تر معمولا از مشاوره درمانی استفاده می شود. اما دارویی که برای یک کودک کارساز بوده است نمی تواند برای دیگری هم همان نتیجه را داشته باشد. به همین دلیل پزشکان نظارت زیادی بر کودک دارند تا بتوانند ترکیب مناسب را پیدا کنند. مشخص نیست چرا اما کودکانی که در یک سن خاص دارویی را تحمل نمی کنند ممکن است چند سال بعد به خوبی به همان دارو جواب می دهند.
نکاتی در مورد کودکان شیطان و بیش فعال
همه چیز درمورد کودک بیش فعال,درمان کودک بیش فعال,دختران بیش فعال,پسران بیش فعال,همه چیز در مورد کودکان بیش فعال