
تعطیلات برای بسیاری از افراد خوب است و سرشار از تفریح اما برای برخی دیگر چنین نیست. فکر کردن به کار های بعد از تعطیلات و یا امتحانات بعد از فرجه باعث به وجود آمدن استرس زیادی در افراد می شود. آیا تابحال به این فکر کرده اید که چگونه می شود این ترس و نگرانی را از بین برد؟
این تعطیلات به خصوص درباره دانشجویانی که در شهری غیر از شهر خودشان تحصیل می کنند، اهمیت بیشتری دارد، زیرا آنها می توانند مجددا نزد خانواده خود برگردند. به همین دلیل فصل تعطیلات می تواند زمانی پر از خوشی، شادمانی، مهمانی و دوره های خانوادگی باشد، ولی بررسی ها نشان داده اند که درباره برخی از مردم، فصل تعطیلات، مهمان ناخوانده ای به نام استرس و افسردگی را به همراه می آورد.
این اشخاص ممکن است در طول تعطیلات دچار استرس و خستگی شده، یا انتظارات غیرواقع بینانه ای از خود داشته باشند. نگرانی از نداشتن وقت کافی برای بودن در کنار خانواده و دوستان، مراقبت از والدین مسن، موارد مربوط به خرید هدیه ها و مسائل مالی از عواملی هستند که می توانند این مساله را تشدید کنند. این مساله می تواند سایر پاسخ های استرس نظیر سردرد، سیگار کشیدن، پرخوری و اشکال در خواب را نیز به همراه داشته باشد.
تحقیقات نشان داده اند استرس و افسردگی تعطیلات،اغلب نتیجه موضوع مهم است. آگاهی از این نکات کلیدی و مهم به شما کمک می کند تا با آنها آشنایی پیدا کرده و برنامه ریزی های لازم را برای مقابله مناسب با آنها انجام دهید.
اعصاب خوردی ها و خستگی های ناشی از خرید، حضور در مراسم خانوادگی یا گردهمایی ها و تلاش برای تهیه غذا و سایر مواردی که برای داشتن یک تعطیلات خوب لازم هستند، همگی می توانند موجب اثر معکوس بر تعطیلات شوند. خستگی بیش از حد موجب افزایش استرس می شود و نتیجه آن به وجود آمدن یک چرخه غلط در زندگی و برهم خوردن آرامش است. ورزش و خواب کافی از بهترین پادزهرها برای مقابله با استرس و خستگی هستند و به حفظ آرامش شما کمک می کنند. استرس، ورزش ناکافی و افراط در خوردن و آشامیدن همگی از نشانه های بیماری تعطیلات هستند.
زمانی که استرس به اوج خود برسد، متوقف کردن آن مشکل تر از زمان شروع آن است. دانشمندان توصیه های متعددی برای جلوگیری از پیشرفت استرس و افسردگی مزمن دارند. انجام این اقدامات حتی می تواند از به وجود آمدن افسردگی و استرس تعطیلات درآینده جلوگیری کند:
۱) احساسات خود را بشناسید و آنها را تجزیه، تحلیل کنید. چنانچه یکی از نزدیکانتان به تازگی فوت کرده است یا شما قادر به دیدن عزیزانتان هنگام تعطیلات نیستید، طبیعی است که سرحال نباشید و احساس غم و اندوه کنید. هیچ اشکالی ندارد اگر مدتی به فکر آنها باشید یا حتی با گریه کردن، احساستان را بروز دهید. بدیهی است، در این گونه موارد نمی توانید به خود فشار آورید که چون فصل تعطیلات است، لزوما باید خوشحال و شاد باشید.
۲) از حمایت دیگران استفاده کنید. چنانچه احساس تنهایی می کنید، بیشتر با خانواده تان بجوشید یا به دیدن دوستانتان بروید. همچنین می توانید در فعالیت های اجتماعی مختلفی که به کمک شما نیاز است، شرکت کنید. در صورت امکان از دیگران نیز برای انجام برخی فعالیت هایتان کمک بگیرید.
۳) واقع بین باشید. خانواده ها غالبا در حال تغییر و رشد هستند. شاید در برخی موارد امکان پذیر نباشد که تمامی افراد خانواده را که احتمالا زیاد هم هستند در حین تعطیلات ببینید و یا از آنها بخواهید که همگی با هم در خانه شما جمع شوند. به جای این کار می توانید از راه های جدیدتری برای برقراری ارتباط و آگاهی از حال یکدیگر استفاده کنید. به عنوان مثال می توانید با فرستادن عکس، ایمیل یا فیلم برخی جشن های خانوادگی فاصله ها را از بین برده، بیشتر احساس نزدیکی کنید.
۴) اختلاف ها را کنار بگذارید. سعی کنید اعضای خانواده و دوستانتان را به همان صورتی که هستند قبول کنید، حتی اگر آنها مطابق میل و انتظار شما زندگی نمی کنند. فصل تعطیلات زمان مناسبی برای این گونه بحث ها و افسوس خوردن درباره آنها نیست.
۵) هوای جیبتان را داشته باشید. قبل از اینکه بخواهید به خرید هدیه و سوغاتی برای اعضای خانواده یا دوستانتان اقدام کنید، اول تصمیم بگیرید که چقدر پول می توانید خرج کنید و وضعیت مالی خود را بسنجید. در غیر این صورت، ممکن است در ماه های بعدی همیشه اضطراب پرداخت صورت حساب هایی را که خارج از توانایی تان هستند، را داشته باشید. می توانید در برخی موارد کاردستی های قشنگی را که در خانه می سازید، به عنوان هدیه به دوستانتان بدهید و به جای آن به خیریه ها کمک کنید.
۶) برنامه ریزی صحیحی داشته باشید. با برنامه ریزی صحیح دوران تعطیلات می توانید روزهای خاصی را برای خرید، پخت وپز، ملاقات با دوستان و سایر فعالیت ها در نظر بگیرید. این برنامه ریزی موجب می شود و هیچ وقت کارهای شما برای دقیقه ۹۰ باقی نماند.
۷) توانایی نه گفتن داشته باشید. ممکن است در طول تعطیلات خیلی ها از شما درخواست کنند تا در برنامه ها و فعالیت هایشان شرکت داشته باشید یا به جشن ها و مهمانی هایشان بروید. طبیعی است که شما وقت لازم را برای تمامی این فعالیت ها ندارید ولی شاید فکر کنید در صورت نه گفتن، دوستانتان را از خود می رنجانید. توجه داشته باشید بسیاری از مردم شرایط شما را درک می کنند و متوجه هستند که شما نمی توانید در برخی فعالیت های خاص شرکت کنید. اگر امکان نه گفتن ندارید، می توانید به جای زمان از دست رفته، یک کار کم اهمیت تر را حذف کنید.
۸) عادت های سالم خود را فراموش نکنید. به عنوان مثال، اجازه ندهید دوران تعطیلات موجب شوند تا شما عادات رژیم غذایی سالم خود را فراموش کنید و به پرخوری بیش از حد بپردازید. این موضوع باعث می شود پس از اتمام تعطیلات استرس اضافه وزن تان را داشته باشید. می توانید یک خوراکی سبک قبل از مهمانی ها صرف کنید تا اشتهای زیادی برای خوردن شیرینی ها و غذاهای موجود درمهمانی نداشته باشید. همچنین، می توانید برای فعالیت بدنی و ورزش در طول تعطیلات برنامه ریزی کنید.
۹) به خودتان برسید. تحقیقات نشان داده اند اگر تنها روزی ۱۵ دقیقه را برای خودتان کنار بگذارید و طی این مدت با خودتان تنها باشید، می توانید انرژی لازم برای تمرکز در فعالیت های بعدی را به دست آورید. می توانید تنهایی به جای خلوت و ساکتی بروید یا حتی یک پیاده روی هنگام شب داشته باشید و ستارگان را تماشا کنید. همچنین می توانید به موسیقی های آرامش بخش گوش فرا داده، در خود آرامش ایجاد کنید و به ذهن خود آرامش بخشید.
۱۰) به یاد داشته باشید که هیچ کس صد در صد کامل نیست. فیلم های تلویزیونی به خصوص فیلم هایی که درباره تعطیلات هستند، غالبا پایان های خوشی دارند ولی در زندگی واقعی، مردم نمی توانند تمامی مشکلاتشان را دو سه ساعته حل کنند و برخی از این مشکلات شاید برای همیشه ادامه داشته باشند. ممکن است روزی مجبور باشید تا آخر وقت در اداره بمانید و به همین دلیل جشن شاگرد اول شدن فرزندتان را از دست بدهید یا اینکه یادتان برود زیر غذا را به موقع خاموش کنید. در این شرایط شاید مادرتان شما را سرزنش کند که حواستان به هیچ چیز نیست و قادر به اداره خود و خانواده تان نیستید. تمامی این موارد ممکن است در یک روز اتفاق بیفتد ولی به خاطر داشته باشید این موارد همگی طبیعی هستند و هیچ کس نمی تواند صد در صد کامل باشد.
۱۱) در صورت نیاز به پزشک مراجعه کنید. علی رغم تمامی تلاش ها، باز ممکن است شما همچنان احساس غم یا اضطراب داشته باشید و شدیدا درگیر مشکلات جسمی، اختلال در خواب، ناامیدی، تحریک پذیری و ناتوانی در مقابله با امور روزمره زندگی تان شوید. اگر این احساسات برای چند هفته طول کشید، بهتر است نزد پزشکتان بروید و با وی مشورت کنید.
دانشمندان بر این باورند آشنایی با این مساله که تعطیلات می تواند استرس و افسردگی را بدتر کند، می تواند یک نکته کلیدی در به حداقل رساندن استرس تعطیلات باشد. در هر حال، همیشه همه چیز مطابق میل ما پیش نمی رود. بنابراین ضمن آشنایی صحیح با این مساله می توان قدم های فعالانه و موثری برای جلوگیری از استرس و افسردگی در تعطیلات برداشت. در این صورت حتی ممکن است از دوران تعطیلاتتان بیش از آنچه که فکر می کردید، لذت ببرید.
آیا شما نیز در دوران تعطیلات استرس دارید؟
غلبه بر استرس,راه های درمان استرس,از بین بردن استرس,چگونه استرس را از بین ببریم,غلبه بر استرس امتحان,غلبه بر استرس کنکور,غلبه بر استرس و اضطراب,غلبه بر استرس سخنرانی,غلبه بر استرس در سخنرانی,غلبه بر استرس شدید,غلبه بر استرس شب امتحان,غلبه بر استرس در سخنرانی,راه های درمان استرس شدید,راه های درمان استرس کودکان,راه های درمان استرس واضطراب,راه های درمان استرس و افسردگی,راه های رفع استرس,استرس و راه های درمان,از بین بردن استرس,از بین بردن استرس امتحان,از بین بردن استرس و اضطراب,از بین بردن استرس کنکور,از بین بردن استرس شدید,از بین بردن استرس و ترس,از بین بردن استرس کنفرانس,راههای از بین بردن استرس,چگونه استرس امتحان را از بین ببریم,چگونه استرس را در کودکان از بین ببریم,چگونه استرس رو از بین ببریم

کم رویی یا خجالتی بودن مسئله ای است که از کودکی به وجود می آید و اگر جلوی آن گرففته نشود ، این موضوع تا سنین بالاتر نیز برای فرد مشکل ساز خواهد بود. بسیاری از معلمان و مسوولان مدارس دانش آموزانی را داشته اند که از برخی جهات نسبت به دیگر هم کلاسی هایشان فرق داشته اند.
یکی از این رفتارها که نگرانی بزرگترها را برمی انگیزد مشکل کمرویی و گوشه گیری دانش آموزان است که در گستره وسیعی جای می گیرد که با سکون، سکوت، غمگینی و درخود فرورفتگی و انزوا همراه است.
روان شناسان کمرویی و گوشه گیری را رفتاری ناسازگارانه تلقی می کنند که بعضا مزمن و با دوام است. این رفتارها سازگاری کودک را با مشکلات زیادی مواجه می کند و برای زندگی سایر اشخاص که به نوعی با کودک در تماس هستند، عامل مزاحمی به حساب می آید.
کمرویی و کناره گیری کودک، کوششی برای خودداری از ارتباط با محیط اطراف است. کودک کمرو و گوشه گیر ممکن است از برقرارنمودن تماس با افراد و شرکت در فعالیت های اجتماعی، تقلیل یافتن علائق ذهنی و عاطفی به محیط خارج همراه باشد. این دسته از کودکان ممکن است از موقعیت هایی مانند؛ شکست، انتقاد، کمبود، اعتماد به نفس، دستپاچگی یا تحقیر ترس داشته باشند.
کودکان کمرو و گوشه گیر معمولا از داشتن دوست محروم هستند و یا تک دوست بوده و بسیار به آنها وابسته می باشند و به طور کلی از بودن در کنار هم سن های خود لذت نمی برند و به فعالیت های گروه علاقه نشان نمی دهند. متاسفانه کودکان کمرو و کناره گیر معمولا موردتوجه قرار نمی گیرند، علت نیز آن است که نسبت به کودکان دیگر، کمتر توجه اطرافیان را به خود جذب می کنند. روابط اجتماعی این دسته از کودکان در مقایسه با همسالان در عملکردهایشان دچار کمبود و کاستی است و احتمالا حالت هایی از افسردگی و ناشادی را تجربه خواهند کرد و با مشکلات آموزشی خود، مواجه خواهند گردید.
رفتار گوشه گیری یا انزواطلبی به عنوان یکی از مشکلات عمده در کودکان و نوجوانان محسوب می شود و متاسفانه برای آنکه در مدرسه ایجاد دردسر و مشکل نمی کنند دیرشناخته شده و گاه به عنوان فردی مودب و بی دردسر از طرف دیگران معرفی می گردند. در نتیجه تشخیص و شناخت آنها به تاخیر می افتد و زمانی متوجه مشکل می گردند که کار درمان سخت تر و وضعیت شاگرد حادتر شده است.
این کودکان و نوجوانان دارای احساس بی کفایتی بوده و به دنیای درون خود پناه می برند و بیش از حد متواضع هستند و حتی اگر با مسئله ای مخالف باشند جرات بیان مخالفت یا نظرات خود را ندارند.این افراد نسبت به مسائل اطراف خود حساسیت بیش از حدی دارند و اگر مسئله ای مخالف نظر آنها باشد یا مجبور به شرکت در کار جمعی باشند، در گوشه ای کز کرده و با کسی حرف نمی زنند و گاه در هنگام شدت ناراحتی ناخن های خود را می جوند.رفتار چنین کودکانی همواره با شک و تردید همراه است و دور از اطمینان که جهش های ناشیانه و پس روی های ناگهانی به دنبال دارد.
همه این حرکات این تصور را ایجاد می کند که شخص کمرو بین دو نیروی متضاد در کش و واکش است.هر کودک کمرویی دارای خصوصیاتی است که ناتوانی او را در نظر خودش بزرگ تر و در نظر دیگران نمایان تر جلوه می دهد. مثل این است که کودک با کمرویی خود می خواهد بگوید؛ «می بینید که من چقدر رنج می برم، پس راحتم بگذارید!»بدین ترتیب کودک با رفتار تردیدآمیز خود به جایی می رسد که از ارتباط های اجتماعی که برای او رنج آور و دشوار است پرهیز می کند، زیرا می ترسد نتواند به صورت مناسبی با آنها روبه رو شود.
دست های کودک کمرو غمناک است. کودکی که از کمرویی خود به ستوه آمده است جرات نمی کند دست کسی را که به سوی او دراز شده است بفشارد، زیرا می ترسد که او متوجه غمناک بودن دست هایش بشود. دشواری دیگر برای بعضی از کودکان انزواطلب احساس نیاز رفتن به دستشویی است، زیرا می ترسند برای رفتن به دستشویی از معلم اجازه بگیرند و معلم اجازه ندهد، این دسته از کودکان گاهی موقع حرف زدن دچار دشواری هایی می شوند. از ترس اینکه نتوانند منظور خود را شرح دهند، به لکنت زبان دچار می شوند.
این نقص بیشتر در مقابل کسانی مطرح می شود که کودک از قضاوت ایشان بیمناک است. حرف زدن با کسی که مورد اطمینان اوست و به او محبت دارد برایش آسان است. بعضی از معلمان گاهی دیده اند که کودک کمرویی که مورد پرسش قرار گرفته، چنان دست و پای خود را گم کرده است که به ادعای خود سوال را نشنیده است. کودک کمرو با کناره گیری از گروه کودکان، از بازی هایی که به فعالیت گروهی نیاز دارد خودداری می کند و این رفتار او را از آموختن اصول زندگی اجتماعی باز می دارد و مانع رشد احساس اجتماعی بودن در او می شود.
کودک کمرو از نوعی احساس حقارت رنج می برد، او به توانایی هایی که دارد اعتماد ندارد و آنها را ناچیز می شمارد. خود را برای زندگی ضعیف و نامجهز می بیند و چنین می پندارد که برای دفاع در مقابل مشکلات آماده نیست.
گاه گفته می شود که کمرویی نوعی بیماری خانوادگی است. اما این گفته صحت کامل ندارد. کمرویی در اغلب موارد یک نقص موروثی نیست (به جز در مواردی که با نشانه هایی از بیماری اسکیزوفرنی همراه است) بلکه رفتار نامناسبی است که کودک از محیط کسب می کند که سبب شناسان برای آن عللی را برشمرده اند.
مشکلات و اختلافات ریشه دار خانوادگی، محرومیت از محبت، فعالیت های اجتماعی بیش از حد پدر و مادر، نقص عضو یا بیماری های دیگر جسمانی، شکست های متعدد در زندگی، تحقیر کودک در مقابل جمع، انتقاد و تمسخر در حضور دیگران، نداشتن معیارهای خاصی که کودک و نوجوان برای محبوب شدن، برای خود در نظر بگیرد، توقع بیش از حد داشتن از کودک، تغییراتی که در خانواده پیش می آید مانند تولد خواهر یا برادر کوچک تر از جمله عواملی است که منجر به گوشه گیری و کمرویی در کودک خواهد شد.
۱) سعی کنید علت اصلی کمرویی و کناره گیری کودک را پیدا کنید. از یادداشت های روزانه، نمایش، ایفای نقش، جملات ناتمام، قصه گویی یا فنون مشاوره استفاده کنید تا کودک را بهتر بشناسید.کودکان اغلب احساسات خود را در اینگونه از فعالیت ها واضح بیان می کنند.
۲) برای جلب اعتماد کودک و ایجاد یک ارتباط خوب تلاش کنید.
۳) از کودک خجالتی بخواهید که به دانش آموز دیگر، در نقش یک معلم کمک کند. هر توانایی و نکته جالب را که باعث بهبود روابط کودک می شد را اصل قرار دهید.
۴) کودک کمرو و گوشه گیر را در فعالیت های گروهی کوچک یا در فعالیت های کودکان دیگری که با آنها دوست است درگیر سازید. یک کودک خجالتی بیشتر دوست دارد در گروه های کوچک صحبت کند. او را برای انجام کارهای خاص با کودکان دیگر همرا کنید.
۵) به کودک کمرو و گوشه گیر مسوولیت های مختلفی واگذار کنید. مانند انتقال پیام ها، کمک به مسوولان مدرسه، کمک به دفتردار مدرسه، تدارک وسایل آزمایشگاه و … از واگذاری کارهای سخت به کودک و همچنین کارهای اجرایی و نمایشی مانند صحبت کردن در مقابل کلاس که او را دستپاچه می کند خودداری کنید.
۶) از کارهایی که کودک خجالتی دوست دارد و قادر به انجام آن است از قبیل شرکت کردن در گروه دوستان، صحبت کردن با شخصیت معروف و یا بازی در یک گروه، فهرستی تهیه کنید و به کودک فرصت دهید تا یکی از این کارها را انتخاب کند و برای رسیدن به هدف شایستگی خود را نشان دهد. از رفتارهای تمرینی استفاده کنید.
۷) با صحبت کردن در مورد کمرویی و گوشه گیری کودکان آنها را ناراحت نکنید. همچنین از صداکردن و دعوت آنها برای اجرای فعالیت های خاص در مقابل دیگران بدون هماهنگی قبلی اجتناب کنید. یک روش مناسب برای تشویق کودک شرکت در کلاس طرح تمرین و پرسش و پاسخ با کودک است. در این روش کودک و معلم قبلا سوال و جواب را تمرین کرده اند سپس زمانی که معلم کودک را پای تخته فرا می خواند، کودک احساس می کند که این فعالیت (پرسش و پاسخ) راحت و آسان است و اعتماد به نفس پیدا می کند.
۸) خودپنداره مثبت را در کودک تقویت نمایید.
۹) برای آموزش کودک کمرو از روش «ابراز وجود» استفاده کنید. از کودک بخواهید موقعیت هایی را که دوست دارد در آنها موثر باشد و راه های تماس برای برخورد با هر موقعیتی را بررسی کند، سپس طبق برنامه ای تعیین شده با کودک کار کنید.
۱۰) زیمباردو(۱۹۷۷) پنج مرحله را برای تغییر رفتار کودک گوشه گیر پیشنهاد می کند؛ درک خود، فهم دلایل گوشه گیری، عزت نفس، گسترش فعالیت های اجتماعی و کمک به دیگر افراد کمرو (برای غلبه بر کمرویی خود و دیگران)
چرا برخی از دانش آموزان کم رو هستند

موقعیت هراس در زنان بیشتر از مردان شایع است.در هر سنی رخ می دهد.پزشک در مورد علائم ترس از مکانهای شلوغ سوالاتی می پرسد. او همچنین ممکن است آزمایش خون انجام دهد.
آدمی برای گذران حیات فردی و جمعی خودش نیاز به ارتباط جمعی دارد. زندگی ما اجتماعی است. به کمک یکدیگر نیاز داریم. زندگی دور از اجتماع نمی تواند برای ما خیر و رفاه بیافریند و نیز انسان به تنهائی قادر نیست با همه مسائل و مشکلات زندگی دست و پنجه نرم کند و با زندگی بسازد.
انزوا شخصیت افراد را ضعیف و روح آن ها را علیل می سازد. آدمی را به عالم رؤیا و تخیل فرو می برد، به اتلاف عمرش وا میدارد و چنین فردی کی می تواند در عالم حیات اجتماعی خود سروسامانی پیدا کند و به کارهای خود و دیگران برسد.
گوشهگیری با یک سلسله علایم متعدد و به هم پیوسته همراه است. فرد گوشهگیر چون مشکلاتش را نمیتواند در عالم واقعیت حل کند، به تخیل فرو میرود و به خیالبافی میپردازد، بیهدف است و نمیداند چه باید بکند و برای آیندهاش چه طرحی بریزد. از مردم گریزان است و تمنا و خواهش را به عنوان تحمیل میداند و در برابر آن به شدت مقاومت میکند. از اینرو، در ارتباط با اطرافیان دچار تضاد و کشمکش میگردد. برای دفاع از حقش اقدام نمیکند و کنارهگیری را بر تلاش ترجیح میدهد.
محدود ساختن تمام جنبهها و فعالیتهای زندگی، خجالت و سکوت، ناتوانی در برقراری رابطه با دوستان و معلمان، فرار از فعالیتهای اجتماعی و به تعویق انداختن انجام کارها، بیحوصلگی و کسالت، کمک نخواستن از دیگران به هنگام نیاز، در انجام کارها از این شاخه به آن شاخه پریدن، سازش با وضع موجود و اعتراض نکردن به آن حتی در صورت احساس ناراحتی و نگرانی، احساس پوچی و بیارزشی، ابراز وجود نکردن، تقصیر گناهان را به گردن گرفتن، اجتناب از رقابت، درونگرایی و در خود فرورفتن، زود گریستن، غیبت از مدرسه، بیعلاقگی به کلاس، عدم تمرکز حواس، اختلال در خواب و خوراک، بیاعتمادی نسبت به تواناییهای خویش، داشتن نگرش منفی و بدبینانه به اطرافیان، مطرح نکردن اشکالات درسی در کلاس و عقبماندگی درسی در بین دانشآموزان گوشهگیر به وفور مشاهده میشود.
انزواطلبی میتواند به صورتهای مختلفی تجلی نماید. این صورتها و حالات، خود دارای درجات متفاوتی از شدت و ضعف هستند که مهمترین آنها به شرح زیر است:
این گروه از افراد در سازگاری اجتماعی دچار شکست شده، از مصاحبت با مردم خودداری مینمایند و سرگرمیهای فردی را به شرکت در امور اجتماعی مقدم میدارند. اجتماعی نیستند و تربیت اجتماعی نشدهاند. اغلب اوقات تنها با اعضای خانواده خود و همسالان آشنای خود بازی میکنند و از دیگران دوری مینمایند. شرم و خجالت آنها ممکن است موجب عدم توانایی در کسب برخی مهارتها شود.
حالت کلی و اساسی این اختلال، کنارهجویی دائم از صحبت تقریبا در تمام موقعیتهای اجتماعی(از جمله مدرسه) میباشد. علیرغم توانایی در یک زبان محاورهای و صحبت کردن، این کودکان ممکن است به وسیله تکان دادن سر و در بعضی موارد توسط نطق و ادای جملات تکسیلابی و کوتاه ارتباط برقرار کنند. کودکان و نوجوانان مبتلا به این اختلال، عموماً مهارتهای زبانی عادی را دارند، اگرچه بعضی از آنها رشد توام با تاخیر و اختلالاتی در تلفظ را دارند.
انواع انزوا طلبی کدامند؟
نشانههای انزوا طلبی,انواع حالات انزواطلبی,انزوا شخصیت افراد,روانشناسی و انزوا طلبی

زندگی روزمره انسان در گیر احساسات گوناگون بسیاری است ، گاهی خوشحالیم ، گاهی ناراحت ، گاهی نیز عصبانی می شویم. این احساسات در زندگی همه وجود دارد و نمی توان آنها را انکار کرد. ما می توانیم با کنترل کردن این احساسات ، از زندگی بهتر و شاد تری بهره مند شویم.هیچ کس بدون موافقت ما نمی تواند ما را خوار کند النور روزولت
ممکن است بگوئی: چطور می توانم کسی را که مشکلی واقعی برای من به وجود آورده، ببخشم؟
هرگز روزی را که برای اولین بار گفته النور روزولت را بیان کردم، فراموش نمی کنم. سپس آن را به شکلی دیگر مطرح کردم: هرگز کسی نمی تواند بدون رضایت خودمان ما را عصبانی کند.
یکی از حضار مخالفت کرد و گفت: تو خبر ندار یمن با چه جور آدم هائی کار می کنم. منظورت این است از دست کسی که سر من داد می کشد، عصبانی نشوم؟
احساساتت را مهار کن وگرنه دیگری این کار را برایت می کند ضرب المثلی چینی
در همان جلسه، خانمی چنین اظهار عقیده کرد: من با حرف النور روزولت موافقم، چون خودم این مرحله را گذرانده ام. من پرستار اتاق عمل هستم و با یک جراح متخصص اعصاب کار می کنم. او خشن ترین آدمی است که تا به حال دیده ام. پزشکی حاذق است، اما از لحاظ مردم داری صفر است. پارسال در یک عمل جراحی دستیارش بودم و او از من چاقوی جراحی خواست، یک ثانیه طول کشید تا چاقو را به دستش دادم. او جلوی تمام گروه به شدت مرا سرزنش کرد و جلوی دوستانم حسابی کنف شدم. به شدت احساس حقارت می کردم و اگر به دلیل کارم نبود، همان موقع سرم را زیر می انداختم و از اتاق عمل بیرون می رفتم.
آن روز وقتی به خانه برمی گشتم، در فکر حرف های او بودم. وقتی به خانه رسیدم، در اوج خشم به تهیه شام پرداختم. محکم در یخچال را به هم می کوبیدم و با غیظ سبزی ها را خرد می کردم. سر میز شام به شوهرم گفتم که چه اتفاقی افتاده است. بازگو کردن آن واقعه بر آتش خشمم دامن زد و فریادکنان گفتم: این دکتر خیلی خیلی عصبانی ام می کند.
شوهرم که سابقه ذهنی داشت، به آرامی پرسید: ساعت چند است؟ به او نگاهی کردم. منظورش را نمی فهمیدم. جواب دادم: ساعت هفت است پرسید: چه ساعتی اتفاق افتاد؟ گفتم: نه صبح امروز.
هنوز هم مات و مبهوت بودم. تا اینکه شوهرم خردمندانه اشاره کرد: واقعاً این دکتر است که تو را عصبانی کرده؟
از سر میز بلند شدم، از اتاق بیرون رفتم و نشستم و در این باره فکر کردم و متوجه شدم این دکتر نبود که مرا عصبانی کرده بود، او حتی آنجا نبود. من بودم که حتی در ذهنم او را سوار اتومبیل خودم کرده بودم. من بودم که او را به خانه ام راه داده و سر میز شام جائی برایش در نظر گرفته بودم. من بودم که هنوز به ماجرائی که ده ساعت پیش رخ داده بود، شاخ و برگ می دادم.
همان شب تصمیم گرفتم هرگز نگذارم آن پزشک جراح، زندگی خصوصی ام را مسموم کند. از آن پس، همه چیز را همان جا در بیمارستان رها می کنم و اجازه نمی دهم او شب های مرا در خانه تباه کند.
عدم کنترل احساسات درست مانند هدایت کشتی بی سکان است که به محض اولین برخورد با تخته سنگ قطعه قطعه می شود. مهاتما گاندی
چه کسی را با خودت به خانه می آوری؟ برای چه کسی سر میز شام جا باز می کنی؟ رئیس منتقد که فقط به خطاهای تو توجه دارد و هیچ یک از کارهایت را تأیید نمی کند؟ همکاری که با رفتار ناخوشایندش حاضر به همکاری نیست؟ همسایه ای که بابت رشد درختان تو، در کنار دیوار خانه اش عصبانی است؟
سالی کمپتون گفته است: جنگیدن با دشمنی که در ذهن تو جای دارد، مشکل است.
با خودت عهد کن هرگز در مورد افراد سختگیر فکر نکنی و آنان را در ذهن نپرورانی. آنان این قدرت را دارند که آرامش ذهنی تو را بر هم بزنند. از حالا به بعد، به جای اینکه بر فردی تمرکز کنی که تو را ناراحت می کند، مسئولیت خلق و خوی خودت را به عهده بگیر.
چارلز داروین اظهار داشته است: متعالی ترین مرحله در آداب اخلاقی زمانی است که باید اختیار افکار خود را در دست داشته باشیم. چرا باید روی موقعیت هائی انگشت بگذاری در حالی که می توانی با تمرکز نکردن بر آن، جنبه های خوشایندتر زندگی را در نظر بیاوری؟
روانشناسان موعظه می کنند: به من بگو به چه توجه می کنی تا به تو بگویم چه آدمی هستی اگر ذهن و حواست را متوجه فردی نفرت انگیز کنی، خودت هم نفرت انگیز خواهی شد.
کسی که به خودش احترام می گذارد، از شر دیگران در امان است. او زره ای به تن دارد که هیچ کس نمی تواند به آن رسوخ کند. هنری لانگ فلو
زنی جوان می گفت: من هم برای کسی کار می کردم که شبیه همان پزشک جراح بود. وقتی دانشجو بودم، برای تابستان در یک کارخانه کار گرفته بودم. سرپرست قسمت ما هر کاری می کرد تا زندگی را به ما زهر کند. عمداً حرف های نیشدار می زد و اگر اعتراض می کردیم، حالتی معصومانه به خود می گرفت و می گفت: تحمل شوخی را هم نداری؟ یا می گفت: ای بابا، شوخی کردم.
هر جا می رفتم، دائم آن زن را در ذهنم با خودم می بردم. راجع به او با دوستانم، همکارانم و هر کسی که گوشی شنوا داشت حرف می زدم.
حتی در روزهائی که در مرخصی بودم، او با من بود، حتی آخر هفته، حالا متوجه می شوم او نبود که مرا بدبخت و درمانده کرده بود. من خودم این کار را با خودم می کردم که باعث می شد اطرافیانم را هم بدبخت کنم. مثل شخصیتی شده بودم که همیشه ابری از گرد و غبار من، نفرت و انزجار بود.
پدرم به من گفته بود باید متوجه باشم که اصلاً منطقی نیست در محیط کاری ام همه مرا دوست داشته باشند. او از من پرسید در مورد رفتار سرپرستم کاری کنم و من جواب دادم که بعدی است. چند تا از همکارانم در این مورد شکوائیه ای پر کرده بودند که نادیده گرفته شده بود، چون همه ما موقت بودیم. پدرم گفت دو راه بیشتر ندارم یا قد علم کنم و او را به مبارزه بطلبم یا خفه شوم و صدایم درنیاید. متوجه شده بودم که نمی توانم رفتار او را تغییر دهم و اتحادیه هم از او حمایت می کند چون کارمند ارشد بود و سابق کارش هم زیاد بود. دلم نمی خواست کارم را ول کنم چون برای شهریه ام به پول احتیاج داشتم. بنابراین تصمیم گرفتم خودم را عوض کنم.
هر وقت او دور و برم بود، یک سپر آرامش به دور خودم می کشیدم و دیگر مهم نبود چه می گوید و چه می کند. آزارهای او فقط به زره من می خورد و دیگر به من آسیب نمی رساند. این روش کمک کرد از تابستان بهره ببرم.
ِ● هدر دادن وقت در برابر لذت بردن از وقت
عاشق زندگی هستی؟ پس وقت خودت را هدر نده. صدقه سر زمان است که زندگی ساخته شده. بنجامین فرانکلین
یکی از شرکت کنندگان در همایش گفت که در این مورد چه اقدامی کرد. من و زنم عادت داشتیم هر شب اعصاب خرد شدن های سر کارمان را به خانه بیاوریم. اما همایش به من کمک کرد بفهمم ما از شب هایمان لذت نمی بریم چون صرفاً راجع به کارمان حرف می زنیم. سعی کردیم از گفته النور روزولت پند بگیری و خانه مان را به بهشت تبدیل کنیم.
حالا وقتی به خانه می رسیم، هر دو فقط یک ربع وقت داریم راجع به روزمان حرف بزنیم. فقط همین. هیچ حرف کینه توزانه و عنادی در مورد اینکه چه کسی چه کار کرد، جایز نیست. ما روزی دوازده ساعت در محل کار و مسیر رفت و آمد هستیم. این خودش کاری است. پس چرا دائم مشکلاتمان را زنده کنیم؟ خیلی چیزهای دیگر هست که می شود درباره اش حرف زد که خیلی هم جالب تر است. حالا هر دو چشم به راه هستیم که شب بشود.
بیشتر مردم همانقدر خوشحالند که می خواهند خوشحال باشند. آبراهام لینکلن
اگر بخواهیم گفته آبراهام لینکلن را به بیانی دیگر به کار ببریم، می توانیم بگوئیم: بیشتر مردم همانقدر ناراحت هستند که می خواهند ناراحت باشند.
من تا ابد سپاسگزار مربی تنیس خودم هستم که چشمان مرا به روی این فلسفه باز کرد. گروه ما بعد از شکستی مفتضحانه از تیم رقیب با مینی بوس به باشگاه برمی گشت. دوستانم در حال گفت وگو درباره تدابیر روانی تیم مقابل بودند.
تیم رقیب نهایت سعی خود را کرده بود تا به هر نحو روحیه ما را خراب کند و برنده شود.
ناگهان مربی ما به طرف یک استراحتگاه بین راه رفت و مینی بوس را نگه داشت و خیلی جدی به ما گفت پیاده شویم. خودش هم روی نیمکتی نشست و شروع به حرف زدن کرد.
خانم ها، من حرف ها شما را شنیدم. یعنی غرولندهای شما را شنیدم و دیگر حالم دارد به هم می خورد. از سرزنش دیگران دست بردارید. درست است که بازیکنان، غیرمنصفانه بازی می کردند اما خوب، زندگی این است دیگر. می توانی تمام روز آه و ناله کنی و احمق باشی، یا عقلت را به کار بیندازی و مثل قهرمان ها رفتار کنی. از حالا به بعد دلم می خواهد طوری رفتار کنید که به خودتان ببالید، حالا رقبا هر کاری هم که کرده باشند. هیچ کس نمی تواند روحیه شما را خراب کند، مگر خودتان اجازه دهید. صرفاً زمانی بازنده هستید که آنان موفق شوند شما را در حد خودشان تنزل دهند. حالا بهتر است سوار ماشین شوید و تنها چیزی که می خواهم بشنوم، این است که چطور در مسابقه بعدی برنده شوید.
روانشناس بی. اف. اسکینر می گوید: سؤال این است که آیا رویدادها و زورگویان اختیار ما را در دست دارند یا اختیار ما دست خودمان است؟
از دادن قدرت به رویدادها و زورگویان. نیروهائی که تو را ناراحت می کنند، دست بردار و وقتی زندگی بر وفق مرادت نیست، دیگران را نکوهش نکن.
داری فکر می کنی گفتنش آسان است. حق با توست. این مسئله همیشه یکی از چالش های بشر بوده و خواهد بود. به همین دلیل است که در مبحث بعدی به فلسفه های عده ای از متفکران برجسته اشاره می کنیم تا با قبول باورهای خردمندانه آنان و پرورش و توسعه ذهن خودت، بهتر بتوانی موقرانه بی عدالتی های زندگی را به جای اینکه تحت تأثیرشان قرار بگیری، مهار کنی.
نامزدت ناغافل تو را رها می کند. باورت نمی شود بعد از دو سال یک دفعه تو را ترک کرده باشد. حیرانی که چه شد و چرا زودتر صدای زنگ خطر را نشنیدی. برای فراموش کردن مسئله اوقاتی سخت داری و دیگر عزت نفسی برایت نمانده، چه می کنی؟
رازهایی برای مهار کردن احساسات
چگونه احساسات خود را مهار کنیم,چگونه احساسات خود را کنترل کنیم

همه ی پدر و مادر ها دوست دارند که کودکی باهوش داشته باشند ، به همین علت تمام تلاش خود را برای رسیدن به این هدف می کنند. گاهی کودک را به کلاس های مختلف می برند و گاهی نیز خودشان به او آموزش می دهند ، اما والدین باید بدانند که تنها این روش ها برای بالا بردن سطح هوشی کافی نیست.
اگر نوزاد خود را در موقعیت های محبت آمیز مملو از جلوه های زبانی قرار دهید، می توانید امکان ایجاد پیوندهای عصبی بیشتری را در مغز وی فراهم و امکان ایجاد شبکه را بین سلول های مغزی بیشتر کنید. در نتیجه مهارت های زبانی، استدلالی و برنامه ریزی کودک تقویت خواهد شد.
۱) پیش از تولد نوزاد، تندرستی جسمانی او را در نظر بگیرید.
به هنگام بارداری، سلامت خود را حفظ کنید و متوجه باشید که برخی داروها تأثیر مخربی بر مغز جنین در رحم دارد. بسیاری از کودکانی که مادرشان به هنگام بارداری داروی نادرست مصرف کرده است، دچار مشکلات یادگیری شدید می شوند و گاه به یکباره رفتارهای تهاجمی از خود نشان می دهند.
۲) مکالمات معنادار داشته باشید.
به سروصدای اولیه کودک با اشتیاق و با الفاظ بچگانه جواب دهید. قدری سیلاب ها را بکشید و با هیجان صحبت کنید، لحنی که در اصطلاح «زبان بچگانه» است. قسمت هایی در مغز که کلام را می فهمد و زبان تولید می کند، نیازمند دریافت محرک غنی است.
۳) به بازی هایی بپردازید که دست را به کار می گیرد.
نوزادان نسبت به یادگیری بازی های ساده، خوب واکنش نشان می دهند.
۴) مراقب کودک باشید.
وقتی کودک اشاره می کند، با نگاه مسیر را دنبال کنید و در مورد چیزها یا مسائل مورد علاقه حرف بزنید. این «توجه مشترک» به کودک می گوید که علایق و مشاهدات او برای شما اهمیت دارد.
۵) از همان اوایل، علاقه به کتاب را در او ایجاد کنید.
کتاب های دارای تصاویر رنگی و بزرگ را انتخاب کنید و پا به پای اشتیاق بچه مثلاً سروصدای حیوانات مزرعه را در آورید. لحن صدایتان را بالا و پایین کنید. بعضی بخش های داستان را ساده کنید یا در مورد آن توضیح دهید. کودک را تشویق کنید درباره کتاب ها صحبت کند. فراموش نکنید ایجاد مهارت دریافت زبانی (فهم گفتار) مهمتر از ایجاد توان و بیان زبانی (صحبت کردن) در کودکی است.
۶) از زمان تعویض پوشک، برای تقویت احساس عاطفی نوزاد استفاده کنید.
به آرامی شکم و موی سر او را نوازش کنید. مطالعات نشان می دهد مغز بچه هایی که به اندازه کافی نوازش نمی شوند، کوچکتر از حد عادی برای سن مربوط است. به علاوه به هنگام تعویض پوشک، فاصله بسیار خوبی با چشمان او دارید تا توجهش را به کلام خود جلب کنید.
۷) اسباب بازی هایی را انتخاب کنید که برای رشد او سودمند است.
این بازی ها باعث می شود تا کودک روحیه کاوش و تعامل را پیدا کند. بازی هایی مانند خانه سازی (مکعب هایی که روی هم سوار می شوند) روابط علت و معلولی و استدلال «اگر پس» را به کودک می آموزد. اگر کودک مکعب بزرگ را روی مکعب کوچک قرار دهد، مکعب بالایی می افتد. اگر با موفقیت مکعب کوچک را روی مکعب بزرگ قرار دهد، این اطلاعات را در مغز ذخیره می کند.
۸) وقتی کودک جیغ می زند، درست پاسخ دهید.
به کودک اطمینان دهید، او را بغل کنید و نوازش دهید تا در مغزش مدارهای مثبت شکل بگیرد که با عواطف مرتبط است. بغل کردن آرام و تماس صمیمانه روزانه با بچه، امنیت عاطفی را به مغز او می فرستد.
۹) با توجه و تمرکز، اعتماد ایجاد کنید.
کودکانی که از لحاظ عاطفی پیوند مطمئنی با والدین ایجاد کرده اند، می تواند نیروی بیشتری را صرف لذت های جستجو، یادگیری و اکتشاف کنند.
۱۰) از اشاره استفاده کنید.
این کار برای کاهش فشار روحی کودک و تقویت احساسات مطبوع و امنیت عاطفی لازم است. تحقیقات نشان می دهد بچه های زودرسی که روزانه سه بار ماساژ داده می شوند، می توانند زودتر از همتایان خود که ماساژ داده نمی شوند، از بیمارستان مرخص شوند.
۱۱) به هنگام تمیز و مرتب کردن اشیا، از کودک کمک بگیرید.
این کار برای تمرین دسته بندی خوب است. بچه یاد می گیرد مثلاً جانوران عروسکی شب ها در یک جا قرار داده می شوند و ماشین و دیگر اسباب بازی ها در جایی دیگر. بچه ها باید دسته بندی و مرتب سازی (گذاشتن اجسام به ترتیب مثلاً از کوچک به بزرگ) را در چارچوب پیشرفت شناختی در دوران پیش دبستانی بیاموزند.
۱۲) محیطی ایمن ایجاد کنید.
برای کودک خود که در سنین سینه خیز رفتن یا تاتی تاتی کردن است، محیط امنی فراهم کنید. یادگیری فضایی مهم است و بچه تدریجاً درباره چیزهایی مانند زیر، بالا، نزدیک، و دور می آموزد. او خواهد توانست در ذهن خود نقشه محیط پیرامون را ترسیم کند و رابطه راحتی با جهانی که در آن زندگی می کند، برقرار کند.
۱۳) سرود بخوانید.
حرکات بدن و بازی انگشت به کودک کمک می کند تا بچه اصوات را با حرکات کوچک و بزرگ جسمی ارتباط دهد. به علاوه سرود یادگیری ضرباهنگ(ریتم)، وزن و الگوهای زبانی را تقویت می کند.
۱۴) شتاب خود را با خلق و خوی بچه هماهنگ کنید.
برخی بچه ها به راحتی با موقعیت های ناآشنا سازگار می شوند، برخی جسور و خودانگیخته و برخی دیگر بسیار خجول هستند. اگر می کوشید میزان جرئت و راحتی بچه ها را افزایش دهید، با شتاب فکری وی همراه شوید. به کودکی که به شدت فعال است، کمک کنید از انرژی فوق العاده اش به خوبی استفاده کند و مهار حرکات آنی را فرا بگیرد. پذیرش شما باعث می شود از آرامش مورد نیاز جهت تجربه کردن و آزادانه آموختن برخوردار شود.
۱۵) از وقت غذا و استراحت استفاده مثبت کنید.
وقتی بچه غذا می خورد، اسامی غذاها را بلند بگویید. وقتی یاد گرفت خودش غذا بخورد، اظهار شادی کنید، هر چند که تلاش های اول او با ریخت و پاش همراه باشد. این کار باعث می شود تداعی معانی خوبی با زمان صرف غذا و خوردن پدید آید. دعوا و غـُر زدن در مورد غذا می تواند باعث شکل گیری الگوهای عاطفی منفی در مغز شود.
۱۶) در برابر کارهای بچه واکنش های آشکار نشان دهید.
اگر به روش مناسب، اطمینان بخش و قابل پیش بینی به رفتار کودک پاسخ دهید، مغز در حال رشد نوزاد می آموزد از اطراف معنا بیاموزد. منسجم باشید.
۱۷) از انضباط مثبت بهره بگیرید.
بدون ترساندن یا خجالت زده کردن بچه، پیامدهای مثبت ایجاد کنید. اگر از کودک شما کار ناشایسته ای سر زد، مثلاً بچه دیگری را زد، طوری در برابرش بایستید که چشمان شما در سطح چشمان وی باشد. با لحن ملایم و جدی، قانون لازم را تکرار کنید. قانون باید ساده و برای سن بچه قابل درک باشد. معقول نیست از کودک نوپا انتظار داشته باشیم به گلدان شیشه ای روی میز دست نزند.
۱۸) احساسات همدردی با دیگران را برای وی تقلید کنید.
وقتی کسی که غمگین یا ناراحت به نظر می رسد، احساسات، توجه نشان دادن، غمخواری و مهربانی را به کودک بیاموزید. هر قدر پیوندهای مغزی بیشتری برای پاسخ های همدردی و مؤدب بودن ایجاد کنید، این مدارهای مغزی بیشتر تثبیت می شود. این امر نه تنها به یادگیری شناختی و زبان، بلکه به افزایش مهارت های عاطفی مثبت کمک می کند.
۱۹) امکان بازی با برخی اجسام را با نظارت خود فراهم کنید.
چیزهایی از قبیل آب، شن و حتی خاک و گل از این دست است. این کار بچه را با خصوصیات فیزیکی و خواص ترکیبات، مایعات و جامدات آشنا می کند. به هنگام حمام، “مغز” اطلاعات مربوط به آب، صابون لغزنده و پرز حوله جذب را می کند. تجارب حسی مبنای یادگیری مغز است.
۲۰) به کودک ابراز علاقه و شادی کنید.
بگذارید اشاره ها، چشمان درخشان، توجه شما به فعالیت های کودک، نوازش های نرم و لبخند، طبیعت دوست داشتنی او را تقویت کند.
روش هایی برای بالابردن توانایی ذهن کودک
بالا بردن بهره هوشی کودک,بالا بردن توانایی ذهنی کودک,راه های افزایش قدرت تفکر کودک,بالا بردن بازده ذهنی کودکان