
همیشه همه ی منظور افراد از طریق رفتار های کلامی به فرد رسانده نمی شود. بسیاری از اوقات می توان با در نظر گرفتن حرکات فرد ، به نکات زیادی در باره وی دست یافت. بسیاری از روانشناسان از این روش برای درمان بیماران خود استفاده می کنند.
کارل راجرز، روان شناس معروف، گفته است که: «وظیفه روان درمانی تماماً عبارت است از پرداختن به ناکامی در ارتباطات …. ارتباطات واقعی هنگامی رخ می دهد که گفته ها را بشنویم ودرک کنیم، به ایده ها و نگرش ها از نقطه نظر طرف مقابل نگاه کنیم، احساس او را درک کنیم و به چهارچوب ذهنی او در رابطه با چیزی که از آن صحبت می کند دست یابیم.»
داشتن مهارت در برقراری ارتباط، هم در زندگی شخصی و هم در زندگی کاری و حرفه ای به انسان کمک می کند. هر چند مهارت در برقراری ارتباط شفاهی و کتبی هم حائز اهمیت است امّا روان شناسان اجتماعی بر این باورند که رفتارهای غیرشفاهی، درصد بزرگی از ارتباطات بین فردی روزانه ما را تشکیل می دهند. چگونه می توان مهارت های برقراری ارتباطات غیرشفاهی را بهبود بخشید؟
۱) به علائم غیرشفاهی توجه کنید
انسان ها می توانند به شیوه های گوناگونی به برقراری ارتباط و تبادل اطلاعات بپردازند. بنابراین به چیزهایی مانند تلاقی نگاه ها، حرکات سر و دست هنگام صحبت کردن، حرکات بدن و لحن صدا توجه کنید. تمام این علامت ها قادرند اطلاعات مهمی را که در قالب کلمات ادا نشده اند منتقل سازند. با توجه دقیق تر به رفتارهای غیرشفاهی سایر مردم، توانایی خود شما در برقراری ارتباط غیرشفاهی نیز افزایش و بهبود خواهد یافت.
۲) به رفتارهای ناسازگار توجه کنید
اگر حرف های آدم ها با رفتارهای غیرشفاهی آن ها همخوانی نداشت، شما باید حواستان را جمع کنید. برای نمونه، کسی ممکن است به شما بگوید که خوشحال است، در حالی که اخم کرده و به زمین خیره شده است. پژوهش ها نشان داده اند که هنگامی که کلمات با علائم غیرشفاهی همخوانی ندارند، معمولاً مردم آنچه گفته شده است را نشنیده گرفته و در عوض به علائم غیرشفاهی مثل حالت ها و هیجان ها توجه می کنند.
۳) به هنگام حرف زدن، بر روی لحن صدایتان تمرکز کنید
لحن و آهنگ صدا، ارزش اطلاعاتی خاصی دارد و به راحتی می تواند احساساتی از قبیل اشتیاق، بی علاقگی یا خشم را منتقل سازد. توجه کنید که چگونه لحن صدای شما بر واکنش دیگران نسبت به شما تأثیر می گذارد و سعی کنید با استفاده از لحن صدا بر ایده ها و مطالبی که می خواهید منتقل کنید تاکید نمائید. برای مثال، اگر می خواهید علاقه زیادتان به یک چیز را نشان دهید، اشتیاقتان را با به کارگیری یک لحن مهیج و پرشور بیان کنید.
۴) از تلاقی نگاه ها استفاده کنید
هنگامی که افراد به چشمان طرف مقابلشان نگاه نمی کنند، این طور به نظر می رسد که دارند از زیر بار چیزی شانه خالی می کنند یا سعی دارند چیزی را پنهان نگاه دارند. از سوی دیگر، تلاقی زیاد نگاه ها هم می تواند ستیزه جویانه، تحریک کننده یا تهدید آمیز جلوه کند. هر چند تلاقی نگاه ها بخش مهمی از ارتباطات است امّا به یاد داشتن این نکته نیز اهمیت دارد که یک تلاقی نگاه خوب به معنی خیره شدن ثابت به چشمان طرف مقابل نیست. برخی متخصصان ارتباطات انسانی توصیه می کنند که بین هر دو تلاقی نگاه، چهار تا پنج ثانیه فاصله بیاندازید.
۵) در مورد علائم غیرشفاهی سوال بپرسید
اگر از علائم غیرشفاهی طرف مقابل گیج شده اید از سوال پرسیدن واهمه نداشته باشید. یک ایده مناسب این است که تفسیر خود از آنچه گفته شده است را بازگو کنید و بپرسید که منظور او را درست متوجه شده اید یا نه. مثلاً در قالب جمله ای مانند «پس منظور شما این است که …»
۶) از علائم برای اثر بخش تر و با معنی تر کردن ارتباطات استفاده کنید
به یاد داشته باشید که ارتباطات شفاهی و غیرشفاهی، دست در دست هم برای رساندن یک پیام فعالیت می کنند. شما می توانید ارتباطات کلامی خود را با به کارگیری حرکات سرو دست که مؤید گفته های شما باشند بهبود ببخشید. این کار خصوصاً به هنگام سخنرانی یا ارائه مطلب در حضور تعداد زیادی از حضّار مفید است.
۷) همه علامت ها را با هم در نظر بگیرید
یک علامت منفرد می تواند معانی مختلفی داشته باشد و یا شاید کاملاً بی معنی باشد. کلید درک دقیق رفتار غیرشفاهی، در نظر گرفتن همه علائم با هم است. اگر شما تنها بر روی یک علامت دست بگذارید و تأکید کنید ممکن است به نتیجه گیری نادقیق و اشتباهی درباره آنچه طرف مقابل سعی دارد منتقل کند برسید.
۸) زمینه و بافت صحبت را در نظر بگیرید
هنگامی که با دیگران ارتباط برقرار می کنید همواره موقعیت و زمینه ای که در آن، ارتباط شکل گرفته است را در نظر بگیرید. برخی موقعیت ها نیازمند رفتارهای رسمی تری هستند که در شرایط دیگر ممکن است کاملاً به گونه متفاوتی تعبیر و تفسیر گردند. توجه کنید که رفتارهای غیرشفاهی برای موقعیتی که در آن قرار دارید مناسبند یا نه. اگر می خواهید ارتباطات غیرشفاهی خود را بهبود بخشید، توجه داشته باشید که علائم شما باید با موقعیتی که در آن قرار دارید همخوانی داشته باشند.
۹) آگاه باشید که علائم ممکن است بد فهمیده شوند
برای بعضی ها، محکم دست دادن نشانه شخصیت قوی و شل دست دادن نشانه کمبود تحمّل و شکیبائی است. این مثال نکته مهمی را درباره تحمل بدفهمی علائم غیرشفاهی نشان می دهد. مثلاً شل دست دادن ممکن است کاملاً به دلیل دیگری نظیر التهاب مفاصل باشد. همواره به یاد داشته باشید تمام رفتارهای یک فرد را با هم در نظر بگیرید.
۱۰) تمرین، تمرین، تمرین
بعضی افراد به نظر می رسد که راه و رسم استفاده مؤثر از ارتباطات غیرشفاهی و تفسیر صحیح علامت های دیگران را به طور ذاتی بلدند. این افراد کسانی هستند که معمولاً گفته می شود توانایی «خواندن فکر مردم» را دارا می باشند. شما نیز می توانید با بذل توجه کافی به رفتارهای غیرشفاهی و تمرین گونه های مختلف ارتباطات غیرشفاهی با دیگران، به این مهارت دست یابید. از طریق توجه کردن به رفتارهای غیرشفاهی و تمرین مهارت های خود، شما می توانید توانائی های ارتباطی خود را به نحو چشمگیری بهبود ببخشید.
نکاتی جالب در مورد رفتار های غیر شفاهی
رفتار غیر شفاهی,انواع رفتار های غیر کلامی,راه هایی برای شناخت شخصیت افراد,انواع رفتارهای غیر کلامی

گاستریت شامل تورم یا التهاب معده است. . گاستریت ممکن است بدون درد باشد و یا باعث درد معده مداوم باشد. در برخی موارد، ورم مزمن معده با زخم همراه است و ممکن است خطر ابتلا به سرطان معده را افزایش می دهد. در بسیاری از افراد، به سرعت با درمان بهتر میشود
گاستریت یا ورم معده به حالتی گفته میشود که در آن معده دچار التهاب یا عفونت خفیف در لایه مخاطی میشود و معمولا به دو حالت، ورم معده حاد و مزمن بروز میکند. گاهی اوقات ممکن است ورم معده در صورت طولانی شدن، منجر به زخم معده شود.
چه عواملی باعث بروز گاستریت میشوند؟
کشیدن سیگار، پرخوری به ویژه مصرف مواد غذایی که راحت هضم نمیشوند، ترشح بیش از اندازه اسید معده، ابتلا به عفونتهای باکتریایی یا ویروسی (این نوع ورم معده ممکن است مسری باشد)، مصرف زیاد کافئین و مصرف برخی از داروها مانند آسپیرین و داروهای ضدالتهابی غیراستروییدی، استرس، رژیم غذایی نامناسب، ابتلا به برخی از بیماریها که باعث کاهش مقاومت بدن میشوند، خستگی یا کار زیاد و در نهایت وجود باکتری هلیکوباکتر پیلوری در معده، همگی میتوانند از عوامل بروز بیماری گاستریت باشند.
همچنین گاهی اوقات گاستریت پس از انجام یک عمل جراحی مهم یا یک آسیب روحی، سوختگی یا ابتلا به عفونتهای شدید بروز میکند. برخی از بیماریهای خاص نیز مانند کمخونی شدید، اختلالات دستگاه ایمنی بدن موجب ابتلا به گاستریت میشود. لازم به ذکر است که گاهی مصرف برخی از مواد تحریک کننده معده مانند ادویه یا غذاهای آلرژیزا نیز میتواند این مشکل را تشدید کنند.
علائم بیماری گاستریت کدامند؟
شایعترین علائم این بیماری دلدرد و دلپیچه، سیاه شدن مدفوع در اثر خونریزی گوارشی، احساس سوزش در بالای شکم و گاهی استفراغ، بیاشتهایی، تب، ضعف، ورم شکم، درد تند و مبهم و یا آزاردهنده در قفسهسینه، احساس اسید معده در دهان و ندرتا اسهال است. گاستریت همچنین با آروغ یا نفخ همراه است.
علاوه بر این در گاستریت حاد علائمی چون کوفتگی، احساس پر بودن معده، سردرد، سرگیجه، تشنگی شدید، تنفس تند، کشیدگی شکم، حساس و سفت شدن شکم مشاهده میشود.
در گاستریت مزمن ممکن است اختلال در حرکت معده و بروز علائمی چون علائم زخم معده بروز کند.
چگونه میتوان از ابتلا به گاستریت پیشگیری کرد؟
اگرچه شما همیشه نمیتوانید مانع از بروز عفونت ناشی از باکتری هلیکوباکترپیلوری شوید، اما توصیههای زیر برای کاهش خطر ابتلا به گاستریت مفید هستند.
* یکی از راههای مهم پیشگیری از بروز این بیماری رعایت حد اعتدال در خوردن و آشامیدن است. با دقت غذا بخورید. اگر اغلب اوقات هضم غذا برای شما دشوارست، تعداد وعدههای غذایی را اضافه کرده و از حجم غذا در هر وعده بکاهید. از مصرف مواد غذایی که معده شما را تحریک میکنند مانند غذاهای ادویهدار، مواد خوراکی اسیدی، غذاهای سرخکرده و یا چرب پرهیز کنید.
همچنین به خاطر داشته باشید، نباید وعدههای غذایی را حذف کنید و باید برای هر روز برنامه غذایی منظمی را دنبال کنید.
* از مصرف نوشیدنیهای الکلی بپرهیزید، چراکه الکل باعث تحریک پذیری و ساییده شدن لایه مخاطی معده شده و در نهایت منجر به التهاب و خونریزی معده میشود.
* سیگار نکشید. کشیدن سیگار در لایه محافظ معده اختلال ایجاد کرده و معده را مستعد ابتلا به گاستریت و همچنین زخم معده میکند. سیگار در عین حال اسید معده را افزایش میدهد، بهبود معده را به تاخیر میاندازد و یکی از عوامل مهم خطرزا در ابتلا به سرطان معده است.
* حتی المقدور از مصرف داروهایی که معده شما را ناراحت میکنند، خودداری کنید. نوع داروی مسکنی که استفاده میکنید تغییر دهید. اگر برایتان مقدور است از داروهایی چون آسپیرین و ایبوپروفن استفاده نکنید. این قبیل داروها میتوانند منجر به التهاب معده شده و تحریکات معده را تشدید کنند. در عوض میتوانید از مسکنهای حاوی استامینوفن مصرف کنید.
در مورد مصرف داروی مناسب همچنین میتوانید با پزشک مشورت کنید تا بهترین راه حل را در اختیار شما قرار دهد.
راه تشخیص گاستریت چیست؟
تشخیص این بیماری با استفاده از روش آندوسکوپی و دیدن درون معده انجام میگیرد. در این روش یک لوله انعطاف پذیر از مری به داخل معده هدایت میشود. به هنگام آندوسکوپی امکان دارد تکه کوچکی از بافت مخاط معده برداشته شود و برای بررسی به آزمایشگاه فرستاده شود. هدف از این روش، رفع علائم و حذف دارو یا مادهای است که باعث ناراحتی معده میشود.
راههای درمان بیماری گاستریت کدامند؟
درمان گاستریت بستگی به عامل خاص بروز آن دارد و ممکن است شامل تغییر در نحوه زندگی، مصرف دارو و یا در موارد بسیار نادر، انجام جراحی برای درمان بیماری و یا حالت خاصی که منجر به ورم معده شده است، باشد.
در صورت بروز خونریزی زیاد ممکن است نیاز به بستری کردن وجود داشته باشد. برای ناراحتی و درد خفیف میتوان از داروهای خنثی کننده اسید معده یا استامینوفن استفاده کرد، اما از آسپیرین استفاده نکنید. امکان دارد سایر داروها مثل داروهای بهبود دهنده زخم نیز تجویز شوند.
در روز اول حمله ورم معده، غذاهای جامد نخورید. فقط مایعات و ترجیحا شیر یا آب بنوشید. تدریجا رژیم غذایی عادی خود را از سر بگیرید، اما از غذاهای داغ و پر ادویه، الکل، قهوه و غذاهای اسیدی پرهیز کنید تا زمانی که علائم کاملا برطرف شوند.
در پایان به خاطر داشته باشید که مشکلات گوارشی از بهم خوردگی ساده معده گرفته تا سرطان معده میتوانند به دلایل بسیاری، از جمله شکل زندگی که ما انتخاب میکنیم و برایمان قابل کنترل است، بروز کنند. در مجموع باید دستگاه گوارش را سالم نگه داشت که در این زمینه میتوان از توصیههای پزشکان کمک گرفت.
مهمترین توصیههایی که میتوانند شما را در این زمینه یاری دهند، داشتن عادات تغذیهای مناسب، حفظ وزن در حد سالم و طبیعی، ورزش کردن به اندازه کافی و کنترل استرس و فشارهای روانی است.
دانسته هایی از بیماری گاستریت
چه عواملی باعث بروز گاستریت میشوند؟,علائم بیماری گاستریت کدامند؟,راه تشخیص گاستریت چیست؟

در مطالب قبل در رابطه با موسیقی و تاثیرات آن بر روی انسان و همچنین استفاده از موسیقی در پزشکی صحبت کردیم. در این مطلب قصد داریم برای شما به طور کامل موسیقی درمانی و جایگاه آن در پزشکی و همچنین موارد استفاده از آن را شرح دهیم.
اصوات موسیقی به علت برخورداری از بار هیجانی و عاطفی تاثیرات عمیقی بر روحیات شخصیت و پرورش عواطف انسانی می گذارند و در تعدادی از شاخه های طب جایگزین مانند طب سوزنی هومئوپاتی و آیورودا نقش عمده ای در درمان دارند.امروزه به علت نگرش علمی و روش مند به موسیقی در درمان امراض موسیقی درمانی به عنوان رشته ای مستقل مورد توجه قرار گرفته و در حکم روشی مکمل برای درمانهای رایج پزشکی تعریف شده است که منظور از آن استفاده تجویز شده از تحریکات موسیقایی یا فعالیتهای آن برای کاهش ناتوانی و بیماری و تغییر حالات ناسازگار از طریق توانبخشی توقف و درمان علائم بیماری است که زیر نظر پرسنل آموزش دیده صورت می گیرد. در این رشته موسیقی به عنوان ابزار و موسیقی درمان گر به عنوان فرد متخصص در برخی از بیماری ها شرایطی را (با توجه به شدت آن بیماری) ایجاد می کنند که می تواند بیمار را در یک روند مثبت صعودی درجهت کاهش استرس ها و ارتقا سلامت قرار دهد و این شرایط ممکن است متناسب با جنس و سن بیمار و شدت بیماری در امراض مختلف متفاوت باشد.در مورد کارکرد موسیقی در پزشکی پژوهش های گوناگون و معتبری صورت گرفته است که تعدادی از آن ها بر روی علائمی چون ضربان قلب، فشارخون، دردهای گوناگون، تنفس، واکنش های پوستی، هورمونهای آدرنالین، پرولاکتین، کورتیزول، امواج مغزی، کتکولامین ها، استروئیدها، الکترومیوگراف، عوارض جانبی داروها، مدت استفاده از داروها و مدت بستری بودن و بسیاری موارد دیگر متمرکز بوده است.
به طور کلی اهداف درمانی این پژوهش های موسیقایی را می توان در هشت محور عمده خلاصه کرد :
۱. پیشگیری، آموزش و یادگیری
۲. کاهش دردهای گوناگون پزشکی و دندان پزشکی
۳. کاهش تنش ها و نگرانی های ناشی از جراحی آسیبها و بیماریها
۴. توان بخشی بعد از جراحی آسیب ها و تصادفات
۵. کاهش خستگی حاصل از تنوس های عضلانی (گرفتگی های عضلانی ) و کارکرد ماهیچه
۶. کاهش عوارض جانبی دارو ها
۷. کاهش مدت استفاده از دارو ها
۸. کاهش طول مدت درمان و بستری بودن
علاوه بر تاثیرات درمانی یادشده موسیقی می تواند برای ارتقا برخی از فاکتورهای رفتاری در افراد سالم موثر واقع شود.مثلاٌ در صنعت از دوش موسیقی برای افزایش بازده تولید و آرامش روانی کارکنان استفاده می شود. تاثیرات انواع موسیقی بر فرایندهای حافظه یادگیری، دقت، ادراکات حسی، سیستم عصاب حرکتی و نمونه هایی از این مقوله اند. پژوهش های انجام شده درباره حس آمیزی رابطه متقابل تاثیرات روانی برخی از نت ها و گامهای موسیقی را با رنگهای مختلف آشکار می سازد. مثلاٌ روان پزشکان رنگ قرمز را به گام دوماژور و رنگ سبز مایل به آبی را به گام لاماژور نسبت داده اند.
موسیقی در زمینه شناخت و کمک به رفع مشکلات رفتاری نیز کاربرد فراوانی دارد و این تغییرات رفتاری خاصه در سنین رشد و کودکی حائز اهمیت است. علت این تاثیر گذاری این است که هنر به طور کلی و در این جا موسیقی با توجه به بار عاطفی آن به عنوان نوعی وسیله تخلیه روانی به کار برده می شود و کودکانی که دچار تنش و فشار روانی هستند با برون فکنی فشارها و هیجانات از طریق موسیقی، به حد مطلوب هیجان و آرامش دست می یابند. به استثنای مواردی که مشکل کودک ریشه جسمی یا ارگانیک (اندامی) دارد تاثیر موسیقی در رفتار کودک در مقایسه با سایر شیوه های دیگر از جمله دارو درمانی موفق تر بوده و بیش از هر روش دیگری در تعدیل رفتارهای کودک موثر است اگر چه در مورد نقصهای ارگانیک نیز نقش موسیقی را نباید از نظر دور داشت.مهم ترین ویژگی ازتباطی موسیقی جنبه غیر کلامی آن است که می تواند در درمان اهمیت اساسی داشته باشد. موسیقی واسطه با ارزشی برای ایجاد ارتباط مجدد با واقعیت در مورد افرادی است که از واقعیت و اجتماع بریده اند(بیماران اسکیزوفرنی). موسیقی، نوعی محرک احساسی قوی و تجربه ای چند حسی است : تحریک شنوایی از طریق اصواتی که شنیده می شوند تحریک لمسی از طریق ارتعاشاتی که قابل احساس هستند و نیز تحریک بینایی توسط اجرای زنده آن. مثلاٌ کسب موفقیت در فعالیتهای موسیقایی می تواند احساس ارزش فردی را تقویت کند. به علاوه موسیقی به عنوان انتقال دهنده اطلاعات انتقال دهنده تقویت کننده ها و زمینه ای برای یادگیری و انعکاس مهارتها نیز می تواند مورد استفاده قرار گیرد.
مهارت های لازم
بررسی علمی هر پدیده در جهان منوط به شناخت اجزا عناصر تشکیل دهنده و نسبتهای لازم و متعادل در میان آنها و نیز بررسی طرز قرار گرفتن هر یک از اجزا و نسبت روابط و وظایف آنها با یکدیگر است . در مبحث موسیقی درمانی که دو جنبه موسیقایی و پزشکی درآن مطرح است داشتن اطلاعاتی جامع برای درک و دریافت موسیقی روان شناسی موسیقی، تئوری موسیقی، تاریخ موسیقی و همچنین شناخت دقیق جوانب مختلف جسمی و روانی انسان از دیدگاه علوم فیزیولوژی (کارکرد صحیح اجزای بدن) و پاتولوژی (آسیب شناسی) برای «موسیقی درمانگر » الزامی است. علاقه و اشتیاق یه کار و پذیرش مسئولیت حرفه ای از تعهد نسبت به این رشته احرتام ره حقوق درمان جویان و داشتن روحیه تحقیق از ویژگی های مهم یک «موسیقی درمانگر» است. بنابراین او باید مهارت های تکنیکی و تفسیری پیشرفته را حد افل در یک وسیله اجرای موسیقی بداند و در توسعه و گسترش روابط بین افراد از طریق فعالیتهای موسیقایی مهارت کامل داشته باشد. از طرفی چون ریشه و پایه تمام بحثهای روان شناسی به نوعی به مغز و اعصاب مربوط می شود و با توجه به این که فرایند درک موسیقی در مغز انسان صورت می گیرد ضرورت بحث عصب شناختی پیرامون موسیقی آشکارتر می شود . موسیقی می تواند از طریق ایجاد تحریکاتی در قسمتهای مختلف سیستم عصبی به طور وسیعی بر بسیاری از اعضا و اندام های انسان از نظر ادراکات حسی و کارکردهای عملی موثر واقع شود و باعث پویش جسم و روان انسان در حالت سلامتی و بیماری گردد.
تکنیک ها و روشهای موسیقی درمانی
شنیدن موسیقی به طور غیر فعال / در این روش بیش تر بیماران موسیقی دلخواه و انتخابی خود را می شنوند و در مواردی می توانند از هدفون استفاده کنند و اجازه دارند صدای ضبط را کنترل و نوار را دستکاری کنند. کاهش درد اضطراب و استرس ناشی از بیماری و استفاده کمتر از داروهای بی حسی و یا کاهش عواض جانبی داروها و در نهایت کوتاه کردن مدت استفاده از دارو و بستری شدن از هدفهای عمده درمانی در این روش است. انتخاب موسیقی مورد علاقه بیمار بر اساس تجربیات، روحیات، منش و خلق و خوی وی معمولاٌ با برانگیخته شدن خاطراتی همراه خواهد بود که قبلاٌ تجربه شده و تهییج این خاطرات خود موجب تحریکاتی هیجانی در سطح سیستمهای خود آگاه و ناخود آگاه عصبی و مغزی می شود و پی آمدهای مختلفی را بر جای خواهد گذاشت که باید توسط متخصص این رشته یعنی «موسیقی درمانگر» تا رسیدن به هدف نهایی پیگیری و کنترل شود و تداوم داشته باشد.
۲. همکاری فعال در فعالیتهای موسیقایی :
در این روش بیماران برای هماهنگی های عضلانی و تنفسی به انجام تمرینات مناسب ریتمیک می پردازند و از موسیقی برای حرکات بدنی، خواندن و نواختن استفاده می کنند. مثلاٌ سازهای بادی برای افزایش گنجایش ششها مورد استفاده قرار می گیرند. در این روش از ریتم و سبک موسیقی مناسب با نیازهای بیماران استفاده می شود. به عنوان مثال موسیقی محرک مانند دیسکو برای حرکات قوی و موسیقی آرام مانند والس برای انجام حرکات روان و سیال به کار می روند و در موارد دیگر به تمرین تمرکز بر روی عناصر و اجزای موسیقی از طریق شنیدن توصیه شده است. هدفهای عمده درمانی که از این روش حاصل شده عبارتند از : کاهش درد همراه با حرکات ریتمیک، افزایش توانایی های حرکتی، افزایش قدرت و مدت حرکت در نارسایی های عضلانی، افزایش گنجایش تنفسی و نمونه های متعدد دیگر
۳. موسیقی و مشاوره :
در این روش از موسیقی برای بحث و گفت و گو و یاد آوری خاطرات بیماران به منظور افزایش مکالمه مثبت و ارتباط نزدیک با یکدیگر استفاده شده است. ترغیب بیشتر بیماران به شروع گفت و گو و بحثهای موسیقایی و سخن گفتن پیرامون هر چیزی جز بیماری بر تحمل و سازگاری بیماران با شرایط بیمارستانی می افزاید. هدف عمده این روش کاهش استرسها، نگرانی ها، ترسهای ناشی از بیماری و جراحی و افزایش ارتباطات بین فردی و ایجاد آرامش و امیدواری در بیماران است.
۴. موسیقی و رشد :
در این روش عمدتاٌ از موسیقی به عنوان محرکی تقویت کننده استفاده می شود و با آن افراد مختلف مخصوصاٌ کودکان را به انجام تمرینات موزیکال ترغیب می کنند که تقویت رفتارهای خاص خودیاری و یادگیری می انجامد. هدف عمده این روش افزایش یادگیری و توان بخشی بیماران و جلوگیری از واپس روهای رشدی است.
۵. موسیقی و محرک :
در این روش موسیقی برای تقویت حواس بینایی، لامسه و شنوایی به کار می رود و غالباٌ با فعالیتهای خوشایندی همراه می شود و تحریکهای شنوایی و لامسه را فراهم می کند. در مواردی نیز در این روش از نمایش برای هدایت تصویر و تخیل بیماران استفاده شده است. این روش ضمن داشتن کارایی در درمان بیمارانی که دچار نقیصه های حسی و حرکتی هستند تاثیر بارزی در کاهش افسردگی و اضطراب معلولین دارد.
۶. موسیقی و بازخورد زیستی :
در این روش از موسیقی برای تقویت پاسخهای فیزیولوژیک استفاده می کنند و موسیقی را بازخوردهای زیستی بیماران همراه می نمایند و پاسخهای مطلوب را در آنان افزایش می دهند و به این ترتیب از ناراحتی های فیزیولوژیک می کاهند. برای مثال موسیقی را همراه با تنفس ریتمیک عمیق و یا حرکات سیبک سازه در کاهش فشار خون، تنش های عضلانی، تشنجهای صرعی و دردهای میگرنی به کار گرفته اند.
۷. موسیقی و فعالیتهای گروهی :
در این روش بیماران در فعالیتهای گروهی موسیقایی مانند شنیدن، خواندن و نواختن شرکت می کنند و ارتباط مثبت بین افراد و احساس بهبودی افزایش می یابد و متقابلاٌ احساس ناشی از دیدها و بیماری های مانند افسردگی و اضطراب کاهش پیدا می کند. شرکت در کنسرتهای موسیقی درخواست آهنگاهای مورد علاقه اجرای موسیقی فی البداهه به طور گروهی و همچنین بحث های گروهی درباره موسیقی و تاثیر مثبت این فعالیتها از جمله مواردی است که گزارش شده است .
جایگاه موسیقی درمانی در پزشکی
موسیقی درمانی چیست,همه چیز در مورد موسیقی درمانی,درمان بیماری ها با موسیقی درمانی,چگونه با موسیقی درمانی بیماری ها را از بین ببریم

خواب پدیده ای است که مدت زمان زیادی ذهن پژوهشگران را به خود مشغول کرده است. امروزه اطلاعات زیادی از این پدیده در اختیار بشر قرار دارد که می توانند تا حدود زیادی خواب و عوامل اثر گذار بر روی خواب را تشخیص دهند، با ما همراه باشید.
رویایی که ما در خواب می بینیم، ترکیبی از حواس مختلف مثل حس شنوایی، بینایی و احساسات است. گاهی اتفاق می افتد که ما موفق به حل یک مسئله در خواب می شویم. هنوز بسیاری از متخصصان بر این باورند رویایی که در خواب می بینیم، بعید است که هدف مشخصی داشته باشد و هنوز این مسئله که رویاها، انگیزه های ناگهانی و تصادفی مغز هستند یا ارتباط مستقیمی با اتفاقاتی که در طول روز برای انسان پیش می آید، دارند، روشن نشده است. شما چه فکر می کنید؟ آیا تعبیر خواب هایمان باید برایمان اهمیت داشته باشد یا اینکه باید از آنها بی تفاوت بگذریم؟ به هر حال اکثر مردم علاقه مند هستند بدانند خوابشان چه تعبیری دارد.
قرن هاست که بشر به دنبال این است که رویا چیست و این مشاهدات شبانه علتش چیست؟ تمدن قدیم به واقعی بودن دنیای رویا اعتقاد داشت، ولی علتش را نمی دانست. از دوران قدیم تا به امروز نظریه های گوناگونی پیرامون پدیده خواب و رویا ارائه شده است که البته همگی آنها در دو مقوله کلی مورد بحث قرار می گیرند:
۱ رویا پدیده ای است برپایه تحریک فیزیولوژیک ۲ رویا و ارتباط مستقیم با روانشناسی
اگر به خواب از دید فیزیولوژیک نگاه کنیم، دلیلش می تواند اتفاقات و تحریکات عصبی مختلفی باشد که در دستگاه عصبی و مغز رخ می دهد و اگر از دید روانشناسی بنگریم، به این مسئله می رسیم که رویا ارتباط مستقیمی با اتفاقاتی دارد که در طول زندگی روزمره برای هر فرد پیش می آید و معمولا چیزهایی که بیشتر به آنها توجه می کند و فکرش را بیشتر مشغول خود می سازد. در حاشیه این تئوری برخی بر این باورند که رویا نوعی پیشگویی است و همچنین عده ای از دانشمندان که البته شامل اکثریت می شود، معتقدند دیدن خواب شبانه، هم دلیل فیزیولوژیک و هم روانشناسی دارد که تا حدودی به اثبات هم رسیده است.
از زمانی که انسان به خواب می رود یعنی دقیقا لحظه ای که هوشیاری از بین می رود، بدن و در راس آن مغز چند مرحله را طی می کند. مرحله اول زمانی است که خواب بسیار سبک است و با کوچکترین تحریکی در اطراف بیدار می شویم. این مرحله از خواب حدود ۵ ۴ درصد کل زمان خواب را شامل می شود. مرحله بعدی، خوابمان کمی سنگین می شود، ولی خیلی عمیق نیست. این بخش در حدود ۵۵ ۴۵ درصد خواب را دربر می گیرد. در مرحله سوم، خواب عمیق می شود، نوعی از امواج مغزی موسوم به امواج دلتا در این مرحله از خواب از مغز ساطع می شود. در مرحله بعدی که ۱۵ ۱۲ درصد کل خواب است، خواب بسیار عمیق می شود و دقیقا زمانی است که فرد در اوج خواب بسر می برد. در این مرحله فعالیت عضلات کمی کاهش پیدا می کند. امواج دلتا همچنان منتشر می شود و تنفس ریتم و آهنگ منظمی پیدا می کند و اما مرحله پنجم یا همان مرحله REM (Rapid eye movement). این مرحله شاید یک مرحله خارج از زندگی عادی هر کسی باشد، چون شرایطی خاص به وجود می آید. در این موقع که پس از حدود ۹۰ دقیقه بعد از به خواب رفتن وارد آن می شویم، تنفس سریع تر و دم زدن ها کم عمق می شوند، فشار خون بالا می رود و امواج آلفا در مغز تولید می شود. عضلات شل می شوند و تقریبا هیچ حرکتی نمی کنند. این مرحله ۲۵ ۲۰ درصد خواب را تشکیل می دهد و در این شرایط است که ما خواب می بینیم.
REM در سال ۱۹۵۳ توسط دو محقق به نام های یوگن آسترینسکی، فارغ التحصیل رشته فیزیولوژی و دکتر ناتانائیل کلیت من که او هم استاد فیزیولوژی بود، کشف شد.
در مرحله REM (مرحله پنجم از هر دوره خواب) برخی از عملکردهای اعضای بدن (Physiological) تغییراتی ایجاد می شود، از جمله اینکه فشار خون بالا می رود، دمای بدن را نمی توان کنترل کرد و تا حدودی کاهش پیدا می کند، فعالیت مغزی افزایش پیدا می کند و امواج آلفا همانطور که در بیداری هستیم از مغز منتشر می شود، قوای تحرکی بدن از بین می رود و قادر به حرکت عضلات به طور ارادی نیستیم. چون در مرحله REM است که خواب می بینیم، در مدتی که خواب می بینیم هیچ حرکتی غیر از آنچه که در خواب می بینیم، نمی توانیم انجام دهیم. مثلا اگر در کنار کسی که در حال دیدن خواب مشتزنی است بخوابیم، ممکن است تا زمانی که خواب می بیند، مشت بخوریم!
حال این سئوال پیش می آید که اگر REM نبود چه می شد؟ به طور کلی محققان بر این باورند که نداشتن REM مساوی است با ندیدن خواب. به تعبیر جالبی می توان گفت که REM مانند یک شیر اطمینان برای مغز عمل می کند و با ورود به این مرحله از خواب، مغز این فرصت را پیدا می کند تا بخار اضافی را که در طول بیداری نمی تواند از خود خارج کند، از طریق این شیر اطمینان خارج سازد. نتیجه اینکه این فرصت بسیار خوبی برای رسیدن به آرامش روانی است. ویلیام دمنت، محقق دانشگاه استانفورد روی REM تحقیقات گسترده ای انجام داد و به این نتیجه رسید که اگر کسی در لحظه وارد شدن به مرحله پنجم از دوره خواب است را بیدار کنیم، دچار اختلالاتی روانی البته موقت می شود، مثلا کج خلق می شود، دچار اضطراب و استرس می شود، نمی تواند تمرکز کند و کم اشتها نیز خواهد شد. برای همین است که وقتی کسی شما را در نیمه شب بیدار می کنند، احساس بدی به شما دست می دهد.
وقتی از خواب بیدار می شویم و خوابی را که دیده ایم به یاد نمی آوریم، واقعا کلافه می شویم. این اتفاق ممکن است بارها برایتان پیش آمده باشد. گفته می شود پنج دقیقه بعد از تمام شدن رویا، ۵۰درصد محتویاتش را فراموش می کنیم و ۱۰ دقیقه بعد، ۹۰ درصد آن را از یاد می بریم.
گفتن جملاتی مثل امشب خوابم را فراموش نمی کنم. قبل از رفتن به رختخواب می تواند در یادآوری رویا موثر باشد. همچنین اگر سعی کنید همیشه آرام از خواب بیدار شوید تا حالت آخرین رویایی که در خواب دیده اید را حفظ کنید نیز در به یاد ماندن موضوع خواب تاثیر دارد.
البته بد نیست همیشه در کنار محلی که می خوابید قلم و کاغذ داشته باشید و بلافاصله بعد از بیدار شدن نکات مهم آن را بنویسید!
یکی از مهمترین دلایلی که اینقدر زود خوابمان را فراموش می کنیم، این است که بیشتر اتفاقاتی که برای ما در خواب پیش می آید، خیلی واضح نیست و خیلی به هم پیوسته و پشت سر هم اتفاقات جورواجور پیش می آید. برای همین تاثیرگذاری آنها کم می شود. بنابراین در ذهن نمی ماند و خیلی زود هنگامی که از خواب بیدار می شویم، از یاد می بریم.
اتفاقی که برای هر شخصی ممکن است در طول زندگی پیش آید که البته اصلا خوشایند نیست، حالت وحشت شبانه است. البته این موضوع با کابوس کاملا فرق می کند. کابوس رویای ترسناک است و در مرحله REM دیده می شود، ولی وحشت شبانه در NREM (non REM) و معمولا در مرحله چهارم یعنی عمیق ترین قسمت خواب رخ می دهد. حدودا یک یا دو ساعت بعد از رفتن به رختخواب در حالی که هنوز خواب هستید، ولی چشمانتان کاملا باز است، فریادزنان در جای خود می نشینید و پنج الی ۲۰ دقیقه طول می کشد تا به حالت عادی بازگردید. زمانی هم که واقعا از خواب بیدار می شوید، اگر از شما بپرسند چه اتفاقی افتاد؟ هیچ چیزی برای گفتن ندارید و واقعیت هم این است که شما نمی دانید که چه حسی داشته اید، فقط ترسیده اید. اگر این اتفاق برایتان پیش آمد، نگران نباشید، چون دچار وحشت شبانه شده اید و فقط سعی کنید آرامشتان را حفظ کنید.
هنوز هم تحقیقات و مطالعات وسیعی در زمینه خواب و رویا انجام می شود و هر روز نکات جدید و جالب تری کشف می شود. دانشمندان امیدوارند بتوانند با کسی که در حال خواب دیدن است، به نوعی ارتباط برقرار کنند. استفان لابرگ، محققی است که در این زمینه از دیگران پیشی گرفته و به نتایج جالب توجهی رسیده است. او دستکشی ساخته که مجهز به سنسورهای حساسی است. او این دستکش را به دست کسی که در حال دیدن خواب است می پوشاند و سعی می کند با کمک زبان اشاره و از روی حرکاتی که سنسورها حس و ثبت می کنند، متوجه شود فرد خوابیده، در حال دیدن چه خوابی است.
شاید روزی برسد که ما بتوانیم خواب هایمان را کنترل کنیم، یعنی تعیین کنیم که چه خوابی ببینیم و حتی بتوانیم خواب دیگران را همراه آنها همزمان ببینیم!
امواج مغزی: مغز ما چهار موج آلفا، بتا، دلتا و تتا را با مشخصات مختلف تحت تاثیر شرایط گوناگون از خود ساطع می کند. با بررسی مشخصات هر موج، اطلاعاتی راجع به نوسان ولتاژ الکتریک در مغز به دست می آید. موج دلتا خیلی آهسته است و نشان می دهد نوسان، صفر تا چهار سیکل در ثانیه است. این موج در زمان خواب عمیق ایجاد می شود. تتا چهار تا هفت سیکل در ثانیه و در زمان خواب سبک منتشر می شود (مرحله اول خواب). امواج آلفا هشت تا ۱۳ بار در ثانیه و در زمان REM و نیز زمانی که بیدار هستیم ساطع می شوند. امواج بتا که سریع ترین حالت نوسان ولتاژ است، ۱۳ تا ۴۰ سیکل در ثانیه را نشان می دهد. این امواج فقط زمانی ایجاد می شوند که حالت هایی از قبیل اضطراب، پریشانی و استرس بر ما حاکم است یا زمانی که می خواهیم روی یک موضوع خیلی متمرکز شویم. تمامی این مواج توسط دستگاه EEG (Electroencephlogram) نمایش داده می شوند.
خواب دیدن معمولا پنج تا ۲۰ دقیقه طول می کشد. خواب ها فقط سیاه و سفید نیستند، اوایل تصور می شد خواب نمی تواند رنگی باشد شاید به یاد نیاوریم چه خواب هایی دیده ایم، ولی در طول هر شب ممکن است چند بار خواب ببینیم، در طول یک عمر معمولی (۷۰ ۶۵ سال) حدود شش سال در رویا هستیم در هنگام خروپف خواب نمی بینیم! فیل و بعضی حیوانات دیگر در زمان NREM ایستاده می خوابند، ولی وقتی وارد REM می شوند، دراز می کشند.
چه عواملی باعث می شود که خواب بینیم
خواب دیدن,چرا خواب می بینینم,همه چیز در مورد خواب,انواع خواب,دلایل خواب دیدن,خواب دیدن سگ,خواب دیدن گربه,خواب دیدن ماهی,خواب دیدن نوزاد,خواب دیدن مرده,خواب دیدن مار,خواب دیدن انار,چرا خواب می بینیم,چرا خواب می بینیم,چرا خواب بد می بینیم,چرا ما خواب می بینیم,چرا ما خواب می بینیم ؟,همه چیز در مورد خواب دیدن,همه چیز در مورد خواب نوزاد,همه چیز در مورد خواب,همه چیز در مورد خواب نوزادان,همه چی در مورد خواب,همه چیز درباره ی خواب,همه چیز در مورد تعبیر خواب,همه چیز در مورد اتاق خواب,همه چیز درباره خواب,انواع خوابیدن,انواع خوابها,انواع خواب مغناطیسی,انواع خواب بذر,انواع خواب دیدن,دلایل خواب دیدن زیاد,دلایل دیدن خواب بد,علت خواب دیدن

اینکه در برخی از موارد مانند روز های قبل امتحان و یا آزمون اضطراب اندکی وجود داشته باشد ، امری عادیست. اما گاهی اوقات این اضطراب از حد معمول خود می گذرد و باعث ایجاد اختلال در فرد می شود. عامل اصلی این موضوع می تواند یک حادثه ی پر استرس باشد.
ماهونی هیچ وقت درباره مشکل خود با کسی حرف نمی زد. می گوید: بزرگترها می گفتند؛ خب، این بچه خجالتی است، ولی من ترسو و افسرده بودم. نهایتا در ۱۸ سالگی پزشکان تشخیص دادند که او مبتلا به اختلالات وحشت است؛ یکی از جدی ترین بیماری های اضطراب.
به گزارش انجمن ملی سلامت روانی ایالات متحده، ۱/۱۹ میلیون نفر در ایالات متحده با اختلالات اضطراب دست به گریبان هستند و زنان دو برابر مردان در خطر ابتلا به این بیماری ها قرار دارند. تاثیر این بیماری ها می تواند ویرانگر باشد. دکتر دیوید بارلو، مسئول مرکز اضطراب و بیماری های مرتبط در دانشگاه بوستون می گوید: این اختلالات مثل بسیاری از بیماری ها و اختلالات مزمن فیزیکی مثل بیماری های ریوی یا مشکلات قلبی عروقی می تواند در عملکرد کل بدن تاثیری مخرب داشته باشد. مطالعات نشان می دهد این اختلالات سالانه میلیاردها دلار هزینه برای بیماران و سیستم بهداشت عمومی آمریکا دربر دارد. این بیماری می تواند علائم بیماری های دیگر نظیر بیماری های قلبی را تقلید کند و کسانی که از این اختلالات رنج می برند، سه تا پنج برابر بیشتر از افراد دیگر به پزشک مراجعه می کنند و شش برابر بیشتر در بیمارستان بستری می شوند.
انواع اختلالات اضطراب
اختلالات اضطراب این مشکلات را شامل می شود: اختلال وحشت که در آن دوره هایی از وحشت فراوان به فرد منتقل می شود. انواع فوبیا که در آن ترسی آزاردهنده از مکان یا چیز خاصی در فرد ایجاد می شود. اختلال عمومی اضطراب که نگرانی مزمن را دربرمی گیرد. اختلال ناشی از استرس پس از سانحه که به حادثه ای آسیب رسان مربوط می شود و اختلال وسواس و اجبار که رفتارهایی تکرارشونده یا افکاری آزاردهنده را شامل می شود. تمام اینها مواردی از اختلالات اضطراب هستند.بسیاری از این اختلالات با هم ترکیب می شوند. به طور مثال ترس از دچار شدن به حملات ترس می تواند منجر به بروز فوبیا شود. در خلال یک حمله وحشت، مکانیسمی که انسان را برای مواجهه با خطر یا ترس آماده می سازد، فعال می شود. سیستم اعصاب خودمختار سمپاتیک، غدد فوق کلیوی را تحریک کرده و آدرنالین و نورآدرنالین آزاد می شود. خون بشدت به گروه عضلات بزرگ اندام ها وارد می شود، ضربان قلب بسرعت افزایش می یابد، تنفس تندتر می شود و این توانایی در فرد ایجاد می شود که فرار کند یا بایستد و بجنگد، ولی وقتی چیزی برای ترسیدن وجود ندارد، این پاسخ ها خود باعث وحشت می شود.
زنان در معرض خطر
می توان پرسید چرا زنان بیشتر در معرض خطر ابتلا به این اختلالات قرار دارند؟ در حالی که هیچکس دلیل این مسئله را نمی داند، محققان می گویند ژنتیک و محیط، نقش بسزایی در پیدایش و شیوع این مشکلات دارند.
دکتر بارلو می گوید: ما واجد ژن هایی هستیم که پیشاپیش ما را مستعد پذیرش اضطراب می سازند، ولی افراد زیادی هم هستند که این ژن ها را دارند، بدون آنکه از اختلالاتی اینچنینی در رنج و عذاب باشند. باید ارتباطی بین یادگیری و محیط وجود داشته باشد. به عبارت دیگر این محیط است که ژن ها را فعال می کند. او می افزاید: آموخته های ناشی از تجارب ابتدایی زندگی، وضعیت این ژن ها را مشخص می کند. با وجود تمام پیشرفت هایی که داشته ایم، دخترها کمتر از پسرها تجربیات زندگی اجتماعی را به دست می آورند و هنگام بروز مشکلات، کمتر از پسرها می توانند واکنش های درستی از خود نشان دهند.آیا هورمون ها در این زمینه تاثیری دارند؟ دکتر بارلو می گوید: تا آنجایی که اطلاعات فعلی ما نشان می دهد، هورمون ها نباید ارتباط چندانی با ژنتیک و بروز این اختلالات داشته باشند.اما دکتر کاترین برندورف، مسئول بخش بهداشت زنان بیمارستان نیویورک معتقد است که بالا و پایین رفتن سطح هورمون ها ممکن است باعث تشدید علائم اضطراب شود. او می گوید: تغییرات هورمونی در زمان قاعدگی می تواند نظم واکنش های شیمیایی مغز را برهم زده و ممکن است باعث افزایش حساسیت و آسیب پذیری فرد شود.اختلالات اضطراب عموما هنگام بلوغ آغاز شده و تا اواسط دهه ۳۰ زندگی شایع هستند. یک حادثه پراسترس می تواند کاتالیزور آغاز بروز این اختلالات باشد.
پروفسور جرلین راس، رئیس انجمن اختلالات اضطراب آمریکا و روانپزشکی که خانم ماهونی را درمان کرد، می گوید: اغلب شش ماه تا یک سال پس از مواجهه فرد با یک استرس شدید این اختلالات آغاز می شوند. آن حادثه ظاهرا به خوبی و خوشی فراموش شده، ولی یکمرتبه فرد دچار یک حمله وحشت شده یا مبتلا به نگرانی های وسواسی می شود.
اخبار امیدوارکننده
خبر خوب اینکه بسیاری از این اختلالات اضطراب قابل درمان هستند که می تواند شامل روان درمانی، دارو درمانی یا هر دوی آنها باشد. نخستین خط دفاعی روان درمانی، مبتنی بر ادراک رفتاری است. این درمان روی تغییردادن افکار مخدوش متمرکز می شود و بیمار را با موقعیت های دردناک رودررو می سازد. داروهایی نظیرداروهای ضد افسردگی ممانعت کننده از بازجذب اختیاری سروتونین مثل فلوکسیتین یا داروهای قدیمی ضد افسردگی سه حلقه ای مثل ایمی پرامین معمولا توسط پزشک تجویز می شوند. گاهی بنابر وضعیت بیمار یا تشخیص پزشک، داروهای آرامبخش بنزودیازپین نظیر دیازپام نیز تجویز می شود، گرچه این داروها بعد از مدتی باعث ایجاد حالت تحمل می شوند و بیمار باید دوز مصرفی را افزایش دهد.دکتر مایکل لیبووتیس، مسئول کلینیک اختلالات افسردگی موسسه روانپزشکی ایالت نیویورک می گوید: در آینده داروهای ضد اضطراب با تمرکز درمانی بیشتر و عوارض دارویی کمتر مورد استفاده قرار خواهند گرفت. ما به دنبال داروهایی هستیم که بدون تاثیر روی سایر سیستم های ارگانیک فقط گیرنده خاصی که مدنظر پزشک است را کنترل کنند.
خانم دکتر راس می گوید: گام مهم برای درمان اضطراب، کمک گرفتن است. اختلالات اضطراب دنیای شما را کوچک و کوچکتر می سازد. شما از ترس پرواز ناچارید از راه زمینی مسافرت کنید، چون از پل می ترسید، مجبورید کلی راه خودتان را دور کنید و بزودی از تمام پل ها خواهید ترسید. اگر این اختلالات درمان نشوند، تک تک وجوه زندگی شما را مختل خواهند کرد.
اضطراب بیش از حد یک نوع اختلال است
دلایل اضطراب,راهی برای از بین بردن اضطراب,درمانی برای اضطراب,چگونه اضطراب خود را از بین ببریم,دلایل اضطراب در کودکان,دلایل اضطراب امتحان,دلایل اضطراب دائم,دلایل اضطراب,دلایل اضطراب کودکان,دلایل اضطراب در امتحان,دلایل اضطراب شدید,دلایل اضطراب اجتماعی