
تا بحال مطالب زیادی در رابطه با فواید ورزش برای سلامت جسمی شنیده اید ، در این مطلب قصد داریم برای شما فواید ورزش و تاثیر آن بر روی استرس را شرح دهیم . درست است که ورزش باعث حل شدن موضوع نمی شود ، اما ذهن شما را تا حد زیادی آرام می کند.
تمریناتی که استرس را کاهش می دهند:
۱. به پاهای خودتان نگاه کنید. پنجه پا را جمع کند و انقباض عضلانی را بررسی کنید. سپس پنجه پا را بحالت اولیه برگردانید و یکبار دیگر این کار را تکرار کنید. سپس بمدت ۳۰ ثانیه تمام بدن را شل کرده و عضلات را انبساط دهید.
۲. پاها را بطرف بالا، بطرف صورت ببرید و سپس انقباض عضلانی را در پاها و عضلات مشاهده نموده و آن را در همان وضع نگه دارید و سپس بحالت اول برگردانده و آنرا دوباره تکرار کنید سپس بمدت ۳۰ ثانیه تمام بدن را شل کرده و عضلات را انبساط دهید.
۳. همانندی که پاشنه ها را در شن فرو می برید، آنها را روی کف زمین فشار دهید. انها را در آن وضع نگه داشته و انقباض پشت ران را بررسی کنید. سپس بحالت اولیه برگردانده و تمرین را یکبار دیگر تکرار کنید. سپس بمدت ۳۰ ثانیه تمام بدن را شل کرده و عضلات را انبساط دهید.
۴. ران را منقبض می کنیم و ساق پا را به ملایمت بلند می کنیم، آنرا نگه داشته و انقباض را بررسی می کنیم. سپس آنرا بحالت اولیه برمی گردانیم سپس با پای چپ این تمرین را تکرار می کنیم، دوباره این عمل را با هر دو پا تکرار می کنیم. سپس بمدت ۳۰ ثانیه تمام بدن را شل کرده و عضلات را انبساط دهید.
۵. نشیمنگاه را منقبض کنید و سپس آنرا خیلی ملایم کمی از زمین بلند کنید. آنرا مدتی بهمین وضعیت نگه داشته و انقباض آنرا مورد توجه قرار دهید. سپس بحالت اولیه برمی گردانیم. تمرین را دوباره تکرار کنید. سپس بمدت ۳۰ ثانیه تمام بدن را شل کرده و عضلات را انبساط دهید.
۶. عضلات شکم را منقبض کرده و آنرا مدتی در حال انقباض نگه دارید. سپس وضعیت انقباض را بررسی کنید. بعد بحالت اولیه برگردانده و تمرین را دوباره تکرار کنید. سپس بمدت ۳۰ ثانیه تمام بدن را شل کرده و عضلات را انبساط دهید.
۷. عضلات شکم را بطرف داخل ببرید،( نفس عمیق بکشید) سپس قسمت پائینی پشت را روی زمین بخوابانید و آنرا بهمان حالت نگه داشته تا فشار وارده به معده و قسمت پائینی پشت را احساس کنید. بعد بحالت اولیه برگردانید. عمل را دوباره تکرار کنید. سپس بمدت ۳۰ ثانیه تمام بدن را شل کرده و عضلات را انبساط دهید.
۸. نفس عمیق بکشید و آنرا در سینه نگه داشته و سپس آنرا بیرون دهید. این عمل را تکرار کنید. باید توجه داشته باشید که هوا را بحالت آرام بیرون داده و خیلی آرام بحالت اولیه برگردانید. سپس بمدت ۳۰ ثانیه تمام بدن را شل کرده و عضلات را انبساط دهید.
۹. بازوهایتان را کنار بدنتان قرار داده و هر دو مشت را محکم جمع کرده و آنرا بهمین حالت نگه دارید. سپس حالت انقباض را بررسی کرده و بعد بحالت اولیه برگردانید. عمل را یکبار دیگر تکرار کنید. سپس بمدت ۳۰ ثانیه تمام بدن را شل کرده و عضلات را انبساط دهید.
۱۰. با بالابردن دستها بطرف شانه ها آرنج را خم کنید و انها را همینطور محکم بحالت انقباض نگه دارید و کشش عضلات بازو را بررسی کنید. سس بحالت اول برگردانده و عمل را دوباره تکرار کنید. سپس بمدت ۳۰ ثانیه تمام بدن را شل کرده و عضلات را انبساط دهید.
۱۱. طوری که کف دست بالا باشد، بازوها را روی زمین بخوابانید و عضلات قسمت عقب بازو را روی زمین فشار دهید. حالت انقباض عضلات مربوطه را بررسی کنید. آنرا منقبض کرده و سپس بحالت اولیه برگردانده، تمرین را تکرار کنید. سپس بمدت ۳۰ ثانیه تمام بدن را شل کرده و عضلات را انبساط دهید.
۱۲. شانه ها را نخست کمی بلند کنید وسپس آنرا تا جای ممکن بالا نگه دارید و در همان وضع بمانید. وضعیت انقباض را بررسی کنید و سپس بحالت اولیه برگردانید و عمل را دوباره تکرار کنید. سپس بمدت ۳۰ ثانیه تمام بدن را شل کرده و عضلات را انبساط دهید.
۱۳. سر را به ملایمت به عقب بکشید و وضعیت انقباضی پشت گردن را توجه کنید و آنرا در همان وضع نگه دارید و سپس بحالت اولیه برگردانید. عمل را یکبار دیگر تکرار کنید. سپس بمدت ۳۰ ثانیه تمام بدن را شل کرده و عضلات را انبساط دهید.
۱۴. سر را به ملایمت بطرف سینه خم کنید و در همان وضعیت نگه داشته و انقباض گردن را مورد توجه قرار دهید. بعد بحالت اولیه برگردانده و عمل را یکبار دیگر انجام دهید. سپس بمدت ۳۰ ثانیه تمام بدن را شل کرده و عضلات را انبساط دهید.
۱۵. زبانتان را به سقف دهان فشار داده و آنرا در همان وضع نگه دارید. حالا بحالت اولیه برگردانده و عمل را دوباره تکرار کنید. سپس بمدت ۳۰ ثانیه تمام بدن را شل کرده و عضلات را انبساط دهید.
۱۶. چشمهایتان را محکم ببندید و آنها را کاملا بسته نگه داشته و وضعیت انقباضی را مورد توجه قرار دهید. سپس بحالت اولیه برگردانید و توجه داشته باشید که چشمها پس از توجه به حالت انقباضی با ملایمت بسته باشد. سپس عمل را دوباره تکرار کنید. سپس بمدت ۳۰ ثانیه تمام بدن را شل کرده و عضلات را انبساط دهید.
۱۷. پیشانی تان را چروک داده و وضعیت آن را مورد توجه قرار دهید سپس آنرا برای مدت کمی بهمان حال نگه داشته و بعد بحالت اولیه برگردانید. عمل را تکرار کنید. سپس بمدت ۳۰ ثانیه تمام بدن را شل کرده و عضلات را انبساط دهید.
چگونه با ورزش استرس را از خود دور کنیم؟
چگونه اضطراب خود را از بین ببریم,استرس چیست,راهی برای درمان استرس,استرس چیست pdf,استرس چیست ویکیپدیا,استرس بار چیست,استرس شغلی چیست,مدیریت استرس چیست,علت استرس چیست,استرس اکو چیست

یکی دیگر از اختلالات روانی که امروزه ذهن بسیاری از روانشناسان را به خود مشغول کرده است پدیده ی هیپوکندریا است. هیپوکندریا تشکیل شده از دو واژه ی هیپو به معنای پایین و کندروس به معنای غضروف دنده ها است. این بیماری ابتدا توسط یونانیان کشف شد.
آنها بر این باور بودند که یک سری نشانه های بیماری درست از زیر دنده ها(شکم فوقانی) منشا می گیرد.همچنین می پنداشتند علائم روحی که غالبا با درد وناراحتی همراهند نتیجه وجود بیماری هستند.ازآن زمان برای هربیماری ناشناخته یا غیر قابل تشخیص واژه فوق یعنی hypochondria را بکار می بردند.در علم روانپزشکی به شخصی که از سلامت بدنی برخوردار است و در عین حال خود را بیمار می انگارد هیپوکندریاک یا همان خود بیمار انگار گویند.تشخیص این حالت زمانی صورت می گیرد که شخص طی حداقل شش ماه علیرغم اطمینان خاطر از لحاظ پزشکی ، خود را متقاعد نموده که بیمار است و یا می ترسد که بیمار باشد.این ترس از بیماری یا ابتلا ء به نشانه های آن ، ناخوشایند است و تاثیر منفی در روند عادی زندگی روزانه فرد دارد و نهایتا منجر به آزمایشات کلینیکی یا درمان می شود.حتی ممکن است بیمار موقتا بپذیرد که توضیح فیزیکی برای علائمی که وی بروز می دهد وجود ندارد. اصطلاحا هیپوکندریاک به فردی گفته می شود که گمان می کند بیمار است «یا تنها» تصور می کند علائمی از بیماری دارد اما واقعا هیپوکندریا یعنی نگرانی مفرط در باره سلامتی ، مانند هر تشخیص بالینی دیگر جدی است.این حالت باید «تشخیص مثبت» داده شود بدین معنا که تنها رفع ظن بیماری جسمی کافی نیست بلکه وجود یک اضطراب اغراق آمیزهم باید در فرد تشخیص داده شود.شیوع خود بیمار انگاری در زنان و مردان یکسان است و درمیان همه گروه های سنی و طبقات اجتماعی ممکن است ظاهر شود.این نوع خود بیمار انگاری در میان دانشجویان پزشکی تحت عنوان سندرم دانشجویا پزشکی شایع است و علت آن آشنائی این افراد با انواع بیماری ها ومواجه شدن با آنهاست لذا به محض مشاهده یک نشانه شبیه نشانه موجود دریک بیماری خاص دچار اضطراب و ترس خاصی می شوند.هیپوکندریازیس غالبا نوعی پاسخ به حالت های استرس و یا بیماری های روحی مانند اضطراب و افسردگی است.برای مثال شخصی ممکن است پس از مرگ یکی از دوستانش در اثر سکته قلبی ، مدت ها هرگونه احساس درد ناگهانی در قفسه سینه را به معنی وقوع اتفاق مشابه برای خود تصور کند. بهرحال زمانی که انسان دچار اضطراب روحی است ، نشانه های جسمانی نیز بروز خواهند کرد.این نوع هیپو کندریازیس معمولا موقتی و گذراست اما برخی افراد با نوع طولانی تر آن روبرو هستند که غالبا از زمان کودکی به آن مبتلا بوده اند.این افراد از سنین کودکی دچار اضطراب بودند و برای آنها نگرانی از ابتلا به بیماری به عادتی تبدیل شده که مایه استرس است.آنها بیماری را دستاویزی برای رهائی از کارهائی که باعث نگرانی شان می شود ، قرار می دهند و زمان و هزینه زیادی را برای دیدن متخصصین پزشکی صرف می کنند. علائم فیزیکی همیشه موجودند اما ممکن است عادی باشند (مانند سردرد ، درد شکم ، سرگیجه ، بی اشتهائی و…) که به غلط ، خطرناک تر از آنچه هستند تفسیر می شوند.نشانه های جسمی ممکن است متغیر یا ثابت و نیز می توانند مبهم یا کاملا اختصاصی باشند.هر چند که احتمال طولانی شدن دوره درمان وجود دارد و تمایل به داشتن نگرانی مفرط از سلامتی ممکن است کاملا از بین نرود.بهر حال بیمار مبتلا به هیپوکندریا می تواند دریابد که دچار اضطراب است و یک بیماری جدی جسمی ندارد و بتدریج از اضطراب خود بکاهد.فرد با دانستن این مطلب که خود بیمار انگار است وواقعا مبتلا به بیماری خاصی نیست ، شفا نمی یابد ، اما این آگاهی اولین قدم است.زمانی که خودبیمار انگاری در اثر یک رویداد مهم در زندگی فرد بروز می کند (برای مثال از دست دادن عزیزان) درمان به زمان کمتری نیاز دارد تا اینکه شخص همواره در مورد وجود یک بیماری جسمی ، دچار ترس و اضطراب بوده باشد.انواع موقتی هیپوکندریا که در اثر اتفاقات ناگهانی روی می دهد معمولا با مشاوره و گاه با مصرف داروهای ضد اضطراب قابل درمان است اما در مورد گروه دوم که دیرزمانی است از این ترس و نگرانی ها رنج می برند ، معمولا ، معمولا پزشکان از روند درمان آنها رضایت ندارند چراکه دائما فهرستی از علائم را متذکر می شوند که آزمایشات ، عدم وجود بیماری مربوط به آنها راتایید می کنند و این اشخاص بهیچ وجه به مرحله اطمینان کامل از سلامتی خود نمی رسند.بهر حال آنچه مسلم است در صورت بروز ناراحتی های جسمی مراجعه به پزشک متخصص ودر صورت لزوم انجام آزمایشات بهترین راه برای مطمئن شدن از احتمال وجود یا عدم وجود بیماری است و در صورت بروز نگرانی های افراطی و ترس از بیماری نیز کسب راهنمائی و مشاوره و احتمالا مصرف داروهای ضد اضطراب به تجویز پزشک اجتناب ناپذیر است.
از هیپوکندریا چه می دانید ؟
همه چیز در مورد هیپوکندریا,هیپوکندریا چیست,درمورد هیپوکندریا

بیماری مزمن کلیوی ( باعث تخریب کلیه ها می شود.این پیشرونده و برگشت ناپذیر است.کلیه ها به حفظ تعادل مواد معدنی و الکترولیت های مانند کلسیم، سدیم و پتاسیم کمک میکند.نقش مهمی در تولید سلول های قرمز خون بازی میکند و اسید و باز خون را متعادل میکند. پس اگر کلیه ها آسیب ببینند نمیتواند وظیفه خودش را بخوبی انجام دهد
کاهش غیر قابل برگشت عملکرد کلیه که بیشتر از 3 ماه طول کشیده باشد را نارسائی مزمن کلیه گویند و به مرحلۀ پیشرفته CKD که جهت ادامه حیات به دیالیز یا پیوند نیازباشد را مرحله انتهایی بیماری کلیه یا End Stage Renal Disease ( ESRD ) گویند.
سندرم اورمیک شامل مجموعه علائم بالینی و آزمایشگاهی ناشی از اختلال عملکرد ارگان های مختلف در جریان نارسایی کلیه می باشد.
پاتوفیزیولوژی:
کاهش عملکرد تعدادی از نفرون ها باعث هایپرتروفی سایر نفرون های باقیمانده می شود. جریان پلاسما دریک نفرون و فشار داخل گلومرول ها به دلیل وازودیلاتاسیون شریانچه های آوران افزایش می یابد.
هایپرفیلتراسیون گلومرولی خود باعث آسیب به گلومرول های باقیمانده خواهد شد و در نهایت باعث پیشرفت آسیب بافتی کلیه می گردد.
عوامل تشدید کننده پیشرفت CKD در جدول زیر آمده است :
درجه بندی CKD و بیماری های قلبی عروقی
بیماران با نارسایی مزمن کلیه درمعرض خطر بیماری شریان کرونری قلب، بیماری های عروق مغزی، بیماری های عروق محیطی و CHF هستند.
همه بیماران با نارسایی مزمن کلیه بدون در نظر گرفتن سایر عوامل در بالاترین گروه بیماران با مشکلات قلبی عروقی قرار می گیرند . بیماری های قلبی عروقی حدود 40 تا50% علت تمامی مرگ و میر های بیماران با نارسایی مزمن کلیه در Stage 5 را تشکیل می دهد و میزان مرگ و میر به علت مشکلات قلبی عروقی درمیان بیماران با نارسایی کلیوی 15 برابر بیشتر از مردمان عادی می باشد.
سندرم اورمیک:
اورمی به دلیل احتباس محصولات نهایی متابولیسم پروتئین در بدن بوجود می آید .
علائم ونشانه های اورمی زمانی مشخص می شود که کلیرانس کراتینین کمتراز ml/min 15 باشد ولی این علائم دربیماران دیابتیک زودتر بروز می کند که جهت جلوگیری از این عوارض در بیماران دیابتیک معمولاً درمان جایگزین دیالیز زودتر انجام می شود .
اختلالات متابولیک والکترولیتی در بیماران نارسائی مزمن کلیه
1- عدم تحمل به گلوکز: انسولین توسط کبد و کلیه ها دفع می گردد. بنابراین در بیماران CKD کلیرانس انسولین کاهش می یابد و همچنین هایپرپاراتیروئیدی ترشح انسولین را مهار کرده و عدم تحمل به گلوکز را تشدید میکند. در بیماران با نارسایی مزمن کلیه نیاز به انسولین و سایر داروهای خوراکی کاهنده قند خون با پیشرفت بیماری کاهش می یابد.
2- هایپرلیپیدمی: در بیماران با نارسایی مزمن کلیه کاهش سطح پلاسمائی لیپوپروتئین ها با دانسیته بالا(HDL) و افزایش سطح پلاسمائی تری گلیسیریدها به طور شایع دیده می شود. و درمان جهت کاهش سطح لیپوپروتئین ها با دانسیتۀ پائین(LDL) توصیه می شود. دیس لیپیدمی می تواند خود باعث ایجاد مقاومت به انسولین و هایپرپاراتیروئیدیسم گردد.
3- آب والکترولیت ها: به علت کاهش GFR و کاهش عملکرد کلیه ها توانائی در دفع آب و الکترولیت ها کاهش
می یابد بنابراین افزایش حجم در مایعات خارج سلولی و پلاسما دیده می شود که باعث افزایش فشارخون و ادم می گردد. هایپوناترمی در این بیماران به علت تجمع آب دربدن وقتی که میزان دریافت آب از 5/1 لیتر در روز تجاوز کند اتفاق می افتد. در این بیماران معمولاً هایپرتنشن شایع بوده مگر دریافت سدیم روزانه به کمتراز 100میلی گرم برسد.
دفع پتاسیم دربیماران CRF توسط دفع از طریق نفرون های باقیمانده و ترشح پتاسیم به داخل روده ها انجام می گیرد که این عمل توسط هایپرکالمی و اسیدوز متابولیک از طریق هورمون آلدسترون تحریک می شود. برداشت پتاسیم سلولی به علل مقاومت به انسولین، مقاومت به B2 آدرنرژیک، کاهش فعالیت پمپ سدیم، پتاسیم ATpase و اسیدوز متابولیک که در بیماران با نارسائی مزمن کلیه دیده می شود کمتر می شود.
4- اختلالات اسید و باز: تغییرات اسید و باز دربیماران با نارسائی مزمن کلیه معمولاً بصورت اسیدوز متابولیک نمایان می شود که به دلیل کاهش در تبدیل H به NH4 می باشد. اسیدوز متابولیک باید تصحیح شود زیرا عدم اصلاح آن باعث افزایش عدم مینرالیزاسیون (Demineralization) اسکلتی می گردد.
5- اختلالات کلسیم ، فسفر و استئودیستروفی کلیوی: زمانی که GFR به کمتر از 25 سی سی در دقیقه برسد احتباس فسفات و اسیدوز متابولیک آغاز می گردد.
افزایش میزان فسفر خون ترشح هورمون PTH را افزایش می دهد، میزان کلسیم یونیزه کاهش می یابد و هیدروکسیله شدن آنزیم 25 هیدروکسی D3 دربیماران CRF مهار می شود که به متابولیت فعال آن یعنی 25/1 دی هیدروکسی کوله کلسیترول تبدیل نمی شود که آن خود باعث کاهش جذب روده ای کلسیم شده و هایپوکلسمی ایجاد شده میزان PTH را افزایش می دهد.
افزایش میزان فسفر خون mg/dl 5/6- 6 P> یکی ازعواملی است که باعث افزایش مرگ و میر دراین گروه ازبیماران می شود.
اشکال مختلف استئودیستروفی کلیوی
بیماری آدینامیک استخوانی در 40- 30% بیماران مرحلۀ 5 CKD دیده می شود و علت آن درمان هایپرفسفاتمی توسط فسفات باندرهای حاوی کلسیم و مقلد های ویتامین D می باشد که باعث هایپرکلسمی و تضعیف هورمون PTH می شود. بیماری آدینامیک استخوانی در بیماران مسن با دیابت و بیمارانی که با محلول های دیالیز صفاقی حاوی کلسیم بالا(5/3 میلی اکی والان در لیتر ) دیالیز می شوند مشاهده می شود.
درمان زودرس و به موقع و کنترل هایپرفسفاتمی توسط فسفات باندرهای بدون کلسیم و آنالوگ های ویتامین D مثل Paracalcitrol می تواند از بروز عوارض استخوانی پیشگیری کند.
مشکلات قلبی عروقی دربیماران ESRD
1) فشار خون بالا: فشار خون بالا در حدود 95- 85% از بیماران ESRD دیده می شود که علت آن به طور اولیه احتباس آب و نمک می باشد و به دنبال آن ترشح غیر طبیعی هورمون رنین، آنژیوتانسین و افزایش تون سماتیک عروق می باشد.
2) کاردیومیوپاتی و پریکاردیت: در بیماران ESRD بیماری شریان کروناری قلب، LVH و CHF حدود 5 برابر افراد طبیعی می باشد. تقریباً نیمی از بیماران همودیالیزی دارای بیماری ایسکمی قلبی هستند.
دیس لیپیدمیا، هایپرتنشن، دیابت ملیتوس و مقاومت به انسولین که دربیماران با نارسایی مزمن کلیه دیده شود باعث ایجاد آترواسکروز می شود.
ازدیگر عواملی که باعث اختلال در عملکرد قلب می شود می توان به هایپرپاراتیروئیدیسم، آمیلوئیدوزیز و آنمی اشاره کرد.
پریکاردیت دراین بیماران معمولاً با درد قفسه سینه همراه است که با تنفس و یا تغییر پوزیشن تغییر می کند. مایع پریکارد معمولاً خونریزی دهنده بوده و می تواند باعث ایجاد تامپوناد گردد. تعدادی ازبیماران پرکاردیت اورمیک خفیف دارند که معمولاً با انجام جلسات بیشتر دیالیز درمان می شوند.
مشکلات عصبی عضلانی
مشکلات عصبی عضلانی در بیماران با نارسائی مزمن کلیه بیشتر به صورت گیجی، بی خوابی، کاهش حافظه، توهم، هذیان، دپرسیون شدید، سکسکه، کرامپ و صرع دیده می شود. در این بیماران نروپاتی های محیطی بیشتر در اندام های تحتانی دیده می شود و معمولاً مشکلات حسی مقدم بر مشکلات حرکتی بوجود می آید و در فازهای زودرس نروپاتی ارومیک محیطی سندرم پای بی قرار را می توان مشاهده کرد.
هم چنین افت فشارخون وضعیتی می تواند دلیلی بر عملکرد ضعیف سیستم اتونوم بدن باشد.
مشکلات هماتولوژیک:
1- آنمی: به دنبال افزایش میزان کراتنین سرم به بیشتر از mg/dl 3- 2 میزان هماتوکریت کاهش می یابد.
2- خونریزی های اورمیک: خونریزی های وابسته به اورمی معمولاً به صورت کبودی های پراکنده درقسمت های مختلف بدن دیده می شود، اکیموز، خونریزی از غشاء های مخاطی و حتی در بعضی موارد هماتوم های ساب دورال مغزی دیده شده است. که علت آن نقص درعملکرد پلاکت ها به علت فعالیت غیر طبیعی فاکتور ون ویلبراند می باشد. که این خونریزی ها خود باعث تشدید وضعیت آنمی بیمار می شود.
مشکلات سیستم گوارشی
مشکلات سیستم گوارشی به صورت بی اشتهایی، تهوع، استفراغ صبحگاهی دیده می شود. به دنبال پیشرفت
نارسایی کلیه بیماران دچار بوی بد اوره در دهان، ورم مخاط دهان و لثه، التهاب مری، معده، دئودنوم و زخم معده خواهند شد. هم چنین خونریزی از سیستم گوارشی دیده می شود.
مشکلات پوستی
مشکلات پوستی به صورت خارش های اورمیک وابسته به اختلالات کلیه و مغز و هایپرپاراتیروئیدیسم ثانویه، هایپرکالمی، نورو پاتی محیطی پوست خشک دیده میشود که مهم ترین علت آن درمان ناکافی دیالیز می باشد. زردی پوست وابسته به احتباس پیگمان های اورمیک و اوره می باشد.
ارزیابی بیماران با نارسایی مزمن کلیه CKD
در ارزیابی بیمار تاریخچه ای ازعلائم اورمیک به صورت مستند مانند آزمایشات قبلی که دال بر وضعیت اورمیک باشد مهم است و اتیولوژی آن نیز می تواند دیابت ملیتوس، هایپرتانسیون، CHF، مولتیپل میولوما یا دریافت طولانی مدت داروهای ضد التهاب غیر استروئیدی باشد. یا در صورت وجود در سایر اعضاء خانواده می تواند کلیه پلی کیستیک یا نفریت ارثی باشد.
در این بیماران پس از انجام سونوگرافی معمولاً کلیه ها از نظر اندازه کوچک تر شده اند البته در مواردی مثل نفروپاتی دیابتیک آمیلوئید یا مولتیپل میلوما اغلب بیماران کلیه های بزرگ دارند.
درجه بندی نارسایی کلیه توسط اندازه گیری اوره و کراتنین پلاسما، کلیرانس کراتنین و روش های هسته ای(nuclear Medicin )انجام می شود.
اداره کردن عوارض CRF
1- اختلالات آب و الکترولیت:
رژیم غذایی کم نمک در این بیماران جهت کنترل فشارخون و پیشگیری از ایجاد ادم یکی ازمهم ترین کارهای اولیه می باشد. در این بیماران میزان دریافتی سدیم باید کمتر از 100 میلی گرم در روز باشد.
درموارد هایپرتانسیون شدید یا مقاومت نسبت به دیورتیک ها باید میزان سدیم مصرفی به کمتر از 80 میلی گرم در روز برسد. هم چنین در این موارد می توان از دیورتیک های لوپ هنله استفاده کرد.
هایپوناترمی در این بیماران بوسیله محدودیت دریافت مایعات( 1 تا 5/1 لیتر درروز ) درمان می شود.
هایپرکالمی یکی ازعوارض جدی و خطرناک می باشد که جهت پیشگیری از آن باید دریافت پتاسیم را به حداقل رساند. منابع خارجی پر پتاسیم شامل مرکبات، شکلات، خشکبار و سبزیجات تازه می باشد و هم چنین داروهایی که باعث هایپرکالمی می شود شامل مهار کننده های ACE، بلوک کننده های رسپتورهای آنژیوتانسین، داروهای ضد التهاب غیر استروئیدی، دیورتیک های نگه دارنده پتاسیم، بتابلاکرها و هپارین می باشد که مصرف این دارو ها باید قطع گردد. بیماران هایپرکالمی که تغییرات ECG در آن ها دیده می شود معمولاً توسط کلسیم گلوکونات یا کلسیم کلراید(10 سی سی از آمپول 10%) و سپس انفوزیون 25 سی سی از گلوکز 50% به همراه انسولین درمان شود. به عنوان مکمل می توان از یک آگونیست B2 آدرنرژیک جهت کاهش پتاسیم استفاده کرد.
تجویز بی کربنات معمولاً درطی 24- 6 ساعت می تواند میزان غلظت پتاسیم سرم را کاهش دهد.
هایپرلیپیدمی
در بیماران با نارسایی مزمن کلیه باید میزان کلسترول به زیر 100 میلی گرم دردسی لیتر نگه داشته شود. ورژیم غذایی توصیه می شود که کمتر از 30 درصد انرژی از چربیها تامین شود و کمتر از 300 میلی گرم کلسترول در روز استفاده شود و اگر بااستفاده از رژیم غذایی میزان کلسترول تنظیم نشد باید دارو درمانی را شروع کرد.
پیشگیری ازپیشرفت CKD
مکانیسم های پیشرفت CKD: هایپرفیلتراسیون گلومرول های باقیمانده است که درمراحل اولیه GFR رادر حد طبیعی نگه می دارد ولی به دلیل ایجاد هایپرتنشن داخل گلومرولی و هاپپرتروفی گلومرولی پروتئین اوری افزایش می یابد و باعث ایجاد گلومرولواسکلروزیس می گردد که در نتیجه کاهش GFR و افزایش پروتئین اوری را خواهیم داشت که در نهایت منجر به ESRD می گردد. میزان صدمه کلیوی توسط بیوپسی ازکلیه مشخص می گردد.
ریسک فاکتورهای پیشرفت CKD
پروتئین اوری و پاسخ آن به درمان به طور حتم یکی از مهمترین ریسک فاکتورهای پیشرفت CKD می باشد .افزایش پروتئین اوری به بیشتر از 3 گرم درروز یک پیش آگهی بد در پیشرفت نارسایی کلیه می باشد .
بیمارانی که افزایش دفع a1 میکروگلوبولین، B2 میکروگلوبولین، IgG ، IgM را دارند درمعرض پیشرفت سریع تر نارسایی کلیه قرار دارند.
هایپرتنشن خود باعث تسریع درامر پیشرفت CKD می شود.
نژاد یکی دیگر از عوامل موثر بر پیشرفت CKD می باشد ، مشخص گردیده است بیماران سیاه پوست دارای دیابت در مقایسه باسفید پوستان 4 تا 3 برابر بیشتر احتمال پیشرفت CKD و ابتلاء به ESRD را دارند .
یکی از مهم ترین علل پیشرفت CKD بدون علامت بودن این بیماری در مراحل اولیه آن در سطح جامعه می باشد که این بیماری کمتر تشخیص داده می شود و لذا کمتر تحت درمان قرار می گیرد به همین علت کلینیک هایی به نام کلینیک CKD جهت شناسایی زودرس وبه موقع این بیماران بوجود آمده است.
وظایف CKD Clinic
1- شناسایی، تشخیص و درمان به موقع و زودرس بیماران کلیوی
2- کند کردن سیر نهایی آن ها به سمت نارسایی انتهایی کلیه
3- پیش گیری و درمان عوارض به وجود آمده از قبیل آنمی و دیس لیپیدمی و استئودیستروفی
4- آماده سازی به موقع بیمار برای درمان جایگزینی، گذاشتن فیستول یا کاتتر دیالیز صفاقی و آمادگی برای پیوند از اهم برنامه های کلینیک مراقبت از بیماران کلیوی به شمار می آید. باز توانی کلیوی در حقیقت پروسه ای است که در آن بیمار خانواده بیمار و متخصصین مربوطه با هم تشریک مساعی می کنند تا از نظر فیزیکی، اجتماعی و روانی، بیماری که می تواند باعث ناتوانی و از کار افتادگی شدید بیمار گردد، در بدترین شرایط ممکن کنترل نماید. تیم درمانی تشکیل می گردد از نفرولوژیست ها، پزشک عمومی، روان پزشک، متخصص تغذیه، داروساز، مددکار اجتماعی و در رأس آن ها پرستار دوره دیده و مخصوص، همکاری و معاضدت و هماهنگی های لازم بین اعضاء، به عهده اداره کننده اصلی کلینیک، یعنی پرستار می باشد. CKD کلینیک درحقیقت پل ارتباطی بین بیمار کلیوی، پزشکان متخصص و نفرولوژیست ها می باشد و نقش پرستاران دوره دیده و متبحر وکار آزموده در آن انکار ناپذیر است.
معمولاً بیمارانی که توسط این کلینیک ها تحت مراقبت و درمان هستند مرگ و میر کمتری دارند، پیشرفت آن ها به مراحل نهایی نارسایی کلیه بسیار کُند می شود و درمان های مختلفی که به کار گرفته می شود، عوارض کمتر و طول عمر بیش تر بیماران را فراهم خواهد نمود.
آموزش مهم ترین نقش را در جلوگیری از مشکلات کلیوی و پیشرفت آن در جامعه ایفاء می کند. این آموزش اولاً باید از طرق مختلف در سطح جامعه صورت گیرد ، ثانیاً باید اعضای کادر درمانی را به صورت فراگیر پوشش دهد و در نهایت باید بیماران را به عنوان مهم ترین هدف در تکمیل پروژۀ CKD کلینیک مورد توجه قرار دهد.
آموزش بیماران
یکی از مهم ترین فاکتورها در موفقیت کلینیک های مراقبت از بیماران کلیوی در گرو این آموزش می باشد. بیماری های کلیوی با توجه به ماهیت مزمن و طولانی خود که بعضاً در تمام طول عمر بیمار، همراه با او هستند، فقط از طریق فهم و درک بیمار ازبیماری خود و مشارکت او درتمامی مراحل پروژه درمانی قابل کنترل خواهد بود.
عدم شناخت بیمار از علت بیماری و عوامل تشدید یا تخفیف دهنده آن، نقش رژیم غذایی و مصرف به موقع و به اندازه دارو، بدون شک باعث عدم پذیرش Compliance بیمار و شکست درمان می گردد. با این آموزش اضطراب بیمار کاهش یافته و رضایت مندی بیمار از پروسه درمانی افزایش خواهد یافت. پرستار مسئول کلینیک، محوری ترین، اصلی ترین و وسیع ترین نقش را در این آموزش به عهده دارد و این مسئله به اثبات رسیده است که هر چقدر بین این پرستار و پزشک معالج ارتباط، نزدیک تر، صمیمی تر و از کیفیت بالاتری برخوردار باشد، بیمار بیشتر از این کلینیک منتفع، بیماری کلیوی بهتر کنترل و پیشرفت بیماری کمتر خواهد گردید.
پرستاران نقش کلیدی درموفقیت کلینیک های مراقبت از بیماران کلیوی دارند که از طریق زیر امکان پذیر می گردد . متاسفانه پزشکان به تنهایی در هیچ کدام ازاین موارد امکان وقت گذاری کافی و مطلوب را ندارند.
نقش پرستاران
1- آموزش بیماران
2- ارتباط نزدیک، عاطفی و منحصر به فرد با بیماران
3- تعامل با بیمار در دفعات بیشتر و مدت طولانی تر
4- ارزیابی دقیق تر از مهارت ها وآگاهی بیمار که باعث به وجود آمدن تغییراتی در پروسه آموزش درمان خواهد گردید.
5- کنترل وارزیابی آزمایش های ماهانه بیمار، به صورت دقیق و در فرصت مطلوب.
6- کنترل دقیق لیست دارو های مصرفی بیمار و انجام تغییرات لازم و به موقع در آن با توجه به شرایط جدید وپیشرفت یا بهبود بیماری.
محور های آموزش به بیماران کلیوی
جایگاه کلیه: دوطرف ستون مهره درقسمت پشتی شکم
وظایف کلیه: تصفیه خون ازمواد زاید، تنظیم فشارخون، کمک به خونسازی، تنظیم املاح واستخوان سازی در بدن.
عملکرد کلیه: فیلتراسیون گلومرولی وباز جذب توبولی ودفع نهایی مواد زاید و حفظ و نگه داری مواد مورد احتیاج بدن جهت تولید ادرار طبیعی فاقد خون و پروتئین و چرک.
عوامل تخریب کننده: دیابت، فشار خون، سندرم X ، نفریت، عفونت، سنگ، دارو، بیماری های مادرزادی کلیه.
درمان های محافظتی:کنترل وزن، رژیم غذایی، ترک سیگار و محدود کردن الکل، محدودیت درمصرف نمک، چربی و پروتئین مصرفی
دارو درمانی: جهت کنترل فشار خون، پروتینوری، قند چربی و متابولیسم استخوان ها و عوارض قلبی عروقی.
عوارض بیماری: کم خونی، پرفشاری خون، درگیری استخوانی، مشکلات قلبی عروقی و جنسی
مراحل بیماری: مراحل 5 گانه نارسایی مزمن کلیه و افزایش کراتی نین و کاهش GFR
مرحله چهارم ـ pre – ESRD :
تعبیه به موقع فیستول AV ، کارگذاری کاتتر دیالیزصفاقی و آماده سازی برای پیوند.
مرحله پنجم ـ ESRD : شروع به موقع دیالیز صفاقی ، دیالیز خونی یا پیوند کلیه دریک پروسه درمان تلفیقی .
اعتماد سازی واطمینان روانی به بیمار:
نارسایی کلیه پایان راه نیست وهنوز امیدهای زیادی برای یک زندگی مناسب و خوب باقی است.
شناخت نشانه های بیماری مزمن کلیه
اختلالات متابولیک در بیماران نارسائی مزمن کلیه,عوارض بیماری نارسائی کلیه,پیشگیری ازپیشرفت بیماری نارسائی کلیه,اختلالات متابولیک در بیماران نارسائی مزمن کلیه

گریه کردن اولین کاری است که کودک به هنگام به دنیا آمدن انجام می دهد و به گونه ای نشان دهنده ی سلامت وی است. برای همه ی ما مسائل و مشکلاتی پیش آمده است که به طور ناخودآگاه به حدی ناراحتمان کرده که گریه کرده ایم. اما گریه تا چه حدی برای سلامت روح و روان مفید است؟
برخی روان شناسان اشک را به کریستال های یخ تشبیه می کنند که در تماس با گرمای زندگی آب شده و مانند رود از چشمها سرازیر می شوند. این نکته نیز لازم به ذکر است که وقتی اشکهای ما منشاء ناراحتی یا درد دارند بدن احساس به تماس فیزیکی پیدا می کند. برای مثال وقتی فرزندان گریه می کنند و والدین آنها را در آغوش می گیرند زودتر آرام می شوند و این تأثیر وقتی شدت می گیرد که این در آغوش گرفتن همراه با احساس همدردی و محبت باشد. این یک حالت اثبات شده طبیعی است که با رعایت آن روند تخلیه احساسات زودتر و راحت تر سپری می شود. به علاوه آنجا که چشمها پنجره ای رو به قلب انسان هستند. اشکهای ما نیز که از چشمانمان سرازیر می شود نشانگر حالت ناآرامی ، ترس ، نگرانی ، خشم و آسیب پذیری روح ما هستند. پس بیایید از حالا سعی کنیم به گریه و اشک واقع بینانه نگاه کنیم و این تصور اشتباه را که هر فردی که قوی باشد تحت هیچ شرایطی اشک نمی ریزد را کنار بگذاریم زیرا بدن و روح ما به طور طبیعی با مسائل و مشکلاتی رو به رو می شود که نیاز به تخلیه و اشک ریختن دارد. البته به خاطر داشته باشید که اگر گریه کردن در فعالیت های روزانه و زندگی عادی اختلالی ایجاد کند، دیگر جنبه مثبتی در بر ندارد و شاید مربوط به ابتلا به افسردگی یا مشکلات دیگر باشد که در این صورت حتماً باید با یک پزشک متخصص مشورت شود.
چرا در هنگام ناراحتی باید گریه کنیم؟
چرا باید گریه کنیم

کم رویی مسئله ای است که بسیاری از افراد جامعه دچار آن هستند. این مسئله باعث می شود که فرد در زندگی اجتماعی خود با مشکلات فراوانی رو به رو شود و گاهی اوقات نتواند نیاز های خود را برآورده کند. در این مطلب قصد داریم به طور کلی مسئله ی کم رویی را بررسی کنیم.
مقدمه:
انسان اصالتاموجودی است اجتماعی و نیازمند برقراری ارتباط با دیگران. بسیاری از نیازهای عالیه انسان و شکوفا شدن استعدادها و خلاقیت هایش فقط از طریق تعامل بین فردی و ارتباطات اجتماعی ارضا می گردد. در واقع،خودشناسی، برقراری ارتباط مؤثر و متقابل با دیگران و پذیرش مسؤولیت اجتماعی از اهداف اساسی همه نظام های تربیتی است. در دنیای پیچیده امروز، یعنی در عصر ارتباطات حضور فعال فرهنگی و احاطه بر زنجیره علوم، فنون و تکنولوژی برتر انکارناپذیر است.
در هر جامعه ای درصد قابل توجهی از کودکان، نوجوانان و بزرگ سالان بدون آن که تمایلی داشته باشند، ناخواسته خود را در حصاری از کم رویی محبوس و زندانی می کنند و شخصیت واقعی و قابلیت های ارزشمند ایشان در پس توده ای از ابرهای تیره کم رویی ناشناخته می ماند. چه بسیار دانش آموزان، دانشجویان، کارمندان، کارگران و… هوشمند و خلاقی که در مدارس، دانشگاه ها، ادارات، کارخانجات و… فقط به دلیل کم رویی و ناتوانی اجتماعی، همواره از نظر پیشرفت تحصیلی و شغلی و قدرت خلاقیت و نوآوری نمره کم تری عایدشان می شود; چرا که کم رویی یک مانع جدی برای رشد قابلیت ها و خلاقیت های فردی است.
پدیده کم رویی در بین بزرگ سالان و افراد مسن بسیار پیچیده تر از جوانان است و چنین پیچیدگی روانی ممکن است در اغلب موارد نیازهای درونی، تمایلات، انگیزه ها، قابلیت ها، فرصت ها، هدف ها و برنامه شغلی، حرفه ای و اجتماعی جوانان ایشان را به طور جدی متاثر و دگرگون کند.
پرداختن به پدیده کم رویی و بررسی مبانی روان شناختی آن از این رو حائز اهمیت است که تقریبا همه ما به گونه ای تجاربی از کم رویی را در موقعیت های مختلف داشته ایم. اما نکته مهم تراین است که بعضی ها درهمه شرایطوموقعیت های اجتماعی به کم رویی قابل توجهی دچار می شوند. بنابراین می توان گفت که اکثر قریب به اتفاق مردم در مواردی از زندگی اجتماعی خود به گونه ای دچار کم رویی شده اند. اما پدیده کم رویی دارای درجات مختلفی است:
بعضی ها صرفا در مواقع و موقعیت های خاص دچار کم رویی می شوند;
بعضی ها در برخی از مواقع و موقعیت ها دچار کم رویی می شوند;
بعضی ها در غالب مواقع و موقعیت ها دچار کم رویی می شوند;
بعضی از کودکان، نوجوانان و بزرگ سالان که شمارشان نیز قابل ملاحظه است، تقریبا در همه موقعیت های اجتماعی دچار کم رویی می شوند.
روندتحولات اجتماعی گویای این حقیقت است که مساله کم رویی غالبا با گذشت زمان، فشردگی و پیچیدگی روابط بین فردی وتشدیدفشارهای اجتماعی، رقابت ها، گوشه گیری ها، تکروی ها، عزلت گزینی ها و تنهایی ها گسترده تر و شدیدتر می شود و درصد بیش تری از جوانان و بزرگ سالان را فرا می گیرد که می تواند به تدریج به صورت نوعی بیماری روانی درآید. مگر این که بتوانیم با تشخیص سریع و استفاده از روش های تربیتی و درمانی مناسب و مؤثر از گسترش و تشدید آن جلوگیری کنیم.
کم رویی چیست؟
کم رویی یک توجه غیر عادی همراه با ترس به خویشتن است که در یک موقعیت اجتماعی ظاهر می شود و در نتیجه آن، فرد دچارنوعی اختلال در رفتار و عضلات بدنی شده و شرایط عاطفی و شناختی اش متاثر می گردد. یعنی زمینه بروز رفتارهای خام و ناسنجیده و عکس العمل های نامناسب در وی فراهم می شود. به دیگر سخن پدیده کم رویی به وجود مشکل در برخوردهای اجتماعی و رفتارها و احساس های آزار دهنده شخصی مربوط می شود که همواره به صورت یک ناتوانی یا معلولیت اجتماعی ظاهر می گردد. به کلام ساده کم رویی یعنی: «خود توجهی » فوق العاده و ترس از مواجه شدن با دیگران. زیرا کم رویی نوعی ترس یا اضطراب اجتماعی است که در آن فرد از مواجه شدن با افراد ناآشنا و ارتباطات اجتماعی گریز دارد.
بنابراین فرد کم رو، از یک طرف نگران رو به رو شدن با افراد جدید است و از سوی دیگر از وارد شدن به اماکن جدید و کسب کار و تجارت تازه هراس دارد که مجموعه این حالات احساس عجز در عین توانمندی را در وی به دنبال خواهد داشت. البته باید توجه داشت که احساس کم رویی افراد، همیشه در برابر انسان ها متبلور می شود و نه حیوانات، اشیا و موقعیت های طبیعی و جغرافیایی.
کم رویی از دیدگاه بین فرهنگی
کم رویی یک پدیده گسترده و متنوعی است که در نزد افراد، خانواده ها، جوامع و فرهنگ های مختلف معانی متفاوتی دارد. یک کودک یا نوجوان ممکن است از نظر روان شناسی اجتماعی فردی کم رو باشد، اما از نظر خانواده یا مدرسه به عنوان یک کودک یا نوجوان مؤدب و متین تلقی گردد. به عبارت دیگر بعضی ها افراد کم رو را انسان هایی ساکت، مؤدب و محترم می دانند و تصور می کنند که این افراد، شهروندان سالم و بی آزاری هستند و برخی نیز افراد کم رو را انسان های مطیع، حرف گوش کن، مستعد و مقبول اجتماع می دانند.
بعضی نیز کم رویی را برای دختران امری عادی و صفتی مثبت تلقی می کنند و آن را برای پسران یک ویژگی یا منش ناپسند می دانند. در حالی که کم رویی همان گونه که پیش تر اشاره شد یک معلولیت اجتماعی و مانع رشد مطلوب شخصیت است و برای هر دو جنس امری نامطلوب است.
برخی دیگر کم رویی را در افراد، به خصوص در دختران مترادف با حیا و عفت می دانند و آن را تایید و تمجید و تشویق می کنند،
در حالی که «حیا» یکی از برجسته ترین صفات انسان های متعالی بوده، شاخص ایمان و بیانگر رشد مطلوب شخصیت است. به بیان دیگر قدرت خویشتن داری امری ارادی وارزشمند است و برعکس، کم رویی پدیده ای کاملا غیر ارادی، ناخوشایند و حکایتگر ناتوانی و معلولیت اجتماعی است.
انتظار این است که در جوامع اسلامی به ویژه در کشور ما با توجه به ارزش های والای قرآنی و وظایف و تکالیف شرعی فردی و گروهی، پذیرش مسؤولیت های اجتماعی و اتصاف به فضیلت های اخلاقی، رشدی متعادل و متوازن داشته باشد. بدون تردید مسلمانان کم رو نمی توانند در انجام بعضی از وظایف و مسؤولیت های اجتماعی خود موفق باشند. فی المثل خمیر مایه ایفای وظیفه مهم امر به معروف و نهی از منکر، برخورداری از شجاعت اخلاقی و مهارت در برقراری ارتباط اجتماعی متقابل، مؤثر و مفید است.
کم رویی واحساس تنهایی
فردی که قادر به برقراری ارتباط با دیگران نیست، به طور قابل ملاحظه ای کم تر از دیگران از روابط اجتماعی بهره می برد. چنین فردی نمی تواند احساسات خوشایند یا ناخوشایند، ترس ها یا نگرانی ها و آرزوها یا امیدهایش را با نزدیکان و دوستانش در میان بگذارد و پاسخ ها و عکس العمل های ایشان را دریافت کند. احساس تنهایی نیز همانند کم رویی، نوعی ناتوانی اجتماعی است و هر کدام از ما ممکن است در یک موقعیت یا شرایط خاص چنین احساسی داشته باشیم. افرادی که دچار احساس تنهایی می شوند و این احساس با شدت و مداومت، افکار و رفتار آن ها را فرا می گیرد، به تدریج از تمایلات اجتماعی و ارتباطات فردی شان کاسته می شود و از این نظر بعضی از ویژگی های افراد کم رو را پیدا می کنند. کم رویی ناتوانی و معلولیت فرد در برقراری ارتباط است و تنهایی مشکل انسان در اثر فقر ارتباطی است و در بسیاری موارد احساس تنهایی به کم رویی تبدیل می شود.
شایان ذکر است که به دلیل ویژگی ها و نیازهای خاص روحی اجتماعی نوجوانان، ظهور پدیده تنهایی (احساس تنهایی) در بین ایشان به طور فوق العاده ای بیش تر از شیوع این احساس در میان بزرگ سالان است. و هم چنین این احساس در میان کهن سالان به خاطر شرایط خاص اجتماعی و بدنی آن ها، فراوان است. به همین خاطر در طول یک هفته لحظاتی که نوجوانان وکهن سالان احساس تنهایی می کنند بیش تر از کودکان و بزرگ سالان (میان سال ها) است. هرگاه چنین احساسی به علل گوناگون، از جمله ناکامی های مکرر، نگرانی و اضطراب شدید، رفتار تبعیض آمیز والدین یا بی مهری های فرزندان در برابر والدین مسن و از کارافتاده، واکنش های منفی اطرافیان و قطع امید از پیوندهای عاطفی عزیزان، تقویت گردد و فرد عمیقا احساس تنهایی کند، نه تنها همانند افراد کم رو دچار ناتوانی یا معلولیت اجتماعی می شود، بلکه زمینه افسردگی جدی در وی به وجود می آید و ممکن است دست به اقدامات غیر عادی و کژروی های اجتماعی نظیر گریز از خانه و محل کار، اعتیاد و خودکشی بزند. درصد قابل توجهی از کسانی که خودکشی کرده اند یا اقدام به خودکشی می کنند، تجارب فراوانی از احساس تنهایی و رها شدگی از طرف صمیمی ترین نزدیکان و دوستان خود را داشته اند.
بنابراین به طور خیلی جدی می بایست افراد مبتلا به این پدیده را اعم از نوجوان و بزرگ سال مورد توجه قرار داد و با اتخاذ روش های اصلاحی و درمانی مناسب و یا مراجعه به متخصصین مربوطه، مورد درمان و توانبخشی اجتماعی قرار داد.
بدون تردید در دنیای پیچیده امروز، فراوانی ناراحتی ها و رنج های ناشی از مشکلات ارتباطی و سازگاری اجتماعی مانند اضطراب، افسردگی، کم رویی، احساس تنهایی و.. به مراتب بیش از بیماری های قلبی است! براساس تحقیقات انجام شده بسیاری از ناراحتی های قلبی نتیجه فشارهای عاطفی و روانی و روابط ناسالم یا ناموفق بین فردی است و هیچ منشا فیزیکی و بدنی نداشته است.
ویژگی های رفتاری افراد کم رو
برخی از ویژگی های رفتاری کودکان، نوجوانان و بزرگ سالان کم رو به طور قابل ملاحظه ای متفاوت از دیگران بوده و به سادگی قابل تشخیص است.
از نظر زیستی و فیزیولوژیکی نشانه ها یا علایم مشترکی در میان غالب افرادی که به طور جدی دچار کم رویی هستند مشاهده می شود. در این ارتباط می توان به علایم فیزیولوژیکی نظیر تشدید ضربان قلب، سرخ شدن چهره، اختلال در ریتم تنفسی، تغییر در تن صدا و… اشاره کرد.
هم چنین برخی رفتارهای اضطرابی و یا رفتارهای روانی حرکتی (۱) در بین کودکان، نوجوانان و بزرگ سالان کم رو دیده می شود. برخی از این ویژگی ها مانند گریه کردن، روبرگرداندن از غریبه ها و چسبیدن به فرد آشنا بیش تر در کودکان کم رو مشاهده می شود. از دیگر ویژگی های افراد کم رو می توان به موارد ذیل اشاره کرد:
فرار کردن از جمع غریبه ها، مخفی کردن خود از انظار اطرافیان غریبه و ناآشنا، خجالت کشیدن و به لکنت افتادن، با حداقل کلمات سخن گفتن، بریده و کم حرف زدن، بیش تر عبوس بودن و کم تر لبخند زدن، دستپاچه شدن، گوش خود را کشیدن، با انگشتان خود بازی کردن، با لباس خود ور رفتن، از این پا به آن پا شدن، سر را خم کردن و زیر چشمی به غریبه ها نگاه کردن، عدم بر قراری ارتباط چشمی مستمر و طبیعی با دیگران، غرق در افکار خود شدن، تمایل به سر و کار داشتن بیش تربا کتاب و اشیاء و لوازم مختلف به جای آدم ها، علاقه به بازی با کودکان آشنا و کوچک تر از خود، عدم برخورداری از یک رابطه دوستانه با آشنایان، با صدای آهسته و غیر طبیعی سخن گفتن، گرفته و نگران بودن، بیزاری از دعوت کردن و دعوت شدن، تمایل به تنها بودن، بیزاری شدید از نگاه های نقادانه دیگران، فقر شدید در انگیزه فعالیت های اجتماعی، ضعف اعتماد به نفس، عدم برخورداری از ابتکار عمل و ارائه خلاقیت های ذهنی، بی جرات و بی شهامت بودن در عین توانایی و قدرت و… .
تاثیر کم رویی بر رشد شناختی، عاطفی، روانی، سازش یافتگی اجتماعی و شخصیت
پدیده کم رویی به عنوان یک معلولیت اجتماعی، چنانچه به موقع تشخیص داده نشود و درمان نگردد ممکن است آثار نامطلوبی به همراه داشته باشد و رشد شناختی، عاطفی و روانی و اجتماعی فرد را به طور جدی متاثر کند. در این جا به صورت مختصروفهرست وار به بعضی از تاثیرات سوء کم رویی بر روند رشد شناختی،قدرت هوشمندی، رشدشخصیت و ویژگی های عاطفی و روانی افراد کم رو اشاره می کنیم:
بعد شناختی: در بسیاری از مواقع هوش و استعداد سرشار در پس ابرهای تیره کم رویی پنهان می ماند. به عبارت دیگر بعضی از کودکان و نوجوانان کم رو به رغم آن که ممکن است فوق العاده تیزهوش و سرآمد باشند، اما قدرت هوشمندی ایشان توسط دیگران، به خصوص معلمان به طور واقع بینانه مورد ارزیابی قرار نمی گیرد. کم رویی پایدار می تواند منجر به یک ترس و تنش عمومی شود و کودک یا نوجوان کم رو، اعتماد به نفس و جرات تجربه هیچ کار تازه ای را پیدا نکند و در نتیجه عملکردو پیشرفت اوبه طور جدی و معنی داری پایین تر از سطح توانایی اش ظاهر گردد. به کلام دیگر همیشه فاصله ای قابل توجه بین توان بالقوه و توان بالفعل افراد کم رو وجود دارد.
کم رویی موجب افزایش فوق العاده خودتوجهی و اشتغال ذهنی فرد کم رو نسبت به واکنش های خویش می شود، به گونه ای که شخص از هرگونه تفکر مولد و خلاق و ارتباط برتر باز می ماند، چرا که خلاقیت متضمن برخورداری از شخصیتی سالم، پویا و فعال است و کودکان و نوجوانان خلاق عموما افرادی کنجکاو، جست وجوگر، انعطاف پذیر، صریح الکلام، شجاع، راحت و بی تکلف، گشاده رو و متبسم هستند. بنابراین کم رویی قدرت تفکر خلاق و خلاقیت فرد را محدود می کند. این جاست که سنگینی بار تربیت صحیح بیش تر می شود و وظیفه پدری یا مادری ایجاب می کند که موانع رشد همه جانبه فرزندان را رفع کرده و زمینه رشد بیش تر و فردای بهتر آن ها را فراهم سازند.
بعد عاطفی، روانی و اجتماعی: افراد کم رو غالبا دچار اضطراب، افسردگی و احساس تنهایی بوده، در برقراری و حفظ پیوندهای عاطفی با مشکل جدی مواجه هستند. کم رویی مانع اصلی رشد مطلوب عاطفی و روانی فرد است.
در افراد کم رو ترس از غریبه ها ممکن است به تدریج تعمیم یابد و باعث شود که آنان از هر چیز تازه و متفاوتی بترسند. این امر می تواند محصور کننده فرد در میان دیواره های احساسات بازدارنده باشد و زمینه رشد نابهنجار روانی اجتماعی وی را فراهم کند. چنین فردی نمی تواند همسری خوب و سازگار، پدری مهربان و مربی و شهروندی سازگار باشد و در نتیجه از زندگی لذتی نخواهد برد.
افرادکم رو سهم چندانی در گروه های همگن ندارند و یا در صورت عضویت در گروه های اجتماعی، حضوری انفعالی و غیر فعال خواهند داشت. گرچه معمولاافرادکم روبه خصوص به خاطر تبعیت پذیری و فرمانبری بی کم و کاست، از سوی اعضای گروه طرد نمی شوند، اما باید اذعان داشت که غالباموردکم توجهی واقع می شوند و در نتیجه چنین نقش غیر فعال گروهی و سازش یافتگی ضعیف، از کسب یادگیری ها، مهارت ها و تجارب مؤثر فعالیت های اجتماعی محروم می مانند.
کم رویی باعث می شود که فرد در عین این که بعضا از نظر صلاحیت های علمی، فکری و اخلاقی، قابلیت هاوکفایت های،فردی برتر از هم سالان، دوستان، هم گروه ها و هم کلاسی های خود است، اما نتواند رهبری گروه را عهده دار شود، در حالی که فرصت رهبری گروه،ازتجارب ارزشمند رشداجتماعی و از عوامل مؤثر افزایش اعتماد به نفس است.
از آن جا که فرد کم رو غالبا می ترسد که با دیگران به ویژه مخاطب های ناآشنا، تازه واردها و غریبه ها صحبت کند، بالطبع دیگران نیز با او کم تر سخن می گویند، به قول معروف:
تا که از جانب معشوق نباشد کششی
کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد.
بنابراین قلت ارتباطات کلامی و روابط اجتماعی، موجب می شود که کودک، نوجوان یا فرد بزرگ سال کم رو دچار نوعی خود محصوری (زندگی در یک چارچوب بسته) شود و از زندگی فعال و خوشایند اجتماعی محروم بماند.
معمولا افراد کم رو نسبت به خود همان قضاوتی را ندارند که دیگران نسبت به ایشان دارند (افراد کم رو خود را بسیار کم تر از آنچه هستند، می بینند.) چون ارزشیابی صحیح از خود نشانی از سازگاری اجتماعی است، بنابراین خود پنداری ضعیف، بینانگر رشد معیوب شخصیت و وجود عقده خطرناک حقارت است و همین عقده حقارت است که ریشه بسیاری از حسادت ها و اختلافات خانوادگی به شمار می آید.
پی نوشت:
۱) رفتارهایی که در اثر اختلال در روان فرد به وجود می آید و قابل مشاهده است و ریشه فیزیکی ندارند.
کم رویی یک پدیده پیچیده روانی اجتماعی است. کم رویی یک صفت یا ویژگی ارثی (ژنتیکی) نیست، بلکه اساسا در نتیجه روابطنادرست بین فردی وسازش نایافتگی های اجتماعی در مراحل اولیه رشد (در خانه و مدرسه) پدیدار می گردد. با این که برخی از روان شناسان نظیر کتل (cattel) [۱۹۸۳ ]بر این عقیده اند که بعضی افراد با زمینه کم رویی متولد می شوند، اما باید توجه داشت که بحث درباره زمینه کم رویی و استعداد بیش تر بعضی از کودکان در ابتلا به کم رویی، به معنای ارثی بودن آن، مثل رنگ چشم و پوست نیست. بدیهی است کودکان کم رو عموما متعلق به والدینی هستند که خودشان کم رویی دارند. لیکن این بدان معنی نیست که این قبیل کودکان کم رویی را از طریق ژن های ناقل از والدین خود به ارث برده اند، بلکه اساسا بدین معناست که کم رویی را از آن ها یاد گرفته اند. (۱)
در این جا به طور خلاصه به اصلی ترین زمینه های کم رویی اشاره می شود:
کم رویی ناشی از ترس
کم رویی ناشی از ترس عموما از سال اول زندگی نوزاد مشاهده می شود. مطالعات انجام شده روی نوزادان، حاکی از این است که در اواسط سال اول زندگی (غالبا در ۶ ماهه دوم از اولین سال زندگی کودک) کم رویی به عنوان یک پدیده همگانی در همه نوزادان و نسبت به غریبه ها و افراد آشنایی که به خاطر تغییر لباس و آرایش ظاهر متفاوت به نظر آیند، دیده می شود. به عبارت دیگر، در این شرایط اضطراب برخورد با بیگانه ها و ناآشناها وجود کودک را فرا می گیرد. در حقیقت، کودک خردسال از این رو کم رو است که مردم برایش ناآشنا بوده، از او بزرگتر، قوی تر، قدرتمندتر و مقتدرترند و او نمی داند که در شرایط گوناگون چگونه با وی برخورد خواهند کرد.
کودکان خردسال، پس از شش ماهگی، به تدریج به لحاظ رشد ذهنی و عاطفی می توانند افراد آشنا را از غریبه ها تشخیص دهند. همراه با افزایش دامنه ارتباطات کودک با دیگران، کم کم بر تجارب خوشایند و دوست داشتنی وی افزوده می شود و کودک از ارتباط و هم نشینی با دیگران، به خصوص آشنایان لذت برده و ترسش فرو می ریزد. این حالت مقدمه لازم و مطلوبی برای اجتماعی تر شدن کودک است.
اما اگر برخوردهای اطرفیان و محیط هم چنان که پیش تر اشاره کردیم غلط باشد، کم رویی طبیعی کودک خردسال به کم رویی پایدار و غیر طبیعی تبدیل می شود.
کم رویی ناشی از اضطراب اجتماعی
بسیاری از محققان و متخصصان، ریشه اصلی کم رویی را در ترس یا اضطراب اجتماعی می دانند و بس. بنابراین، لازم است اشاره مختصری به اضطراب اجتماعی داشته باشیم.
اضطراب اجتماعی نتیجه ای است از احتمال یا وقوع نوعی ارزیابی شخصی در موقعیت های مختلف اجتماعی. به دیگر سخن، فردی که دچار اضطراب اجتماعی است، هیچ گونه تمایلی به آغاز ارتباط با دیگران ندارد و با احساسی از ترس و پایداری غیر معقول، از هر موقعیتی که ممکن است در معرض داوری دیگران قرار گیرد، اجتناب می ورزد. برداشت یا تصور شخص از موقعیت های اجتماعی که احتمال دارد شخصیت او مورد سنجش و ارزیابی قرار گیرد، می تواند واقعی یا خیالی باشد. در واقع، شخصی که به شدت دچار اضطراب اجتماعی است، تصور می کند که در هر موقعیت یا شرایط اجتماعی، فرد یا افرادی به محض مواجه شدن با او رفتار و شخصیتش را مورد نقادی و ارزیابی قرار خواهند داد.
کسانی که همه موقعیت های اجتماعی و تعامل بین فردی را صحنه های ارزیابی و انتقاد تلقی می کنند، رفتاری نامناسب دارند. البته، حضور در جلسات مصاحبه و گزینش تحصیلی و شغلی، دیدار با فردی مسؤول یا مقتدر برای اولین بار، صحبت، سخنرانی و ارائه گزارش در حضور مخاطبان برجسته، مصاحبه در برنامه پخش مستقیم رادیو یا تلویزیون، ورود به اطاقی مملو از آدم های غریبه و موقعیت هایی از این قبیل، تقریبا همه افراد را تا حدودی مضطرب می کند، لیکن بعضی از کودکان، جوانان و بزرگ سالان این گونه رفتار را برای همیشه حفظ می کنند و تکرار مواجهه، در رفتار آن ها تغییری ایجاد نمی کند و در بعضی اوقات از طرف اطرافیان هم تقویت می شود; این همان ایجاد کم رویی است که باید با آن مقابله کرد.به عبارت دیگر، در این افراد، اضطراب یک ویژگی شخصیتی محسوب می شود که کم رویی را هم به دنبال دارد. اما، این موقعیت ها و رفتارها برای افرادی که رشد اجتماعی خود را به طور صحیح پشت سر گذاشته اند، یک وضعیت موقت و گذرا خواهد بود و با تکرار و تمرین و چندبار مواجهه، رفع خواهد شد و هرگز پدیده نامطلوب کم رویی شکل نخواهد گرفت.
به طور خلاصه می توان گفت، اضطراب اجتماعی و به تبع آن کم رویی، در شرایط زیر بیش تر مشاهده می شود:
۱ ترس از عدم تایید یا انتقاد توسط دیگران;
۲ ترس از قرار گرفتن در موقعیتی که می بایست مصمم و قاطع جواب داد یا اظهار نظر کرد;
۳ ترس از مقابله کردن با شرایط خاص اجتماعی، عصبانیت ها و پرخاشگری ها;
۴ ترس از مواجهه شدن و هم کلامی با جنس مخالف;
۵ ترس از ناتوانی در برقراری و حفظ روابط بسیار صمیمی بین فردی;
۶ ترس از بروز جدی تعارض در خانواده و طرد شدن توسط والدین.
خانواده و فرزندان کم رو
محیط خانواده و تجارب اولیه کودک به خصوص در سنین پیش دبستانی و سال های آغازین مدرسه، اصلی ترین نقش را در شکل گیری شخصیت کودک دارد. در این دوران الگوهای رفتاری بزرگ سال، برنامه های تلویزیونی، نحوه و میزان ارتباطات عاطفی، کلامی و اجتماعی خردسالان با والدین و بزرگ سالان خانواده، بیش ترین تاثیر را در رشد مطلوب اجتماعی و یا پدیدایی اضطراب و کم رویی کودکان می تواند داشته باشد.
زمانی که الگوهای بزرگ سال (مثل والدین) خودشان عموما مضطرب بوده و از مهارت برقراری روابط عاطفی اجتماعی مطلوب و خوشایند با دیگران، به ویژه با فرزندان خود بی بهره اند، طبیعی است که فرزندان این خانواده نیز بیاموزند که کم رو باشند. به همین دلیل بعضی از روان شناسان مثل واتسون (پرخذ.جچژژرذ) کم رویی کودکان را در نتیجه یادگیری و تقویت آن در خانه و مدرسه می دانند.
کمال جویی و آرمان گرایی فوق العاده والدین و انتظارات نامعقول آنان از فرزندان در شرایط گوناگون و وادار کردن آن ها به رفتارهای کلیشه ای و عکس العمل های تصنعی در موقعیت های مختلف اجتماعی، سخت گیری بیش از حد بر کودکان و نوجوانان و داشتن توقعات زیاد، رفتار خصمانه و عصبی با ایشان، تهدیدها و تنبیه ها، تحقیرها و تحدیدهای ناروا و حمایت های افراطی و غیر ضروری از فرزندان، از اصلی ترین زمینه های رشد عیوب اجتماعی کودک و بروز کم رویی به شمار می آیند.
برای مثال، اگر والدین با حمایت افراطی از کودک خود در سنین قبل از دبستان، مانع مواجه شدن او با سختی ها و ناخوشی ها شوند، طبیعی است وقتی این کودک وارد مدرسه می شود و مشاهده می کند که دیگر از حمایت های افراطی والدین خبری نیست و رفتار بچه ها و هم سالان او با رفتار والدین متفاوت است، دچار نگرانی شده و به خاطر نداشتن قدرت سازگاری، از آن ها کناره گرفته و گریزان می شود. بنابراین، باید دانست که حمایت افراطی از کودکان، زمینه ساز بسیاری از ناهنجاری های رفتاری و اجتماعی است و باید تعدیل شود.
کم رویی در تک فرزندها و فرزندان اول خانواده
کم رویی در میان فرزندان اول خانواده و تک فرزندها بیش از سایر فرزندان خانواده دیده می شود، به خصوص زمانی که والدین قادر نباشند زمینه تربیت و رشد اجتماعی مطلوب و هماهنگ ایشان را مطابق با نیازهای عاطفی و اجتماعی آنان فراهم آورند. به طور کلی در غالب موارد، فرزندان اول خانواده و تک فرزندها با بزرگ ترها بیش تر همانندسازی می کنند و تمایل ایشان در برقراری ارتباط با بزرگ سالان، بیش از هم سالانشان است. به دیگر سخن، فرزندان اول خانواده و تک فرزندها در برقراری ارتباط با هم سالان و هم کلاسی های خود بیش تر با مشکل مواجه می شوند تا با افراد بزرگ سال (۲) چرا که عموما والدین انتظارات و توقعات متنوعی از تنها فرزند و یا فرزند اول خود دارند; اعمال فشارهای روانی از طرف والدین و آرمان خواهی های فراوان ایشان و نیز ناتوانی این قبیل فرزندان در تحقق بخشیدن به خواسته های والدین، به تدریج باعث ایجاد احساس بی کفایتی و خودپنداری بسیار ضعیف در آن ها شده و از این رو، زمینه اضطراب فراگیر و کم رویی در شخصیت ایشان به وجود می آید. به خاطر چنین وضعیت عاطفی روانی است که فرزندان اول در مقایسه با سایر فرزندان خانواده به توفیقات کم تری در پیشرفت تحصیلی دست می یابند.
مدرسه; تقویت کم رویی یا رشد اجتماعی
مدرسه به عنوان اولین جایگاه رسمی تجربه کودکان می تواند نقش تعیین کننده ای در تقویت کم رویی یا مهارت های اجتماعی آنان ایفا کند. متاسفانه در بعضی مدارس، رفتار انفعالی و آرام و سکوت مضطربانه کودک یا کودکان کم رو و ناتوان به عنوان یک صفت پسندیده و ویژگی رفتاری مطلوب تلقی شده و حتی با تایید و تشویق های بی مورد، تقویت نیز می گردد. جای بسی تعجب و تاسف است که در بسیاری از مدارس، گاهی بالاترین نمره انضباط از آن معلولین اجتماعی، یعنی دانش آموزان کم رو است! این مساله زمانی بیش تر مشاهده می شود که کودک نیز به دلایل عدیده از جمله کمبودهای عاطفی و تعارضات خانوادگی، شدیدا تمایل دارد رفتارش مورد توجه و تایید معلم واقع شود و به طورپی درپی ازطرف وی مورد تشویق قرار گیرد.
روش های درمان کم رویی
پیش از این اشاره شد که کم رویی یک پدیده پیچیده و مرکب ذهنی روانی، اجتماعی است که به دلایل مختلف در طول دوران رشد به تدریج پدیدار می شود. بنابراین، در بحث درمان نیز باید اذعان داشت که برای کم رویی، یک درمان فوری وجود ندارد.
کم رویی با دارو برطرف نمی شود و اقدامات پزشکی و استفاده از داروهای آرام بخش و تقویت کننده (مولتی ویتامین ها) تاثیر مستقیمی بر درمان کم رویی فرد ندارد. کم رویی اساسا رفتاری اکتسابی و آموخته شده است که برای درمان و برطرف کردن آن باید رفتار نامطلوب حذف گردیده و رفتار تازه و مطلوب اجتماعی در فرد فراگیر شود.
اساس درمان کم رویی، تغییر در حوزه شناختی و تحول در شیوه عملی زندگی و حیات اجتماعی فرد است; تغییر در شیوه تفکر، یافتن نگرش تازه نسبت به خود و محیط اطراف، برخورداری از قدرت انجام واکنش های نو در برابر اطرفیان و تعامل بین فردی، تغییر در باورها و نظام ارزش هایی که کم رویی را تقویت می کند، کاهش اضطراب در فرد کم رو، تقویت انگیزه و افزایش مهارت های اجتماعی و توانایی های تحصیلی، شغلی و حرفه ای، اصلی ترین روش درمان کم رویی است.
چرا برخی از افراد کم رو هستند؟
چرا برخی افراد کم رو هستند