اختلالات روانی در جامعه ما

استرس چیست بیمار روانی انواع بیماری های اعصاب و روان استرس اکسیداتیو نشانه های بیماری اعصاب و روان استرس شدید بیماری پارانویا و هیستری بیماری روانی مانیا بیماری پارانویا و هیستری بیماری پارانویا و هیستری نشانه های بیماری اعصاب و روان نشانه های بیماری اعصاب و روان استرس بار بیمار روانی کیست بیماری روانی اسکیزوفرنی تنش و استرس بیماری در افراد پر مشغله،افسردگی،حل جدول ،تقویت ذهن ، ابتلا به بیماری‌های روانی ،استرس و کاهش توان یادگیری علائم بیماری های اعصاب و روان بیماری های اعصاب و روان تنش و استرس

 اختلالات روانی در جامعه ما

خود مراقبتی به معنی پیروی از یک شیوه زندگی سالم به منظور پیش گیری از بیماری ها و صدمات می باشد. در این میان کارکرد خانواده به عنوان یکی از اجزای مهم در خود مراقبتی محسوب می شود.

 صحبت با رییس بزرگ ترین مرکز درمانی اعصاب و روان اصفهان حقایقی را روشن می سازد که برخی از آنها دور از ذهن است، اینکه اکنون در میان مردم اصفهان ۳۵ هزار نفر بیمار اسکیزوفرنی وجود دارد که درمان نشده اند ولی زندگی می کنند.

گفت وگو با “غلامرضا بارانی” حال و هوای خاص خود را دارد، بارانی از یک سو روان پزشکی توانا در درمان بیماران اعصاب و روان است و از سویی دیگر حرف هایش در مورد بیمارانی که در طول سال ها ریاست بر بزرگ ترین بیمارستان اعصاب و روان اصفهان، تجربه درمان آن ها را داشته است، دریچه ای تازه در مورد این بیماران پیش روی انسان باز می کند.

صمیمیت، غلامرضا بارانی، رییس مرکز آموزشی درمانی فارابی اصفهان موجب می شود تا به سادگی بتوان با او ارتباط برقرار کرد و حرف ها و رفتارش همان چیزی را نشان می دهد که همه می خواهند داشته باشند؛ مثبت بودن و مثبت فکر کردن.

آنچه در زیر می خوانید گفت وگو با رییس مرکز آموزشی درمانی فارابی اصفهان است.

در طول تاریخ نگاه های متفاوتی نسبت به بیماران روانی وجود داشته است. اگر بخواهیم اکنون به این پدیده بپردازیم، باید چگونه آن را تحلیل کنیم؟

به نظر من ابتدا باید واژه را تغییر داد، یعنی اینکه بیماری ذهنی را یک بیماری ناشی از سیستم مغزی بدانیم. همان طور که بیماری دیابت ناشی از بالا رفتن قند خون است، بیماری روانی نیز ناشی از یک واسطه عصبی است. یک واسطه عصبی کم یا زیاد شده و موجب تغییرات رفتاری می شود. پس تغییرات رفتاری یک نفر ناشی از تغییر در وضعیت واسطه های عصبی اوست، بنابراین اگر این نگرش را در مردم ایجاد کنیم که مشاهده هر نوع تغییر رفتار متضاد با عرف جامعه در یک فرد ناشی از تغییر در واسطه های عصبی اوست، نگاه مردم اصلاح می شود.

برای اینکه بتوانیم بیماری روانی را نشان دهیم و اینکه چگونه در اثر تغییر در یک واسطه عصبی عوارض روانی متفاوت بروز می کند، می توانیم تأثیر مواد مخدر بر روی انسان را مثال بزنیم. فردی که سالم بوده در اثر مصرف یک روان گردان دچار جنون می شود، چرا؟ تغییر در واسطه های عصبی. اما تغییر در واسطه های عصبی می تواند دلایل گوناگونی داشته باشد، ممکن است ژنتیکی باشد یا ممکن است استرس دلیل این تغییر باشد. البته این را نیز بگویم که یقیناً روزی علم به سمتی خواهد رفت که همانند بیماران فشارخون داروهایی برای بیماران اعصاب و روان، تجویز می شود تا تغییر رفتار آن ها را اصلاح کند.

آیا فشارهای روانی ناشی از مشکلات گوناگون همچون مشکلات اقتصادی و اجتماعی که موجب افسردگی و تبدیل یک انسان سالم به بیمار اعصاب و روان شود، را نمی توان دلیل اصلی بیماری های اعصاب و روان تلقی کرد؟

ممکن است فشارهای روانی به برخی انسان ها وارد شود ولی هیچ مشکلی ایجاد نکند، اما انسان ها دستگاه های بدنی متفاوتی دارند. تغییر در واسطه ها به ویژگی های بدنی افراد مربوط است. استرس ممکن است برای یک نفر بزرگ باشد و ممکن است برای یک نفر خیلی کوچک باشد. بنابراین استرس در بروز بیماری های اعصاب و روان نقش دارد ولی نقش اصلی را ندارند. نقش شروع و تسریع بیماری را دارند.

برخی بیماری های اعصاب و روان مثل اسکیزوفرنی ناشناخته مانده اند. آیا این بیماری ها سهم زیادی در جامعه دارند یا انگشت شمارند؟

بسیاری از بیماری ها در دنیا هنجار مشخصی دارد، مثلاً یک درصد هر جامعه می تواند مبتلا به اسکیزوفرنی باشد. تعداد بیماران اسکیزوفرنی هنجار جهانی دارد و تنها مربوط به یک کشور خاص نیست. اسکیزوفرنی می تواند در اثر عوامل استرسی و مسائل اجتماعی ایجاد شود، اما سن شروع این بیماری متفاوت است. ممکن است یک نفر در دو سالگی به اسکیزوفرنی مبتلا شود و ممکن است یک نفر بیست سالگی و یک نفر در چهل سالگی، بنابراین جامعه ایران نیز تابع این هنجار جهانی است.

چگونه می توان رفتار یک فرد بیمار را از رفتار یک شخص سالم تشخیص داد؟

نیازی نیست که یک خط قرمز برای تشخیص بیمار و فرد سالم در نظر بگیریم. هر فردی که تا دیروز اجتماعی بوده ولی امروز گوشه گیر می شود، دچار تغییر رفتار شده، پس دچار مشکل شده است. این تغییر رفتار گذرا است یا یک بیماری بادوام است. بعضی اوقات فکر می کنیم این تغییر رفتار عادی است و متوجه آن نیستیم مثلاً اینکه فرد یک روز نرود دانشگاه یا نیاید به میان جمع را نادیده می گیریم. ریشه ای برخورد نمی کنیم. از خودمان نمی پرسیم که چرا این فرد دیگر به دانشگاه نمی آید یا در انزوا فرورفته است. وقتی چنین رفتاری را می بینیم باید متوجه باشیم که یک اتفاق افتاده است. اگر همان اول بفهمیم خیلی بهتر است تا بگذاریم به مرحله پیشرفته برسد و درمان سخت تر شود.

چه زمانی خطر یا شدت بیماری های اعصاب و روان در جامعه بیشتر می شود؟

اتفاقات ناشی از بیماری های اعصاب و روان از هنجار جامعه بیشتر نیست یعنی به همان اندازه که یک نفر امکان دارد در خیابان درگیری پیدا کند، بیمار روانی هم می تواند درگیر شود. یک اشتباه در ذهن جامعه است و آن اینکه فکر می کند بیمار اعصاب و روان خیلی خطرناک است. نه تنها این طور نیست بلکه بسیاری اوقات این بیماران از نوع کارهایی که مردم عادی انجام می دهند نیز کمتر خطرناک هستند. در حوادث ناگوار، واکنشی که یک فرد عادی نشان می دهد بعضاً خطرناک تر و پرخاشگرانه تر از یک بیمار روانی است. البته اگر ترس مردم مواد روان گردان است، این مسئله متفاوت می شود.

یک آدم سالم با رعایت هنجارهای جامعه، پس از مصرف ماده روان گردان در یک لحظه واکنش های عجیب وغریب نشان می دهد. این بد است و ممکن است خطرناک باشد. اما یک بیمار “فیکس” اعصاب و روان این گونه نیست. من ۱۴ سال است که دارم با بیماران کار می کنم این قدر که با آن ها راحت هستم با مردم عادی جامعه راحت نیستم. بیماران روانی نه تنها هیچ آسیبی ندارند بلکه در برخی مواقع این مردم جامعه هستند که به آنها آسیب می رسانند.

نقش جامعه در آسیب به بیماران روانی چگونه است؟

مردم با رفتاری که از خود بروز می دهند به بیمار آسیب می زنند. مثلاً به جای احترام به بیمار، او را مورد اهانت، بی ادبی و تمسخر قرار می دهند. اگر یک انسان عادی مورد اهانت و بی تفاوتی قرار گیرد و واکنش نشان ندهد بیمار است، چه برسد به کسی که مشکلات اعصاب و روان دارد! مثلاً وارد جایی شوید که یک عده به شما بخندند. از خودتان نمی پرسید که چرا به شما می خندند؟ چه چیزی در شما می بینند که به شما می خندند؟ آدم های عادی نسبت به یک بیمار اعصاب و روان زودتر به این رفتار واکنش نشان می دهند. اگر قبول ندارید آزمایش کنید.

یک بیمار روانی و یک فرد سالم را در یک موقعیت قرار دهید و آنها را مسخره کنید. ببینید کدام یک زودتر واکنش نشان می دهند. به نظر من آدم عادی زودتر واکنش نشان می دهد. حالا سؤال مطرح می شود که آیا آن آدم عادی بیمار است؟ جواب خیر است، ولی واکنش نشان می دهد. با این حال واکنش یک بیمار اعصاب و روان خیلی سخت تر و کندتر خواهد بود.

اگر در مواجهه با بیمار اعصاب و روان او را سالم تلقی کنیم چه اتفاقی می افتد؟

با این کار در روند بهبودی او تأثیر می گذاریم. اگر در مواجهه با بیماری که تنش و استرس دارد، احساس خوبی به او داشته باشید و با او به احترام رفتار کنید مطمئناً بهتر می شود، ولی اگر بیماری که دچار توهم است را مسخره کنید بدتر می شود.

پرخاشگری موجود در جامعه را تا چه حدی می توان ناشی از بیماری های عصبی دانست؟

مهار خشم یک هنر است و اگر کسی نتواند تکانه های خود را کنترل کند مشکل ایجاد می شود. در بسیاری مواقع افرادی که دچار تکانه هستند باید دارو بخورند. دختری را آوردند پیش من و گفتند که لجوج است و دارای تکانه های عصبی. وقتی از او پرسیدم چرا این گونه رفتار می کند جواب داد شوهرش او را می زند. مادر دختر نیز می گفت شوهر است و می تواند این کار را انجام دهد و شوهر من نیز تا به حال سه بار من را زده است! به دخترش نیز توصیه می کرد که به شوهرش غر نزند تا شوهر، دختر را نزند.

برخی خیلی واکنش ها را در جامعه طبیعی می دانند مثلاً اینکه یک مرد، زن خود را بزند برایشان عادی است. حتی در گذشته یک فرهنگ بوده است اما عکس آن، یعنی یک زن بخواهد به شوهرش اعتراض کند را اشتباه می پندارند. در این قضیه باید شوهر را ببرند دکتر نه زن را! آن که از هنجار جامعه خارج است شوهر است نه زن! ولی زن را به دکتر آورده بودند چون زورشان به مرد نمی رسید! زن را برای ثبات زندگی می آورند دکتر تا قرص بخورد و آستانه تحملش بالا برود و شوهرش را تحمل کند، اما هیچ کس نیست که مرد را بیاورد دکتر!

آیا هر نوع بیمار روانی قابل درمان است؟

شاید تنها برای یک درصد از بیماران اعصاب و روان نتوان کاری انجام داد. عملاً امروز نسبت به ۵۰ سال پیش به گونه ای پیش رفته ایم که برای مثال یکی از بیمارانم در چند رشته در مقطع دکتری تحصیل کرده است در حالی که جنون مزمن داشته اما درمان شده است. علم به گونه ای پیشرفت کرده که ما می توانیم افراد را به یک عملکرد برگردانیم. الان وجود یک درصد بیمار اسکیزوفرنی در سطح جامعه هنجار جهانی است. یک درصد چهار میلیون جمعیت اصفهان ۴۰ هزار نفر است، ما بیشتر از پنج هزار نفر را شناسایی نکرده ایم و ندیده ایم. پس بقیه این افراد کجا هستند؟ در جامعه زندگی و کار می کنند.

الان ۳۵ هزار نفر با بیماری اسکیزوفرنی در جامعه اصفهان کار و زندگی می کنند. همین طور بیمارهای دیگر دارای بیماری پارانویا و هیستری، کار می کنند. همچنین در یک شهر باید ۲۰۰ هزار بیمار خلقی ادواری داشته باشیم. این افراد کجا هستند؟ شاید یک چهارم این افراد را در مطب خود دیده باشیم. پس نمی توانیم بگوییم که بیمار روانی نمی تواند کار و زندگی کند. خیلی اوقات می تواند. آن کسی را که ما می بینیم و بستری اش می کنیم کسی است که آسیب بیشتری دیده و فشارهای بیشتری بر روی او بوده است. فشارهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی. بالاخره فنر هم یک حدی دارد و اگر فشار زیادتر از آستانه تحمل شود از جا در می رود.

نقش روان پزشک و روانشناس در کنار هم را چگونه ارزیابی می کنید؟

درمان بیمار در هر نوع بیماری وابسته به گروه درمانی است. یعنی نمی توانید بگویید که نقش من موثرتر است. پس همان اندازه که روان پزشک مهم است، روانشناس نیز همان اندازه مهم است. وقتی گرد و غبار روی میز خانه می نشیند چه می کنید؟ گردگیری می کنید. حالا اگر گرد و غبار روی دل شما بنشیند چه می کنید؟ ما آدم ها باور نداریم که عوامل اجتماعی می تواند مثل گرد و غبار روی دل و قلب ما بنشیند. اینکه می گوییم به سمت معنویات و مسجد بروید این است که گرد و غبار قلب پاک شود. پاک شدن گرد و غبار دل را یک مشاور مذهبی یا یک روانشناس و یا حتی یک مشاور هنری نیز می تواند پاک کند. برای این کار تعریف خاصی نشده است.

تصوراتی در جامعه وجود دارد که آسایشگاه های روانی را بد جلوه می دهد. شما چه دیدی به آسایشگاه های روانی دارید؟

این دید منفی ناشی از شناخت قبلی است، زیرا در گذشته بالای ۷۰ درصد بیمارانی که در بیمارستان های روانی بستری می شدند به رفتار سابق خود برمی گشتند، ولی اکنون این گونه نیست. نوع خدمات و درمان فرق کرده است. قبلاً فقط دارو درمانی می شد الان ورزش درمانی، باغ درمانی، موسیقی درمانی و عملاً یادگیری اینکه یک فرد می تواند مثبت باشد را در آسایشگاه های اعصاب و روان داریم، پس روش تغییر کرده است.

چه توصیه ای برای مصون ماندن افراد از بیماری های اعصاب و روان دارید؟

به نظر من هیچ بیماری از هیچ خانواده ای دور نیست. هر نگرشی به هر فرد و به هر بیماری که داشته باشیم، اگر مثبت باشد خودمان راحت تریم و اگر منفی باشد، خودمان نیز دچار آن خواهیم شد، پس باید یاد بگیریم که کاری را که برای بیمار خانواده خود می کنیم همان کار را نیز برای بیمار دیگر انجام دهیم. این نباشد که ما دور از این مسئله هستیم. امروز نه، فردا ممکن است یکی از نزدیکان افراد به بیماری اعصاب و روان مبتلا شود. این واقعیتی است که به عینه دیده ام.

اختلالات روانی در جامعه ما

بیماری در افراد پر مشغله،افسردگی،حل جدول ،تقویت ذهن ، ابتلا به بیماری‌های روانی ،استرس و کاهش توان یادگیری,بیمار روانی,بیمار روانی کیست,بیمار روانی خطرناک,بیمار روانی دو قطبی,بیماری روانی دو قطبی,بیماری روانی اسکیزوفرنی,بیماری روانی اوتیسم,بیماری روانی پارانوئید,بیماری روانی مانیا

کنترل قندخون گاهی با فعالیت ورزش روزانه هم بهبود نمی یابد

کنترل دیابت نوع 1 کنترل دیابت نوع 2 کنترل دیابت نوع 2 فواید ورزش منظم کنترل دیابت کنترل دیابت نوع دو فواید ورزش منظم برنامه ورزش منظم کنترل دیابت نوع 1 کنترل دیابت نوع 2 کنترل دیابت نوع 2 کنترل دیابت نوع 2 کنترل دیابت کنترل دیابت نوع 2 کتاب مدیریت دیابت کنترل دیابت نوع 1 فواید ورزش منظم کنترل دیابت اثرات ورزش منظم کنترل دیابت نوع 2

کنترل قندخون گاهی با فعالیت ورزش روزانه هم بهبود نمی یابد

با توجه به  ارزیابی های پژوهشی جدید، کنترل قندخون در  ازای یک نفر از هر 5 فرد مبتلا به دیابت با تنظیم یک اصول تغذیه ورزشی تحت نظارت بهبود نمی یابد.

براساس مقاله ای که در مجله ی انجمن غدد درون ریز Journal of Clinical Endocrinology Metabolism  منتشر شده است، انجام ورزش برای بهبود مدیریت دیابت در همه ی افراد دیابتی موثر نیست و از هر 5 فرد مبتلا به دیابت یک نفر از انجام ورزش منظم به فواید مرتبط با کنترل قندخون دست نمی یابد.

قندخون افراد مبتلا به دیابت نوع 2 به دلیل مقاومت به انسولین افزایش می یابد، از آنجائیکه چاقی و فقدان تحرک فیزیکی دو عامل کلیدی برای ابتلا به دیابت نوع 2 هستند، پزشکان غالبا انجام ورزش منظم و تغییر شیوه ی زندگی را برای جلوگیری از ابتلا به دیابت یا مدیریت قندخون بیماران مبتلا به دیابت توصیه می کنند.

پرفسورSparks  از بیمارستان فلوریدا و موسسه ی تحقیقاتی سانفورد برنهام در اورلاندوی فلوریدا می گوید: اکثر افراد مبتلا به دیابت از انجام برنامه ی ورزشی مستفیض می شوند اما براساس تحقیقات اخیر ما مشخص گردید یک اقلیت قابل توجهی از افراد مبتلا به دیابت نوع2 به دلیل داشتن ژنهایی از فواید متابولیسمی مشابه ای با انجام ورزش برخوردار نمی شوند.

دانشمندان به بررسی مطالعات بالینی که در آن افراد مبتلا به دیابت نوع2 در برنامه های ورزشی شرکت کرده بودند (مطالعات حیوانی و انسانی) پرداختند. محققان دریافتند در 15 تا 20 درصد از افراد مبتلا به دیابت نوع2 با انجام ورزش هیچ بهبودی در کنترل مقدار قندخون، حساسیت به انسولین یا میزان قابلیت چربی سوزی که اصطلاحاٌ  به آن تراکم میتوکندری عضلات می گویند، مشاهده نمی شود. مطالعات ژنتیکی و حیوانی نشان داد مقاومت به ورزش در DNA  کد گذاری شده است و از طریق توارث از یک نسل به نسل دیگر منتقل می شود.

پرفسور Sparks  می گوید: برای تعیین اینکه افراد در معرض خطر ابتلا به دیابت به برنامه ی ورزشی پاسخ می دهند یا خیر باید تحقیقات بیشتری در این زمینه انجام شود.

الگوهای ژنتیکی و اپی ژنتیکی می تواند کلید تمایز بین این دو گروه باشد. با در دست داشتن این اطلاعات ما می توانیم مداخلاتی با اهداف خاص و درمانهایی برای این افراد را ابداع کنیم که از آن بیشترین منافع را کسب کنند و از سوی دیگر روش های درمانی جدیدی را برای کمک به کسانیکه بدن آنها به ورزش پاسخ نمی دهد شناسایی کرده و بکار گیریم.

منبع-diabetestma

کنترل قندخون گاهی با فعالیت ورزش روزانه هم بهبود نمی یابد

ورزش منظم,مقاومت به ورزش در dna,کنترل دیابت,فواید ورزش منظم,اثرات ورزش منظم,برنامه ورزش منظم,مزایای ورزش منظم,کنترل دیابت نوع دو,کنترل دیابت نوع 2,کنترل دیابت نوع 1,کنترل دیابت حاملگی

دوران جنینی و صداها دوران جنینی و صداها

انتقال اصوات به جنین علایم شنوایی در جنین قدرت شنوایی جنین قدرت شنوایی جنین شنوایی جنین علایم شنوایی در جنین انتقال اصوات به جنین حس شنوایی جنین علایم شنوایی در جنین قدرت شنوایی جنین دوران زندگی درون رحمی قدرت شنوایی جنین شنوایی جنین در هفته دوران حاملگی جنین دوران زندگی درون رحمی دوران جنینی و صداها علایم شنوایی در جنین حس شنوایی جنین دوران حاملگی جنین دوران زندگی درون رحمی دوران جنینی و صداها دوران جنینی و صداها زمان شنوایی جنین تست شنوایی جنین

دوران جنینی و صداها نوزاد اصواتی را می شنوند که از طریق مایع رحمی عبور داده می شوند، ولی به هر حال این شنوایی یک شنوایی واقعی است.

جنین از 18 هفتگی میشنود، در 28 هفتگی نسبت به صدا واکنش و حتی عکس العمل عضلانی نشان می دهد. یکی از اولین علایم شنوایی در جریان پخش نوای آهنگین برای جنین های 4 تا 5 ماهه در زایشگاه مادران لندن به اثبات رسید. نوعی خاص از صدا آنها را بیقرار می کرد و نوعی دیگر آنها را به  آرامش می داد. جنین ها به ما می گویند که از صداهای خیلی بلند خوششان نمی آید ولی نه آنکه خواستار سکوت باشند. در دوران حاملگی جنین برای شنیدن صدای مادر مجهز تر است چون صدای مادران ریز تر است و صدای پدران بم تر .بخش های مربوط به شنیدن صداهایی با فرکانس بالاتر تا پیش از تولد کاملا رشد کرده اند ولی بخشهای شنیدن صداهای بم تا قبل از سن بلوغ به درستی تنظیم نمیشوند. از این زمان به بعد سه استخوان مربوط به گوش میانی جزو اولین استخوانهایی هستند که شروع به سخت تر شدن می کنند. به طوری که کودک علی رغم تکامل کافی مراکز شنوایی در مغز قادر به شنیدن است. مایع آمنیوتیکی که اطراف کودک را فرا می گیرد بهترین منبع انتقال دهنده اصوات به کودک بوده و کودک به وسیله آن می تواند صدای معده ، ضربان قلب ، و صدای مادر را بشنود. نوزادان بلافاصله پس از آغاز زندگی به تمامی صدا هایی که در دوران جنینیشان شنیده اند عکس العمل نشان می دهند و گاه دچار آرامش و گاه دچار پریشانی می شوند . از 5 ماهگی جنین درون رحم تا 3 سالگی سمت راست مغز خیلی فعال نیست  و هر چیزی که کودک می بیند و می شنود در سمت چپ مغز ثبت می شود و بعد ناخوداگاه انسان را می سازد که تا آخر عمر همراه اوست و دیگر به سختی قابل تغییر است و بسیاری از اعمال انسان را این ناخوداگاه می سازد .تلاش والدین باید این باشد که ناخوداگاه را پر از خاطرات شیرین و آموزشی کنند. مفاهیمی که می توان در دوران جنینی به کودک آموخت: 1.لمسی: نوازش -مالیدن 2.حرکتی:جنبیدن-برخاستن 3.صوتی:موسیقی-سروصدا-آواز 4.عملکرد بدن:سرفه-سکسکه 5.تصویری:تاریکی-روشنی 6.دمایی:سرما-گرما 7.حرکات جنین:لگد زدن آموختن هر کدام از این مفاهیم زمان و تمرین خاصی دارد آموختن این مفاهیم به جنین کمک می کند که قبل از تولد درک صحیح تری از محیط بعدی خود و جهان داشته باشد و این موضوع را که غیر از رحم فضای دیگری در جهان وجود دارد را درک کند.  به تازگی دریافته اند  نواهای پخش شده در زمان جنینی نوزادان در سال نخست تولدشان بهترین لالایی هنگام خوابشان است. به گزارش کی اس ال نیوز نوزادان بلافاصله پس از آغاز زندگی به تمامی صدا هایی که در دوران جنینیشان شنیده اند عکس العمل نشان می دهند و گاه دچار آرامش و گاه دچار پریشانی می شوند .در این تحقیق مشخص شده است که والدینی که در زمان جنینی فرزندشان به صدای خاص گوش داده اند در سال نخست تولدکودک شاهد عکس العمل های نوزاد به همان صدای خاص خواهند بود و می توانند با کمک همان صدا کودکشان را آرام کنند. بررسی های انجام شده حاکی از آن است که مغز جنین اطلاعات قابل توجهی را در حافظه خود نگاه می دارد و کودکان زمانی که قادر می شوند اولین کلمات و جملات را به زبان بیاورند ، همیشه سعی می کنند همان چیزهایی را بگویند که در روزهای اول تولد و در دوران زندگی درون رحمی شنیده و به خاطر سپرده اند. با این اوصاف پی بردیم که جنین نسبت به محرک های صوتی واکنش نشان می دهد ، این امر به این معناست که او صدا ها و آهنگ کلام و زمینه گفت و گوهای والدین را به حافظه خود می سپارد. به بیان دیگر والدین آگاه و هشیار می توانند با کلام آرامش بخش خود ، صدای روح نواز و ملکوتی قرآن ، طنین زیبای اذان ، سرود لا اله الا الله ، خواندن کتابهایی که از محتوایی مفید برخوردارند ، هم صحبت شدن با انسانهای مومن و وارسته که کلامشان کلام حق و آرامش بخش جان است و … در بهداشت روان و سلامت جسم و رشد مطلوب جنین و هوشمندی و تقویت حافظه اش نقشی بسیار موثر داشته باشند. بررسی های انجام شده حاکی از آن است که مغز جنین اطلاعات قابل توجهی را در حافظه خود نگاه می دارد و کودکان زمانی که قادر می شوند اولین کلمات و جملات را به زبان بیاورند ، همیشه سعی می کنند همان چیزهایی را بگویند که در روزهای اول تولد و در دوران زندگی درون رحمی شنیده و به خاطر سپرده اند.

دوران جنینی و صداها

دوران حاملگی جنین دوران زندگی درون رحمی دوران جنینی و صداها,دوران جنینی و صداها,دوران حاملگی جنین,دوران زندگی درون رحمی

کمی نور، زمینه ساز افسردگی در افراد است خطر افسردگی

خطر افسردگی خطرات افسردگی درمان اختلال عاطفی فصلی علت بروز افسردگی خطر افسردگی درمان اختلال عاطفی فصلی اختلالات عاطفی فصلی خطرات افسردگی دلایل بروز افسردگی کاهش خطر افسردگی اختلالات عاطفی فصلی اختلالات عاطفی فصلی کاهش خطر افسردگی خطر بروز افسردگی علائم بروز افسردگی علت بروز افسردگی اختلال عاطفی فصلی اختلالات عاطفی فصلی خطرات افسردگی درمان اختلال عاطفی فصلی

کمی نور، زمینه ساز افسردگی در افراد است

پژوهشگران معتقدند یکی از دلایل خودکشی و شیوع افسردگی در فرانسه و سایرکشورهای اروپایی این است که مدت زمان زیادی در سال هوا ابری با  نورکم و تاریکی  است.

 

مهدی شفیعی روانپزشک  اظهار کرد: اگرچه علت دقیق بروز افسردگی و اختلال عاطفی در پائیز و زمستان مشخص نیست، اما بررسی‌ها نشان می‌دهند که عوامل وراثتی، محیطی، ساختار روانشناسی، ساختار زیست شیمایی بدن و عوامل هورمونی در بروز این نوع اختلالات نقش دارند. وی  با بیان اینکه نور و روشنایی تغییرات فیزیولوژیکی را در بدن ایجاد می‌کند، تصریح کرد: نوعی هورمون به نام ملاتونین در بدن وجود دارد که به تغییرات نور بسیار حساس بوده و قرارگرفتن بیشتر در معرض نور روشن ، مقدار این هورمون را کاهش می‌دهد. شفیعی گفت: هر عاملی که موجب افزایش میزان هورمون ملاتونین در بدن شود مانند قرار گرفتن در نور کم، می‌تواند موجب بروز افسردگی واختلال عاطفی شود. وی افزود: به دلیل اینکه حضور در مکان‌های تاریک و دارای نور کم بروز افسردگی و اختلال خلقی را در پائیز و زمستان به شدت افزایش می‌دهد، به همین دلیل تا حد امکان باید از حضور و ماندن در این مکان‌ها خودداری شود. شفیعی خاطرنشان کرد: ورزش کردن در فضای باز که نور طبیعی وجود دارد نیز یکی از بهترین راهکارها برای کاهش خطر افسردگی و اختلال عاطفی فصلی در پائیز و زمستان است.

کمی نور، زمینه ساز افسردگی در افراد است

افزایش خطر افسردگی,بروز افسردگی,خطر افسردگی,علت دقیق بروز افسردگی,کاهش خطر افسردگی,علل بروز افسردگی,خطر بروز افسردگی,علت بروز افسردگی,عوامل بروز افسردگی,دلایل بروز افسردگی,علائم بروز افسردگی,خطرات افسردگی

معمول ترین اختلالات پاییزی اطفال

بیماریهای کودکان کار علائم عفونت سینوس ها گوش درد ناشی از سرماخوردگی کاهش میزان دما داروی عفونت سینوس ها گوش درد نوزاد بیماری اطفال در پاییز داروی عفونت سینوس ها بیماریهای کودکان نلسون گوش درد نوزاد میزان کاهش دما با ارتفاع گلو درد درمان گلو درد یک طرفه علت عفونت سینوس ها عفونت سینوس ها گوش درد کودکان بیماریهای شایع کودکان عفونت گوش بیماری در کودکان عفونت های دستگاه تنفسی تحتانی بیماری قلبی کاواساکی بیماری قلبی کاواساکی

معمول ترین اختلالات پاییزی اطفال

با توجه به کاهش میزان دما و سرد شدن روزافزون آن، باید مراقب بیماری های فصل سرد هم باشیم باران، بادهای شدید و تغییرات رطوبت هوا مهم ترین عواملی هستند که در کاهش قدرت سیستم ایمنی بدن نقش دارند. پس بدن راحت تر به دام سرماخوردگی می افتد.

متخصص بیماری های کودکان و نوزادان شایع ترین بیماری کودکان در فصل پاییز را عفونت های دستگاه تنفسی فوقانی دانست و وازوالدین خواست نسبت به درمان فوری این بیماریها قبل ازبروز مشکلات جدی اقدام واز خوددرمانی نیز به شدت خودداری کنند.

 دکتر «محمدحسین بهزادمقدم» اظهار داشت: عفونت های دستگاه تنفسی فوقانی شامل سرماخوردگی ها، گلو درد، گوش درد، عفونت سینوس ها و عفونت های دستگاه تنفسی تحتانی است.

وی مهم ترین علت عفونت های دستگاه تنفسی فوقانی را ناشی از عفونت های ویروسی دانست و گفت: علایم در مراحل اولیه به صورت تک سرفه ، آبریزش بینی و تب مختصر است و شدت آن با سرفه های شدید و تب بالا نیز همراه می شود.

متخصص بیماری های کودکان و نوزادان توصیه کرد: در مراحل اولیه بیماری بهتر است اقدامات محافظتی و کارهای پیشگیرانه مانند استفاده از بخور؛ استفاده از بدن شویه هنگام تب و تب برها برای کاهش تب کودک نیز انجام شود.

عضو انجمن عفونی اطفال ایران افزود: با شدت یافتن علایم نیزحتمأ باید کودک را نزد پزشک معالج انتقال داد و از این کار لحظه ای غافل نماند.

وی خطاب به والدین خاطرنشان کرد: به دلیل این که عمده عفونت های دستگاه تنفسی فوقانی ناشی از عفونت های ویروسی است نیازی به مصرف آنتی بیوتیک نیست بنابراین والدین بعد از معاینه کودک توسط پزشک و عدم نیاز تجویز آنتی بیوتیک والدین برای این کار اصرار نکنند.

مدیر گروه بخش نوزادان و کودکان بیمارستان میلاد گفت: امروزه یکی از مشکلات ما شروع خودسرانه داروها به ویژه آنتی بیوتیک ها و داروهای دارای عوارض خاص توسط والدین برای کودکان است که این امر به شدت اشتباه است.

بهزادمقدم اظهار داشت: شاید در یک تب ، انجام بدن شویه با آب ولرم و کاهش لباس کودک مهم ترین اقدام درمانی به شمار آید اما در مواردی که تب کاهش نیافته است ، مصرف استامینوفن آن هم با مقدار مشخص و با مشورت پزشک بلامانع است.

معمول ترین اختلالات پاییزی اطفال

بیماری اطفال در پاییز