جهانیها -> هنردر خانه
در اینجا عکسهایی از تزیینات حلیم را مشاهده میکنید امیدواریم مورد توجه شما قرار بگیرد.
عکس تزیین حلیم

عکس تزیین حلیم

عکس تزیین حلیم

عکس تزیین حلیم

عکس تزیین حلیم

عکس تزیین حلیم

منابع: www.mahansky.comوwww.lahig.ir
عکس تزیین حلیم
تزیین حلیم,انواع تزیین حلیم,نمونه مدلهای تزیین حلیم,تزیین حلیم سفره افطار,تزیین حیم جدید,حلیم,تزیین حلیم ماه رمضان,مدل تزیین حلیم,تزیین حلیم بادمجان,تزیین حلیم بادمجون,تزیین حلیم گندم,تزیین حلیم نذری,تزیین حلیم گوشت,تزیین حلیم مرغ,انواع تزیین حلیم بادمجان,حلیم بادمجان,حلیم بوقلمون,حلیم گندم,حلیم جو,حلیم عدس,حلیم دهخدا,حلیم و عدس,مدل تزیین حلیم بادمجانتیم جهانی ها نیمه شعبان را به همه ی مسلمانان تبریک عرض می کند

– —– – —– –
زندگینامه امام زمان (عج)
هنگامی که نرجس در روم بود، خواب های شگفت انگیزی دید. یک بار در خواب، پیامبر عزیز اسلام و عیسای مسیح (ع) را دید که او را به عقد ازدواج امام حسن عسکری (ع) در آوردند. وی در خواب دیگری، شگفتی های دیگری دید و به دعوت حضرت فاطمه زهرا(س) مسلمان شد. با این حال، اسلام خود را از خانواده و اطرافیان خویش پنهان می داشت تا آنگاه که میان مسلمانان و رومیان جنگ درگرفت و قیصر به همراه لشکرش روانه جبهه های جنگ شد.
۱ – پیوند آسمانی
بنا بر مشهورترین اقوال، امام مهدی (ع)، دوازدهمین پیشوای شیعیان، در شب جمعه نیمه شعبان سال ۲۵۵ ق. در شهر سامرا دیده به جهان گشود. بنا به گفته شیخ مفید (م۴۱۳ ق.)، پدرش، امام حسن عسکری (ع) جز او فرزندی نه پنهان و نه آشکار به جا نگذاشت و او را نیز پنهانی نگه داری فرمود.
مادر بزرگوار آن حضرت، بانویی شایسته به نام نرجس بود که به نام های دیگری چون سوسن، صیقل یا صقیل و ملیکه نیز نامیده شده است. او دختر یوشعا، پسر قیصر روم و از نوادگان شمعون، یکی از حواریون مسیح (ع) بود که خداوند، او را به صورت معجزه آسایی برای همسری امام یازدهم برگزید.
هنگامی که نرجس در روم بود، خواب های شگفت انگیزی دید. یک بار در خواب، پیامبر عزیز اسلام و عیسای مسیح (ع) را دید که او را به عقد ازدواج امام حسن عسکری (ع) در آوردند. وی در خواب دیگری، شگفتی های دیگری دید و به دعوت حضرت فاطمه زهرا(س) مسلمان شد. با این حال، اسلام خود را از خانواده و اطرافیان خویش پنهان می داشت تا آنگاه که میان مسلمانان و رومیان جنگ درگرفت و قیصر به همراه لشکرش روانه جبهه های جنگ شد.
نرجس در خواب فرمان یافت به طور ناشناس همراه کنیزان و خدمت کاران به دنبال سپاهی برود که به مرز می روند. او چنین کرد و در مرز، برخی از جلوداران سپاه مسلمانان، آنان را اسیر ساختند و بی آنکه بدانند او از خانواده قیصر است، وی را همراه دیگر اسیران به بغداد بردند.
این واقعه در اواخر دوران امامت امام دهم، حضرت هادی (ع) روی داد. کارگزار امام هادی (ع)، نامه ای را که امام به زبان رومی نوشته بود، به فرمان ایشان در بغداد به نرجس رساند. سپس او را از برده فروش خریداری کرد و به سامرا نزد امام هادی (ع) برد. امام آنچه را نرجس در خواب های خود دیده بود، به او یادآوری کرد و بشارت داد او همسر امام یازدهم و مادر فرزندی است که بر سراسر جهان چیره می شود و زمین را از عدل و داد پر می سازد. آنگاه امام هادی (ع)، نرجس را به خواهر خود، حکیمه سپرد که از بانوان بزرگوار خاندان امامت بود تا آداب اسلامی و احکام را به او بیاموزد. چندی بعد، نرجس به همسری امام حسن عسکری (ع) در آمد.
۲ – چگونگی میلاد
دشمنان اهل بیت (ع) و حاکمان ستم پیشه اموی و عباسی، بر اساس روایت هایی که از پیامبراکرم(ص) به آنها رسیده بود، از دیرباز می دانستند که شخصی به نام «مهدی» از خاندان پیامبر و دودمان امامان معصوم برمی خیزد و کاخ های ستم را نابود می سازد. از همین رو، پیوسته در کمین بودند چه زمانی، آخرین مولود از نسل امامان شیعه به دنیا خواهد آمد تا او را از بین ببرند.
از زمان امام محمد تقی (ع)، رفته رفته فشارها و سخت گیری ها بر خاندان پیامبر فزونی گرفت تا در زمان امام حسن عسکری (ع) به اوج خود رسید. آن حضرت در تمام دوران زندگی خویش در شهر سامرا زیر نظر بود و کوچک ترین رفت و آمد به خانه ایشان از نظر دستگاه خلافت، پنهان نمی ماند.
در چنین شرایطی، طبیعی است که میلاد آخرین حجت حق نمی تواند آشکار باشد. به همین دلیل، تا چند ساعت پیش از میلاد آن حضرت، نزدیک ترین خویشان امام حسن عسکری (ع) نیز خبر نداشتند که قرار است مولودی در خانه امام به دنیا بیاید و هیچ اثری از حاملگی در مادر آن بزرگوار دیده نمی شد.
روایتی که در این زمینه از حکیمه، دختر بزرگوار امام جواد(ع) و عمه امام حسن عسکری (ع) نقل شده، شنیدنی است. شیخ صدوق (م ۳۸۱ ق.) در کتاب کمال الدین این روایت را چنین گزارش می کند:
ابومحمد حسن بن علی (ع) به دنبال من فرستاد و فرمود: ای عمه! امشب روزه ات را با ما افطار کن؛ زیرا امشب شب نیمه شعبان است و خداوند در این شب، آن را که حجت او در زمین است، آشکار می سازد. پرسیدم: مادر او کیست؟ فرمود: نرجس. عرض کردم: خدا مرا فدای شما گرداند، به خدا سوگند، در او هیچ اثری از حاملگی نیست! فرمود: موضوع چنین است که می گویم. حکیمه خاتون ادامه می دهد: من [به خانه امام عسکری (ع)] در آمدم. پس از آنکه سلام کردم و نشستم، نرجس پیش من آمد و در حالی که کفش های مرا از پایم بیرون می آورد، گفت: ای بانوی من! چگونه شب کردی؟ گفتم: بلکه تو بانوی من و بانوی خاندان منی. سخن مرا انکار کرد و گفت: چه شده است عمه؟ به او گفتم: دختر جان! خداوند ـ تبارک و تعالی ـ در همین شب به تو فرزند پسری عطا می کند که سرور دنیا و آخرت خواهد بود. نرجس از حیا در جای خود نشست. وقتی از نماز عشا فارغ شدم و افطار کردم، به بستر رفتم و خوابیدم. در نیمه های شب برای نماز برخاستم و نمازم را تمام کردم، در حالی که هنوز نرجس خوابیده بود و اثری از زایمان در او نبود. تعقیب نماز را به جای آوردم و خوابیدم، ولی چند لحظه بعد، وحشت زده از خواب بیدار شدم. در این هنگام، نرجس هم برخاست و به نماز ایستاد.
حکیمه می گوید: در همین حال، شک و تردید به سراغ من آمد، ولی ناگهان ابومحمد [امام حسن عسکری](ع) از همان جا که نشسته بود، ندا برآورد: ای عمه! شتاب مکن که آن امر نزدیک شده است. حکیمه ادامه می دهد: در حال خواندن سوره های «سجده» و «یس» بودم که نرجس با اضطراب از خواب بیدار شد. من با شتاب پیش او رفتم و گفتم: نام خدا بر تو باد، آیا چیزی احساس کردی؟ گفت: بله، عمه جان. به او گفتم: بر خودت مسلط باش و آرامشت را حفظ کن که این، همان است که به تو گفتم. حکیمه ادامه می دهد: دقایقی کوتاه خواب به سراغ من آمد و در همین زمان بود که حالت زایمان به نرجس دست داد و من به سبب حرکت نوزاد بیدار شدم. جامه را از روی او کنار زدم و دیدم که او اعضای سجده را به زمین گذاشته و در حال سجده است. او را در آغوش گرفتم و با تعجب دیدم که او کاملاً پاکیزه است و از آثار ولادت چیزی بر او نمانده است. در این هنگام، ابومحمد [امام حسن عسکری](ع) ندا برآورد که: ای عمه! پسرم را نزد من بیاور. نوزاد را به سوی او بردم. آن حضرت دستانش را زیر ران ها و کمر او قرارداد و پاهای او را بر سینه خود گذاشت. آنگاه زبانش را در دهان او کرد و دستانش را بر چشم ها و گوش ها و مفاصل او کشید. پس از آن گفت: پسرم! سخن بگو. آن نوزاد زبان گشود و گفت: شهادت می دهم که خدایی جز خدای یکتا نیست و هیچ شریکی برای او وجود ندارد و شهادت می دهم که محمد(ص)، فرستاده خداست. آنگاه بر امیر مؤمنان علی (ع) و دیگر امامان درود فرستاد تا به نام پدرش رسید.
پس از تولد حضرت مهدی (ع)، امام حسن عسکری (ع) شمار بسیار محدودی از یاران نزدیک خود را از میلاد مهدی موعود آگاه کرد. تعداد دیگری از یاران آن حضرت نیز موفق به دیدار آن مولود خجسته شدند.
۳ – نام، کنیه و القاب
نام و کنیه امام عصر(ع) همان نام و کنیه پیامبر اکرم(ص) است. در برخی روایات آمده است:
تا زمانی که خداوند، زمین را به ظهور او و استقرار دولتش زینت نبخشیده است، بر کسی روا نیست که نام و کنیه آن حضرت را بر زبان جاری سازد.
بر همین اساس، عده ای از فقیهان، قائل به حرمت نام بردن از آن حضرت به نام واقعی اش شده و عده ای دیگر نیز این امر را مکروه دانسته اند. بیشتر فقیهان، نهی از نام بردن حضرت را خاص زمان غیبت صغرا و شرایطی شمرده اند که بیم خطر جانی برای آن حضرت وجود داشت.
به دلیل وجود روایات یادشده، شیعیان، آن حضرت را با القاب مختلفی چون: حجّت، قائم، مهدی، خلف صالح، صاحب، صاحب الزّمان، صاحب الدار می نامیدند و در دوران غیبت کوتاه آن امام، ارادتمندان و دوستداران حضرتش با تعبیرهایی چون «ناحیه مقدسه» از ایشان یاد می کردند.
۴ – غیبت صغرا
امام حسن عسکری (ع) درهشتم ربیع الاول سال ۲۶۰ ق؛ یعنی در زمانی که حضرت مهدی (ع) پنج سال بیشتر نداشت، به دست معتمد، خلیفه عباسی به شهادت رسید و امام عصر(ع) بر پیکر پدر بزرگوار خویش نماز گزارد.
با شهادت امام حسن عسکری (ع)، دوران امامت امام عصر(ع) آغاز شد. بنا به گفته بسیاری از صاحب نظران، دوران غیبت کوتاه مدت آن امام که از آن به «غیبت صغرا» تعبیر می شود، از همین زمان؛ یعنی سال ۲۶۰ ق آغاز گردید. برخی از اهل تحقیق برآنند که غیبت صغرا از همان زمان تولد حضرت؛ یعنی سال ۲۵۵ ه . ق آغاز شده است.
دوران غیبت صغرا تا سال ۳۲۹ ه . ق ادامه داشت که بدین ترتیب، بنا بر دیدگاه اول، طول این دوران، ۶۹ سال و بنا بر دیدگاه دوم، طول این دوران ۷۴ سال خواهد بود.
۵ – غیبت کبرا
از سال ۳۲۹ ه . ق به بعد، دوران دیگری از حیات امام عصر(ع) آغاز می شود که از آن به «غیبت کبرا» تعبیر می کنیم. این دوران همچنان ادامه دارد تا روزی که به خواست خدا، ابرهای غیبت به کناری رود و جهان از خورشید فروزان ولایت بهره مند شود.
در مورد دلیل تقسیم بندی این دو دوران باید گفت در دوران غیبت صغرا، حضرت ولیّ عصر(ع) از طریق کسانی که به آنها «نوّاب خاص» گفته می شد، با مردم در ارتباط بود و به وسیله نامه هایی که به «توقیع»۱۸مشهور است، پرسش های شیعیان را پاسخ می گفت. در دوران غیبت کبرا این نوع ارتباط قطع شده است و مردم برای دریافت پاسخ پرسش های دینی خود تنها می توانند به «نوّاب عام» امام عصر که همان فقیهان وارسته هستند، مراجعه کنند.
۶ – نواب خاص امام عصر
در طول دوران ۶۹ ساله یا ۷۴ ساله غیبت صغرا، چهار تن از بزرگان شیعه عهده دار مقام نیابت یا سفارت خاص امام عصر(ع) بودند که نام آنها بدین قرار است:
۱ – ابوعمرو عثمان بن سعید عمری (م ۲۶۵ ق)؛
۲ – ابوجعفر محمد بن عثمان بن سعید عمری (۳۰۵/ ۳۰۴ ق م)؛
۳ – ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی (م ۳۲۶ ق)؛
۴ – ابوالحسن علی بن محمد سمری (م ۳۲۹ ق).
نیمه شعبان 1391 مبارک باد
نیمه شعبان,تبریک نیمه شعبان,تحقیق نیمه شعبان,تحقیق آماده نیمه شعبان,نیمه شعبان اس ام اس,نیمه شعبان تبریک,نیمه شعبان مبارک,نیمه شعبان 92,نیمه شعبان 91,نیمه شعبان مولودی,نیمه شعبان شعر,تبریک نیمه شعبان 92,تبریک نیمه شعبان 91,تبریک نیمه شعبان به انگلیسی,تبریک نیمه شعبان اداری,تبریک نیمه شعبان 2012,تبریک نیمه شعبان رسمی,مقاله نیمه شعبان,تحقیق درباره نیمه شعبان,تحقیق در مورد نیمه شعبان,تحقیق درباره ی نیمه شعبان
زناشویی – سوال مهمی که برای فرد در این شرایط ایجاد می شود، این است که این است که آیا باید این مسئله را به روی همسرش بیاورد یا از آن بگذرد؟
انسان جایزالخطاست! این باور همه ی ماست؛ اما واقع به این معنی نیست که به راحتی اشتباه کنیم؛ بلکه یعنی هیچ انسانی عاری از اشتباه نیست.
همه ما کم و بیش در زندگی اشتباهاتی داشته و داریم. مهم این است که درک کنیم چه اشتباهاتی کرده ایم و آنها را تکرار نکنیم. زن و شوهر در زندگی مشترک هم عاری از اشتباه نیستند. در واقع گاهی این اشتباهات ما هستند که پایه های یک زندگی خانوادگی را به لرزه در می آورند. هنگام بروز اشتباهی از جانب همسرمان، لحن ما برای گفتن آن می تواند تشدید کننده ی شرایط بد پیش آمده باشد؛ اما به هرحال مسئله ای است که باید گفته شود.
آیا باید اشتباهات همسرمان را به روی همسرمان بیاوریم؟
یکی از مشکلاتی که زن و شوهر ها با آن روبه رو می شوند، شرایطی است که اشتباهی از جانب آنها رخ می دهد و طرف مقابل شکل رفتار مناسب با آن را نمی داند. سوال مهمی که برای فرد در این شرایط ایجاد میشود، این است که این است که آیا باید این مسئله را به روی همسرش بیاورد یا از آن بگذرد؟ نکته ی ظریفی در این تصمیم گیری وجود دارد. گاهی اشتباهی که از همسرمان سر زده، عمدی نیست و همسرمان به عمد آن اشتباه را مرتکب نشده؛ بنابراین جدای از مساله ی ناراحتی پیش آمده، مهم است که بدانیم همسرمان از آنجا که عمدی این اشتباه را انجام نداده؛ پس اشرافی هم به آن ندارد. یعنی او نمی داند که اصلا کار اشتباهی انجام داده است. در این شرایط او حق دارد که بداند رفتار یا گفتارش درست نبوده؛ چون اگر آن را تکرار کند و باعث ناراحتی ما بشود، نوع ناراحتی شدت یافته ما از تکرار این عمل اشتباه، او را می رنجاند و این توقع هم در وی شکل میگیرد که”من که نمیدانستم این کارم از نظر تو اشتباه است”. پس بهتر است آنچه را حس می کنیم میتواند تکرارش ما را برنجاند و همسرمان هم از آن بی خبر است را حتما به او بگوییم.
فضایی محترمانه برای گلایه
هنگام عنوان کردن اشتباهات همسرتان، ملایمت رفتاری و گفتاری را فراموش نکید. سر او داد نکشید. با توهین یا کلمات نامناسب اشتباهش را یادآور نشوید. تنها گفتن این که ”من از این کارت خوشم نیومد” کافی نیست و ممکن است زمینه ساز لجبازی هم بشود. علت ناراحتی تان را عنوان کنید تا اگر سوء تفاهمی ایجاد شده، برطرف شود. اگر همسرتان پی به اشتباهش می برد، لازم نیست دیگر ادامه بدهید و موضوع را پشت سر هم تکرار کنید.
وقتی اشتباهی عنوان شد و همسرتان آن را پذیرفت، آن را پایان یافته بدانید و بار دیگر در مساله ی دیگر و اشتباه دیگری که ربطی به این موضوع ندارد، آن را پیش نکشید.
با اشتباهات گروکشی نکنید
متاسفانه وقتی اشتباه همسرتان را به رویش و آن را فراموش هم نمی کنید و نمی بخشید، جایی دوباره خودش را نشان می دهد. برای مثال، همسری در جایی که خودش اشتباه کرده، به جای پذیرش اشتباه و تغییر و بهبود رفتارش، آن را مقابله به مثل با اشتباه قبلی همسرش عنوان می کند و مسیر اشتباهی از لجبازی را طی میکند. بنابراین اشتباهات را به او بگویید تا بابت آن ناراحتی خاصی را مدتها با خودتان حمل نکنید و مانع ایجاد حس انتقام شوید.
اشتباه را با سرکوفت یکی نکنید
متاسفانه لحن و روش ما می تواند همه چیز را وارونه کند. گاهی تنها با تاکید روی واژه ای یا بالا بردن صدا هنگام ادای جمله ای و … منظور سخن ما گم یا وارونه میشود. اگر میخواهید همسرتان را متوجه اشتباهی که مرتکب شده کنید، آن را به شکل بد منتقل نکنید، سرکوفت نزنید و لحن تحقیرکننده در پیش نگیرید. ضمن آن که باید فرصت پاسخگویی به همسرتان هم بدهید و مانند نصایح والدین به کودکان، بحث را یکطرفه جلو نبرید. شاید این شما هستید که اشتباه متوجه شده اید و این یکطرفه رفتنها می تواند درنظر همسرتان خود رای بودن، استبداد و حتی روحیه ناسالم و تردیدآمیز بودن افکارتان را جلوه بدهد.
توبیخ نکنید
اگر قصد دارید به همسرتان بگویید کارش را اشتباه است، در وهله ای اول لحن مناسبی را انتخاب کنید. هرگز از هر اشتباهی برای فریاد کشیدن سر همسرتان و ایجاد فرصتی برای دعواهای خانگی استفاده کنید. شما باید اشتباه را و علت این که چرا اشتباه است، به همسرتان شرح دهید. قرار نیست او را وارد جلسه محاکمه ی کوبنده ای کنید. اطلاع رسانی مرحله ی اول کار است. به همسرتان بگویید کارش اشتباه بود و برایش دلیل بیاورید که به چه علت اشتباه است و چه تاثیری بر شما یا رابطه تان داشته. سپس دوستانه و با مهربانی از او بخواهید که در رفتارش تجدید نظر کند.
چگونه اشتباهات همسرم را به او بگویم؟
اشتباهات همسرم رو چگونه بهش بگم,آیا باید اشتباهات همسرمان را به روی همسرمان بیاوریم؟
روانشناسی زناشویی – شک از آن موضوعاتی است که در زندگی همه انسانها وجود دارد اما گاهی میتواند حسابی دردسرآفرین شود و زندگی را ویران کند پس باید با آن برخورد کرد. اگر همسری شکاک دارید یا خودتان شکاک هستید و شک به همسر دارید یا قصد ازدواج دارید، این مطلب را بخوانید.
دو محور اصلی و بسیار مهم هر رابطهای و به خصوص در زندگی مشترک ، اعتماد و احترام است و اگر هرکدام از این دو محور آسیب ببینند ممکن است رابطه کاملاً از بین برود. در حقیقت این دو ،خط قرمزهایی هستند که هیچگاه نباید از آنها عبور کرد. به محض اینکه بیاعتمادی در رابطهای به وجود بیاید رابطه به سمت ویرانی میرود. شک به همسر از آن چیزهایی است که میتواند هم احترام و هم اعتماد را در زندگی زناشویی از بین ببرد و به تدریج پناهگاه امن خانه و زندگی مشترک را به جهنمی تبدیل کند. هرکدام از ما دست کم یکبار در زندگی شک را تجربه کردهایم ولی شک در هیچ کجا مثل زندگی مشترک و شک به همسر نمیتواند مخرب باشد.
شک به همسر عشق را میکشد
وقتی آدمها همدیگر را دوست دارند، به هم عشق میورزند و به هم اعتماد دارند اما از لحظهای که شک به همسر و عدم اعتماد و کنترل در رابطهای به وجود میآید ذره ذره عشق بین زوجین رو به زوال میرود و دو طرف از هم دور میشوند. البته اگر هر دو طرف دست از شک و کنترل هم بردارند دوباره میتوانند باز به هم نزدیک شوند چون هیچگاه عشق با نیتهای منفی، عدماعتماد و سوءظن نمیتواند در یک جا جمع شود.
صورت مسئله را پاک نکنید
متاسفانه ترس و نگرانی را در مکالمات اکثر آدمها میبینیم. این روزها وقتی با آدمها حرف میزنیم میبینیم که ترس و نگرانی پشت اکثر حرفها و رفتارهای آنها وجود دارد، در حقیقت از یک چیزی نگران هستند! حال اگر این نگرانیها وارد زندگی مشترک شود، مثلاً یکی از زوجین با خود مدام فکر کند وقتی همسرش از او دور است «مبادا با کس دیگری حرف بزند!»، «مبادا از کس دیگری خوشش بیاید!» و…این مباداها که خود شخص آنها را در ذهنش میسازد همه تبدیل به نگرانیهای جدیدی در زندگی میشوند و فرد برای اینکه از آنها خلاص شود شروع میکند به کنترل کردن طرف مقابل. با این رفتارها فرد میخواهد صورت مسئله را در بیرون پاک کند، و به سراغ حل مسئله در درون خودش نمیرود. در واقع افرادی که سوءظنهای زیادی دارند ، شک به همسر دارند و یا کنترل گر هستند در بیرون نباید به دنبال چاره باشند بلکه باید در درون خودشان به دنبال راه حل بگردند.
آنها به خودشان شک دارند
در همه ما یک حس مالکیت وجود دارد، در واقع آدمها نسبت به هرچیزی که دوست دارند نوعی احساس مالکیت دارند و این حس ناشی از یک ترس درونی است، ترس از دست دادن. در حقیقت پشت رفتارهای کنترلگر و سوءظنآمیز ، ترس از دستدادن وجود دارد. این افراد انگار در وجودشان چیزی را کم دارند و جای چیزی برایشان خالی است و میخواهند به نوعی این جای خالی را پر کنند. در حقیقت رفتارهای شکاکانه و سوءظن آمیز آنها نسبت به بیرون و آدم مقابلشان نیست بلکه این شک نسبت به خودشان است و به نوعی طرف مقابل و اتفاقات مختلف آینهای است برای آنها تا خودشان را ببینند.
وقتی من نسبت به خودم شک داشته باشم یعنی به توانایی ها و دوست داشتنی بودن خودم شک دارم و شک دارم که آنقدر خوب باشم که طرف مقابل حاضر شود با من بماند. ولی اگر من اطمینان داشته باشم که آنقدر خوبم که طرف مقابل با من می ماند دیگر نیازی ندارم با رفتارهای کنترل گر ، طرف مقابل را مجبور کنم که با من بماند. یعنی دارای خود باوری و اعتماد به نفس کافی هستم و باور دارم طرف مقابل به خاطر من در این رابطه می ماند. ولی کسانی که به خودشان و تواناییها یشان شک دارند، لاجرم فرافکنی کرده و دچار شک به همسر می شوند. چون فکر می کنند آنقدرها خواستنی نیستند که طرف مقابل به این رابطه وفادار بماند!
حریم خصوصی کجاست؟
هر آدمی یکسری حریم و حدودی دارد که دوست ندارد کسی وارد آن شود. این حریم یک چیز کاملاً نانوشته است که برای هر کسی مهم است اما گاهی بعضی افراد آن حریم را حفظ نمیکنند و وارد حریم شما میشوند. مسلماً این مورد شما را ناراحت میکند و اگر به طرف مقابل تذکر ندهید روز به روز از او دورتر میشوید. اگر زن و شوهر هم این حریم را رعایت نکنند ممکن است روز به روز از هم دورتر شوند. حریمهای شخصی بسیار مهم است. در زندگی هر کدام از ما بخشهایی وجود دارد که فقط برای خودمان است و اصلاً دلیلی ندارد فرد دیگری را وارد این حریمها کنیم. این حریم شخصی برای افراد مختلف متفاوت است، ممکن است یک فردی ایمیلها و تلفن هایش در حریم شخصی اش باشند و ممکن است برای فرد دیگر مثلا ایمیل هایش در حریم شخصی اش نباشند. به مرور میتوان حریم شخصی آدمها را فهمید.
به قول جبران خلیل جبران در کنار هم بایستید اما نه بسیار نزدیک.
وقتی خودتان مقصر هستید
اگر از همان ابتدای زندگی زناشویی شروع به کنترل همسرتان بکنید از ترس اینکه مبادا او روزی نسبت به شما غیر متعهد شود، در واقع ناخودآگاه او را به سمت غیرمتعهد شدن سوق میدهید، یعنی آنقدر کنترل هایتان همسرتان را از شما دور میکند که ممکن است به سمت غیرمتعهد شدن هم برود. اگر همیشه ترس از دست دادن همسرتان را دارید یا شک به همسر دارید، دو راه بیشتر ندارید یکی اینکه از همان ابتدا و در دوران آشنایی آنقدر او را خوب بشناسید تا با توجه به شخصیت او این ترس و شک به همسر برطرف شود و راه دوم اینکه، آنقدر در رابطه و زندگی زناشویی خود عشق و محبت بگذارید که همسرتان نتواند به فرد دیگری فکر کند و کاملا در زندگی با شما سیراب شود.
روش برخورد با شک به همسر
گاهی پیش میآید که دچار شک به همسر شوید و دارای دلایلی هستید که شکتان درست است در این حالت باید با توجه به موضوع و آدم مقابلتان راه حل مناسبی را پیدا کنید. اول از همه باید شروع به جمعآوری اطلاعات کنیم، مثلاً اگر کسی به ما زنگ زده و از عدم تعهد شوهرمان خبر داده است نباید حرف او را حجت بدانیم بلکه خودمان باید شروع به تحقیق کنیم. مثلاً شاید با یک یا 2 بار چک کردن طرف مقابل (بدون اینکه خودش متوجه شود) از حقیقت ماجرا با خبر بشویم و در نهایت با روشن شدن ماجرا، موضوع را با همسرمان مطرح کنیم و از او توضیح بخواهیم و 2 نفری مشکل را حل کنیم و اگر نشد با بزرگتر یا مشاوری موضوع را مطرح کنیم . اما اگر مطمئن شدید که شک شما اشتباه است باید روی خودتان کار کنید تا کاملا موضوع را فراموش کنید.
سه قدم مهم در رفع شک به همسر
اگر دچار شک به همسر هستید و بعد از مدتی فهمیدید شک شما اشتباه بوده است، اگر همسرتان متوجه شک شما نشده باشد باید روی خودتان کار کنید تا کاملاً شک را فراموش کنید و تنها چیزی که میتواند شکها و نا آرامیهای بین دو زوج را از بین ببرد، محبت کردن بیقید و شرط به یکدیگر است. چون در این صورت رابطه دلپذیر میشود و در نتیجه دوباره اعتماد و آرامش به زندگی باز میگردد. اما اگر همسر شما متوجه شک شما شده باشد، باید اول به اشتباه خود اعتراف کنید و از او معذرت خواهی کنید، بعد به نوعی با رفتارهایتان نشان دهید که کاملا به او اعتماد دارید، یعنی مثلاً کمتر سؤال کنید و… قدم سوم در رفع شک به همسر این است: بدون قید و شرط به او محبت کنید و عشق بورزید.
وقتی شک به همسر تبدیل به بیماری میشود
بعضی اوقات فرد آنقدر شک به همسر دارد که میتوان او را بیمار دانست. برای تشخیص بیماری اول از همه باید دید که آیا او همیشه و در تمام مراحل زندگی اش دچار شک بوده است؟ دوم اینکه شدت شک زیاد است یعنی فرد در هر مسئله کوچک و بزرگی بهشدت و بدون دلیل شکاک است و این شک ها هم خودش را آزار میدهد و هم اطرافیانش را. یعنی زندگی فرد تحتتاثیر قرار گرفته است و تمام زندگیاش تبدیل به بحث و جنجال شده است ولی آدم نرمال فقط گاهی و به ندرت در امور اطرافش شک میکند. اگر همسر شما نیز جزو این گروه است باید از او بخواهید که برای حل مشکل به متخصص مراجعه کنیم یا با متخصصین صدای سلامت تماس بگیریم (هیچگاه به او نگویید خودش تنهایی باید پیش متخصص برود چون حتماً جبهه خواهد گرفت) یعنی باید همگام با هم مشکل را حل کنید.
منبع:الهام واعظ /صدای سلامت
به همسرتان شک دارید (حتمآ بخوانید)
ریشه شک را در همسرتان پیدا کنید
صرفنظر از علاقه افراد، محتوای مطالب هر کتاب از عوامل موثر در ادامه دادن به مطالعه آن محسوب میشود. به بیان دیگر کتابهایی که دارای عنوان، محتوا و روند پر جاذبهای است یا مطالب کاربردی و مفیدی برای بیشتر مردم دارد، یعنی موضوعات یا مسائلی را مورد بررسی قرار میدهد که بسیاری از مردم با آن درگیر هستند، مخاطب خود را بهتر جذب میکند.
اگر بخواهیم نگاهی به کتابهای پر مخاطب بیندازیم قطعا کتابهای روانشناسی از آن دسته کتابهای بسیار پرطرفدار محسوب میشود، بهگونهای که نوبت چاپ اغلب این کتابها به عددهایی مانند 20، 30 و حتی 60 میرسد، حتی کتابفروشان نیز همیشه بهترین و برجستهترین مکان را در قفسه کتابهایشان برای کتابهای روانشناسی با موضوعات متنوع در حوزه کودک، زناشویی، دوستیابی، موفقیت، کسب مهارتهای زندگی و حل مشکلات عاطفی در نظر میگیرند.
اما نکته مهم در مورد کتابهای روانشناسی، اثر بخشی یا بیاثر بودن مباحث و آموزههای آنها بر خوانندگانشان است، به طوری که در بسیاری موارد به نظر میرسد اشتیاق نسبت به مطالعه این دسته از کتابها در حد خرید آن یا خواندن یک یا دو فصل از یک کتاب چند فصلی خلاصه میشود. در چنین شرایطی نهتنها بهرهگیری مفید و کاربردی از توصیههای روانشناسانه بعید به نظر میرسد، بلکه بتدریج و با تکرار این روند نوعی تردید نیز نسبت به موثر بودن مباحث روانشناسی در قالب کتب منتشر شده در این حوزه در کتابخوانهای غیرحرفهای ایجاد میشود.
وقت کافی برای مطالعه کتاب ندارم
شاید بسیاری تصور کنند برنامهریزی برای مطالعه کتاب فقط معطوف به کتابهای درسی دوران دانشآموزی یا دانشجویی است، اما واقعیت آن است که نداشتن برنامهریزی برای مطالعهکردن جزو مشکلاتی است که به رهاکردن کتابها میانجامد.
دکتر مهرنوش دارینی، روانشناس و مشاور خانواده در گفتوگو با جامجم میگوید: کم حوصله بودن افراد یکی از مواردی است که تاثیر مستقیمی بر نیمهکاره ماندن کارهایشان دارد. به بیان دیگر برخی از افراد توانایی مطالعهکردن در زمانهای طولانی را ندارند.
حتی برخی از افراد به خرید کتاب علاقه نشان میدهند، اما چون در قبال خواندن کتاب احساس مسئولیت نمیکنند، بنابراین فقط به خرید کتاب میپردازند و به این بخش از نیاز خود توجه میکنند. بنابراین تقویت حس مسئولیت در قبال خواندن کتاب میتواند نقش موثری در پایان رساندن آن داشته باشد.
وی ادامه میدهد: نداشتن حس مسئولیت در قبال خواندن کتابهای خریداری شده، کمحوصله بودن افراد، نداشتن انگیزههای درونی کافی و پایدار، نبود محتوای جذاب در کتاب و نداشتن برنامهریزی برای مطالعه جزو عواملی است که باعث به اتمام نرساندن مطالعه یک کتاب میشود.
گرایش به کتب روانشناسی
از آنجا که خدمات روانشناسی و مشاوره به صورت فردی، زوج، خانواده و گروهی ارائه میشود، کتابهایی که در زمینه روانشناسی وجود دارد نیز میتواند به هرکدام از این مباحث ارتباط پیدا کند؛ اما بنا بر بررسی روانشناسان برخی از موضوعات روانشناسی در قالب این کتابها بیشتر مورد استقبال قرار میگیرد.
دکتر دارینی با اشاره به این موضوع میگوید: مقابله با مسائل روحی و روانی مانند اضطراب، استرس، افسردگی، خشم و پرخاشگری، انتخاب رشته تحصیلی، حل مشکلات و استرسهای شغلی، حل مشکلات ارتباطی، انتخاب همسر، درمان مشکلات زناشویی و شیوههای تربیت فرزندان از موضوعاتی است که خوانندگان کتب روانشناسی به آن علاقه و توجه نشان میدهند.
کتابدرمانی؛ کمک به درمانهای روانشناسی
روانشناسان تاکید میکنند کتاب خواندن میتواند بخشی از روند درمان و شفابخشی در زمینه جسمی و روانی باشد. به همین دلیل در خدمات روانشناسی و مشاوره نیز تکنیکی به نام کتابدرمانی وجود دارد. در واقع کتابدرمانی روشی است برای سرعت بخشیدن به بهبود روند درمان افرادی که به مشاوران روانشناس مراجعه میکنند.
دکتر دارینی با تاکید بر اینکه کتابدرمانی باعث میشود فرد به شناخت بهتری در زمینه مسألهای که با آن روبهرو شده دست یابد، میگوید: کتابهای روانشناسی به فرد کمک میکند تا او دریابد، تنها کسی نیست که با مشکلی مواجه شده که ریشه روحی و روانی دارد. همچنین میتواند آگاه شود که دیگران برای حل مسائل خود از چه روشهایی استفاده کردهاند و به شناخت بیشتری نسبت به ویژگیهای درونی خودش و راهحلهای جایگزین برای حل مشکلاتش دست یابد؛ اما نکته مهم اینجاست که از طریق مطالعه کتاب ممکن است بتوانیم از لایههای درونی ناخودآگاهمان آگاه شویم، ولی با کمک مشاور قادر به بروز آنها در بخش خودآگاه ذهنمان خواهیم بود.
به گفته دکتر دارینی، مشاور و روانشناس نقشی کلیدی در هدایت تکنیک کتابدرمانی دارد. به بیان دیگر یک مشاور روانشناس مسئول ایجاد انگیزه در مراجعانش و تامین فرصت لازم برای خواندن بخشها یا کتابهای انتخاب شده و همچنین ادامه بحث و گفتوگو درباره موضوع مورد بحث است.
این روانشناس اضافه میکند: توجه داشته باشید که کتابدرمانی به عنوان راهی برای بهبود روند درمان و همکاری میان درمانگر و شخص مراجعهکننده در نظر گرفته میشود و تنها راهکار برای درمان اختلالها و مشکلاتی که به خاطر آنها مراجعه کردهاید، نیست بلکه نقش مکمل دارد.
این روش درمانی در مورد کسانی موثر است که به کتاب خواندن علاقه داشته باشند. فردی که با کتاب و مطالعه انس ندارد، نه تنها قادر به استفاده از این ابزار برای حل مشکلات خود، بلکه شاید اجبار به خواندن عامل تشدید اضطراب او شود و حتی در پارهای از موارد ممکن است به دلیل اینکه در تکالیف او مطالعه کتاب خاصی در نظر گرفته شده بوده، دیگر برای ادامه درمان مراجعه نکند.
کتابهای روانشناسی برای چه کسانی مفید است؟
روانشناسان معتقدند که برخی از مشکلات و مسائلی که با آن روبهرو هستید در سطحی است که میتوانید از مطالعه کتابها بهره ببرید، اما لازم است بدانید بسیاری از مشکلات با ریشههای روانشناسانه نیاز به مداخلات حرفهای زیر نظر روانشناسان و مشاوران دارد؛ بنابراین انتظار نداشته باشید که با مطالعه میتوانید به یک درمانگر تبدیل شوید. مطالعه کتب روانشناسی برای افزایش دانش و جهان بینی افراد مفید است، اما برای همه کاربرد ندارد.
به بیان دیگر برای یادگرفتن و کسب مهارتهای مختلف علاوه بر کتاب نیاز است تا در کارگاههای آموزشی که در آن زمینه خاص برگزار میشود، شرکت کنید. در واقع در مورد برخی مشکلات روانشناختی و روحی نیز نمیتوان گفت که با مطالعه میتوان مشکلات را درمان کرد.
چگونه از کتابهای روانشناسی بهره ببریم؟
اگر شما جزو کسانی هستید که خواندن کتاب را نیمهکاره رها نمیکنید، اولین گام شناسایی کامل موضوعی است که میخواهید در مورد آن اطلاعات بیشتری کسب کنید یا قصد بهبود بخشی و درمان آن را دارید.
دکتر دارینی به این دسته افراد توصیه میکند: باید هدفتان را از خرید کتاب مشخص کنید. مثلا در مشاوره زوج یابی شما با کتابهایی در زمینه انتخاب همسر، حل مشکلات زناشویی و… برخورد میکنید که برای انتخاب همسر یا حل مشکلاتتان از آن کتابها بهره ببرید. یکی از راههای معمول مطالعه فهرست مطالب موجود در کتاب است. برخی از کتابهای روانشناسی، بخشی را به ارائه راهکارهای عملی اختصاص دادهاند که اگر در فهرست مطالب با راهکارهای آموزشی ـ درمانی روبهرو شدید برایتان آموزنده خواهد بود.
این روانشناس ادامه میدهد: دومین مسأله به کارگیری راهکارهای ارائه شده در کتابهاست. متاسفانه افراد فقط گرایش به خریدن کتاب دارند، ولی آن را بدرستی نمیخوانند و مدعی هستند که کتاب را خواندهاند، اما اثربخش نبوده است. باید بدانید کسب مهارتهای زندگی و حلکردن مشکلات مسألهای است که نیاز به تمرین و تکرار دارد؛ اما متاسفانه افراد در زمینه اکتساب مهارتها از تلاش پایینی برخوردارند و به دلیل عجول بودن، انتظار معجزه سریعالوقوع را دارند و در نهایت عنوان میکنند که کتاب کارآمد و موثر واقع نشده است.
پس فراموش نکنید که نداشتن هدف صحیح در انتخاب کتاب، مرتبط نبودن هدف شما از خرید کتاب با محتوای آن، داشتن انتظار درمان از مطالعه صرف کتاب، داشتن انتظار نتیجه بخشی سریع، نداشتن پیگیری در انجام تکالیف بیان شده و تمرکز نداشتن روی مطالبی که عنوان شده به اثربخش نبودن یک کتاب روانشناسی منجر میشود.
بهرهبردن از کتب روانشناسی
ـ در انتخاب کتابهای الهامبخش و روانشناسی از منابع معتبر اطلاعات کسب کنید.
ـ در یک دفترچه یادداشت نکات کلیدی و مهمی را که از مطالعه کتاب به دست آوردهاید، یادداشت کنید.
ـ یک ارزیابی درونی داشته باشید و صادقانه یادداشت کنید که مطالب کتاب را چقدر در زندگی روزمره به کار بردهاید.
ـ شیوه چیدمان کتابخانه یا محلی که کتابهای روانشناسی خود را در آنجا قرار میدهید، تغییر دهید: سه بخش را در نظر بگیرید. کتابهای خوانده شده، کتابهای نیمهکاره، کتابهای خوانده نشده
ـ از خرید بیش از حد کتاب خودداری کنید.
ـ در مواقع لزوم به یاد داشته باشید که مطالب کتاب نیاز به کمک و یاری مشاور یا روانشناس دارد.
منبع: سلامت نیوز (تندرستی)
آرامش روحیه و روان با مطالعه
آرامش,آرامش روان,چگونه روانم را آرام کنم,راه های برای رسیدن به آرامش,چه راه های برای آرامش خوب است,روانشناسی,آرامش دوستدار,آرامش ذهن,آرامش اعصاب,آرامش یعنی,آرامش سبز,آرامش عارف,آرامش روانی,آرامش روان مشهد,آرامش روانشناسی,آرامش روانشناسی,آرامش روانى,راه هایی برای رسیدن به آرامش,راه های رسیدن به آرامش,راه های رسیدن به آرامش روحی,راه های رسیدن به آرامش درونی,راه های رسیدن به آرامش اعصاب,راه های رسیدن به آرامش فکری,راه های رسیدن به آرامش درون,راه های رسیدن به آرامش ذهنی,روانشناسی رنگها,روانشناسی کودک,روانشناسی شخصیت,روانشناسی بالینی,روانشناسی چهره,روانشناسی مردان,روانشناسی ازدواج,روانشناسی رابطه