
آشنایی با تفاوت های جنسیتی مهارت است. تا به حال فکر کرده اید که به عنوان یک زن چه چیزهایی باید در مورد ویژگی های جنسیتی همسرتان بدانید؟
معمولا خانم ها می گویند ما یک سرزمین ناشناخته ایم که آقایان در مورد ما چیزی نمی دانند اما احتمالا با خواندن این مطلب متوجه می شوید سرزمین ذهن آقایان هم چندان برای تان شناخته شده نبوده است.
یادتان باشد دانستن این تفاوت های جنسیتی مانع خیلی از دعواهای بی مورد میان همسران می شود و به آنان کمک می کند اختلاف های شان را بهتر مدیریت کنند. پس این شما و این بعضی چیزهایی که می خواستید در مورد مردان بدانید اما روی آن را نداشتید از خودشان بپرسید.
ویژگی های مردانه که هر زنی باید بداند
اقتدارطلبی مردان: روانشناس ها می گویند اگر یک چیز مردها را از زن ها متفاوت کند، آن ویژگی رقابت جویی و اقتدارطلبی مردهاست. مردها از اول بچگی یاد می گیرند رقابت طلب باشند تا موفق شوند. حتما شما هم پسربچه هایی را دیده اید که در بازی همدیگر را هتل می دهند و به هم دستور می دهند. حتما هم می دانید تفنگ، ماشین و البته بازی های رایانه ای رقابتی محبوب ترین وسایل بازی پسربچه ها هستند؛ چیزهایی که آنها را برای نشان دادن اقتدارشان و پیروزی بر رقیب آماده می کند. از طرف دیگر هورمون تستستورون یا هورمون مردانه هم آنان را برای این رقابت جویی که گاهی به پرخاشگری تبدیل می شود، آماده می کند.
نصیحت پذیر نبودن مردها: مردها به خاطر ویژگی اقتدارطلبی شان با هر چیزی که نشاندهنده این باشد که توانایی شان زیر سوال رفته است، مقابله می کنند. یکی از چیزهایی که به نظر مردان نشان دهنده زیر سوال رفتن اقتدار است، نصیحت کردن همسرانشان خواهد بود. حتما شما هم تجربه این را داشته اید که اگر روی چیزی بیش از حد اصرار کنید، شوهرتان آن را انجام نمی دهد یا با نق زدن و نارضایتی انجامش می دهد. هدف مردها در این مواقع این نیست که شما را ناراحت کنند یا با حرفتان موافق نباشند، مسئله این است که لحن نصیحت گرانه شما باعث موضع گیری او شده است. کافی است لحن تان را جوری عوض کنید انگار که دارید در زمین او بازی می کنید.
راه حل سریع مردها: وقتی برای مردها مشکلی را تعریف می کنید، بیشتر از هر چیزی در سرشان به فکر راه حل آن مشکل هستند. برای شما به عنوان یک زن احتمالا از همه مهمتر این است که شوهرتان مشکل شما را بشنود و با شما همدردی کند اما برای آنان مهم این است که به عنوان کمک، راه حل مشکل شما را بگویند، ضمن اینکه پیدا کردن راه حل نشاندهنده توانایی آنهاست. به هر حال راه حل دادن سریع اصلا به معنای نادیده گرفتن حس شما و حوصله نداشتن حرف های شما نیست. آنان فکر می کنند شما به این خاطر مشکلتان را تعریف کرده اید تا راه حلی پیدا کنید. گاهی سکوت مردها هم به همین معناست. سکوت می کنند چون راه حلی ندارند!
خونسردی مردان: «مردها اصلا عاطفه حالی شان نمی شود.» این اتهامی است که خیلی از خانم ها به آقایان می زنند اما روان شناسان حرف دیگری دارند. آنها می گویند چیزی که خانم ها و آقایان را در این مورد از هم متفاوت می کند این است که آقایان می توانند جنبه های عاطفی و عقلانی یک موضوع را از هم جدا کنند اما برای خانم ها تقریبا همه چیز می تواند عاطفی باشد. به این معنا که خانم ها احساساتشان را در خیلی از چیزها دخیل می کنند اما آقایان می توانند خیلی جاها احساساتشان را کنترل کنند.
عصب شناس ها می گویند دلیل این قضیه این است که مرکز عاطفه در مردها فقط در نیمکره راست مغز است اما در خانم ها مراکز عاطفه در هر دو بخش چپ و راست مغز پراکنده اند. مرکز صحبت کردن و تفکر منطقی سمت چپ مغز است برای همین تفکر منطقی خانم ها با عواطف شان در هم آمیخته است اما مردها می تواننند این دو را از هم جدا کنند. این تفاوت جنسیتی، در دعواهای بین خانم ها و آقایان خیلی خوب خودش را نشان می دهد.
وقتی خانم ها وسط بحث با شوهرشان داغ می کنند یا عصبانی می شوند یا گریه می کنند یا هر دو، معمولا همزمان بهت می کنند چطور شوهرشان همچنان خونسرد ایستاده و منطقی بحث را پیش می برد. در واقع آقایان غیرعاطفی نیستند. گواه عاطفی بودن آنها این همه دیوان شعر که توسط مردها سروده شده است. البته این به معنای این نست که مردها هرگز در بحث ها احساسی نمی شوند. آنان هر وقت احساس کنند قلمروشان زیر سوال رفته است احساساتی و معمولا عصبانی می شوند.
سکوت مردان: مردها کم حرف تر از زن ها هستند. این را هم عامه مردم قبول دارند و هم تحقیق های روانشناس ها آن را ثابت کرده است. روانشناس ها می گویند زن ها روزانه 6 هزار تا 8 هزار لغت به کار می برند اما مردها یک سوم این تعداد کلمات را می گویند. دلیل این پدیده آن جور که عصب شناس ها می گویند این است که مرکز تکلم در مردها فقط در سمت چپ مغزشان واقع شده است اما مرکز تکلم در زن ها هم در سمت راست و هم در سمت چپ مغز وجود دارد. البته روانشناس های تکاملی می گویند مردها در طول هزاران سال یاد گرفته اند کم حرف باشند. آنها می گویند هزاران سال پیش مردها برای شکار باید ساکت کمین می کردند وگرنه شکار در می رفت و بقای خانواده به خطر می افتاد. از آن طرف زن ها باید با همگروهی های خانم خودشان حرف می زدند و از بچه های شان مراقبت می کردند. بقای آنها به همین رابطه داشتن بر می گشت. مردها در طول رشد هم دیرتر زبان باز می کنند و مهارت های کلامی شان از زن ها کمتر است. در ادامه به این شکل های متفاوت حرف زدن مردان و زنان می پردازیم.
تیتروار حرف زدن مردها: اگر صحبت کردن د ر مورد مسائل روزمره را به دو شیوه گزارش توصیفی وگزارش علمی تقسیم کنیم، زن ها به شیوه توصیفی و مردها به شیوه علمی حرف می زنند. در واقع خانم ها، بیشتر در مورد جزئیات حرف می زنند اما حرف زدن مردها بیشتر منطقی و علمی است. آنها آن چیزی که فکر می کنند گفتنش لازم است را می گویند. برای همین به نظر می رسد مردها فقط تیتر اتفاق ها را می گویند و نه شرح آنها را. این اصلا به این معنا نیست که شوهرتان نمی خواهد شما از اتفاقات روزمره خبردار شوید، یا شما را لایق دانستن آنها نمی داند. مردها به طبیعت خودشان رفتار می کنند و شما نباید با دید زنانه خودتان حرف های آنها را تفسیر کنید.
صراحت مردان: زن ها معمولا غیرمستقیم حرف خودشان را می زنند و گلایه دارند چرا مردها حرف های شان را نمی فهمند. مثلا ممکن است شما به همسرتان بگویید چایی نمی خوری و منظورتان این باشد که بای با هم چایی بخوریم اما مردها معمولا به درون خودشان مراجعه می کنند و اگر چایی میل نداشته باشند با صراحت این را می گویند. این صراحت نشانه بی ادبی یا بی توجهی همسرتان نسبت به شما نیست. او فقط طبق طبیعت مردانه اش به شما گوش می دهد.
دستور دادن مردان: مردها از بچگی به امری حرف زدن عادت می کنند و دخترها به پیشنهادی حرف زدن. پسرها در بازی های شان می گویند: «توپ را بنداز برای من!» اما دخترها می گویند: «می یاین با هم خاله بازی کنیم؟» هم دخترها و هم پسرها به خاطر شیوه خاص حرف زدن خودشان تشویق می شوند و این نوع حرف زدن در آنها نهادینه می شود. اگر مردی از جمله های امری زیادی استفاده می کند به این معنا نیست که صبح تا شب دستور می دهد و قصدش ریاست کردن است، فقط طبق طبیعت مردانه اش رفتار می کند. اینکه در دنیای زنانه و ظریف خودتان که همه جمله ها را ترجیحا به صورت پیشنهاد می گویید تا به صورت امر، جملات مردانه را تفسیر کنید چیزی را حل نمی کند.
کج بودن دوزاری مردان: زن ها راحت تر می توانندن ذهن دیگران را بخوانند. مردها در این مورد خیلی ضعیف تر عمل می کنند. آنها کمتر از زن ها از روی چهره به قصد یا احساس پشت آن پی می برند. شما به عنوان یک زن احتمالا از این ناتوانی مردها خیلی شاکی هستید و آن را به پای بی توجهی می گذارید اما واقعا این شم زنانه شما را ندارند و بهتر است احساسات تان را به زبان بیاورید تا آنها متوجه شوند.
منبع: سپیده دانایی
ویژگی های مردان را بشناسید
چگونه مردان را بشناسیم,مرد را کامل بشناسید,خوسنردی مردان نشانه چیست,روانشانسی مردان,چگونه مردان را بشناسیم,چگونه مردان را بهتر بشناسیم,چگونه شخصیت مردان را بشناسیم,چگونه مردان را بیشتر بشناسیم,چگونه مردان دروغگو را بشناسیم,چگونه مردان بشناسیم,راه های شناخت مردان,راه های شناخت مرد,سکوت مردان نشانه چیست,روانشناسی مردان
خواسته های جنسی مردان
انتقاد از خانم ها بسیار مشکل است. شما چگونه می توانید بدون ایجاد عکس العمل بدی در شریک جنسیتان ، خواسته های جنسی خود را با او در میان بگذارید؟هرچند این امر هرگز بطور کامل تحقق نمی یابد ولی شما به کمک روان شناسی می توانید تقاضاهای جنسی خود را بدون جریحه دار کردن احساساتش، با وی مطرح کنید و یا این که از رفتار جنسی او انتقاد نمایید.
در اینجا به برخی از شایعترین مشکلات مردها و راه برطرف کردن آن ها اشاره شده است:
1- پیش قدم نشدن زن برای رابطه جنسی
برای او یک داستانی ( فانتزی) را تعریف کنید که اشاره کند او رابطه جنسی را شروع کرده است و جزئیات تحریک خودتان توسط او را برایش شرح دهید.
اگر بازهم موثر واقع نشد به او بگویید: من از این که همیشه شروع کننده هستم ناراحتم،اگر گاهی تو هم بسوی من بیایی و مرا تحریک کنی خیلی لذت می برم.یادتان باشد که هر بار که او این کار را انجام می دهد عکس العمل خوبی از خود نشان بدهید.
2- رابطه جنسی دهانی(مکیدن)
هنگامی که او درمقابلتان نشسته چیزهایی را که دوست دارید برایتان انجام دهد برایش بگویید.موقعی که او مشغول این کار شد با بکار بردن کلمات و عباراتی مانند: اوه…عزیزم خیلی خوبه…همین رو ادامه بده و…،لذت خود را بیان کرده و او را به سمت کاری که بیشتر دوست دارید،راهنمایی کنید.
3- بوی بد واژن
بدون آن که چیزی در مورد بوی بد واژن به او بگویید،با یکدیگر به حمام رفته و بدن او را بشویید.سپس از او بخواهید تا همین کار را برای شما انجام دهد.بعد از حمام او را بو کرده و بگویید از این تازگی و بوی خوب بدنش خیلی لذت می برید.
4- تنفر از بعضی رفتارهای جنسی
هیچوقت احساس نارضایتی خود از یک نوع رفتار جنسی خاص را بطور مستقیم بیان نکنید.یکبار در اتاق خواب جای خود را با هم عوض کنید و از او بخواهید تصور کند که جای شماست.حالا با انجام کارهایی که از آن لذت می برید و دوست دارید او برای شما انجام دهد،راهنماییش کنید.اگر این شیوه هم موثر واقع نشد خواهش خود را بطور غیرمستقیم با او در میان بگذارید.مثلا” به او بگویید که سینه هایتان خیلی حساس است و از مکیدن آن لذتی نمی برید.
بعضی از زن ها،همه مردها را مثل هم دانسته و فکر می کنند همه آن ها فقط از یک چیز لذت می برند.بدون شک این تفکر اشتباه است.بدون آن که با خشونت یا بی احترامی رفتار کنید،تقاضا های جنسی خود را به او بگویید تا چیزهای موردعلاقه شما را یاد بگیرد.
برای اینکه ارتباط شما پایدار باقی بماند شما و شریک جنسیتان باید یکدیگر را از همه جنبه ها خوب بشناسید و رابطه جنسی یکی از جنبه های مهم شماست.
منبع: www.3-m.ir
خواستههای جنسی مردان
نیازهای مردان,نیاز مردان,مشکلات مردان,نیازهای مردانه,نیازهای مردان,نیازهای مردان چیست,نیازهای مردان وزنان,نیازهای مردان در ازدواج,نیاز مردان,نیاز مردان چیست؟,نیاز مردان به تنهایی,نیاز های مردان,مشکلات مردان در ناباروری,مشکلات مردانه,مشکلات مردان دوزنه,مشکلات مردان مجرد,مشکلات مردان در باروری,مشکلات مردان پس از طلاق,مشکلات مردان قد کوتاه
آیا از ازدواج و پذیرفتن مسئولیت های یک زندگی واقعی ترس دارید؟ خیلی از خانمها مثل شما هستند. این میتواند دلایل مختلفی داشته باشد، از ترسهای کودکی گرفته تا تجربیات بزرگسالی.
ترس از متعهد شدن لزوماً به این معنا نیست که نیاز به کمک حرفهای دارید بلکه نشانه این است که باید دیدگاههای خودتان را درمورد روابط ارزیابی کنید تا ببینید چه چیز جلوی شما را میگیرد و نمیگذارد وابستگی دائمی ایجاد کنید.
برای غلبه بر این مشکلات، این 10 نکته را بخوانید تا ببینید مشکل شما کدامیک از اینهاست.
1. روابط زیادی را دیدهاید که برهم خورده است
آیا والدینتان از هم طلاق گرفتهاند؟ شاید دوستان زیادی داشته باشید که روابطشان برهم خورده و بخاطر آن سختی و درد زیادی را متحمل شدهاند. اگر اینطور است، ترس شما از متعهد شدن در روابط قابل درک است. با شاهد مشکلات احساسی دیگران بودن میفهمید که چه زمانهایی ممکن است رابطه دچار مشکل شود.به جای اینکه روی روابط شکستخورده اطرافتان تمرکز کنید، به زوجهای موفقی که میشناسید دقت کنید تا ببینید آنها برای شاد و خوشبخت زندگی کردن کنار هم چه میکنند.
2. آشنایان و دوستان نزدیک از زندگی مجردی لذت میبرند
با روی کار آمدن فمینیسم، مجرد ماندن دخترها و بالا رفتن سن ازدواج آنها افزایش یافت و زنان زیادی انتخاب میکنند که زندگی مجردی داشته باشند. زنان مجرد هیچوقت فرصتهای بیشتری نداشتهاند و حداکثر زندگی شان در کار خلاصه می شود.
از شکست فردی ترس دارید
شاید به این دلیل از متعهد شدن میترسید که مهارتهای ارتباط طولانیمدت مثل صبر، حوصله و فداکاری را در خود نمیبینید. شاید غذا پختن و تمیزکاری خانه را بلد نیستید و از این میترسید که طرفمقابلتان را در زندگی زناشویی ناامید کنید. به خاطر داشته باشید که هر فرد تواناییهای خاص خود را دارد و افراد مختلف به تواناییهای مختلفی ارزش میگذارند. روابط طولانی زمانی موفق میشوند که افراد به یکدیگر برای آنچه که هستند ارزش بگذارند. همچنین میتوانید وقت بگذارید و مهارتهای جدیدی را یاد بگیرید و از زنانی که ازدواجهای موفقی دارند کمک بگیرید تا اعتمادبهنفس لازم برای غلبه بر ترس از متعهد شدن را به شما بدهند.
از ناامیدی یا سرخوردگی میترسید
وقتی به سالهای آینده یک ازدواج فکر میکنید، ممکن است نگران شوید که ازدواجتان انتظاراتتان را برآورده نکرده و آنی نباشد که میخواستید. البته این تاحدی درست است. ممکن است یک روز از کنار یک مرد شکمگنده از خواب بیدار شوید که جواب حرفهایتان را به جای قربانصدقه با بیحوصلگی میدهد. همچنین ممکن است مثل قبل دیگر به شما توجه نداشته باشد. اما وقتی آن روز میرسد، همانطور که برای همه زوجها پیش میآید، به خودتان یادآور شوید که چرا با این مرد ازدواج کردید و افکاری که بیشترین ترس از متعهد شدن را برایتان آورده است را سرکوب کنید.به خاطر داشته باشید که صداقت و حرف زدن میتواند ترس از سرخوردگی و ناامیدی را از بین برده و بدانید که همه زندگیها بالا و پایین دارند.
در گذشته شکست در رابطه را تجربه کردهاید
مسائل و مشکلات مربوط به متعهد شدن بعد از یک رابطه شکستخورده بیشتر میشود. ازآنجاکه خانمهای بسیاری بیش از یک بار در روابط خود شکست میخورند، نگرانی آنها از متعهد شدن بالاتر میرود. به جای اینکه به متعهد شدن به عنوان یک رفتار جمعی، سعی کنید هر رابطه را به شکل فردی و خاص نگاه کنید. از خودتان بپرسید چرا روابط سابقتان شکست خوردند و ببینید در آینده چه کارهای متفاوتی میتوانید انجام دهید.با این خودآگاهی در وضعیت بهتری برای ارزیابی مردهایی که وارد زندگیتان میشوند خواهید داشت و خواهید توانست تعهد طولانیمدت ایجاد کنید.
6. نمیدانید چطور دوام یک رابطه را حفظ کنید
حتی زنان بسیار خوشبین و بااعتمادبهنفس هم در یک رابطه ایده آل نگرانیهایی برای دوام بخشیدن به رابطه خود دارند. در نامعلومی و بلاتکلیفی دنیای امروز، با زوال ارزشها و جدایی خانوادهها، به نظر نمیرسد روش مطمئنی برای حفظ دوام ازدواج وجود داشته باشد. به همین دلیل است که ارتباط و گفتگو بین زوج ضروری و حیاتی است. هر دو طرف باید با هم هماهنگ باشند تا بفهمند چه اتفاقاتی میافتد و اصلاحات لازم را انجام دهند. اگر ارتباط کلامی دو طرف از بین برود، نخواهید دانست چه باید بکنید.
از خودتان بپرسید چرا روابط سابقتان شکست خوردند و ببینید در آینده چه کارهای متفاوتی میتوانید انجام دهید.با این خودآگاهی در وضعیت بهتری برای ارزیابی مردهایی که وارد زندگیتان میشوند خواهید داشت و خواهید توانست تعهد طولانیمدت ایجاد کنید
7. مطمئن نیستید او همانی است که میخواهید
اگر دوست دارید بدون اینکه برای همیشه متعهد شوید، رابطهای بادوام داشته باشید، ممکن است لازم باشد درمورد مشکلتان برای متعهد شدن با یک مشاور صحبت کنید.اگر کسی که میخواهید باقی عمرتان را با او بگذرانید پیدا نکردهاید، از خودتان سوال کنید شاید توقعات و انتظاراتتان خیلی بالا باشد. آیا در جای نادرست به دنبال آدم درست هستید؟ آیا با کسانی ارتباط برقرار میکنید که هدفشان از آشنایی متفاوت با شماست؟ هرکدام از این دلایل ممکن است باعث شود فکر کنید نمیتوانید به مرد زندگیتان متعهد شوید.
8. نمیخواهید اعضای خانواده را ناامید کنید
یکی دیگر از دلایل ترس از متعهد شدن در روابط، داشتن والدین پرتوقع است که انتظار دارند جراح مغز و اعصاب شوید یا با رئیسجمهور بعدی امریکا ازدواج کنید. اگر از ازدواج قبلی خود بچه دارید، ممکن است نگران واکنش آنها به ناپدری خود باشید. ممکن است هم هست بدون ارزیابی نیازهای احساسی خود و میزان آمادگیتان برای ازدواج، با یکی از دخترخالهها یا دخترعموها برای ازدواج کردن وارد رقابت شدهاید.
بااینکه نگرانی درمورد فرزندان شوهر سابقتان در رابطه با فرد کنونی اهمیت زیادی داشته و منطقی است، خودداری از متعهد شدن برای خوشحال نگه داشتن بقیه به این معنی است که معیار اشتباهی برای داشتن یک رابطه موفق دارید. وقت بگذارید و به این فکر کنید که به جای نیازهای دیگران چه چیزی برای خودتان بهتر است.
9. میخواهید برای لذت بردن از خوشیهای زندگی مجرد بمانید
اگر زندگی راحت و آرامی دارید و نمیخواهید آن را با نگرانیهای رابطه خراب کنید که تا حدی قابل درک است. آیا میخواهید تا پایان عمرتان مجرد بمانید؟ آیا از مسئولیتهای ازدواج هراس دارید؟ با مسائل و مشکلاتی نظیر این باید روبهرو شوید تا مطمئن شوید به تعهد نگاهی سالم دارید. برخلاف این، اگر سبک زندگیتان به شکل غیرمعقولی آزادانه است و نمیتوانید محدود شدن ازدواج را بپذیرید، پس احتمالاً برای متعهد شدن آماده نیستید. به خودتان زمان بدهید تا به دلایل واقعی اینکه چرا باتوجه به سبک زندگیتان و اهداف آیندهتان از متعهد شدن میترسید، فکر کنید.
تعداد مجردهایی که از متعهد شدن ترس دارند بنا به دلایل مختلف بالا رفته است. اگر شما هم از ایندسته افراد هستید، الان وقتش رسیده است که دلایل الگوهای روابطتان را بررسی کرده و ببینید چطور میتوانید برای غلبه بر ترس از متعهد شدن در خودتان ایجاد تغییر کنید
10. تصور میکنید تعهد عشق رابطه را از بین میبرد
عشق مسئلهای ظریف و حساس است و باید از آن مراقبت شود. بااینکه زندگی واقعی چهره خود را بعد از ازدواج نشان میدهد و پیدا کردن وقت برای صمیمت و لحظات دونفره را سخت میکند، زوجها اگر میخواهند رابطهشان همیشگی شود، باید بالاترین اولویت را به رابطهشان بدهند. زوجهای مسنتر ادعا میکنند که روابط عاشقانه باثباتی که در طولانی مدت ساخته شدهاند بسیار عمیقتر و پرمعنیتر از عشق پرهیجانی است که رابطه با آن آغاز شده است. اجازه بدهید عشقتان رشد کنند.تعداد مجردهایی که از متعهد شدن ترس دارند بنا به دلایل مختلف بالا رفته است. اگر شما هم از ایندسته افراد هستید، الان وقتش رسیده است که دلایل الگوهای روابطتان را بررسی کرده و ببینید چطور میتوانید برای غلبه بر ترس از متعهد شدن در خودتان ایجاد تغییر کنید.
منبع: مردمان
دلایل ترس از ازدواج زنان
زنان به چه دلیل از ازدواج می ترسند,دانستی های قبل از ازدواج,خواندنی های قبل از ازدواج,ازدواج,دانستنی های قبل از ازدواج,دانستی های بعد از ازدواج,ازدواج موقت,ازدواج سفید,ازدواج دانشجویی,ازدواج موفق
بعضی اوقات از برخی از عادات و رفتارهای نامزدم خیلی ناراحت میشم. چند بار بهش تذکر دادم ولی نمی دونم چرا ناراحت میشه. بعدشم که یه دعوایی پیش میاد. حالا موندم تو این طور فرصتا باید چی کار کنم؟
تفاوت روحی، اخلاقی و عاداتی زن و مرد با هم امری کاملا طبیعی است. همین امر اگر به خوبی کنترل و مدیریت نگردد بسیاری از اوقات باعث ایجاد ناراحتی و حتی تنش و دعوا بین زن و مرد می گردد. به این خاطر است که زن و مرد باید از همان ابتدای آشنایی و عقد، هم به خوبی با اخلاق و روحیات یکدیگر آشنا شوند و هم سعی کنند تا اخلاق و روحیاتشان را به یکدیگر نزدیک نمایند. اگر هم تمایزی در این راستا دیده شد باید درست و منطقی بیان گردیده و مدیریت شود تا مبادا باعث ایجاد ناراحتی و تنش در زندگی گردد.
نحوه صحیح انتقاد از نامزد
1. اگر اشتباهی از نامزدتان سر زد، همان جا، همان لحظه و همان شرایط به وی تذکر ندهید.
به یاد داشته باشید که حتما در فرصتی مناسب (نه همان لحظه) و در شرایط آرام و با ثبات مشکل را با نامزدتان در میان بگذارید. تاثیر این گونه انتقادها یقینا چند برابر خواهد بود.
2. در میان جمع و در حضور دیگران هرگز از نامزدتان انتقاد ننمایید:
یکی از مهمترین نکاتی که باید در انتقاد صحیح رعایت شود، عدم انتقاد در جمع از فرد مقابل است. انتقاد کردن از نامزد در میان جمع به نوعی آبرو ریزی وی محسوب می شود به خصوص اگر فرد انتقاد شده مرد باشد که در این صورت یقینا دچار حس سرخوردگی و آبروریزی شده و حس مردانگی اش به کلی زیر سوال می رود به همین دلیل احتمال ایجاد تنش های زیاد در دوران نامزدی شدت می گیرد.
3. سعی کنید با لحنی مهربان و آرام از همسرتان انتقاد کنید:
نحوه انتقاد کردن و لحنی که فرد انتقاد کننده در این جریان دارد بسیار مهم است. حتما با زبانی مهربان و آرام و به دور از تندی و عصبانیت در مورد عیوب همسرتان با وی صحبت کنید تا بر او اثرگذار باشد. هرگز فراموش نکنید که در موقع انتقاد کردن از نامزدتان هرگز از کلماتی استفاده نکنید که به او حس مقایسه یا تحقیر دست بدهد.
قبل از اینکه انتقاد مورد نظرتان را به نامزدتان بیان کنید سعی کنید ابتدا از خوبی ها و زیبایی های وی یاد نمایید و از او من باب این خوبی ها و زیبایی هایش تشکر نمایید. این تشکر هم می تواند به صورت زبانی صورت بگیرد و هم در قالب دادن هدیه ای کوچک اتفاق بیفتد
4. سعی کنید قبل از بیان انتقاد مقدمه چینی داشته باشید:
- ابتدا به نامزدتان بفهمانید که شما لباس یکدیگر هستید و باید عیوب یکدیگر را بپوشانید. به همین خاطر شما هم عیوب وی را به او تذکر می دهید.
- قبل از بیان انتقاد از نامزدتان تعریف کنید
قبل از اینکه انتقاد مورد نظرتان را به نامزدتان بیان کنید سعی کنید ابتدا از خوبی ها و زیبایی های وی یاد نمایید و از او من باب این خوبی ها و زیبایی هایش تشکر نمایید. این تشکر هم می تواند به صورت زبانی صورت بگیرد و هم در قالب دادن هدیه ای کوچک اتفاق بیفتد. این کار شما به نامزدتان می فهماند که همانقدر که شما عیوبش را می بینید، زیبایی هایش را هم درک کرده و بیشتر به خوبی هایش توجه می کنید.
5. از تکرار زیاد انتقاد کردن بپرهیزید:
یادتان باشد که زیاد انتقاد کردن از نامزدتان اثر انتقادهایتان را به شدت کم می کند. به همین دلیل کم و به موقع انتقاد کرده و به هر عیب کوچک و بزرگی گیر ندهید.
6. بحث انتقاد را زیاد طولانی نکنید:
برخی از افراد وقتی از دیگری انتقاد می کنند آنقدر این انتقاد را کش می دهند و به قول معروف مته به خشخاش می گذارند که فرد مقابل خسته می شود. سعی کنید بسیار موجز از نامزدتان انتقاد کرده و سپس سریعا بحث را عوض نمایید.
منبع:تبیان
چگونه از نامزدم انتقاد کنم؟
راه های برای انتقاد از نامزد,نحوه صحیح انتقاد از نامزد,به چه صورت از نامزدم انتقاد کنم,راه های انتقاد از همسر,نحوه برخورد با نامزدمان
در جلسات خواستگاری، ارزیابی شما سۆالمحور باشد نه جوابمحور. روشهای کلاسیک و قدیمی آموزش و ارزیابیها، جوابمحور است. هنوز در نظام آموزشی مدارس و دانشگاهها برای ارزیابی، یک سری سۆال میدهند، اگر توانایی پاسخگویی را داشت، این دانشجو یا دانشآموز، درسخوان و اهل مطالعه به شمار میآید.
سوال پرسیدن از خواستگار
این سۆالات و ارزیابیهای جوابمحور فقط میزان حافظهی دانشجو را نشان میدهد؛ نه میزان فهم او را. از این رو، در مدارس و دانشگاهها اگر مطرح شود که امتحان گرفته شده در ماه پیش مورد قبول نیست و باید مجدّداً امتحان دهند، با مخالفت شدید دانشآموزان و دانشجویان مواجه میشوند؛ زیرا آنان دروس را فقط برای امتحان خواندهاند و حالا دیگر یادشان نیست؛ این ارزیابی مطرود است.
در استخدامها و گزینشهای بورس از مصاحبهگران خواسته میشود فهم و درک فرد را ارزیابی کنند نه محفوظاتش را؛ مثلاً اگر بخواهند دانشجوی رشتهی فیزیک را بورس کنند، بهتر است از او بپرسند: مهمترین سۆال فیزیکی که برای شما مطرح است، چیست؟ چه گرهای در فیزیک دارید؟ سۆالات این دانشجو مشخص میکند که سطح علمی و فهم علمی این دانشجو در چه حدّی است.
در جلسات خواستگاری، بیش و پیش از آنکه سۆال مهم باشد، نوع پاسخگویی مطرح است؛ زیرا چه بسا پاسخ به سۆالات را حفظ کرده باشد. سۆالات بیشتر معرّف افراد است تا جوابها؛ به عنوان مثال اگر در مصاحبههای صدا و سیما دیده باشید، وقتی خبرنگار از مصاحبه شوندهی دختر بپرسد، الگوی شما کیست؟ معلوم است که بطور کلیشهای پاسخ میدهد: حضرت زهرا . این پاسخ معلوم نیست بیانگر رفتار او باشد و نمیتوان اطمینان کرد که واقعاً هم چنین باشد.
از طرفی فرد ممکن است در جلسهی خواستگاری هول شود و پاسخی را که خود به آن معتقد است را نگوید. نباید بر اساس پاسخ او تصمیم قطعی بگیریم. امّا نوع سۆالها و موضوع سۆالها بیشتر تعیین کننده است و نشان میدهد او چه دیدگاه و دغدغههایی دارد. حتّی ترتیب سۆالات و تأکید روی بعضی از آنها میتواند نشاندهندهی ایدهها و تفکّرات او باشد.
به عنوان مثال اگر شما از خانوادهی دختر یا خود دختر بپرسید: شما در قید و بند مادیات هستید یا نه؟ جوابی که تقریباً همگان میدهند، این است: ما به نجابت داماد بیشتر نظر داریم نه مادیات! پس نمیتوان این سۆال و جواب را ملاک قرار داد.
اما اگر به نوع سۆالاتی که دختر یا مادرش میپرسند توجّه کردید، مثلاً این ماشین را تازه خریدهاید؟ مدلش چیست؟ این سۆالات برای ما مشخّص میکند که همّ و غمّ این دختر چیست و چه چیز برایش جلوه دارد. قطعاً دغدغههای مادّی برایش مهم است که در این زمان مهم، سۆالاتی در زمینهی ماشین از او میپرسد.
اگر دختر از پسر بپرسد: نظرتان راجع به ادامهی تحصیل دخترها چیست؟ عموم پسرها پاسخ میدهند: من افتخار میکنم همسرم تحصیل کرده باشد! این جواب کلیشهای است که همهی پسرها یاد گرفتهاند اینگونه پاسخ دهند. به این جواب نباید اعتماد کرد. امّا اگر این آقاپسر از رشتهی تحصیلی دخترخانم بپرسد و وضعیت درسی او را جویا شود و با شور و حالی به آن بپردازد، نشان میدهد او به ادامهی تحصیل همسرش علاقمند است تا آنکه فقط بپرسد: «درس شما کِی تمام میشود؟!»
شیوهی سۆال کردن
در جلسهی خواستگاری این نکته را به عنوان یک قاعده در نظر داشته باشید که هر کس بیشتر حرف بزند، کمتر شناخت حاصل میکند و مخاطب بیشتر از او کسب اطّلاعات میکند. بنابراین اگر کسی بگوید من در جلسهی خواستگاری با زرنگی تمام مثل صحبت میکردم، کاملاً در اشتباه است. زرنگی از طرف مقابل بوده است که بیشتر شنونده بوده است!
بدیهی است اگر سۆالات کلیدی و خوب مطرح شود، پاسخها هم تا حدودی میتواند نکات و اطّلاعاتی را به ما بدهد که بر اساس آن، تصمیمگیری صحیحتری داشته باشیم.
در بعضی سۆالات که احتمال میدهید طرف مقابلتان طبق میل شما جواب بدهد، بصورت دیگر بپرسید، به نحوی که جهتگیری و نظر شما در سۆال معلوم نشود؛ مثلاً به جای اینکه بپرسید: وقتی از دست همسرتان عصبانی میشوید، چه میکنید؟ بپرسید وقتی خواهر یا برادرتان شما را عصبانی میکنند، چه میکنید؟
اما چند نکته:
ـ اگر طرف مقابلتان از جواب سۆال شما طفره رفت، سۆالتان را به همان شکل در جلسات دیگر و به طرز دیگری در همان جلسه بپرسید.
ـ اگر از جواب او به سۆالی قانع نشدی، از او بیشتر توضیح بخواه تا به نتیجهی دلخواه دست یابی.
ـ سۆالاتی که دغدغهی فکری تو نیست، یا غیر از آن چیزی که هستی تو را نشان میدهد، نپرس.

ـ سۆالات شما به طور غیرمستقیم نشاندهندهی ایدهها و تفکّرات شماست که معرّف شما خواهد بود، دقّت در سۆالاتی که میخواهید از او داشته باشید و سۆالاتی که او از شما میپرسد شما را در شناخت بهتر کمک میکند.
ـ از آنچه برای شما یا خانوادهتان اهمیت دارد، سۆال کن؛ نه مطالبی که به آن اعتقاد نداری زیرا نه تنها به تو کمکی نمیکند بلکه باعث سردرگمی میشود.
ـ در مورد مسائلی که در زندگی مشترک برای شما پیش می آید از قبیل روابط شما با خانواده ی او یا برعکس سۆال کنید.
ـ از سۆالاتی که در بطن آن جواب نهفته است و طرف با بله و خیر می تواند از آن بگذرد پرهیز کنید.
ـ سۆالات کلی نپرسید؛ مثلاً ایمانتان در چه حدی است؟ این سۆال باید به چند سۆال تقسیم بندی شود.
ـ سۆالهایی که جواب آن نیاز به توضیح دارد، تشریحی بپرسید؛ نه به صورت بله و خیر. مثلاً به جای اینکه بپرسید آیا شما عصبانی میشوید؟ سۆال کنید چه موقع عصبانی میشوید و موقع عصبانیت چه میکنید؟ چون به هر حال همه عصبانی میشوند.
ـ نسبت به جوابهایی که میدهد، سۆالی طرح کنید تا عمیقاً به نظر او پی ببرید.
ـ در بعضی سۆالات که احتمال میدهید طرف مقابلتان طبق میل شما جواب بدهد، بصورت دیگر بپرسید، به نحوی که جهتگیری و نظر شما در سۆال معلوم نشود؛ مثلاً به جای اینکه بپرسید: وقتی از دست همسرتان عصبانی میشوید، چه میکنید؟ بپرسید وقتی خواهر یا برادرتان شما را عصبانی میکنند، چه میکنید؟
تشخیص صداقت
یکی از سۆالات مهمی که معمولاً پیرامون جلسات خواستگاری میشود، این است که ما از کجا بفهمیم طرف مقابل سۆالات را با صداقت پاسخ داده است یا نه؟
صبحت جلسه خواستگاری
برای اطمینان از جوابهای او، باید مقدّمهای را دربارهی صداقت بیان کنید. به مخاطب خود بگویید: «صداقت در خواستگاری یک امر حیاتی است. من خود آدمی نیستم که همیشه در زندگی راستگو باشم و انتظار ندارم همسرم نیز همیشه در زندگی راست گفته باشد. امّا اینکه انسان در جلسهی خواستگاری به راستگویی دقّت داشته باشد، بحث بسیار مهمّی است؛ زیرا عدم صداقت در جلسهی خواستگاری را خیانت به طرف مقابل میدانم و من هر نقطه ضعفی را از خواستگارم میپذیرم مگر این نقطه ضعف را». باید بکوشید بگونهای با بیانی جدّی این مطلب را یادآور شوید؛ مثلاً اینکه بگویید: «من اگر متوجّه شوم در جلسهی خواستگاری مطلبی خلاف واقع بیان شده است؛ اگر نقاط مثبت فراوان هم داشته باشد، نمیتوانم از او بپذیرم؛ زیرا ازدواجی موفّق است که انسان هم خوب انتخاب کند و هم خوب انتخاب شود.»
البته جملهی آخر پیام مهمی است برای خود شما. اگر شما بخواهید با کسی مسافرت بروید و او تمایلی به مسافرت با شما نداشته باشد و شما اصرار کنید و طرف را متقاعد کنید و راهی مسافرت شوید، مسافرت به هر دوی شما تلخ خواهد شد. ازدواج بالتر از این است. اگر یکی خوب انتخاب کند ولی خوب انتخاب نشود، خود این فرد هم از زندگی لذّت نمیبرد. بنابراین باید صداقت داشته باشیم.
پس از اینکه این مطالب را مطرح کردید، یکی از نقاط ضعف خود را هم بیان کنید و بگویید: من برای اینکه صداقت خود را نشان دهم این نکته را میگویم، و از او بخواهید که این مسأله را حتّی با پدر و مادرش در میان نگذارد. و در مقابل شما نیز از او بخواهید اگر او هم نکتهای و نقطهی ضعفی دارد که لازم به گفتن است، برای شما بازگو کند.
بدیهی است شما قبل از جلسهی خواستگاری تحقیقاتی انجام میدهید و قطعاً ممکن است از نقاط ضعفی آگاهی پیدا کنید. اگر در جلسهی خواستگاری در قالب سۆالی به آن نکته اشاره نمودید و طرف مقابل به آن نقطه ضعف اشاره کرد، میتوانید نتیجه بگیرید که در سخنان او نیز صداقت وجود دارد و آدم دروغگویی نیست. ولی چنانچه برداشت صحیحی از خود نداشت، معلوم نیست دیگر سخنان او نیز واقعیت داشته باشد.
اما چند نکته:
ـ برای اینکه راحت باشید و صداقت خود را نشان دهید، از همان کلمات معمول و همیشگیتان استفاده کنید نه از کلمات سخت و قلمبه ـ سلمبه و غیرمعمول.
ـ صداقت شما و خانوادهتان در رفتار و گفتار، آنها را نیز تشویق میکند که صادق باشند.
ـ در گفتگو دو طرف، بنا را بر معرّفی واقعی و صریح خود بگذارند.
برگرفته از: سامانه ملی ازدواج و خانواده
شناسایی افراد از روی سوالات آنها
از روی سوال پرسیدن طرف خود را بشناسید,سوالات جلسات خواستگاری