
اشخاصی که کاهش وزن دارند لاغرترهستند و شاید به بیماری هایگوناگونی مبتلا شوند در صورتی که با مقداری غذا خوردن می توانند به وزنمورد نظرشان برسند. بهترین خوردنیهایی که برای چاق شدن می توانید استفاده کنید عبارتنداز:
با این خوراکی ها چاق شوید
-گردو: یکی از آجیل هایی است که به شما کمک می کند تا خیلی سریع و طبیعی چاق شوید. میزان امگا ۳ در این ماده بسیار زیاد است.
-دانه های مغذی: از جمله دانه های مغذی می توانیم به تخم کتان/دانه هندوانه/شاه دانه و کنجد اشاره کنیم ، که هرکدام آنها دارای اسیدهای چرب مفید برای بدن هستندو به شما در چاق شدن کمک به سزایی می کنند.
-شیر پرچرب: شیربه تنهایی می تواند بسیاری از بیماری های بدن را از بین ببرد ولی بسیاری از پزشکان نوع کم چرب ان را توصیه می کنند. شیر پرچرب تمام خواص شیر را دارد و گزینه مناسبی برای افرادی است که می خواهند چاق شوند.
-روغن زیتون: هیچ پزشکی را پیدا نخواهید کرد که روغن زیتون را توصیه نکند.این روغن نه تنها به شما در چاق شدن کمک می کند، بلکه از بیماری های قلبی عروقی نیز پیشگیری می کند.
-سیب زمینی: منبعی عظیم ازکربوهیدرات ها و همچنین مملو از مواد مغذی که البته همیشه به عنوان یک ماده چاق کننده ارزان نام برده می شود. در ضمن اگرمی خواهید، اشتهای تان زیاد شود توصیه می کنیم این میوه را مصرف کنید: انجیر سرشار از پتاسیم و تامین کننده سلامت کودکان ضعیف بوده و برای کم خونی و درمان بی اشتهایی مفیداست. میوه ای مقوی و شیرین که منبع خوبی ازپتاسیم/منیزیم/کلسیم/فسفر و ویتامین های c/b/aاست.
چاق شوید با این خوراکیها
چاقی,خوراکی ها برای چاقی,چاقی صورت,چاقی سریع,چاقی شکمی

آیا بچه شما در مدرسه مشکل دارد؟ آیا او از بلند خواندن، انشا نویسی یا حل مسئله ریاضی می ترسد؟ هرچند که بچه ها بعضی وقتها دچار مشکلات درسی میشوند ولی اگر مشکل یادگیری دائمی شود، ممکن است علامتی از اختلالات یادگیری است. با اطلاع از این مشکل شما میتوانید به بهترین نحو به کودکتان یاری کنید تا بر مشکلات درسی خود غلبه کند و در زندگی موفق شود.
ناتوانیهای یادگیری چیست؟
اختلالات یا ناتوانیهای یادگیری به مشکلات متعدد در فرایند یادگیری میگویند. این ناتوانی، به مشکلات هوش مربوط نمیشود. کودکانی که با این مشکل مواجهاند، تنبل نیستند. در حقیقت آنها به باهوشی دیگران هستند اما عملکرد مغزشان متفاوت است و این تفاوت روی دریافت اطلاعات و پردازش آنها تاثیر میگذارد.
به زبان ساده، کودکانی که دچار ناتوانی یادگیری هستند، به گونهای متفاوت میبینند، میشنوند و درک میکنند و این تفاوت میتواند منجر به مشکلاتی در یادگیری مهارت و اطلاعات جدید شود. رایجترین نوع ناتوانی یادگیری شامل خواندن، نوشتن، شنوایی، ریاضیات، منطق و صحبت کردن است.
موفقیت برای کودکانی که دچار ناتوانی یادگیری هستند غیر ممکن نیست
هیچ پدر و مادری نمیخواهد ناراحتی کودکاش را ببیند. شاید شما از آینده فرزندتان یا از روند پیشرفت او در مدرسه نگران باشید یا شاید فکر کنید که توجه بیش از اندازه به مشکلات یادگیری او لقب «کند ذهن» را به او میدهد.
اما مهمترین چیزی که باید به یاد آورید این است که بیشتر کودکانی که در یادگیری ناتوانند، به باهوشی دیگران هستند. آنها تنها به روشهای خاصی برای یادگیری احتیاج دارند. با آگاهی بیشتر از ناتوانیهای یادگیری و به خصوص ناتوانی یادگیری کودکتان، میتوانید راههای موفقیت را روی کودکتان در مدرسه و دیگر مراحل زندگی باز کنید.
علایم و نشانههای ناتوانی و اختلالات یادگیری
ناتوانی یادگیری در کودکان متفاوت است. ممکن است کودکی در خواندن و نوشتن مشکل داشته باشد در حالی که دیگری ریاضی را درک نکند یا کودک دیگری در درک آن چه دیگران میگویند یا حتی ارتباط برقرار کردن ناتوان باشد. مشکلات در کودکان متفاوت است اما تمام آنها دچار ناتوانی یادگیری هستند.
شناسایی ناتوانیهای یادگیری آسان نیست زیرا علائم آن متفاوت است و نشانهای خاص که نشان دهنده این مشکل باشد، وجود ندارد. اگر چه بعضی علائم رایجتر است و اگر شما آنها را بشناسید، میتوانید به مشکل کودکتان آگاه شوید و هر چه زودتر و سریعتر برای بهبودیاش اقدام کنید.
در این جا تعدادی از رایجترین ناتوانیهای یادگیری را آوردهایم. تنها به خاطر داشته باشید حتی کودکانی که مبتلا به آن نیستند ممکن است در سنین مختلف آن را تجربه کنند پس زمانی نگران شوید که این ناتوانیها دائمی شوند طوری که روی مهارتهای اصلی کودکتان تاثیر بگذارند.
نشانههای ناتوانی یادگیری در کودکان پیش دبستانی
· مشکل تلفظ لغات
· مشکل یافتن لغات صحیح
· مشکل یادگیری الفبا، اعداد، رنگها، اشکال و روزهای هفته
· مشکل پیروی از دستورالعملها یا یادگیری امور روزمره
· مشکل بستن دکمه، زیپ و بند کفش
علائم ناتوانی یادگیری در سن 5 تا 9 سالگی
· مشکل در یادگیری ارتباط بین حروف و صدا
· مشکل در ترکیب صداها و ساخت کلمه
· اشتباه خواندن لغات پایه هنگام خواندن
· اشتباه خواندن لغات به طور دائم
· مشکل در یادگیری مفاهیم پایه ریاضی
· مشکل در بیان زمان و ترتیب و توالی
· کندی در یادگیری مهارتهای جدید
علائم ناتوانی یادگیری در سن 10 تا 13 سالگی
· مشکل در درک مطلب و مهارتهای ریاضی
· مشکل در سوالهای تشریحی و لغات
· تنفر از خواندن و نوشتن، اجتناب از بلند خواندن
· تلفظ مشابه لغات متفاوت در یک متن
· مهارتهای سازمانی ضعیف (جمع نکردن تختخواب، انجام ندادن تکالیف مدرسه، میز بهم ریخته)
· مشکل شرکت در بحثهای کلاسی و بیان افکار
· دستخط بد
کمک به کودکان مبتلا به ناتوانی یادگیری
زمانی که صحبت از ناتوانی یادگیری در کودکان میشود، یافتن راهی برای کمک به آنها آسان نیست. مشورت با متخصصان میتواند به شما کمک کند اما نقش خود را از یاد نبرید زیرا شما بهتر از هر شخص دیگری کودک خود را میشناسید.
از جزییات ناتوانی کودکتان آگاه شوید. درباره نوع ناتوانی کودکتان تحقیق کنید و بدانید چگونه ناتوانی روی مراحل یادگیری و مهارتهای شناختی او تاثیر میگذارد. اگر بدانید چگونه این مشکل روی کودکتان تاثیر میگذارد، راحتتر روشهای یادگیری را برای او به کار میبرید.
به دنبال درمان، سرویس و نظرهای جدید باشید. در کنار آگاهی از نوع ناتوانی کودکتان، به دنبال موثرترین راه درمان باشید. با این روش شما میتوانید هم در مدرسه و هم در خانه روشهای درمان را پیش بگیرید.
درمان را در خانه دنبال کنید. اگر مدرسه کودکتان قادر نیست روشهای درمان را برای کودکتان در پیش گیرد، شما میتوانید در خانه یا با کمک یک متخصص این کار را انجام دهید.
نقاط قوت کودک خود را تقویت کنید. ممکن است کودک شما در زمینهای ناتوان باشد اما مهارت او میتواند خودش را در زمینه دیگری نشان دهد. بنابراین به علاقمندی و تمایلات او توجه کنید. شاید تقویت علاقمندیهای او، ناتوانیهای یادگیری او را نیز بهبود بخشد.
به شوخی نگیرید اختلال و ناتوانی یادگیری در کودکان را
ناتوانیهای یادگیری چیست؟,علائم ناتوانی یادگیری در سن 5 تا 9 سالگی,بچه ها و مشکلات یادگیری,علایم و نشانههای ناتوانی و اختلالات یادگیری

مادران معمولابر این باورند که بچه هایشان باهوش است وبعضی وقتها بر این باورند تا ازراههای گوناگون این توانایی را در آنها زیاد کرده یا مورد بررسی قرار دهند. این متن شیوه هایی را برای شما بوجود می آورد تا قادر باشند رشد شناختی بچه های خود را بالا ببرند.آزمایش اول : تصاویر سادهای تهیه کنید و اجزایی از این تصاویر را حذف کنید. از کودک خود بخواهید بگوید تصویر مورد نظر چه اشکالی دارد. تصاویری که انتخاب میکنید معمولا تصاویر سادهای خواهد بود که کودک با آنها آشنایی داشته باشد. مثل چهره یک آدمک که دهان و لبها حذف شده است یا ساعتی که عقربه ندارد یا میزی که پایه ندارد. کودکان به موازات رشد هوشی خود به تدریج این توانایی را بدست میآورند که بتوانند اجزای حذف شده در تصاویر پیچیده را شناسایی کنند. بر این اساس کودکان کوچکتر مثلا ۶ – ۵ سالهها معمولا نقص در تصاویر مربوط به اشیا آشنا و عینی را راحتتر شناسایی میکنند. با بالا رفتن سن کودک میتوان تصاویر پیچیدهتر مثل مناظر و … را مورد استفاده قرار داد.
آزمایش دوم : داستانهایی برای کودک انتخاب کنید و با تغییراتی که در آنها ایجاد میکنید منتظر پاسخ و واکنش کودک بمانید. توجه کنید این تغییرات متناسب با سطح سنی کودک باشد و بیان کننده مسائل غیر عادی و غیر طبیعی باشد. ….یک روز یکی از ماهیها در حالی که بازی میکرد افتاد زمین و یکی از پاهایش زخمی شد. دوستانش به کمک او آمدند و پای او را پانسمان کردند….
آزمایش سوم : اشیا و وسایلی را انتخاب کنید و از کودکتان بخواهید بگوید این اشیا به چه دردی میخورند و به عبارتی چه کاربردی دارند. توجه داشته باشید نوع سوال کردن برای کودکان مهم است. سعی کنید بدون این که راهنمایی مستقیمی ارائه داده باشید طوری سوال کنید که کودک منظور شما را بتواند درک کند. به مثالهای زیر توجه کنید: چاقو به چه دردی میخورد؟ کلاه برای چیست؟ سوالات فوق برای کودکان سنین پایین مثل ۵ – ۴ سالهها مناسب است اما برای کودکان بزرگتر میتوان از مثالهای دیگری استفاده کرد: با آچار و پیچ گوشتی چه کار میتوان کرد؟
آزمایش چهارم : چند مورد میوه ، اشیا یا چیزهای دیگر را که از یک جنبه خاص تشابهاتی با یکدیگر دارند انتخاب کنید و در اختیار کودک قرار دهید. و از کودک بخواهید بگوید این اشیا چه شباهتی به یکدیگر دارند. مثلا یک پرتغال ، یک سیب یک خیار و یک موز. که همگی میوه هستند. این آزمایش را با توجه به شرایط سنی کودک و سایر عوامل میتوانید با اندک تغییراتی اجرا کنید. برای کودکان کوچکتر میتوانید از خود اشیا یا از تصاویر آنها استفاده کرد. برای کودکان بزرگتر میتوان نام اشیا را به ترتیب گفت و سپس از او سوال کرد.
آزمایش پنجم : گروهی از اشیا یا چیزهای دیگر را انتخاب کنید که شباهتهای اساسی به یکدیگر دارند. در میان این گروه شی را قرار دهید که در آن ویژگی مشترک با بقیه نیست. و از کودک بخواهید آن شی را که با بقیه تفاوت دارد در بین گروه انتخاب کند. مثلا چند شی دایرهای شکل انتخاب کنید و در بین آنها یک مکعب مربع قرار دهید. برای این آزمایش نیز میتوانید از خود اشیا ، تصاویر آنها یا نام بردن اسامی ، آنها استفاده کنید. ولی توجه داشته باشید کودکان کوچکتر به دلیل این که رشد حافظه آنها به اندازه کودکان بزرگتر نیست نمیتوانند در روش نام بردن وسایل عملکرد خوبی داشته باشند.
موفق نشدن آنها به حافظه آنها مربوط میشود نه به عملکرد هوشی آنها. برای این کودکان عملکرد کودک هر چه باشد نشان دهنده ادراک از وجود یک غریبه در گروه است. توجه داشته باشید که عکسالعملی خاص از طرف گروه و یا آن فرد غریبه صورت نگیرد. کودکان در برخی سنین اگر در چنین شرایطی قرار گیرند، ممکن است گریه کنند.
درک کردن شرایط عاطفی اطرافیان توسط کودکان
کودکان حتی حالات عاطفی اطرافیان خود را ادراک میکنند. در حضور کودک خود شروع به خندیدن کنید و به واکنشهای او توجه کنید. بیشک واکنشهایی از او مشاهده خواهید کرد مثل دست و پا زدن ، غان و غون کردن ، خندیدن و از کودکان بزرگتر درخواست برای بغل شدن ، پرسیدن علت خنده و … . همچنین اگر در حضور کودک شروع کنید به گریه کردن و واکنشهای کودک را مورد بررسی قرار دهید خواهید دید که واکنشهایی حاکی از درک شرایط عاطفی شما نشان میدهند. کودکان کوچکتر ممکن است متوجه تصنعی بودن شرایط نشوند و شروع کنند به گریه کردن یا نگاههای خیره و وارسی کننده . کودکان بزرگتر سعی میکنند کاری انجام دهند، مثل برداشتن دست مادر از جلوی چشمانش و … .
میزان هوش کودکان با چه شیوه هایی تشخیص داده می شود؟
میزان هوش کودکان,شیوه های ارزیابی هوش بچه ها,بررسی هوش کودکان,دانستنیهایی درباره هوش بچه ها,میزان هوش کودک,تعیین میزان هوش کودکان,بررسی هوش کودکان 4 ساله,بررسی هوش هیجانی در کودکان

خانمها با مشکلات ناباروری مدام درپی پیدا کردن جواب درباره دلیل و علت ناباروری خود هستند. آنهاتمایل دارند درمورد بیماری خود اطلاعات کامل داشته باشند. ناباروری دلیل زیادی دارد که یکی از آنها اندومتریوز است.
اندومتریوز چیست؟
محققان مرکز فنآوریهای نوین علوم زیستی جهاد دانشگاهی ابنسینا درباره بیماری اندومتریوز میگویند که این بیماری یکی از بیماریهای شایع دستگاه تناسلی زنان است که بین شش تا ده درصد از جمعیت زنان در سنین باروری به آن مبتلا میشوند و حدود 40 درصد از این بیماران با مشکل ناباروری مواجه خواهند بود. اندومتریوز اختلالی است که در آن بافت مشابه پوشش داخلی رحم ( آندومتر) در نقاطی غیرمعمول و اغلب در لگن و شکم ظاهر میشود. این بافت ممکن است روی سطح تخمدان، پشت رحم و در حفره لگنی روی دیواره روده و ندرتاً در نقاطی دورتر به وجود آید.
علائم اندومتریوز
به گفته پزشکان اندومتریوز علائم مختلفی دارد و البته در بعضی از مبتلایان بدون علامت است و به طور اتفاقی کشف میشود. این بیماری در اکثر افراد با علائمی همچون دردهای لگنی مزمن، دردهای حین قاعدگی یا درد حین مقاربت بروز میکند و مهمترین عارضه این بیماری ایجاد ناباروری است. با درمان این بیماری در بسیاری از موارد ناباروری درمان خواهد شد.
اندومتریوز شبیه درد قاعدگی است
مسئولان این پژوهشگاه میگویند که اکثر زنانی که جهت درمان به مراکز درمانی و مطبهای پزشکان مراجعه میکنند از ابتلا به اندومتریوز مطلع نیستند. تشخیص این بیماری به سختی انجام میشود و افراد متحمل هزینههای قابل اجتناب درمان ناباروری میشوند درحالیکه میتوانند با درمان این بیماری به راحتی باردار شوند. اندومتریوز به دلیل درد زیاد به ویژه در دوران قاعدگی اغلب با سندروم قبل از قاعدگی و دردهای آن اشتباه میشود. اهمیت تشخیص به موقع آن و مراجعه افرادی که دردهای اینگونه دارند در کوتاهترین زمان ممکن به پزشکان مجرب و مراکزی که به صورت تخصصی روی این بیماری کار میکنند باید مورد توجه قرار گیرد. بانوان معمولاً اینگونه دردها را نادیده نگیرند و حتماً قبل از آنکه دیر شود و این بیماری، تخمدانها و دیگر اندامهای داخلی را درگیر کند باید برای بررسی به مراکز تخصصی مراجعه کنند.
دختران جوان هم مبتلا میشوند
اندومتریوز گاهی اوقات در دختران جوان خود را به شکل کیستهایی نشان میدهد که نسبت به درمان با قرصهای ضد بارداری مقاوم هستند. معمولاً این کیست در سونوگرافی یافت میشود و گاه حاوی مایع شکلاتی رنگی است و به احشای اطراف نیز چسبندگی دارد. این کیست میتواند در اندازههای مختلف باشد و از آنجا که کیست اندومتریوزی به معنای درگیری تخمدان است و ممکن است در عملکرد تخمدان نیز تأثیر داشته باشد، بهتر است در اسرع وقت درمان شود. مشکلات بیماران مبتلا به اندومتریوز اعضای تیم تخصصی مرکز فوق تخصصی ابنسینا میگویند که چسبندگیهای ناشی از اندومتریوز میتواند مانند چسبی تمام اندامهای داخل شکم و لگن را به هم بچسباند و این چسبندگی میتواند باعث بسته شدن لولههای رحمی شود و چسبندگیها بر روی حالبها، مثانه و رودهها به ترتیب با علائم ادراری و گوارشی همراه است. به گفته این پزشکان گاه اندومتریوز به شکل گرههایی در فاصله بین واژن و رکتوم ظهور میکند. این افراد در حین دفع مدفوع، ادرار، هنگام نزدیکی و دوران قاعدگی دردهای بسیار شدیدی در ناحیه کف لگن خود احساس میکنند که به شدت کیفیت زندگی افراد را تحت تأثیر قرار میدهد. گفتنی است این بیماری در محدوده سنی 20 تا 30 سال بسیار شایع است و به احتمال زیاد در ایران در سنین پایینتری دیده میشود.
منبع- همشهری آنلاین
آیا دردهای قاعدگی همان اندومتریوزاست؟
دردهای لگنی,دردهای لگنی ناشی از چیست,دردهای لگنی در قاعدگی,دردهای لگنی درزنان,دردهای لگنی مردان

یک هدف چه ویژگیهایی باید داشته باشد؟ آیا هدف باید کمی باشد یا کیفی؟ در ارتباط با آن نیاز است چه وظایفی د اشته باشیم؟ و …
در یک تعریف، هدف وضعیتی است که میخواهیم در آینده داشته باشیم. اگر خود نتوانیم وضعیتمان را در آینده تعیین کنیم، ناچار محیط پیرامونمان، وضعیت را به ما تحمیل میکند. آنچه که محیط بر ما حکم میکند چه بسا با ما سازگاری نداشته باشد. پس چه بهتر که خود، هدف مطلوبمان را معلوم کنیم و به سمتش در حرکت باشیم.
انتخاب هدف، یکی از ضرورتهای زندگی است که اگر آگاهانه انجام نشود، ناآگاهانه صورت خواهد گرفت. یکی از ضرورتهای انتخاب هدف، این است که تمرکز ذهنی را به همراه خواهد داشت. داشتن ذهنی متمرکز، یکی از شرطهای لازم برای موفقیت است. یک ذهن متمرکز قدرت تفکر و خلاقیت دارد و پر از انرژی است، بنابراین میتواند در مسایل کنکاش کند و اعماق آنها را ببیند. نقطه روبروی ذهن متمرکز، یک ذهن آشفته است. با یک ذهن آشفته نمیتوانیم کاری از پیش ببریم و تمام انرژیمان صرف کارهای بیهوده میشود. دلایل عدم موفقیت با یک ذهن آشفته به قرار زیر است:
1) یک ذهن آشفته، لبریز از ایدههای گوناگون است که ممکن است با یکدیگر متضاد باشند. بنابراین پرداختن به یک ایده، دیگری را خنثی میکند و هر دستآورد، دستآورد دیگری را از بین میبرد.
2) دریک ذهن آشفته، یک خط فکری به صورت ممتد جریان ندارد. یک فکر میآید و بعد توسط فکری دیگر قطع میشود و پس از مدتی که شخص از مسیر اصلی فکری خود، منحرف شد، به یاد میآورد و مجدداً ذهنش را روی موضوع متمرکز میکند. برای رسیدن به گنج، لازم است که زمین را تا رسیدن به آن حفر کنیم. کسی که ذهنی آشفته دارد همانند جویندهای است که پس از کندن چند وجب از خاک، نقطه دیگری نظرش را جلب کرده و جهت کندن آنجا، از کارش دست میکشد.
3) در یک ذهن آشفته، ارزشها مرتب عوض میشوند؛ زیرا حاصل تجربه و فراست نبودهاند. شخص با یک ایده روبرو شده و آن را به عنوان ارزش میپذیرد. سپس با ایده دیگری روبرو میشود و آن را به عنوان ارزش جدید میپذیرد.
4) در یک ذهن آشفته، شخص نمیتواند از کارهایش دفاع کند؛ زیرا آنها را با معیار و دلیل محکم و روشن، انتخاب نکرده است.
5) کسی که یک ذهن آشفته دارد، ثبات شخصیت ندارد؛ بنابر این محیط بر او تأثیر میگذارد. با از دست دادن یک چیز کوچک ناراحت و اندوهگین میشود و با به دست آوردن یک چیز کوچک غرق شادی میشود. هیجانی است و احساساتش کاذب میباشد.
6) از یک ذهن آشفته، عمل نمیبینیم بلکه یکسری ایده است که معمولاً تا عملیشدن فاصله زیادی دارند و امکان رسیدن به آنها نیست.
7) کسی که ذهنی آشفته دارد، قدرت اراده ندارد. داشتن اراده، نیازمند ثبات است. تا زمانی به عهد خود پایبند میمانیم که اصل آن را پذیرفته باشیم و آن اصل، برایمان مهم و با ارزش باشد. وقتی که شخص، قدرت ثبات را از دست داد، دیگر نمیتواند برسر عهد خود باقی بماند.
8) کسی که دارای ذهنی آشفته است، توان تصمیمگیری ندارد و دائماً از محیط و دیگران تأثیرپذیر است و در برابر آنچه به او عرضه میشود از جمله تبلیغات، مغلوبه است.
9) یک ذهن مشوش، نمیتواند انرژیهایش را حفظ کند بنابراین زود خسته میشود و با رسیدن به اولین نتایج و محصولات دست از کار میکشد و یا اینکه نمیتواند خطاهای کار خود را پیدا کند، بنابراین دائماً این خطاها را تکرار میکند.
10) کسی که دارای ذهنی آشفته است، در برابر مسایل، قدرت انتخاب و انعطاف را از دست میدهد.
حال که با ضرورت هدف آشنا شدیم، کمی هم درباره ویژگیهای آن صحبت کنیم. اولین مطلبی که خوب است در این باره بدانیم، این است که هدف با آرزو تفاوت دارد. آرزو یعنی رسیدن به چیزی که آن را نداریم ولی هدف یعنی آشکار کردن آنچه که داریم ولی هنوز ناپیداست. معمولاً هدف با آرزو اشتباه گرفته میشود. آرزو، ما را از واقعیت دور میکند و به توهم میکشاند و ذهن را اسیر و آشفته خود میکند بنابراین بهتر است که از آن اجتناب شود.
هر کدام از ما گنجهای بیشماری در درونش دارد که لازم است که این گنجها را استخراج و آشکار کند؛ گنجهایی همچون دانایی، مهربانی، آرامش، اقتدار، پاکی، اخلاق نیکو، حیاء و … . این گنجها که همگی حالتی کیفی دارند، میتوانند با توجه شرایطی که در آن آشکار میشوند، تبدیل به نتایج و ثمرات عینی شوند. برای مثال، آنکس که دانایی خویش را آشکار کند، معلمی خواهد شد که تعالیمی را ارائه میدهد و شاگردانی را تربیت میکند تا این تعالیم را پاسداری کنند؛ آنکس که اقتدار خویش را آشکار کند، رهبری خواهد شد که یارانش را در راه رسیدن به هدفشان یاری میکند و به همین ترتیب همه گنجها، دستآوردهای عینی و ملموس خواهند داشت.
تحقق یک هدف، فرایندی است که در آن کیفیتی تبدیل به کمیت(هایی) میشود. این فرایند چهار مرحله دارد که عبارتند از : قصد، مأموریت، افق حرکتی و برنامه. هرکدام از این مراحل، ویژگیهایی دارند و پرداختن به آنها شرایطی دارد.
در پشت هر فعالیتی یک هدف شفاف یا مبهم وجود دارد همانطور که ارسطو میگوید هر رفتاری به سوی هدفی نشانهگیری کرده است. ذهن شما دارای یک مکانیسم هدفیابی است. وقتی هدف یا آرزویی را در ضمیر ناخودآگاهتان طراحی میکنید نیرویی در ذهنتان ایجاد میگردد که ظاهراً موجب هدایت و حرکت شما به سوی آن هدف میشود. از این جهت دستیابی به اهداف به صورت خودبه خود انجام میشود و این توانایی هدفیابی مانند دم و بازدم برای شما طبیعی است. مشکل همیشه اینجاست که شما اول از همه بتوانید هدفهای شفافی را برای خودتان تعیین کنید. موقعی که این مهارت حساس را بیاموزید و به کار گیرید تقریباً بلافاصله به پیشرفتهای زیادی نائل میشوید و سریعتر و راحتتر به هدفهایتان میرسید. کلید فعال کردن موفقیت این است که هدف یا هدفهای موردنظر و ویژگیها و خصوصیاتشان به هنگام دستیابی به آنها کاملاً مشخص باشد. همانطور که شما ساختن یک خانه را بدون نقشه شروع نمیکنید، زندگی پرثمری را هم بدون داشتن لیست مشخصی از اهداف موردنظر و برنامهای مکتوب و مدون برای اقداماتی که منجر به رسیدن به هر یک از آنها میشود نمیتوانید پایهگذاری کنید.
متأسفانه طبق آخرین تحقیقات کمتر از 3 درصد از افراد دارای هدفهای مدون و روشن و برنامه اجرایی برای آنها هستند. شما هم با یک کار ساده، یعنی برداشتن کاغذ و قلم و یادداشت کردن چیزهایی که میخواهید، میتوانید به صف موفقترین افراد بپیوندید و در تمام سالهای زندگی از یک روش مؤثر برای مشخص کردن و رسیدن به هدفهایتان استفاده کنید.
این روش هفت مرحله ساده دارد که با رسیدن به هر کدام از این هفت مرحله میتوانید کارآیی خودتان را دو یا چند برابر کنید.
1- مشخص کنید که دقیقاً چه میخواهید و یا آرزوها و خواستههای دارای اولویت شما کدام هستند.
2- هدفهایتان را روی کاغذ بیاورید افکارتان را بنویسید. وقتی هدفهایتان را مینویسید آن را شفاف و قابل لمس میکنید. با این کار چیزی خلق میکنید که قابل لمس و دیدن است. به بیان دیگر هدفی که روی کاغذ نیامده است فقط یک آرزو و رویاست و هیچ انرژی در پشت آن نیست. هدفهای نوشته نشده منجر به سردرگمی، ابهام، گمراهی و اشتباهات بسیار میشود.
3- برای هدف خود مهلت تعیین کنید. برای یک هدف یا تصمیم بدون مهلت مشخص هیچ فوریتی وجود ندارد. چنین هدفی فاقد یک آغاز یا پایان واقعی است. اینکه محول کردن یا پذیرش کارها و یا مسئولیتها فاقد مهلتی معین برای انجام باشد طبیعتاً باعث میشود که کارها را به تعویق بیندازید و بخش ناچیزی از آنها را انجام دهید.
4- از تمام کارهایی که فکر میکنید باید برای رسیدن به هدفتان انجام دهید فهرستی تهیه کنید. هربار چیز جدید به ذهنتان رسید آن را به لیست فعالیتها اضافه کنید. این کار را تا کامل کردن لیست ادامه دهید. این فهرست به شما تصویر قابل مشاهدهای از طبقه یا هدف اصلی و نیز راهی که بتوان در آن بیوقفه به کار ادامه داد ارائه میدهد و احتمال رسیدن به هدف را به طور چشمگیری افزایش میدهد.
5- فهرست را به یک برنامه تبدیل کنید. کارهایی را که به صورت لیست درآوردهاید اولویتبندی کنید. مشخص کنید چه کاری باید قبل از همه و چه کاری بعد انجام شود. حتی اگر میخواهید برنامه خود را قابل مشاهدهتر کنید کارها را به ترتیب اولویت در داخل مستطیل یا دایرهها بنویسید. خواهید دید وقتی با این کار هدف خود را به وظایف یا کارهای کوچک تقسیم میکنید تا چه اندازه رسیدن به هدف برایتان آسانترمیشود. با داشتن یک هدف مکتوب و یک برنامه منظم و یا سازمانیافته کارآیی و توانایی شما بسیار بیشتر از فردی خواهد بود که هدفهایش را در ذهن نگاه میدارد و با خودش حمل میکند.
6- فوراً کا را بر اساس برنامه شروع کنید، هر کاری را که میخواهد باشد. برنامه متوسطی که بسیار خوب است اجرا شود بسیار بهتر از یک برنامه عالی است که هیچ اقدامی در جهت اجرای آن نشود. در راه رسیدن به هر موفقیتی اجرای برنامه از همه چیز مهمتر است.
7- تصمیم بگیرید که هر روز برای آن قدمی به سوی هدف اصلی بردارید کاری انجام دهید. این کار یا فعالیت را در برنامه روزانه خود بگنجانید. هر روز تعداد صفحات معینی در مورد موضوع موردنظر خود مطالعه کنید. به سراغ تعداد مشخصی از مخاطبان بروید. مدت زمان معینی ورزش کنید. از یک زبان خارجی تعداد مشخص واژههای جدید یاد بگیرید. هرگز یک روز خود را بیهوده تلف نکنید. حرکت به جلو را ادامه دهید. وقتی حرکت را شروع کردید به پیشروی ادامه دهید و متوقف نشوید. همین استواری و ثبات قدم به تنهایی شما را تبدیل به یکی از فعالترین افراد در نسل خود میکند. داشتن هدفهای مکتوب تأثیر بسیار خوبی روی قدرت شما دارد. به شما انگیزه کار و فعالیت میدهد، قدرت خلاقیت شما را تقویت میکند. انرژیبخش است و بیش از هر عامل دیگری به شما کمک میکند تا بر تنبلی خود پیروز شوید.
هدفها سوخت و انرژی آتشدان موفقیت هستند. هرچه این هدفها بزرگتر و روشنتر باشند برای رسیدن به آنها مشتاقتر میشوید. هرچه به هدفهایتان بیشتر فکر کنید تمایل و اشتیاق درونی شما برای دستیابی به آنها بیشتر میشود.
هر روز به هدفهایتان فکر کنید و آنها را مرور نمایید. اکثر مردم هرگز چنین کاری را نکردهاند. فقط به روی کاغذ آوردن هدفها، مشخصکردن فعالیتهایی که رسیدن به آنها در سه، چهار ماه آینده کافی است تا زندگیتان را متحول کند. موقعی که اهدافتان را یادداشت میکنید بلافاصله به شخص دیگری تبدیل میشوید و نظری مثبت به خود و آیندهتان پیدا میکنید.
اعتماد به نفس و خوشبینی، جزیی از صفات شما میشود و احساس میکنید کنترل بیشتری روی زندگیتان دارید. از همه بهتر موقعی است که هم هدفها و هم برنامه اجرایی خودتان را بنویسید، این کار احتمال رسیدن به هدفهایتان را به ده یا صد برابر افزایش میدهد.
چه دلایلی وجود دارد که در زندگی هدف داشته باشیم؟
دلایل انتخاب هدف,تعریف هدف,ضرورت هدف,تعریف هدف,تعریف هدف گذاری,تعریف هدف در مدیریت,تعریف هدف آموزشی,تعریف هدف در سازمان,تعریف هدف رفتاری,تعریف هدف آرمانی,ضرورت هدف گذاری,ضرورت هدف در زندگی,ضرورت انتخاب هدف,ضرورت وجود هدف