
برخی اوقات برای شما نیز پیش آمده است که با شنیدن صدای کشیدن ناخن روی دیوار و یا اینگونه اصوات حالت بدی پیدا کنید. در این مطلب قصد داریم 10 تا از گوشخراش ترین صداها را به شما معرفی و درمورد آنها توضیحاتی دهیم.
۹ صدای مداوم موسیقی در شب
یکی از شایع ترین شکایت هایی که به «پلیس» ارجاع می شود مربوط به موسیقی های بلندی است که همسایه ها در شب و به مدت طولانی گوش کرده یا در مهمانی شان استفاده می کنند. هر چند برای کسانی که در مهمانی هستند، صدای موسیقی، حتی به صورت بلند دلپذیر است اما خوب همسایه ها و دیگر کسانی که در جو مهمانی نیستندهم گناهی ندارند.
از طرفی این آلودگی صوتی در دسته صداهای خارج محیط دسترسی قرار می گیرد به این معنی که شخص آزار بیننده کنترلی روی کمی و زیادی و قطع صدا ندارد و مجبور است بسوزد و بسازد و این شرایط را سخت تر می کند. حتی در مواردی که صدای موسیقی کم است (یا صدای کمی به خانه همسایه می رود) باز هم مدت طولانی و مداوم صدا، آزاردهنده و برهم زننده آرامش خواهد بود. البته قانونی در این باره در کشور ما وجود ندارد ولی در اروپا اگر صدای موسیقی بعد از ساعت ۱۰ شب ازخانه ای خارج شود، حتی به میزان خیلی کم، پلیس به خدمت صاحبخانه رسیدگی می کند.
۸ پارس سگ وحشی
صدای پارس سگ، آن هم سگ وحشی از چند جهت بد است؛ چرا که هم می تواند بلند و غافلگیر کننده باشدو هم می تواند نشانه خطر و تهدید باشد. خاطره و ذهنیت ناخوشایند مردم از صدای سگ باعث شده شنیدن صدای آن نیز رنجش آور و تحمل آن سخت باشد. البته طبیعت و ذات صدای سگ هم به خودی خود گوشخراش و خشن است. اضافه شدن مولفه خشونت به هر صدایی، ناخودآگاه ماهیت آن را برای گوش انسان آزاردهنده تر می کند. متخصصان فیزیک صوت و آواشناسان، خشونت صدا را با سرعت نوسانات در ثانیه اندازه گیری می کنند. برای همین آواشناسی خشونت صدا و مفهوم انتقال شده توسط آن برای آواشناسان سخت تر از اندازه گیری بلند صداست.
۷ رعد و برق
دلیل اصلی اینکه صدای رعد و برق یکی از ترسناکترین صداهایی است که هر کودکی سراغ دارد، این است که ناگهان و بلند نواخته می شود. صداهایی با کیفیت رعد و برق را تنها در آتش بازی های بزرگ و شلیک گلوله تفنگ می توان یافت. هر صدایی که اگر خیلی بلند باشد، آزاردهنده خواهد بود.
قسمت حلزونی گوش که در بخش داخلی سیستم شنوایی ما قرار دارد توسط صدای بلندآسیب می بیند. بنابراین هرگاه دامنه صدا به آستانه بالایی تحمل حلزونی گوش می رسد، با ارسال پیام درد و رنجش به مغز اعلام هشدار می کند.
۶ گریه بچه
فرگشت به تدریج باعث شده که انسان نسبت به صدای گریه کودکان حساس شود. طیف صدای گریه معمولا فرکانسی بین ۲۰۰۰ تا ۴۰۰۰ در ثانیه است. این صدا در آواشناسی به عنوان صدای «تیز» (مقابل خشن که بین ۲۰ تا ۲۰۰ در ثانیه) تعریف می شود و همین تیزی بیش از حد خود عامل آزاردهنده بودن آن است. البته حساس شدن انسان د ر فرگشت تکاملش به صداهای خیلی تیز و خیلی خشن قطعا به نفع او و در جهت افزایش طول عمر و احتمال بقاست. اما به هر حال این موضوع آزاردهنده بودن صدای گریه نوزاد را نفی نمی کند.
۵ جیغ بنفش
صدای جیغ خانم ها، حتی آشفته کننده تر از صدای گریه نوزادهاست. از نظر فرگشت، این صدای هشدار نشانگر شرایط بسیار خطرناک و آگاه سازی و کمک خواهی از اطرافیان قویتر است. در طول انجام این تحقیق و هنگام همکاری خانم های داوطلب، بارها پیش آمد که خاطرات فیلم های ترسناک هالیوودی به طور عینی برای محققان تداعی شد. البته اکنون دیگر کاربرد این هشدار کرکننده گوش از آنچه در فرگشت منظور بوده، کمی فاصله گرفته و کاربردهای نوین آن، موجبات افزایش آزاردهندگی آن را فراهم کرده است.
۴ کشیدن چاقو روی بطری
در یک مطالعه که دکتر سوکبیندر کومار و همکارانش در دانشکده علوم پزشکی دانشگاه نیوکاسل انجام دادند، مشخص شد صدای کشیدن چاقو روی بطری حتی از صدای کشیدن ناخن روی تخته سیاه هم تیزتر است. در تحقیق او، صدای ترمز قطار روی ریل آهن، صدای آسیاب و نوشتن روی آهن به وسیله سنگ، سایر صداهای آزاردهنده معرفی شدند.
۳ کشید ناخن روی تخته سیاه
این صدای فرساینده گوش در دسته صداهای بسیار تیز قرار می گیرد با این وجودتیز بودن تنها دلیل شکنجه کننده بودن این صدا نیست. این صدا در عین حال بسیار خشن نیز هست. تولید مصنوعی صدای کشیده شدن ناخن روی تخته سیاه کاری بسیار مشکل است؛ چرا که ناخن و تخته سیاه متقابلا صدایی تولید می کنند که خصوصیاتی منحصر به فرد دارند و صداهای آزمایشگاهی هیچ گاه به آزاردهندگی صدای طبیعی آن نیستند.
برخی دانشمندان تصورمی کنندصداهایی از جنس ناخن روی تخته سیاه و چاقو روی بطری، یادآور صدای یکی از شکارچیان باستانی اجداد ما انسان ها هستند و ترس از این شکارچی آنقدر مهم بوده که در حافظه ژنتیک ما هم ثبت شده و ما کماکان از آن می ترسیم.
۲ فیدبک میکروفون
وقتی شما صدای کر کننده فیدبک یا همپوشانی صدایی میکروفون و آمپلی فایر را می شنوید، حتما موهای تنتان سیخ می شود و اولین کاری که می کنید این است که انگشت هایتان را تا جایی که می شود در داخل گوشتان فرو می کنید. اگر بخواهیم از نظر آزمایشگاهی بررسی کنیم، این صدا بلندترین و تیزترین صوتی است که فهرست می شود. این آماری است که تحقیقی در دانشگاه سالفورد آن را ثابت کرده است.
۱ استفراغ
آیا با شنیدن صدای استفراغ، حالت تهوع بهتان دست می دهد؟ در یک نظر سنجی اینترنتی که ۳۸۵۰۰۰ نفر در آن شرکت کردند از بین ۳۴ صدای ناخوشایند در نظر گرفته شده. صدای استفراغ به عنوان گوشخراش ترین، آزاردهنده ترین ومنفورترین صدا انتخاب شد. صدای استفراغ خیلی بیشتر از آنکه به خاطر بلندی یا تیزی و خشونتش آزاردهنده باشد. به خاطر تداعی کردن خاطره و ذهنیت بسیار بدش در ذهن شما گوشخراش است. این صدا به طور ناخودآگاه موجب عکس العمل معده و مجاری آن می شود و تا حدود زیادی از کنترل افراد خارج است. جالب این است که از نظر آواشناسی و در مقایسه با سایر صداهای آزاردهنده، صدای تهوع به هیچ عنوان تحریک کنده حلزونی گوش نیست. جالب است که وجود حس متقابل تهوع (به دلیل شنیدن صدای استفراغ دیگران) نیز در مراحل فرگشت برای خودداری از خوردن غذاهای نامطلوب به وجود آمده است.
چرا برخی صداها آزار دهنده اند
صداهای گوشخراش,صدا های آزار دهنده

شاید شما نیز از آن دسته افراد باشید که با کوچکترین بحث زود از کوره در می روید. این موضوع باعث می شود دیگران نسبت به شما طرز فکر منفی داشته باشند. شاید حتی خودتان نیز از این موضوع خسته شده باشد. اما چه راه هایی برای کنترل عصبانیت وجود دارد؟
این روزها گاهی آگهی فرهنگی کوتاه و زیبایی را لابه لای برنامه های شبکه ها می بینیم. این آگهی فرهنگی عبارتی کوتاه، اما پرمعنی است «برای پخته شدن کافی است زود از کوره در نرویم».
این آگهی حواس ما مخاطبان تلویزیون را به این معنی جلب می کند که اگر می خواهید به پختگی انسانی برسید راهی جز این ندارید که مهار خشم را در دست تان بگیرید، درست مثل سفالینه ای که اگر به کوره نرود و حرارت آن را تحمل نکند، نمی تواند به کیفیت مطلوب خود برسد.
اما واقعیت این است که این دعوت به پرهیز از خشم و صبوری تا رسیدن به مرحله پختگی رفتاری در حرف ساده است. وقتی آدم ها در موقعیت هایی قرار می گیرند که بالاتر از آستانه تحمل آنهاست چگونه می توان از آنها انتظار داشت زود از کوره درنروند؟ وقتی این کوره اصلا قلب و ذهن گداخته آنهاست که زبانه می کشد.
خشم یکی از هیجان های طبیعی انسان محسوب می شود، ولی وقتی مهاری نداشته باشد موجب تعارض و به هم ریختگی درونی می شود و طبیعتا با سلب آرامش و صلح درون، ما را از رسیدن به اهداف مان بازمی دارد. نمونه های زیادی که از ابراز خشم در کوچه و خیابان دیده می شود، گویای این مطلب است که هنوز با تمام ادعاهایی که برای بالا بودن فرهنگ و اجتماعی بودن داریم و تصور می کنیم در جامعه ای زندگی می کنیم که قادر به برقراری درست ارتباط و بیان خواسته هایمان هستیم، اما با این همه هنوز نتوانسته ایم خواسته هایمان را با منطق، مذاکره و گفت وگو مطرح کنیم. همه ما مثال های عینی گذر از آستانه تحمل را در دور و بر خود دیده ایم. صفحه حوادث روزنامه ها پر از فاجعه های خونبار و تکان دهنده ای است که می توانست خیلی ساده با یک عذرخواهی و ببخشید ختم بخیر شود، اما وقتی آدم ها فاقد مهارت کنترل خشم هستند هر فردی بسادگی می تواند حکم بشکه باروت متحرک در آستانه انفجار را پیدا کند.
دکتر فهیمه قبیطی، روان شناس اجتماعی در گفت وگو با «جام جم» با اشاره به این که خشم با هیجان هایی همچون خصومت، کینه توزی، غضب، تنفر، تحریک، حسادت، غرض، تحقیر و ناراحتی همراه است، تصریح می کند: خشم فی نفسه ناپسندیده و منفی محسوب نمی شود، بلکه شیوه ابراز آن می تواند نکوهیده اش کند. زمانی که بحث از مدیریت خشم است، به واقع روی انکار و حذف آن مانور داده نمی شود، بلکه بر چگونگی مدیریت و نحوه ابراز آن اصرار ورزیده می شود. هیجان خشم فطری بوده و در نهاد همه افراد وجود دارد، بنابراین انکار آن سودی بر کسی نخواهد داشت.
البته افراد نسبت به موقعیت و شرایطی که در آن قرار می گیرند، واکنش و آستانه متفاوتی از خود نشان می دهند. گاهی برخی افراد با کوچک ترین مشکل و پیامد، کنترل خود را از دست می دهند و حتی دیگران را نیز به دردسر می اندازند. عوامل مختلفی می تواند خشم افراد را برانگیخته کند که از جمله آنها شرایط جسمانی است. افراد با ناتوانی های جسمی، بیماران مبتلا به قندخون و دیابت و اشخاصی که از پرکاری یا کم کاری غده تیروئید رنج می برند بیشتر مستعد حالت انفجاری خشم هستند.
کسانی که دچار کم خوابی یا ضعف شدید بدنی هستند، بیشتر با اختلال کنترل تکانه دست به گریبانند. از لحاظ شرایط و ویژگی های روحی، افرادی که تحت استرس و فشارهای روانی بوده و همچنین دچار دغدغه ها و افکار پراکنده و مزاحم اند و از طرفی در پذیرش واقعیت ها همکاری نکرده و دنیای اطرافشان را با انتظارات خود مقایسه می کنند، این استعداد را دارند که در برابر کوچک ترین ناکامی، کنترل خود را از دست بدهند.
تفاوت های ذهنی و روانشناختی زن و مرد را در ابراز خشم نمی توان نادیده گرفت. فرآیند جامعه پذیری هم شکل متفاوتی را در نحوه ابراز خشم در این دو جنس ایجاد می کند. در جوامع مختلف به مردان اجازه بیشتری داده می شود که خشم و عصبانیت خود را آشکار کنند؛ چه به صورت لفظی و چه به شکل عملی و رفتاری.
قرارهای متداول و معروف بعد از زنگ، حسابت را می رسم که پسربچه ها در مدرسه می گذاشتند و می گذارند و دعواهای رایج فیزیکی بین آنها گویای این مطلب است که بازداری های اجتماعی کمتری در مردها برای نشان دادن خشم وجود دارد.
در فرآیند تربیت و شکل گیری رفتارهای اجتماعی، ابراز عصبانیت برای زن ها سرکوب می شود، به همین دلیل زن ها ممکن است خشم خود را به صورت کلامی ابراز کنند و تلاش بیشتری در فروخوردن آن داشته باشند. امروزه روان شناسان به این نتیجه رسیده اند که افراد می توانند خشم خود را نسبت به موضوعی که موجب برانگیختگی شان شده ابراز کنند، اما در کنار آن با کسب مهارت های مقابله ای می توانند مسیر منطقی و سنجیده ای برای ابراز این هیجان بیابند.
اما دکتر قبیطی با تاکید بر این که هیچ گاه یک محرک بیرونی نمی تواند تعیین کننده رفتار ما باشد، بلکه نوع نگاه ما از پدیده و موضوعات بیرونی است که روی هیجان ها و رفتارهای ما تاثیرگذار است، می گوید: گاهی ما از یک پدیده بیرونی به عنوان توجیه رفتارمان استفاده می کنیم. مثل پدر و مادری که به فرزندشان می گویند: با این کارت مجبورم می کنی تنبیه ات کنم یا مثلا ممکن است رئیس مان حرفی به ما بزند که در آن شرایط عصبانی نشویم و مطابق خواسته او عمل کنیم، اما اگر دوست مان همان حرف را به ما بزند، عصبانی می شویم و با او برخورد می کنیم. بنابراین در موقعیت های مشابه، افراد به شکل های متفاوتی رفتار می کنند. شکل و نحوه ارزیابی هایی که ما از صورت مساله به عمل می آوریم، در تحریک هیجان های ما بسیار موثر است.
اما با به کارگیری مهارت تفکر منطقی می توان به این نتیجه رسید که آیا یک رویداد ناکام کننده و مشکل ساز، ارزش ناراحت شدن دارد یا خیر. تجزیه و تحلیل دقیق و ارزیابی اولیه به شکل منطقی و صحیح از صورت مسأله ، نوع نگاه و زاویه دیدمان را نسبت به عامل مهیج و تحریک کننده تغییر خواهد داد. بسیاری از مسائل اطراف ما وجود دارد که بدون توجه به میزان مشکل ساز بودن و همچنین درجه ناراحت کنندگی آن خشم ما را برمی انگیزاند و موجبات دلخوری خود و دیگران را نیز فراهم می آورد.
آلبرت الیس، روان شناس برجسته طی کار روان درمانی خود به این موضوع پی برد برخی افراد با باورهای غیرمنطقی روبه رو هستند که چنانچه به خواسته ها و اعتقادات بیجای آنها توجهی نشود و برای رسیدن به آنها ناکام بمانند، موجبات خشم آنها را فراهم می آورد، اما از جمله این باورها می توان به این مثال ها اشاره کرد: چون من شدیدا میل دارم مردم به شکل منصفانه و با ملاحظه با من رفتار کنند، بنابراین در هر زمان و هر مکان با من باید این گونه برخورد شود یا چون من فردی خاص و قابل توجه هستم، باید همه نسبت به من خوب و با احترام رفتار کنند.
همه ما دوست داریم بهترین ها را در زندگی به دست آوریم، اما یادمان باشد زندگی همیشه مطابق خواست و میل ما عمل نمی کند. گاهی ما با افرادی در زندگی روبه رو می شویم که به شکل محترمانه و قابل ملاحظه با ما رفتار نمی کنند، بنابراین اگر بر این باور اصرار داشته باشیم که همه با ما خوب رفتار کنند، در شرایطی که ناکام می شویم، مطمئنا خشمگین خواهیم شد، اما اگر به شکل منعطف با مسائل پیش روی خود برخورد کرده و انتظارات خود را نسبت به دنیای اطرافمان تلطیف کنیم، دیگر عصبانیت و خشم های انفجارگونه گریبانگیر ما نخواهد شد. پس به جای اصرار بر خواسته های غیرمنطقی و ارزیابی های غلط با خود بگوییم درست است که دوست دارم مردم با من محترمانه و منصفانه رفتار نمایند و اگر برخلاف این اتفاق بیفتد ناراحت می شوم، اما قرار نیست دنیا براساس خواسته های من باشد. پس با بالابردن توانایی ها و مهارت های مقابله ای می توانم با مشکلات و شکست هایم روبه رو شویم و به شکل موثر با آن برخورد نماییم. این نوع طرز تفکر باعث می شود برای حل مشکلاتمان بهترین راه حل را انتخاب کنیم.
شیوه ها و روش های مختلف کنترل خشم و عصبانیت، همگی هدف خاصی را دنبال می کند که همانا رسیدن به آرامش ذهنی، روانی و به کارگیری قوای بدنی و فکری برای حل مشکلات پیش روست. یکی از این مهارت ها خودآرام سازی است. وقتی از موضوعی عصبی و ناراحت هستید، قبل از اقدام به هرگونه واکنش، کمی به خودتان فرصت دهید. در این تنفس کوتاه زمانی شما فرصت دارید بهترین راه حل را برای مشکل خود انتخاب کنید. استمداد از تنفس آرام و عمیق در مدت زمان کوتاه به آرامش ذهنی شما کمک خواهد کرد. چرا که وقتی ذهن شما در شرایط مساعد قرار گیرد، بهترین تصمیم را برای جبران ناکامی تان خواهد گرفت. حتی از این روش برای زمان قبل از قرار گرفتن در موقعیت خشم برانگیز هم می توان استفاده کرد. به این شکل که با مرور ذهنی، نحوه واکنش خود در موقعیت موردنظر، موجبات حساسیت زدایی موثری را برای خود ایجاد می کنیم. تن آرامی مثل یک قلک عمل می کند، قلکی که در آن پول قابل توجهی پس انداز می کنیم و در زمان احتیاج آن را خرج می کنیم. تن آرامی می تواند انرژی بالایی از طریق عبادت، ذکر گفتن و به یاد خدا بودن را القا کند.
آدمی هر گاه خدا را در کنار خود احساس کند و در تمام امور به او متوسل شود، قدرت تسلطش بر مشکلات افزایش می یابد و با ذهنی آرام تر بر آنها غلبه خواهد کرد. تفکر فعالانه نیز می تواند مهارت مقابله ای مناسبی ایجاد کند، همچنان که پیامبر بزرگوار ما می فرمایند: یک ساعت تفکر، بهتر از ۷۰ سال عبادت است. البته نباید فراموش کنیم کسب این گونه مهارت ها وکنترل پیدا کردن روی نوسان های زندگی و آنچه اطراف ما اتفاق می افتد، در یک روز و دو روز ایجاد نمی شود، بلکه با مداومت ورزیدن می توان به آن دست یافت.
تاثیر و قدرت مهم رسانه ها را در ترویج و شکل گیری رفتارهای اساسی نمی توان منکر شد. تلویزیون، مطبوعات و شبکه های اجتماعی مجازی هر کدام به شکلی می توانند مهارت کنترل خشم را به افراد در سنین مختلف بیاموزند.
در سریال های خانوادگی که خانواده نمایش داده شده در آن نمی تواند خواسته های خود را از مجرای صحیحی به اجرا درآورد و به شکل های انفجاری ـ عصبی و نامناسب روی می آورد، ناخودآگاه بیننده را هم به الگوبرداری می کشاند و ناهنجاری را به عنوان رفتار برتر به خورد مخاطب می دهد.
رسانه ها می توانند در آرامسازی و بالابردن سطح شادی درونی که هر چقدر بیشتر باشد ابراز خشم هم کمتر می شود، نقش فعالی نشان دهند. نقش رسانه از آن جهت که دورترین مناطق کشور را هم تحت پوشش قرار می دهد، چه در تبلیغ غیرمستقیم ـ فیلم ها و سریال ها ـ و چه تبلیغ مستقیم ـ برنامه های مشاوره ـ در ترویج فرهنگ کنترل خشم بسیار حائز اهمیت است.
خوشبختانه بتازگی زمزمه های راه اندازی کلینیک های کنترل خشم هم شنیده می شود که از طرفی می تواند نشانه زنگ خطری برای جامعه ما باشد که آستانه تحمل افراد در برابر چالش ها تا چه اندازه پایین آمده که قادر به کنترل تکانه ها و خشم خود نیستند و از طرفی می تواند خبر خوبی باشد، چرا که با این روش در جهت آرامسازی ذهن و آموزش مهارت های مناسب، اقداماتی سازنده صورت می گیرد.
یکی از درس هایی که افراد در جریان زندگی باید نسبت به آن حساسیت نشان داده و آن را امری مهم در زندگی بدانند، مساله گذشت است. وقتی کسی را می بخشید و از خطاهای آن می گذرید که به شما بی حرمتی کرده یا مطابق آنچه انتظار داشتید رفتار ننموده، در واقع خود را از بار سنگین خشم رها می سازید.
بخشیدن و گذشتن از مهم ترین تکنیک های کنترل خشم است. وقتی شما می بخشید یعنی می گذرید، مثل رودی که به سنگی سخت می رسد و از روی آن می گذرد، اما اگر رود بخواهد روی سنگ بایستد دیگر رود نخواهد بود و لطافت و ماهیت خود را از دست خواهد داد.
البته گذشت به معنای آن نیست که خطای فرد موردنظر را از یاد ببرید، بلکه آزاد شدن روان از بند و اسارت افکار مزاحم و خشمناک است. اگر شما در برابر سنگ هایی که در مسیر حرکت تان قرار می گیرد مثل رود عمل کنید، احساس قدرت خواهید کرد و در آینده با اعتماد به نفس بیشتری در برابر مشکلات قرار خواهید گرفت. البته ترویج فرهنگ گذشت، یکی از وظایف و نقش های مهم پدر و مادر در تربیت فرزند است و نطفه های آغازین این رفتار در خانه ها شکل می گیرد.
برای کنترل خشم چه روشهایی وجود دارد
راهکار های کنترل خشم,روش هایی برای کنترل خشم,دانستنی هایی درمورد کنترل خشم,راه های کنترل خشم,راه های کنترل خشم,راه های کنترل خشم در کودکان,راه های کنترل خشم چیست,راه های کنترل خشم و غضب,روش های کنترل خشم,روش های کنترل خشم در کودکان,راه های عملی کنترل خشم

یکی از حساس ترین دوران برای یک فرد دوران نوجوانی می باشد. این دوران توام با تغییرات بلوغ است. بسیاری از افراد در این دوره دچار تغییرات روحی ، جسمی ، فکری و اجتماعی می شوند و در صورتی که این مسئله درست هدایت نشود باعث بروز مشکلاتی در فرد می شود.
نوجوانی، یک دوره رشدی است که با تغییرات جسمانی، شناختی، اجتماعی و هیجانی همراه است و این تغییرات در صورت هدایت نادرست باعث به وجود آمدن مشکلاتی برای نوجوان و خانواده وی می شود.
یکی از مشکلات و اختلالات این سن ترس اجتماعی در نوجوانان است که سبب بروز دشواری هایی در کار تربیت و هدایت آنان می شود. این اختلال بویژه در آغاز بلوغ در برخی نوجوانان به چشم می خورد و باعث پیچیدگی در روابط آنان می شود. در واقع ترس اجتماعی در نوجوان تا حدودی کاملا طبیعی است، اما زمانی به صورت معضل در می آید که در روابط نوجوان اختلال ایجاد کند و نوجوان از ارتباط با دوستان، همکلاسی ها و دیگر افراد پرهیز کند. ترس از صحبت کردن، داشتن هیجان و کمرویی در حضور افراد غریبه از علائم ظاهری رایج این نوع ترس است که در نهایت باعث دوری گزینی و محدود شدن زندگی اجتماعی و حتی به وجود آمدن مشکلاتی برای آینده وی خواهد شد.
ترس اجتماعی معمولا شامل ترس شدید از زیر نگاه دیگران بودن، ترس از مورد انتقاد قرارگرفتن یا ترس از رفتاری که موجب تحقیر و شرمندگی می شود، است. نوجوان مبتلا به ترس اجتماعی یا از موقعیت ها و فعالیت های اجتماعی به کلی دوری می کند یا با تحمل ترس، آن موقعیت ها را پشت سر می گذارد. آنها با آن که می دانند عکس العمل های افراطی و غیرمعقولی دارند، نمی توانند رفتارشان را تغییر دهند. این ترس معمولا با علائم جسمانی بخصوصی مانند لرزش دست ها، گرفتگی عضلات، سرخ شدن چهره، افزایش ضربان قلب، سردرد، حالت تهوع و لکنت زبان بروز می کند و این ترس معمولا زمانی رخ می دهد که نوجوان:
ـ در میان جمع ظاهر شود.
ـ با جنس مخالف صحبت کند.
ـ هنگام مشاهده دیگران صحبت کند یا کاری انجام دهد.
ـ با افراد صاحب قدرت مواجه شود.
ـ بخواهد حرف بجا و بحقی را بیان کند.
ـ میزهای وسط رستوران را برای نشستن انتخاب کند.
ـ هنگام انجام کاری زیر نظر کسی باشد.
ـ در گروه هایی مانند گروه دوستان، اردوهای مدرسه یا گروه های بازی شرکت کند.
ترس اجتماعی تا حدی طبیعی و موجه است، اما زمانی که نوجوان آنقدر به واسطه ترس از دیگران دوری کند که تقریبا تنها شود، مشکل ایجاد می شود؛ چرا که شخص روابط دلخواه ندارد و همین باعث محدود شدن فرد می شود. نوجوان کم کم از سوی دیگران طرد می شود و همین پذیرش نشدن از طرف دیگران باعث می شود فرد نتواند به حد کفایت نیازها و خواسته های بحق و بجای خود را به دیگران بقبولاند و از حقوق خود دفاع کند. ترس های اجتماعی دوران نوجوانی بیشتر از این ناشی می شود که نوجوان از انتقاد درباره جنبه های شخصیتی خویش هراس دارد. همان جنبه هایی که خود نیز آنها را می داند و دوری گزینی اجتماعی (اجتماع گریزی) نوجوان هم بیانگرتلاش نوجوان برای فرار از انتقاد اطرافیان است. از طرفی آنان برای «نه گفتن» به دیگران و تعیین حد و مرز برای درخواست های اطرافیان دچار مشکل می شوند، چون از این می ترسند که دیگران او را دوست نداشته باشند. تمام این مسائل باعث بروز افسردگی در نوجوان می شود که بیشتر هم به دلیل نارضایتی نوجوان از شرایط زندگی اش است.
آنان بیش از حد حساس و زودرنج هستند و از کوچک ترین حرفی آزرده خاطر می شوند. این دسته از نوجوانان اعتماد به نفس پایینی دارند و از منتقدان سر سخت خود به شمار می روند. مدام از این وحشت دارند که دیگران ضعف های واقعی یا خیالی آنان را شناسایی کنند از این رو همیشه سعی دارند با زبردستی و مهارت از این مساله جلوگیری کنند. نوجوان مبتلا به ترس اجتماعی این تصور را دارد که حواس دیگران متوجه نقص های اوست به همین دلیل برای ترس از زیر نظر بودن سرعت بیان و عمل خود را از دست می دهند و به این ترتیب افرادی خشک و سرد به حساب می آیند.
ترس های اجتماعی مربوط به ظاهر هم تقریبا از ترس های اجتماعی شایع در نوجوانان محسوب می شود. بیشتر دختران و پسران نوجوان در این دوره نگران ظاهر خود هستند. برخی با وجود تعویض دائم لباس، مدل موی جدید و آرایش زیاد همچنان این نگرانی را دارند که به اندازه کافی مورد پسند قرار نگرفته اند. همه این ترس ها در دوران نوجوانی طبیعی است تنها در مواردی غیر طبیعی است که این حالت به یک ترس بیمار گونه برای زشتی ظاهری تبدیل شود که معمولا در این حالت بیشتر نوجوانان از اشکالات و نقص های چهره مانند جوش های پوستی، ورم و پر مویی صورت، شکل بینی، شکل ابروها و فرم فک و دست و پاها شکایت دارند. ترس از زشتی ظاهری که بیشتر در سنین نوجوانی ایجاد می شود دقیقا با ترس اجتماعی فرد و احساس ناامنی در او مرتبط است. به همین دلیل برای والدین و معلمان ضروری است بدانند نوجوان با وجود ترس، آرزوی برقراری ارتباط و پذیرش از سوی دیگران را دارد و بسیاری از آنان در جستجو برای یافتن دوست و هم صحبت، همواره امیدوارند که دوست و هم صحبتی صمیمی و خودمانی پیدا کنند. این دسته از نوجوانان فقط برای آن که بتوانند با دیگران ارتباط خوبی برقرار کنند به جسارت بیشتر نیاز ندارند، بلکه ابتدا باید این نگرش را داشته باشند که دوستان و اطرافیانشان آن گونه که تصور می کنند نسبت به آنان قضاوت و ارزیابی منفی ندارند.
معمولا نداشتن مهارت های اجتماعی در نوجوانان باعث بروز ترس های اجتماعی در آنان می شود. برخی شرایط خاص زندگی از ایجاد و رشد مهارت های اجتماعی نوجوان جلوگیری می کنند و در نتیجه فرد را به سمت یک ترس اجتماعی سوق می دهند، برای مثال نقل مکان های مکرر والدین که به دلایل شغلی صورت می گیرد باعث تخریب و از هم پاشیدن روابط اجتماعی نوجوان می شود یا تعویض مدرسه که خود عاملی برای کم شدن اعتماد به نفس نوجوان شده و توانایی تحصیلی اش را بشدت تحت تاثیر قرار می دهد. بیماری های سخت یا بستری شدن طولانی مدت نوجوان در بیمارستان که باعث گوشه گیری اجتماعی وی می شود یا والدینی که توانایی برقرار کردن ارتباط با دیگران را ندارند یا در این مورد بسیار محدود عمل کرده و ارتباط شان با دیگران ضعیف است، به طور طبیعی اجازه ایجاد ارتباط اجتماعی مناسب و درست را به نوجوان خود نخواهند داد، بعلاوه این دسته از والدین به قدر کافی به مشکلات خفیف جسمی یا روحی نوجوانشان که می تواند در برقراری ارتباط با دیگران مانند سد عمل کنند، توجهی نمی کنند. همه این عوامل همراه نداشتن مهارت های لازمی که نوجوان به آنها در روابط بین فردی نیاز دارد، باعث ایجاد ترس اجتماعی و بیشتر شدن این ترس ها می شود.
معمولا عوامل مضطرب کننده که شامل بسیاری از باید ها و نبایدهاست، نوجوان را از پای درمی آورد. شما به عنوان یک نوجوان به همه کارهایی که باید انجام شود، فکر می کنید. سپس زمانی که درباره کارهایتان شک می کنید یا در مورد انجام آنها تردید دارید که آیا از پس آن بر می آیید یا نه، اضطراب شما زیاد می شود، حتی اگر آن کارها آسان باشد یا قبلا هم آن را انجام داده باشید. مثلا وقتی مدام این فکر را در سر داشته باشید که «من همیشه باید نمره خوب بگیرم» یا «همه باید مرا دوست داشته باشند. »، در این صورت شما برای برآورده کردن این انتظارات تحت فشار قرار می گیرید و زندگی تان ناخوشایند می شود.
باید ها و نبایدها در زندگی هر فردی اجتناب ناپذیر است، ولی زمانی که بیش از اندازه بر آنها تاکید شود باعث فشار، استرس و حتی ترس می شود. بهتر این است که این باید ها و نباید ها را در ذهن تان به صورتی تغییر دهید که شدنی تر، مستدل تر و منطقی تر شود مثلا «خوشحال می شدم اگر می توانستم…» یا «دوست داشتم می توانستم…». با این خودگویی ها ترس و اضطراب بی موردتان را کمتر می کنید. ممتاز بودن را و نه کامل بودن را به عنوان هدف قرار دهید. این حالت یعنی تلاش برای ممتاز بودن باعث پیشرفت شما خواهد شد و این پیشرفت ،ترس و اضطراب شما را کم خواهد کرد و راحت تر عمل می کنید.
در شرایطی که نوجوان با ترس شدید با تجویز پزشک نیاز به درمان دارویی دارد گاه به دلیل تصورات نادرستی که درباره دارو وجود دارد، دارو درمانی انجام نمی شود و درمان به عقب می افتد. معمولا این باورها و تصورات غلط شامل موارد زیر است:
ـ استفاده از دارو به این معناست که من شکست خورده ام.
ـ استفاده از دارو یعنی این که من نقص روانی دارم.
ـ استفاده از دارو یعنی من فرد ضعیفی هستم.
ـ استفاده از دارو یعنی من غیر قابل کنترل هستم.
ـ خوردن دارو به من کمکی نخواهد کرد.
این تصورات، غلط هستند. به عنوان نوجوان به این فکر کنید که آیا اگر دوست شما هم دارو مصرف می کرد، یک فرد شکست خورده و بازنده محسوب می شود و آیا مصرف دارو نقص فرد به شمار می آید.
اگر پزشک متخصص بر این عقیده است که اضطراب با مصرف دارو بهتر می شود، چرا مقاومت می کنید. بیشتر اوقات اضطراب باعث می شود ما احساس کنیم جسم مان خارج از کنترل است.
اگر مطابق با تجویز پزشک دارو باعث کم شدن اضطراب شما می شود و احساس می کنید کنترل بیشتری بر خود دارید، تصورات غلط را کنار بگذارید و دارو درمانی را شروع کنید.
* به نوجوان یادآوری کنید ترس و اضطراب یک پدیده طبیعی، ضروری و بی خطر است و بخشی از تجربه هر انسانی است. به او کمک کنید تا ترس ها و اضطراب هایش را بشناسد.
* با احساسات بدنی که نوجوان هنگام اضطراب دارد، همدلی کنید؛ ولی تا اندازه ای که او فکر نکند واقعا بیمار است، مثلا اگر احساس آشوب در معده اش دارد به او یاد آوری کنید به دلیل اضطرابش است و بزودی برطرف می شود.
* به او یاد بدهید خواسته هایش را به طور مستقیم بیان کند حتی زمانی که می داند دیگران ممکن است به خواسته او اهمیتی نداده و آن را برآورده نسازند.
* از نوجوان توقع کامل بودن و کارایی بی عیب و نقص نداشته باشید، چرا که این کار فقط فشار روانی او را زیاد می کند.
* والدین و مربیان کارآمد می توانند به نوجوان کمک کنند الگوهای فکری منفی ایجادکننده و تشدید کننده ترس را تجزیه و تحلیل کند و تغییر دهد.
* تمرین اعتماد به نفس به ایجاد مهارت های اجتماعی منجر شده و با افزایش یادگیری مهارت های اجتماعی، ترس اجتماعی نوجوان نیز کم می شود.
دوران نوجوانی و ترس در این سن
ترس در دوران جوانی,دلایل بروز ترس,چرا می ترسیم,راهکاری برای جلوگیری از ترس,چرا می ترسیم,چرا ما می ترسیم,چرا از مرگ می ترسیم,چرا از سوسک می ترسیم,چرا از خدا می ترسیم,چرا از ریاضی می ترسیم,چرا از مرده می ترسیم,چرا از جن می ترسیم

برای درمان افسردگی راهکار های بسیار متعددی وجود دارد. افسردگی های حاد را با مراجعه به پزشک و استفاده از رژیم های دارویی و … می توان از بین برد ، اما برخی از افسردگی ها که پیشرفته نیستند را با استفاده از روش های بسیار ساده می توان درمان کرد.
طبیعت و زیبایی های آن همواره الهام بخش بشر برای خلق آثار بدیع، تلطیف روح و روان او و مامنی برای فرار از هیاهوی دنیای بیرونی و درونی او بوده و هست، پس زیبا است اگر بتوانیم با شاخه ای گل یا گلدانی کوچک همواره بخشی از طبیعت را همراه خود داشته باشیم.
گل در نگاه نخستین نتایج پژوهش پژوهشگران رفتارشناسی دانشگاه روگرز (Rutgers) در نیوجرسی آمریکا نشان می دهد، ارتباط با طبیعت و لذت بردن از مناظر زیبای آن راهی ساده؛ اما مهم برای کسب آرامش و تلطیف روح و روان آدمی است که در این بین کاشتن گل و گیاه یا دریافت هدایایی مانند گل می تواند بیش از هر چیز شادی و طراوت را به انسان هدیه دهد. پژوهش ها نشان می دهد خریدن گل، کاشتن گل و گیاه و به طور کلی نگاه کردن به گل باعث برانگیخته شدن احساس شادی، آرامش و طراوت، مثبت اندیشی و دوری از غم و اندوه می شود.
پروفسور جنت هاویلند جونز روانشناس از دانشگاه روگرز می گوید: «نکته جالب توجه درباره نقش گل در سلامت روحی روانی افراد آن است که فرد با تماشا کردن به گل و لذت بردن از طراوت، رنگ و عطر زیبای آن می تواند حالت روحی نامتعادل خود را تغییر دهد و به حالت طبیعی بازگرداند؛ در واقع گل عاملی برای تعدیل رفتار در طول شبانه روز است و هر بار نگاه کردن به گل عاملی جهت ایجاد یک اتصال عصبی مثبت در مغز است.»
به گزارش سلامت نیوز، یافته های جدید ده ماه مطالعه مستمر پژوهشگران دانشگاه روگرز درباره رابطه بین گل و گیاه و سلامت روانی افراد نتایجی را به این شرح نشان داد:
گل و گیاه به ویژه دریافت حتی یک شاخه گل یا یک گلدان کوچک گل به سرعت می تواند روحیه شخص را تغییر دهد و او را شاد و هیجان زده کند. لبخند، اولین و مهم ترین نشانه این تغییر است. احساس شادی و سرزندگی در همه افراد و در هر سنی به سرعت و به خوبی نمایان می شود.
به گل نگاه کردن یا دریافت گل می تواند به مدت طولانی روی حالات روانی فرد تاثیر بگذارد و رفتار او را به سرعت دگرگون کند؛ به طوری که افرادی که در محیط اطرافشان منزل، محل کار و… گل و گیاه وجود دارد بیش از دیگران دو تا چهار برابر آرام، مهربان، شاد و با گذشت هستند و می توانند این حس را با رفتار مثبت خود به دیگران نیز منتقل کنند؛ بنابراین پژوهشگران توصیه می کنند همواره یک شاخه گل یا یک گلدان کوچک گل در معرض دید خود داشته باشید.
هدیه دادن یا هدیه گرفتن گل می تواند برقراری ارتباط میان افراد را تسهیل کند که این به ویژه درباره همسران، فرزند و والدین بسیار با اهمیت است.
گل و گیاه باعث ایجاد حس نگرش مثبت به زندگی و آرامش (well being)، احساس شادی و رضایت (happiness)، صمیمت (intimacy) و آرامش (calm) در افراد می شود. رنگ گل ها نکته بسیار پراهمیتی است؛ به طوری که گل ها با رنگ ملایم صورتی، سفید، بنفش و… حس شخص را به سوی احساسات آرام سوق می دهد و گل ها با رنگ های گرم و تند قرمز، زرد، نارنجی و… حس او را به سوی هیجان و سرزندگی پیش می برد.
گل نشانه مشارکت و دوستی است؛ چرا که با هدیه دادن گل، لذت بردن از زیبایی را با یکدیگر تقسیم می کنیم. دکتر جونز می افزاید: «دریافتیم گل و گیاه نه تنها بر احساسات شخصی افراد که روی رفتارهای برونی و اجتماعی فرد نیز تاثیرگذار است.» پژوهشگران دانشگاه داکوتای شمالی آمریکا با بررسی بیش از ده هزار نفر در طول یک سال دریافتند هر فرد ۵ ثانیه پس از دریافت یک شاخه یا دسته گل یا یک گلدان گل به عنوان هدیه، یکی از این سه عکس العمل را بروز می دهد:
لبخند حاکی از ادب، احترام و تشکر
لبخند حاکی از دوستی و صمیمیت
لبخند هیجان زده همراه با عکس العمل یا کلامی خاص
هریک از این عکس العمل ها بسته به شخصی که گل را هدیه گرفته یا شخصی که گل را هدیه داده است، متفاوت بوده و به حس شخص نیز مرتبط است؛ اما نکته مهم آن است که یکی از این سه نوع لبخند و گاهی تلفیقی از هر دو، درست ۵ ثانیه پس از دریافت گل، بدون اراده، بروز می کند که این نشان از تاثیر«زیبایی گل» روی مغز است.
چند نکته:
یافته ها نشان می دهد فضاسازی منزل یا محل کار باید به گونه ای باشد که گل و گیاه به خوبی در معرض دید افراد قرار بگیرد و بخشی از فضای منزل به این مساله اختصاص یابد. این فضا می تواند با استفاده از چند شاخه گل در گلدان، کاشتن گل در ایوان، پشت پنجره ها، کناره های اتاق و… ایجاد شود.استفاده از گل در ورودی منزل، اتاق نشیمن و اتاق خواب ضروری است؛ به ویژه درباره ورودی منزل به طور غیرمستقیم خوشامدگویی به میهمانان را به همراه دارد
تاثیر نگاه کردن به گل و گیاه در افراد افسرده

اطلاعاتی درباره افسردگی در دانشجویان وسرشماری که از این افسردگی اطلاع می دهد .شما می توانید با مشورت کردن و از بین بردن مشکلات خود ، از بوجود آمدن افسردگی پیشگیری کنید .
«تاریکی که همه را خواب کرد،تن سفید سیگار گر گرفت.فکر کرد:سیاه…سفید…سرخ!درست مثل خود زندگی.» برای جماعت دانشجو شاید دیدن تصویرهایی اینچنینی ملموس باشد؛ دیدن دوستان دانشجویی که برایشان درس خواندن سخت ترین کار دنیاست… سخت ترین کار در روزهای طولانی دانشجویی. آنها چهره های آشنای کلاس های درس هستند.
انگار که طالع شان گره خورده باشد با دغدغه ،اضطراب و روزمرگی.
خیلی زود از خیال درس خواندن بیرون می آیند…رویاهایشان رنگ عوض می کنند… پوست می اندازند… خودشان هم نمی دانند از کی ، اما در جایی نزدیک شاید درست توی ذهنشان ، مدتهاست که ماجرا شروع شده است ؛ شاید از همان وقتی که پشت صندلی های چوبی دانشگاه نشستند،یا شب هایی که در غربت و تنهایی خوابگاه ها به صبح رساندند.
شاید هم قبل تر، همان روزهایی که با اضطراب قبولی در کنکور نفس می کشیدند.توجه به بهداشت و سلامت روانی این روزها شاید مهمترین دغدغه مسوولان دانشگاهی باشد؛ دغدغه ای که رفته رفته پر رنگ تر می شود.
بر این اساس نهاد دانشگاه ،به دلیل ساختار انسانی جوان خود، در کنار برخی عوامل استرس زای بیرونی و درونی ،با ناهنجاری های ی مواجه می شود که آسیبهای روحی و روانی دانشجویان از این جمله اند.
در این بین عواملی چون دوگانگی محیط خانواده و تحصیل ،نداشتن شناخت کافی از دانشگاه و تضادهای فرهنگی با سایر دانشجویان ، مشکلات خانوادگی ،اجتماعی و اخلاقی و مشکلات روحی ، روانی و اجتماعی ناشی از تحصیل در دانشگاه های دور از محل زندگی نیز به ناهنجاری و آسیبهای هرچه بیشتر در بین دانشجویان می انجامند.
در همین راستا کارشناسان و متخصصان علم روانشناسی معتقدند حفظ بهداشت روانی در دانشجویان اهمیت بسیاری دارد چراکه از این طریق دانشجو توانایی های خود را باز می شناسد و می تواند با استرس ها و فشارهای معمول زندگی شخصی یا دانشجویی اش کنار بیاید.
به گفته رئیس مرکز مشاوره دانشگاه علوم پزشکی تهران ، یافته ها نشان می دهند که افسردگی شایعترین نوع اختلالات روانی در بین دانشجویان است ؛ به طوری که میزان افسردگی در بیش از یک پنجم دانشجویان در سطحی بالاتر از متوسط قرار دارد.
رئیس مرکز مشاوره دانشگاه علوم پزشکی تهران همچنین معتقد است :نبودن آگاهی در انتخاب رشته تحصیلی و محل تحصیل ،نداشتن امنیت شغلی و آینده مبهم و کمبود امکانات رفاهی می تواند سبب مشکلات اعصاب و روان و حتی افسردگی در دانشجویان شود.
شهریار مشیری ، عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس هفتم نیز در این زمینه می گوید: با توجه به این که بنده قبل از ورود به مجلس به عنوان نماینده مردم ، ریاست دانشگاه را بر عهده داشتم به خاطر دارم که آمارهای رسمی افسردگی دانشجویان در حدود ۴۰درصد بود.
این نماینده مجلس در ادامه می گوید: می توانم به جرات بگویم که آمار ۴۰درصدی مذکور در حال حاضر نسبت به ۲سال قبل رشد تصاعدی پیدا کرده است.
دانشجویان به عنوان قشر فرهیخته جامعه،در آینده مسوولان کشور را تشکیل می دهند. لذا شیوع افسردگی در آنها واقعا اسفبار است.عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس می افزاید: به اعتقاد من تمام این مسائل به مشکلات و بحران های مادی در جامعه برمی گردد.
● نگرانی در دنیای آمارها
اما دکتر حمید پورشریفی مسوول دفتر مرکزی مشاوره وزارت علوم در باره بحث سلامت روان در دانشجویان می گوید: ۲درصد دانشجویان ورودی سال ۸۳از بیماری جسمی جدی رنج می برند و ۹/۳درصد این دانشجویان نیز پیش از این ، به دلیل سابقه مشکلات روحی و روانی به پزشک مراجعه کرده اند.
وی همچنین می گوید:در گذشته برخی بر این باور بودند که تنها افراد بیمار به مراکز مشاوره مراجعه می کنند اما پژوهش سلامت روان نشان می دهد که ۷/۹۶درصد دانشجویان ورودی ۸۳معتقدند هر فردی می تواند برای حل مشکلات خود از مشاور کمک بگیرد.
مسوول دفتر مرکزی مشاوره وزارت علوم با اشاره به این که درصد قابل توجهی از دانشگاه های کشور در گذشته ای نه چندان دور فاقد مراکز مشاوره بودند،می افزاید: اکنون تقریبا تمام دانشگاه های کشور دارای مراکز مشاوره هستند و بسیاری از دانشکده هانیز از شعب مراکز مشاوره برخوردارند.
در هر حال این بررسی که با هدف آگاهی از«نیمرخ سلامت روان دانشجویان هنگام ورود به دانشگاه ها» انجام شده ، درصدد است میزان آسیب پذیری دانشجویان در برابر مصرف مواد و خودکشی را مشخص کند و عوامل خطر ساز و نیز در نقطه مقابل،محافظت کننده دانشجویان در برابر آسیبهای روانی و اجتماعی را شناسایی کند.
اما یافته های این پژوهش که از یک نمونه ۴۵۰۰۰نفری برخوردار بوده ،حاکی است:
– ۵/۱۱درصد این دانشجویان معتقدند کسی را ندارند که به هنگام مشکلات عملا از آنها حمایت کند.
– ۷/۵درصد از دانشجویان ورودی ۸۳داشتن فکر قبلی صدمه زدن به خود را تایید کرده اند.
– ۳/۹درصد از آنها قبلا به دلیل سابقه مشکلات روحی روانی به پزشک مراجعه کرده اند.
– ۲۲/۶درصد از این جامعه آماری زمان تکمیل پرسشنامه ذکر کرده اند که اخیرا در روابط عاطفی دچار شکست شده اند.
– ۳۱/۸درصد از دانشجویان ورودی ۸۳زمان تکمیل پرسشنامه ذکر کرده اند که اخیرا با مشکلی مواجه شده اند که احساس می کنند به بن بست رسیده اند.
– ۳۳/۷درصد از آنها،سازگاری با محیطهای جدید را دشوار یافته اند.
دکترحمید نوروزی روانشناس در این زمینه معتقد است :بیشتر آسیبهایی که در سطح دانشگاه ها وجود دارد و منجر به ناهنجاری های روحی در بین دانشجویان می شود، در ۲زمینه هویتی و سازگاری است.
در زمینه هویتی ، دانشجو از لحاظ احساس انگیزه ،امید و کارآیی داشتن دچار بحران می شود؛ یعنی نسبت به آینده ،شغل ، جامعه ناسالم و مسائل اینچنینی به شدت نگران می شود.
در زمینه سازگاری نیز، شرایط مختلفی می بینیم ؛ از جمله سازگاری با خوابگاه ، سازگاری با اساتید، سازگاری با شرایط موجود درسی و سازگاری با همکلاسی ها و دوستان.
نتیجه تمام این آسیبها به وجود آمدن انواع اضطراب و فشارهای روانی در دانشجویان است که منجر به افت تحصیلی ،درسی و ضعف خلاقیت ها و ابتکارات می شود.
● ضرورت مشاوره
اما یک نگاه به آمارهای ارائه شده نشان دهنده ضرورت وجود مراکز مشاوره دانشجویی در دانشگاه های کشور است.
بسیاری از کارشناسان علوم رفتاری و مشاوره معتقدند که در هر مقطع زمانی ممکن است یک شخص چه دانشجو باشد چه کارمند یا خانه دار،برای شناخت بهتر خود و مواجهه با نگرانی های ش، به کمک یک مشاور یا درمانگر نیازمند شود.
در زبان عامه مشاوره عبارت از برقراری هر نوع ارتباط میان افراد مختلف است که در آن طرفین رابطه برای درک و فهم بهتر یک مشکل و حل و فصل آن یا ارائه یک راه حل به همدیگر کمک می کنند. بر این اساس می توان گفت دوستان ، اقوام و آشنایان می توانند در زندگی ما نقش مشاور را ایفا کنند.
اما در موارد پیچیده تر و تخصصی تر پیشنهاد می شود که همه افراد درگیر مخصوصا دانشجویان به کارشناسان مشاوره مراجعه کنند چرا که مشاوران به دلیل آموزش وسیعی که در روان شناسی و رفتاردرمانی دیده اند قطعا مشاوره های متفاوت با عامه مردم ارائه می دهند.
اما یکی از مراحل اصلی یک مشاوره زمانی است که دانشجو برای اولین بار به مشاور مراجعه می کند،یعنی «تصمیم به رفتن به مشاوره» در حقیقت گام اولیه در فرآیند تغییر در ذهن فرد مراجعه کننده است.اما همین که این تصمیم گرفته شود فرآیند مشاوره آغاز می شود و به دنبال آن دانشجو به عنوان مشاوره پذیر در جریان تغییر قرار می گیرد.
در دانشجویان هم افسردگی رخ میدهد