دانشمندان در مورد الهام چه عقیده ای دارند؟

از الهام چه می دانید از الهام چه می دانید از الهام چه می دانید همه چیز درمورد الهام شدن همه چیز درمورد الهام شدن از الهام چه می دانید همه چیز درمورد الهام شدن از الهام چه می دانید از الهام چه می دانید از الهام چه می دانید از الهام چه می دانید همه چیز درمورد الهام شدن از الهام چه می دانید از الهام چه می دانید همه چیز درمورد الهام شدن همه چیز درمورد الهام شدن از الهام چه می دانید همه چیز درمورد الهام شدن از الهام چه می دانید همه چیز درمورد الهام شدن

دانشمندان در مورد الهام چه عقیده ای دارند؟

علم همیشه مسائلی را تایید می کند که پایه و اساس درستی داشته باشد و بتوان آن را به طور کامل ثابت کرد. الهام یکی از موضوعاتی است که اختلاف نظرات بسیاری در مورد آن وجود دارد. در این مطلب این موضوع را از نقطه نظر علمی بررسی خواهیم کرد.

علم در جستجوی حقیقت محضی است به دور از توهمات و خطاهای ذهنی و طبیعی که در برابر برخی مشاهده های نامتعارف یا سکوت اختیار کند یا شواهد را قابل توصیف با الفاظ و گزاره های علمی نشناسد و گاهی نیز آنها را اتفاقاتی نادر اما صرفا تصادفی قلمداد کند…

 

به نظر می رسد بشریت لحظه به لحظه به آستانه حساس و خطیر مواجهه و ملاقات این ۲ بازیگر اصلی عرصه معرفت علم و دین نزدیک و نزدیک تر می شود.

 

 

اتفاق نظر جامعی است مبنی بر اینکه آگاهی ما نسبت به جهان هستی محدودیت دارد، چیزهایی را می توانیم تجربه کنیم، درک کنیم و تا حدی بفهمیم، اما وسعت رمزآلود بخش پنهان عالم هستی به مراتب همچون ژرفنای سیه فام آسمان بی انتها در نگاه کنکاشگر انسان اندیشمند امروزی چشمگیرتر است. در این میان، هرازگاهی به شواهد و مستنداتی برمی خوریم که به صورت موردی و منحصر به فرد، در برخی شرایط ویژه و نادر چنین به نظر می رسد که مرزهای آگاهی در برخی از انسان ها و در برخی از برهه های زندگی از حدود متعارف فراتر رفته و در تجربیاتی الهامات یا به بیان دیگر تبادل اطلاعاتی صورت می گیرد که به نحو خارق العاده ای گویا فضا و زمان در نوردیده شده اند و برای لحظه هایی گویی بشر بر سیطره بلامنازع آنها چیره شده است.

 

دختر پاک ۱۷ ساله ای در یک رویای صادقه، شهیدی را که ۳۰ سال قبل در محلی در گیلان غرب مدفون شده، می بیند یا شهید گمنامی نشانی قبرش را در رویای مادرش به او می دهد. چه بسیار مثال های مشابهی که شاید شما هم تجربه کرده باشید. در برابر چنین رویدادهایی علم چه موضعی می تواند اتخاذ کند؟

 

از نظر علمی ذهن آدمی همچنان بزرگ ترین معمای خلقت است. ما مکانیسم های تجربه آگاهانه از عالم محسوسات را تا حدودی شناخته ایم، اما چیستی خود ذهن همچنان رازآلود و در پس ابهام است. اطلاعات محیط پس از ورود از دروازه های حسی مانند چشم و گوش پس از محاسبات بسیار پیچیده ریاضی عالم بیرون را در حد قابلیت های محدودشان در لایه های انتزاعی ذهن ما بازآفرینی و منعکس می کنند. گرچه ما منظره عالم پیرامون خود را یکدست و منسجم درک می کنیم، اما به طرز غریبی اطلاعات از نظر مکانی در مناطق مختلف قشر مغز متفرق شده و هرگز از نظر مکانی یا کالبدشناسی تجمع پیدا نمی کنند. این مساله باعث پیدایش یک پرسش بزرگ در علم نوروساینس(علوم اعصاب شناختی) شده و آن معمای پیوند و اتحاد مجدد این داده های متفرق و پراکنده است.

 

جالب اینجاست که برخی پدیده های شبح آلود در عالم ذرات در مقیاس کوآنتومی مستمسکی برای نظریه پردازی درخصوص حل معمای فوق الذکر در مغز انسان شده است. جالب تر آنکه همین روزنه، باب را برای داشتن تصوری احتمالی از چیستی رویای صادقه باز کرده است.

 

الهام یا رویای صادقه را می توانیم انتقال پیام یا اطلاعات بین ۲ مکان یا ۲ زمان متفاوت به طریقی خارج از شیوه های متعارف توصیف کنیم. در آزمایش های بسیار معتبری ثابت شده که ذره های کوآنتومی درهم تنیده شده، رفتاری ارواح گونه را به نمایش می گذارند. آنها به گونه ای از وضعیت و مشخصات کوآنتومی یکدیگر تبعیت و تقلید می کنند که با وجود بعد مسافت هر تغییر

اعمال شده بر یکی از آنها در دیگری نیز به صورت آنی و بر خط تسری می یابد. گویی هر ۲ دقیقا در یک مکان هستند. اخیرا نشان داده شده که این پدیده از درهم شکستن بعد مکان پا را فراتر گذاشته و می تواند حتی بعد زمان را نیز پشت سر بگذارد.

۲ ذره کوآنتومی درهم تنیده که هرگز در دوره زمانی مشترکی حضور نداشته اند؛ واقعیتی که در زمان و مکان استقرار نمی یابد.

 

اگرچه این رفتار ذرات کوآنتومی تنها روزنه ای برای تعمیم نظری باز کرده است اما برای انکار پدیده هایی مانند رویا و الهام، علم باید ابتدا تکلیف رفتارهای عجیب ذرات درهم تنیده کوآنتومی اش را روشن کند.

 

می وصلم بچشان تا در زندان ابد

 

از سر عربده مستانه به هم در شکنم

 

رویای روشن چیست؟

 

 

 

حتما تابه حال رویایی دیده اید که در همان لحظه بدانید در حال رویا دیدن اید. این حالت را «رویای هوشیارانه» یا «رویای روشن» می نامند. در این حالت، فرد رویایی می بیند که از رویا بودنش آگاه است و میلی به بیدار شدن ندارد. فرد در این رویا به وضوح دارای خودآگاهی است و توان استدلال و تفکر دارد و خاطراتش را نیز به یاد دارد. همه تعاملات و گفت وگوهای میان رویابین و شخصیت های این رویا درست مانند وضعیتی است که در خیال پردازی هنگام بیداری رخ می دهد اما شخصیت های این رویا را نمی توان آفریده های رویابین شمرد، چرا که این شخصیت ها طوری عمل می کنند که گویی توانایی ذهنی و خود مختاری کاملی دارند. رویابین در این حالت می تواند باعث ایجاد وقایعی شود که اگر در زندگی واقعی رخ می دادند، آنها را معجزه آسا می شمردیم. همچنین فرد گاهی در این نوع رویاها می تواند کنترل سیر رویدادها را به دست بگیرد. نمی توان گفت رویابین دچار توهم شده زیرا می تواند میان واقعی و غیرواقعی فرق بگذارد؛ با این حال، دنیایی کامل را تجربه می کند که دارای شخصیت ها، حرکات، اعمال، خط داستانی و به اصطلاح «فضایی» شبیه دنیای واقعی است.

 

گرچه رویای روشن اغلب از مرحله REM (خواب مرحله حرکات سریع چشم) شروع می شود، در واقع نوعی مرحله بینابینی است که آمیزه ای از خصوصیات خواب REM و غیر REM خواب (مرحله ای از خواب بدون حرکت سریع چشم ها) را دارد. شواهدی به دست آمده که رویای روشن با فعال شدن مجدد شبکه های عصبی بخش های پیش پیشانی قشر مغزارتباط دارد. یک بررسی اخیر با «ام آرآی کارکردی»از مغز نشان داده که هنگام رویای روشن (نسبت به خواب REM) فعالیت عصبی قوی تری در بخش های گوناگون قشر مغز مشاهده می شود.

 

 

 

آیه ۶۰ سوره انعام

 

اکرم جهانگیر

 

مدرس بازنشسته دانشگاه ارتش

 

«اوست خدایی که شما را در شب می میراند و آنچه در روز انجام داده اید، می داند. سپس شما را برمی انگیزاند (از آن) تا به اجلی که قضا مقدر کرده، برسید سپس به سوی او بازمی گردید تا از آنچه کرده اید، آگاه شوید. (آیه ۶۰ سوره انعام)»

 

سال هاست عارفان از سفری روحانی سخن می گویند که امروز علم آن را رویای صحو (هوشیار) می نامد. یک پژوهشگر رویا در دانشگاه استنفورد به نام «استفن لابرگ» رویای صحو را به یک علم تبدیل کرد. هرچند بررسی تطبیقی رویاها در گروه علوم نظری قرار دارند اما برای بررسی تجربی رویاها نیازمند پژوهشگر خواب علمی، عملی و مستند بود. لابرگ فکر کرد اگر واقعا امکان دارد شخص خوابیده در موقع خواب دیدن آگاه باشد، چرا نتواند با دنیای خارج صحبت کند؟ او ثابت کرد رویای صحو توهم نیست. در شرایطی که با شبیه سازی رایانه ای یک شبکه نورونی مصنوعی مورداستفاده قرار گرفته، برخی از قسمت های اصلی ادراکات لحظه های خواب و رویا و لحظه های نزدیک به مرگ با مرگ نمایشی این نورون ها نشان داده شده است. او تعدادی سفر کننده رویا تربیت کرد و به آنها آموزش داد تا از مرز رویاها، با دنیای پیشرفته تکنولوژی ماشین های الکتروآنسفالوگرام ارتباط برقرار کنند. لابرگ می گوید: «وقتی شما در رویا کاری انجام می دهید، مغزتان همان مسیرهایی را طی می کند که وقتی آن را در عالم بیداری انجام می دهید، طی می کند.» دکتر ایموند مودی در سال ۱۹۷۵ کتابی به نام «زندگی بعد از زندگی» را منتشر کرد. او در تحقیقات خود با کسانی که تا دروازه های مرگ رفته و برگشته اند، گفت وگو کرده و آنها برای او از تونل های تاریک و روشنایی های طلایی دیدار جسم بی جانشان که پزشکان روی آن سرگرم کار بودند، سخن گفتند. یک متخصص قلب به نام دکتر میشل سابوم در دانشگاه فلوریدا پس از مطالعه کتاب دکتر مودی تصمیم گرفت به طور جدی درباره تجربه مشرف به مرگ تحقیق کند. او بعد از ۵ سال کار و ۱۱۶ گفت وگو، یافته های بسیار جالبش را در کتابی با عنوان «خاطرات مرگ» منتشر کرد. این تحقیقات فقط گوشه ای از ابعاد معنوی علمی آیه ۶۰ سوره انعام را نشان می دهد.

دانشمندان در مورد الهام چه عقیده ای دارند؟

همه چیز درمورد الهام شدن,از الهام چه می دانید

نکاتی بسیار ضروری درمورد ترس کودکان همه چیز در مورد ترس

علت ترس چیست انواع ترس مرضی همه چیز درباره ترس درمان ترس چیست چرا از سوسک می ترسیم انواع ترس دلیل ترس چیست علت ترس چیست ترس واهی چیست انواع ترس کودکان چرا از ریاضی می ترسیم انواع ترس مرضی انواع ترس همه چیز درمورد ترس چرا از سوسک می ترسیم انواع ترس در کودکان چرا از جن می ترسیم انواع ترس مرضی همه چیز درباره ترس ترس واهی چیست

نکاتی بسیار ضروری درمورد ترس کودکان

ترس یک حس عادی است که از زمان تولد در فرد وجود دارد. این حس در بسیاری از اوقات برای افراد مفید است و آنها را از خطر باز می دارد. اما باید توجه داشت که حس ترس همیشه عادی نیست و گاهی اوقات ممکن است برای فرد دردسر ساز باشد.

خیلی از ترس هایی که میان بزرگسالان و مردم جامعه می بینیم، ریشه در تجربه های دوره کودکی شان دارد؛ ترس از دست دادن ارتباطی که با دوستان و دیگران دارند…

 

ترس از صحبت در جمع و ترس های مختلف دیگر. بیشتر والدین با انکار هیجانی ترس یا به کار بردن جمله هایی مانند تو مرد شدی، تو بزرگ شدی، خجالت داره از فلان چیز بترسی و… این حس بد را به کودک القا می کنند که از هیجان های منفی خود بدش بیاید و آنها را سرکوب کند. بعضی از والدین هم با شیوه های اشتباه تربیتی، زمینه های ایجاد ترس و ریشه دار شدن آن را در کودک به وجود می آورند. مادری که به کودک خود می گوید: «فلان رفتار را بکنی دوستت ندارم، میذارمت می رم مامان یکی دیگه می شم!» پدری که سعی دارد با ترساندن کودک از آقای پیری که مشغول نظافت پارک است یا دارد زباله ها را می برد او را وادار کند به قواعد تربیتی عمل کند مثلا به جای اینکه بگوید: «زمان تفریح تمام شده یک بار دیگه سرسره بازی کن و برویم.»، می گوید: «ببین من دارم می رم، الان آقاهه میاد می بردت!» نادانسته به جای بهره گرفتن از اصول صحیح تربیتی، با شیوه های ترساندن کودک را مجبور می کنند رفتار درست را انجام دهد. ترساندن کودک از آمپول و دکتر هم مثال دیگری از این دست است.

در همه این موارد، کودک مدام ترس دارد مبادا ارتباطش با مادر یا پدر قطع شود. مبادا مادرش تنهایش بگذارد و… این حس بد باعث می شود مدام به مادر بچسبد. والدین در واقع ندانسته بچه را مورد آزار هیجانی قرار می دهند که آثار پایدار این ترس باعث می شود وارد هر ارتباطی که می شود، نگران قطع آن باشد. این بچه ها تا سال های سال از قطع ارتباط با مادر می ترسند.

اگر زمینه های اضطرابی هم در کودک وجود داشته باشد و آن را به ارث برده باشد، ترس از جدایی مادر به شکل دیگری تغییر می کند و او مدام ترس از بیمار شدن والدین و از دست دادن آنها را خواهدداشت. حتی ممکن است مدام به نشانگر بنزین نگاه کند و مضطرب باشد: «بابا! عقربه اومد پایین نکنه بنزین تموم شه!»، «مامان! کلید جا مانده»، «صبر کن مامان من یه وسیله ای جا گذاشتم، نکنه بری من جا بمونم.» و مادامی که می رود به اتاقش و برمی گردد، با صدای بلند می خواهد او را تنها رها نکنید. بیشتر این ترس ها با اصلاح شیوه تربیتی در همان کودکی یا به وجود نمی آیند یا قابل درمان هستند. هدف ما باید جلوگیری از ریشه دار شدنشان باشد. به صورت یک قانون کلی، برای اینکه بدانید کدام ترس در کودک شما طبیعی و کدام غیرطبیعی است، باید ببینید آیا این ترس دوره ای است یا مدام وجود دارد و باعث افت عملکرد او و تداخل با زندگی اش شده یا نه.

اگر ترس کودک از چیزی تازه به وجود آمده، دنبال علت بگردید و عامل آن را حذف یا کمرنگ کنید. مثلا وقتی بچه می گوید: «به اتاقم نمی رم، اونجا هیولا ست.» یا «زیرتختم حیوانی وجود دارد.» اولین واکنش شما باید حس همدلی و حمایت باشد. درک اینکه او از چیزی ترسیده، مهم است. بدون اینکه عکس العمل آنچنانی و بیش از حد نشان دهید، با آرامش و خونسردی و بدون مسخره کردنش بگویید: «بیا برویم ببینیم چی تو رو ترسونده!» دنبال دلیل ترس بگردید. مثلا اگر عروسکی روی دیوار سایه انداخته و باد کولر تکانش می دهد و درست شبیه هیولا شده، آن را بردارید. پرده اتاق را بکشید که نور چراغ خیابان سایه درست نکند و… اگر این ترس ها همچنان با عملکرد مناسب شما ادامه داشت، باید برای ارزیابی بیشتر، کودک را نزد روان پزشک ببرید.

با شروع حساسیت زدایی تدریجی به وسیله درمانگر، مشکل آرام آرام حل می شود. فراموش نکنید که ترس های طبیعی کودک را نه نادیده بگیرید و نه بیش از حد واکنش نشان دهید. مسخره کردن و بیان جمله های تحقیرآمیز هم درست نیست مثل: «عجب بچه ترسویی!» و همچنین همدردی بیش از حد درست نیست: «بیا بغلم عزیزم! الهی بمیرم اون گربه رو دیدی ترسیدی!» چون شما با این حمایت افراطی، تصویر خطرناکی از گربه در ذهن کودک ایجاد می کنید. حتما با حمایت صحیح بچه، علت ترس را بشناسید و رفع کنید (مثال هیولا) و به رفتارهای جسورانه کودک پاداش بدهید و تحسینش کنید: «علی امروز واسه گربه تو حیاط دست تکان داد. بپر بغل بابا!» این کار باعث تقویت رفتار او می شود. بد نیست با کودک درباره ترسش حرف بزنید یا خودتان بسنجید دقیقا از چه سگی می ترسد و از صفر تا ۱۰ به ترسش چند می دهید؟ با این شیوه در حساسیت زدایی تدریجی می توان پیشرفت ها را دید و تحسین کرد: «بیا نقاشی سگ بکشیم. حالا به نقاشی ات دست بزن.» در قدم بعد اسباب بازی سگ پشمالو بخریم. در قدم بعد باید از دور به سگ نگاه کنیم. نگویید ترس نداره، بگویید ببین کاری باهاش نداشته باشیم بهمون نمی پره و همین طور پیش برویم. لزومی ندارد او به نقطه ای برسد که سگی را نوازش کند. همین که با دیدن آن و عبور از کنارش نترسد و زندگی عادی جریان داشته باشد، کافی است.

نکاتی بسیار ضروری درمورد ترس کودکان

ترس چیست,همه چیز درمورد ترس,دلایل بروز ترس,چرا می ترسیم,علل های ایجاد ترس در کودک,انواع ترس,ترس واهی چیست,راه حلی برای درمان ترس های بی دلیل,ترس چیست pdf,ترس از مدرسه چیست,ترس چیست,علت ترس چیست,دلیل ترس چیست,ریشه ترس چیست,درمان ترس چیست,همه چیز در مورد ترس,همه چیز درباره ترس,چرا می ترسیم,چرا ما می ترسیم,چرا از مرگ می ترسیم,چرا از سوسک می ترسیم,چرا از خدا می ترسیم,چرا از ریاضی می ترسیم,چرا از مرده می ترسیم,چرا از جن می ترسیم,انواع ترسها,انواع ترس در کودکان,انواع ترس در بزرگسالان,انواع ترس در کودکان,انواع ترس مرضی,انواع ترس در روانشناسی,انواع ترس کودکان

درمورد اختلال پارانوئید چه می دانید؟ همه چیز درمورد پارانوئید

راه حلی عملی برای درمان پارانوئید همه چیز درمورد پارانوئید همه چیز درباره پارانوئید درمان اختلال شخصیت پارانوئید راه حلی عملی برای درمان پارانوئید درمان اختلال پارانوئید راه حلی عملی برای درمان پارانوئید درمان اختلال شخصیت پارانوئید راه حلی عملی برای درمان پارانوئید درمان اختلال پارانوئید همه چیز درمورد پارانوئید راه حلی عملی برای درمان پارانوئید درمان اختلال پارانوئید درمان اختلال پارانوئید همه چیز درباره پارانوئید راه حلی عملی برای درمان پارانوئید درمان اختلال پارانوئید درمان اختلال شخصیت پارانوئید درمان اختلال پارانوئید درمان اختلال شخصیت پارانوئید

درمورد اختلال پارانوئید چه می دانید؟

اختلالی که در این مطلب قصد داریم به آن بپردازیم ، پارانوئید نام دارد. این اختلال به نسبت دیگر اختلالات شیوع کمتری دارد. فردی که مبتلا به این بیماری است ، نسبت به دیگران بی اعتماد بوده ، همچنین همیشه احساس خطر در او وجود دارد.

شخصیت پارانوئید دارای چه علائمی است؟

 

همه ما اذعان داریم که در این زمانه محتاط بودن و حالت دفاعی داشتن، تا حدی معقولانه محسوب می شود چرا که آدم های ساده لوح همواره در معرض آزار و سوء استفاده قرار دارند. همه انسان ها برای آنکه زندگی خوبی داشته باشند، لازم است بتوانند در مواقع ضروری از خود در مقابل خطرهای زندگی، از جمله روابط آزاردهنده دفاع کنند. هنگامی که فرد محبوب ما مدام به ما شک دارد و به ما اعتماد نمی کند، در اینصورت با فردی دارای اختلال شخصیت پارانوئید وارد ارتباط شده ایم.

 

این اختلال شخصیت بسیار فراسوتر از احتیاط های لازم در روابط بین فردی عمل می کند. یک فردپارانوئید تمام مدت در هراس و عدم اعتماد به دیگران به سر می برد. او عقیده داردکه نمی توانبه دیگران واقعا اعتماد کرد و همه افراد موذی و مغرض هستند و نسبت به او سوءنیت دارند. بنابراین شعار یک فرد پارانوئید به احتمال زیاد چنین است: به کسی اعتماد نداشته باش.

 

از آنجایی که اعتماد فرد پارانوئید به دیگران در نقطه ای از رشد او زایل شده است، در هر حال بی وقفه در فکر این است که چگونه از خود در قبال حملات بی امان و بی پایان افرادی که پیرامون او را فرا گرفته اند، دفاع کند. اینگونه افراد اعتقاد دارند حتی اگر هیچ دلیل واضحی نیز وجود نداشته باشد، باز هم دیگران قصد آزار و اذیت آنها را دارند و جهان جای خطرناکی است.

 

از نگاه یک فرد پارانوئید همه افراد، از جمله شما، در معرض اتهام به داشتن سوءنیت قرار دارند. او فقط در یک جزیره غیرمسکونی احساس امنیت می کند. برای یک فرد پارانوئید شوخی های سالم و عادی دیگران با او، حتی هنگامی که از سوی دیگران مورد تحسین و تمجید واقع می شود، به مثابه تمسخر و تحقیر و تهدید تلقی می شد. آنها از نظر اطرافیان خود، افرادی خشک، رسمی، بی احساس و فاقد حس شوخ طبعی هستند. به احتمال زیاد هرگونه انتقاد غیرمغرضانه ای نسبت به آنها، حس دشمنی بزرگی را در آنها برمی انگیزد. آنها غالبا به احساس تحقیر یا توهین به شدت واکنش نشان می دهند. فقدان اعتماد آنها به دیگران سبب می شود مقابل هرگونه تاثیرپذیری از سوی دیگران، از خود مقاومت نشان دهند. هیچ کس حتی همسر آنها نیز برای آنها به قدر کافی قابل اعتماد نیست.

 

 

افراد پارانوئید به عنوان افراد کینه ای شهرت دارند. آنها گناه کسی را نمی بخشند، حتی اگر درمورد او اشتباه کرده باشند. به نظر می رسد فرد پارانوئید آزردگی خود از دیگری را به مرور شدت بیشتری می بخشد، چنان که شما میان اتفاقی که مدت ها قبل افتاده وخشمی که او اکنون به دل گرفته است، هیچ ارتباط منطقی نمی بینید.

 

آنچه همسر یا فردمحبوب یک فرد پارانوئید را آزار می دهد، این است که فرد پارانوئید همواره خود را محق و غیرقابل سرزنش می داند و به جای آنکه نقش خود را در مشکلات به وجود آمده به رسمیت بشناسند، دیگران را عامل مشکلات خود تلقی کرده و به سرزنش آنها می پردازد. افراد پارانوئید غالبا افرادی عصبی، غیرقابل انعطاف، پرخاشگر، متهم کننده، سرزنش گر و نامناسب برای همکاری هستند.

 

به طور خلاصه:

 

* شخصیت پارانوئید گمان می کند شما به او صدمه می زنید، از او سوءاستفاده می کنید یا او را تا حدی فریب می دهید.

 

* به نظر می رسد دائم به این فکر می کند که آیا شما به او وفادار هستید؟

 

* او در اینکه به شما اعتماد کند تردید دارد و از این می ترسد که مبادا شما از اطلاعاتی که درباره او دارید، علیه او استفاده کنید.

 

* او حرف های شما را حتی اگر در تحسین و تمجیدش باشد نیز به گونه ای منفی، تهدیدکننده وتحقیرکننده تعبیر و تفسیر می کند.

 

* هنگامی که احساس می کند از سوی فردی مورد تحقیر، توهین یا بی اعتنایی واقع شده است (که غالبا چنین احساسی دارد) به احتمال زیاد کینه فرد را برای همیشه به دل می گیرد.

 

* او به آسانی احساس می کند مورد حمله واقع شده و به سرعت با خشم و پرخاشگری به مقابله برمی خیزد.

 

* همچنین به نظر می رسد او همواره نسبت به وفاداری شما مشکوک است و همواره احتمال می دهد شما به او خیانت می کنید و در این رابطه از شما بازجویی می کند.

 

 

از نقطه نظر فرایندهای فکری، افراد پارانوئید دارای چه افکاری هستند؟

 

این افراد دارای افکاری دو قطبی هستند. آنها دنیا را سفید یا سیاه می بینند. بنابراین، افراد پیرامون آنها یا در خدمت آنها هستندیا علیه آنها موضع گرفته اند. این موضوع در مورد شما که فرد مورد علاقه او هستیدنیز صدق می کند. بنابراین شما همواره باید احساس وفاداری خودرا به او اعلام دارید یا آنکه مدام متهم به خیانت شوید.

 

افزون بر این، او شواهد عینی علیه باورهایغ پارانوئید خود را نادیده گرفته و یا تخریب می کند تا بدینوسیله همچنان برای خودش ثابت کند که دنیا و افراد ساکن در آن، دشمن و غیرقابل اعتماد هستند. به طور مثال، هنگامی که او محبوب خود را به خیانت متهم می کند، ابتدا شواهد مبتنی بر وفاداری فرد محبوبش را نادیده گرفته و به شواهد جزیی و قابل چشمپوشی استناد می کند (به طور مثال: چرا امشب پانزده دقیقه دیرتر از خرید برگشتی؟) متاسفانه به دلیل تمایل او به استناد به شواهدی که تنها از فرضیات بدبیانه اش پشتیبانی می نند، گفتگوی منطقی و متقاعد کردناو به اینکه اشتباه فکر می کند، تقریبا غیرممکن است.

 

به مرور زمان فرد پارانوئید غیرقابل تحمل شده و از سوی دیگران طرد می شود و همین سبب می شود بیشتر نسبت به دشمنی دیگران به خودش اطمینان یابد و بدین ترتیب او وارد یک حلقه معیوب می شود. یعنی اینکه فرد با دیگران به عنوان دشمن درگیر می شود و دیگران نیز واکنش منفی به او نشان می دهند و در بازخورد، فرد پارانوئید از واکنش منفی دیگران به عنوان شواهدی برای تایید افکار ببینانه اش استفاده می کند.

 

برای دیگران بسیار سخت است که بتوانند فردی ستیزه جو که همواره در حال تهدید و پرونده سازی آنها است را دوست داشته باشند. در حقیقت ایجاد رابطه عاطفی با فرد پارانوئید تقریبا غیرممکن است زیرا چنین فردی از صمیمیت و عاطفه لازم برای حفظ چنین رابطه ای برخوردار نیست.

 

 

چه توصیه ای دارید برای کسی که با یک فرد دارای این اختلال زندگی می کند؟

 

هشدار جدی برای این دسته از افراد این است که در اختلال شخصیت پارانوئید بیش از دیگر انواع اختلال شخصیت احتمال دست زدن به اعمال پرخاشگرانه و خشونت آمیز وجود دارد. برمی موارد، مادر رسانه های جمعی با خبر جنایتی تکاندهنده روبرو شده و سپس شگفت زده می شویم اگر بدانیم فرد مزبور یک فرد پارانوئید بوده است.

 

به یاد داشته باشید هر چه افکار پارانوئیدی جدی تر می شوند، امکان آنکه فرد دارای این افکار دست به عمل خشونت آمیز بزند بیشتر از آن می شودکه بتواند پیش از وقوع حادثه، آن را علاج کند. به طور مثال، اگر یک کارمند پارانوئید بر این باور باشد که رئیسش قصد اخراج او را دارد، یا فرد محبوبش قصد ترک او را دارد، ممکن است به خودش بگوید : من چرا اول به آنها آسیب نرسانم؟ و سپس وارد عمل شود.

 

 

اختلال شخصیت پارانوئید چگونه شکل می گیرد؟

 

فرد پارانوئید غالبا در کودکی به صورت فردی تنها، حساس و با رفتار و روحیه ای عجیب و غریب دیده می شود. اودر کودکی از روابط محدودی برخوردار بوده و احتمالا توسط دیگر بچه ها موردت تمسخر و طرد واقع می شده است. علاوه بر این، حداقل یکی از والدین فرد پارانوئید فردی بی عاطفه، سختگیر و تحقیرکننده بوده است. در نتیجه، در همان کودکی این پیام به او القا می شود که مرتکب خطا شده اند و سزاوار مجازاتند. بنابراین افراد پارانوئید در بزرگسالی نیز منتظر حمله و سوء استفاده از سوی افراد پیرامون خود هستند و همزمان این پیام را به محیط خود ارسال می کنندکه آنها افرادی «متفاوت از دیگران»، «عالی» و «تنها» هستند.

 

احتمالا والدین فرد پارانوئید، افرادی کمال گرا بوده و احتمالا تحمل هیچگونه اشتباهی را نداشته اند. به همین جهت با مشاهده کمترین خطا از سوی فرد پارانوئید او را به شدت تنبیه می کرده اند. برای آنکه به فهم تناقض آشکار میان «عالی» بودن فرد پارانوئید و احتمال اینکه از سوی دیگران مورد تمسخر واقع شودنائل آییم، باید بدانیم که فرد پارانوئید گمان می کند چون فردی «عالی» است، دیگران چشم دیدناو را ندارند و در نتیجه او را مسخره می کنند.

 

 

این اختلال بیشتر در مردان دیده می شود یا در زنان؟

 

این نوع اختلال شخصیت بیشتر در مردان دیده می شود.

درمورد اختلال پارانوئید چه می دانید؟

همه چیز درمورد پارانوئید,نکاتی درمورد پارانوئید,درمان اختلال پارانوئید,راه حلی عملی برای درمان پارانوئید,همه چیز درباره پارانوئید,درمان اختلال پارانوئید,درمان اختلال شخصیت پارانوئید

پاییز و تاثیرات منفی آن بر سلامت روحی تاثیرات روحی فصل پاییز

تاثیرات روحی فصل پاییز تاثیرات روحی فصل پاییز تاثیرات روحی فصل پاییز تاثیرات روحی فصل پاییز تاثیرات روحی فصل پاییز تاثیرات روحی فصل پاییز تاثیرات روحی فصل پاییز تاثیرات روحی فصل پاییز تاثیرات روحی فصل پاییز تاثیرات روحی فصل پاییز تاثیرات روحی فصل پاییز تاثیرات روحی فصل پاییز تاثیرات روحی فصل پاییز تاثیرات روحی فصل پاییز تاثیرات روحی فصل پاییز تاثیرات روحی فصل پاییز تاثیرات روحی فصل پاییز تاثیرات روحی فصل پاییز تاثیرات روحی فصل پاییز تاثیرات روحی فصل پاییز

پاییز و تاثیرات منفی آن بر سلامت روحی

شاید شما نیز با تغییر فصول ، تغییراتی را در خلقیات خود حس کرده باشید ، کتاب های زیادی در رابطه با این موضوع نوشته شده است ، در این مطلب قصد داریم ، تاثیر فصل پاییز بر روی خلقیات و همچنین افسردگی هایی که با شروع این فصل به وجود می آید را شرح دهیم.

اختلال فصلی یا seasonal affective disorder سال هاست شناخته شده است. افرادی که دچار این اختلال هستند خلق شان از یک الگوی فصلی پیروی می کند که معمولا در فصل زمستان تشدید می شود. باید توجه داشت به هر دوره تغییر خلق و خویی، افسردگی فصلی گفته نمی شود. برای این که چنین تغییراتی را اختلال بنامیم باید آنها را طی دو سال مورد بررسی قرار داد، اگر در یک فصل خاص این تغییرات ثابت ماند و حداقل دو هفته هم طول کشید می توان گفت فرد دچار اختلال فصلی شده است به عنوان مثال اگر بهار سال گذشته و پاییز امسال حالت بی حوصلگی و عدم لذت داشته اید نمی توان گفت افسردگی فصلی گرفته اید. در صورتی این حرف صادق است که فرد در دو سال متوالی در فصل زمستان افسرده شود و در بهار حالش بهبود پیدا کند. این اختلال هیچ فرقی با افسردگی معمولی نمی کند.

 

یکی از عللی که معمولا در افسردگی فصلی آن هم در پاییز و زمستان تاثیر دارد کوتاه شدن روز و طولانی تر شدن شب است. در این دوره معمولا افراد از فعالیت بدنی خود کم می کنند و در قبال آن بیشتر ترجیح می دهند در خانه بمانند و استراحت کنند. این مشکلات در قطب شمال و جنوب که زمستان های طولانی تری دارند گاهی مشکل ساز شده است که با طراحی کلاه های لامپ داری که روی پیشانی قرار می گیرند، آنها فضای جلوی خود را روشن تر می بینند. به این روش نوردرمانی، لایت تراپی یا فتودرمانی گفته می شود که در درمان افسردگی های خفیف تا متوسط موثر است. در ایران هم می توان توصیه کرد افراد برای جلوگیری از ابتلا به این اختلال می توانند ورزش کنند و با بالا بردن فعالیت بدنی خود را مصون بدارند. باید اعتراف کرد ژنتیک در مبتلا شدن به افسردگی بی تاثیر نیست، اما برای تشخیص آن از معلول به علت می رسیم و نمی توان گفت دقیقا چه عللی باعث به وجود آمدن این نوع اختلال می شود. افسردگی های فصلی می تواند خفیف، متوسط یا شدید باشد. تنها تفاوتش با آنچه ما به عنوان افسردگی می شناسیم دوره ای بودن آن است و این که علتی برای به وجود آمدن آن وجود نداشته باشد. افرادی که اختلال تیروئید دارند هم مستعد افسردگی هستند، هرچند افسردگی در افرادی که تیروئیدهای کم کار دارند بیشتر دیده شده است. هورمون های تیروئید متابولیسم بدن را در دست دارند و وقتی این هورمون ها پایین بیاید کل بدن دچار رکود شده و افسردگی ظاهر می شود.

 

افسردگی فصلی گرفته اید اگر…

 

افسردگی ۹ علامت اصلی دارد که دو علامت آن اساس وجود افسردگی است. اگر فردی خلق افسرده، بی علاقگی و بی لذتی را به مدت دو هفته داشت می توان گفت پایه افسردگی را داراست. البته این دو نکته تنها کافی نیست در صورتی گفته می شود فرد افسرده شده که از موارد زیر حداقل سه مورد را داشته باشد:

 

۱ ـ کم خوابی یا پرخوابی

 

۲ ـ کندی، تندی یا سراسیمگی روانی ـ حرکتی(دلشوره داشتن و آرام و قرار نداشتن یا بی حالی)

 

۳ ـ احساس خستگی یا از دست دادن انرژی

 

۴ ـ احساس بی ارزشی یا احساس گناه

 

۵ ـ کاهش قدرت تفکر، تصمیم گیری یا تمرکز

 

۶ ـ تشدید افکار مرگ و فکر به خودکشی(با نقشه یا بدون نقشه)

 

۷ ـ کاهش یا افزایش وزن بیش از ۵ درصد

 

افسردگی فصلی هم مثل افسردگی در دو نوع خفیف و شدید وجود دارد، در صورتی که افسردگی خفیف یا متوسط باشد با رفتاردرمانی برطرف خواهد شد، اما در افسردگی های شدید و اقدام به خودکشی ها باید با دارو درمانی به بیمار کمک کرد.

پاییز و تاثیرات منفی آن بر سلامت روحی

تاثیرات روحی فصل پاییز

آیا می توان اتفاقهای بد را زود فراموش کرد؟

استرس بعد از سانحه استرس پس از سانحه در کودکان استرس پس از سانحه استرس پس از سانحه زلزله فراموش کردن اتفاقات بد فراموش کردن اتفاقات بد فراموش کردن اتفاقات بد استرس بعد از سانحه درمان استرس پس از سانحه استرس پس از سانحه زلزله فراموش کردن اتفاقات بد استرس بعد از سانحه درمان استرس پس از سانحه استرس پس از سانحه زلزله استرس بعد از سانحه استرس بعد از سانحه استرس پس از سانحه زلزله پرسشنامه استرس پس از سانحه استرس پس از سانحه در کودکان

آیا می توان اتفاقهای بد را زود فراموش کرد؟

فیلم معروفی به نام درخشش ابدی یک فکر پاک هست که در آن با دستگاهی اتفاقات بد را ازفکر مردم پاک می کنند.حالا دسته ای ازپژوهشگران دانشگاه MIT یک ژن به نام Tet1 را کشف کرده اند که در از بین بردن  اتفاقات ناگوار، نقش  بازیمی کند و می گویند با زیاد شدن فعالیت این ژن، می توان کاری کرد که اتفاقات ناگوار با شتاب بیشتری ازفکر ما فراموش گردند.

اگر در مسیر مدرسه با یکی از همکلاسی هایتان دعوا کنید، احتمالا نسبت به مکانی که در آن دعوا رخ داده احساس ترس پیدا می کنید. این ترس بعدا هنگام ملاقات آن فرد نیز تکرار خواهد شد و حتی اگر آن شخص از آن شهر نیز برود، باز هم هنگام مراجعه به مکان درگیری احساس ناخوشایندی را تجربه خواهید کرد.

در علم پزشکی به چنین واکنشی «استرس پس از سانحه » می گویند. محققان متوجه شدن که میزان ابراز این ژن با میزان فراموشی حوادث رابطه دارد. و در صورتی که بتوان میزان بروز این ژن را بالا برد، یک راه درمان جدید برای استرس پس از سانحه به وجود آمده است.

البته در واقع خاطرات ما از حافظه مان پاک نمی شوند. مدیر مرکز تحقیقات یادگیری و حافظه ام آی تی می گوید که بخش قدیمی حافظه به ما می گوید که این مکان خطرناک است و حافظه جدید یادآوری می کند که اینجا امن است. در این حالت دو انتخاب در حافظه وجود دارد که با یکدیگر رقابت می کنند.

افزایش میزان ابراز ژن Tet1 کمک می کند که راحت تر انتخاب کنیم که کدام حافظه را به یاد بیاوریم و کدام یک را مسدود کرده و در لایه های عمیق ذهن مان دفن نماییم.

البته فعلا تا تبدیل شدن نتیجه این تحقیقات به یک راه حل عملی و دارویی چند سالی فاصله است. اما انگار به زودی فراموش کردن مشکلات هم کار چندان سختی نخواهد بود.

آیا می توان اتفاقهای بد را زود فراموش کرد؟

فراموش کردن اتفاقات بد