
سندرم گیلن باره اختلال خود ایمنی کمیاب اما خطرناک است که در آن سیستم ایمنی بدن به سلولهای سالم عصبی در سیستم عصبی محیطی آسیب میزند. این امر منجر به ضعف، بی حسی، سوزن سوزن شدن، و در نهایت می تواند باعث فلج شدن شود. علت این وضعیت مشخص نیست، اما معمولا بعلت بیماری های عفونی مانند آنفلوآنزای معده یا عفونت ریه، بوجود می آید به گفته کلینیک مایو، تنها یک یا دو نفر از هر 100،000 نفر را مبتلا میکند
سوزش و حالت خواب رفتگی ناگهانی در پا و انتقال این حس در نقاط مختلف بدن یکی از علایم بارز این بیماری است که ممکن است با حسی در پا و همراه با ضعف عضلانی بدن رخ دهد.
این بیماری بیشتر در سنین 30 تا 40 سالگی دیده شده است، ولی ممکن است در هر سنی اتفاق بیفتد.
این بیماری مزمن نیست و با یک دوره دارویی قابل درمان است که در صورت درمان نشدن به موقع ممکن است مشکل تنفسی ایجاد کرده و بدن را بسیار ضعیف کند.
علل گیلن باره
علت این بیماری هنوز به روشنی مشخص نیست، ولی معمولا بعد از یک عفونت ویروسی مانند سرماخوردگی و یا آنفلوانزا اتفاق می افتد.
دلیلش میتواند این باشد که سیستم ایمنی بدن برای مبارزه با عفونت به شدت تلاش میکند و ممکن است که در این میان به صورت اشتباهی به سلولهای عصبی خودی حمله کند.
همچنین بعد از عفونت یک باکتری به نام کامپیلوباکتر هم ممکن است بیماری بروز نماید. عفونت با کامپیلوباکتر ممکن است بعد از خوردن آب آلوده یا غذای نپخته (مخصوصا مرغ و ماهی و…) رخ دهد.
بعضی موارد ممکن است علایم گیلن باره بعد از اعمال جراحی اتفاق بیفتد.
گاهی هم هیچ گونه عامل شناخته شده ای وجود ندارد، اما در همه موارد ذکر شده به طور حتم اختلال در عملکرد سیستم ایمنی بدن وجود دارد.
علایم گیلن باره
نشانه های گیلن باره معمولا با بی حسی و ضعف در پاها شروع می شود (ممکن است شما احساس گزگز شدن داشته باشید).
نشانه ها اغلب در عرض مدت کمی حدود چند روز یا چند هفته به قسمت های بالایی بدن کشیده می شود و بازوها و اندام فوقانی ضعیف و بی حس می شوند.
گاهی اوقات ضعف آن قدر شدید است که بیمار اصلا قادر به راه رفتن نیست و همچنین ممکن است به فلجی کامل بدن منجر شود.
همچنین ممکن است بیمار در نفس کشیدن دچار مشکل شود.
تشخیص گیلن باره
پزشک با دیدن علائمی مثل ضعف یا مورمور شدن پاها به بیماری گیلن باره شک میکند.
بعد از آن آزمایشاتی مانند گرفتن مایع مغزی- نخاعی از قمست پشت انجام خواهد داد.
دو آزمایش دیگر هم انجام میشود که شامل بررسی الکترونیکی عضله و آزمایش سرعت هدایت عصب است. این آزمایشها برای بررسی نحوه ارسال پیغام از طریق اعصاب به دستها و پاها انجام میشوند.
درمان گیلن باره
گلین باره درمان قطعی ندارد، اما راه هایی وجود دارد که علائم را بهبود می بخشد :
الف) ایمنوگلوبولین درمانی: این دارو از جنس پروتئین است و از سیستم ایمنی در برابر حملات آنتی بادی های مهاجم محافظت می کند.
ب) پلاسما فرزیس: دستگاهی به بدن شما وصل می شود که خون به درون آن کشیده می شود و آنتی بادی های حمله کننده به اعصاب بدینوسیله از خون جدا می شوند. این آنتی بادی ها، پروتئین هایی هستند که در خون وجود دارند و باعث حمله به سیستم ایمنی بدن می شوند.
بیمار مبتلا به سندروم گیلن باره نیاز دارد که چند روز تا چند هفته در بیمارستان بماند. زمان بستری ماندن در بیمارستان به شدت بیماری و مقدار مراقبتهایی که بیمار احتیاج دارد، بستگی دارد.
در موارد پیشرفته بیماری ممکن است فرد قادر به خوردن از راه دهان نباشد که برای او لوله بینی – معدی می گذارند و از طریق لوله به او غذا داده می شود.
رژیم غذایی بیمار باید پرکالری و پر پروتئین باشد تا قدرت عضلاتی او حفظ و بازسازی شود.
ممکن است غذا با حجم کم و در دفعات زیاد برای بیمار تجویز شود.
در زمان بستری بودن در بیمارستان، اگر ضعف عضلات تنفسی موجب اختلال تنفس در فرد شود، ممکن است به دستگاه تنفس مصنوعی نیاز پیدا کند.
ممکن است برای کمک به حفظ قدرت و انعطاف پذیری عضلات، فیزیوتراپی برای فرد انجام شود.
علاوه بر موارد فوق از داروهای زیر برحسب نیاز و به منظور تسکین علایم استفاده می شود :
– کورتون که التهاب و تورم اعصاب را کاهش می دهد.
– سرکوب کننده ایمنی مانند آزارام یا سایتوکسان که در مرحله حاد بیماری تجویز می شود.
– مسکن ها و ضد درد ها
– سایر داروها مانند کاربامازپین
روند بیماری گیلن باره
این بیماری سه مرحله حاد، نقاهت و بهبودی دارد.
معمولا افراد مبتلا به گیلن باره بهبود می یابند، اما ممکن است زمان زیادی طول بکشد.
در اکثر افراد، ضعف در طی 2 تا 3 هفته بدتر شده و سپس شروع به بهتر شدن می کند و بعد از مدتی به طور کامل از بین می رود. اگرچه بهبودی کامل ممکن است تا دو سال طول بکشد.
بعضی افراد تا ماه ها ضعف دارند و در موارد کمی، این ضعف تا سال ها باقی می ماند، بعضی دیگر هم هرگز قدرت عضلاتشان بر نمی گردد.
گاهی اوقات این بیماری بعد از اولین حمله دوباره عود می کند.
بعضی وقتها بیمار نیاز دارد که مدتی با صندلی چرخدار یا با کمک عصا راه برود تا این که دوباره عضلاتش قوی شده و بتواند به راحتی و بدون نیاز به کمک، قدم بردارد.
فیزیوتراپی میتواند در قوی شدن عضلات و یادگیری دوباره راه رفتن و حرکت دادن ماهیچههای بدن به بیمار کمک کند. فیزیوتراپیست برنامهای برای تمرین و ورزش به شخص بیمار آموزش میدهد تا در به دست آوردن دوباره سلامتی به او کمک کند.
کودکی که دوره درمان سندروم گیلن باره را میگذراند، ممکن است احساس غمگینی، عصبانیت، بیهودگی یا همه اینها را داشته باشد. مشورت با یک درمانگر یا مشاور میتواند در کنترل احساسات و خشمهای روحی به کودک کمک کند. خانواده و دوستان هم میتوانند با حمایت و درک کودک بیمار به او کمک کرده و اسباب خوشحالی او را فراهم کنند تا این که به بهبودی کامل برسد.
نحوه مراقبت از خود
– از مصرف سیگار و الکل خودداری کنید.
– با دقت توصیه های پزشک را دنبال کنید.
– داروی خود را صحیح و سر وقت مصرف کنید.
– اگر فیزیوتراپی می شوید، به دقت ورزش های فیزیوتراپی را انجام دهید تا عضلاتتان دوباره انعطاف پذیر و قدرتمند شود.
– مشاوره با یک روانشناس به سازگاری شما با شرایط بیماری و کیفیت زندگی مطلوب کمک می کند.
اختلال سندرم گیلن باره در اثر چه عواملی بوجود می آید
درمان گیلن باره

یکی از بیماری های نادر روانی ، بیماری اسکیزوفرنی می باشد ، این بیماری از وخیم ترین اختلالات روانی به شمار می آید ، از سری نشانه های این بیماری می توان به انواع مختلف هذیا و همچنین توهم اشاره داشت. در این مطلب این بیماری را به طور کامل شرح می دهیم.
بیش از یک صد سال است که این بیماری به عنوان یک معمای حل نشده برای روان پزشکان و پژوهشگران علم اعصاب باقی مانده و علت آن هنوز کاملاً مشخص نیست. ۵۰ تا ۶۰ درصد بیماران مبتلا به این اختلال صداهایی را می شنوند که گاهی اوقات این صداها باعث ایجاد رفتار هایی جنون آمیز در این افراد می شود و حتی باعث می شود که در اغلب موارد آنها دست به خودکشی بزنند. البته نباید تصور کنید که این بیماران دروغ می گویند زیرا ابزار های پیشرفته نشان می دهند که در مغز آنها فعل و انفعالاتی رخ می دهد و در واقع آنها هرچه می گویند، می شنوند. علاوه بر هذیان های شنوایی که جزء جدا نشدنی این بیماری هستند، هذیان های گزند و آسیب نیز از شایع ترین علائم اسکیزوفرنی محسوب می شوند. در این هذیان ها اسکیزوفرن ها این طور بیان می کنند که مورد آزار و اذیت، تعقیب، جاسوسی، توطئه یا تمسخر قرار دارند. از انواع دیگر هذیان ها در این بیماران هذیان های انتساب هستند. در این هذیان ها فرد مبتلا احساس می کند که حرکات مخصوص، اظهارات، عباراتی از کتاب ها و روزنامه ها، قطعه های مختلف اشعار و… او را مورد انتساب و خطاب قرار می دهند. علاوه بر هذیان ها توهم نیز به صورت های مختلف در این بیماران ظاهر می شود و هر پنج حس آنها را درگیر می کند. مثلاً ممکن است بیمار بویی را حس کند یا صدایی را بشنود و نسبت به احساس آن هیچ شکی به خود راه ندهد. از محسوس ترین و شایع ترین این توهم ها نیز توهم شنوایی است و به صورت شنیدن صداهای آشنا و ناآشنا تجربه می شود. در این بیماران یک توهم هایی در موقع خواب یا بیداری تجربه می شوند. شنیدن چند صدا که با هم در حال گفت وگو هستند یا صداهایی که در مورد شخص، مشغول اظهار نظر هستند، شنیدن صدای وزوز در سر و… مدام هیجانات فرد مبتلا را دستخوش دگرگونی می کنند. توهم بینایی نیز بر این صورت است که بیمار فرد یا موجودات وحشتناکی را می بیند که باعث ایجاد تحریکات شدید در او می شوند. مشکل این بیماران فقط به همین جا ختم نمی شود. فقدان قدرت سخن گفتن، سردی عاطفی و کاهش اراده نیز در تعریف بیماری آنها باید گنجانده شود. مشخصه سردی عاطفی در این افراد چهره بی تحرک است. ممکن است که گاهی شما خنده ای را در صورت آنها ببینید اما بیشتر اوقات هیجانات آنها روبه کاهش است. اگر بیشتر به روابط آنها با اطرافیان و دوستانشان دقت کنید این بی تفاوتی و سردی را می توانید کاملاً مشاهده کنید. آنها برای پاسخ دادن به سئوالات اطرافیانشان از جملات کوتاه و مختصر استفاده می کنند که گهگاهی نیز پاسخشان بیهوده و نامشخص است. البته این نداشتن قدرت تکلم با عدم تمایل بر صحبت کردن متفاوت است و ملاحظه روابط فرد با اطرافیان این مشکل را کاملاً توجیه می کند. کاهش قدرت اراده آنها نیز با ناتوانی برای انجام فعالیت های روزمره مشخص می شود. در این حالت ممکن است فرد بیمار یک جا بنشیند و به شرکت در فعالیت ها توجه اندکی نشان دهد. همین علامت فقدان اراده در این بیماران در محیط های مختلف کاری، خانوادگی و… مشکلات زیادی را به وجود می آورد و باعث تشدید بیماری آنها می شود.علاوه بر همه این علائم این بیماران از پیشرفت تحصیلی اندکی برخوردارند و با انواع مختلف اضطراب ها و هراس ها در طول زندگی خود روبه رو می شوند.خودکشی در سراسر زندگی، این افراد را تهدید می کند. خشونت، سوء مصرف مواد و گرایش به الکل، استفاده مکرر از سیگار، به خصوص سیگارهای دارای نیکوتین بیشتر، رفتارهای تشریفاتی و وسواسی، کاهش امید به زندگی و… همواره همراه این بیماران است. بیماری اسکیزوفرنی حداقل به مدت ۶ ماه طول می کشد و معمولاً از دوران کودکی یا نوجوانی شروع می شود. مقایسه افراد مبتلا با سایر افراد نشان می دهد که اسکیزوفرن ها قادر نیستند آنچه را که از آنها انتظار می رود یاد بگیرند. بیش از ۶۰ تا ۷۰ درصد این افراد هیچ وقت ازدواج نمی کنند و بسیاری از آنها تماس ها و روابط محدودی دارند. افزایش خطر ابتلا به این بیماری در رابطه با عوامل پیش از تولد و عوامل دوران کودکی نیز مشاهده شده است. برای مثال ابتلای مادر به آنفلوآنزا در دوران بارداری یا گرسنگی کشیدن در این دوران، مشکلات زایمانی، عفونت دستگاه عصبی در دوران کودکی و… همگی می توانند در ایجاد این بیماری سهیم باشند.اسکیزوفرنی در میان کشورهای در حال توسعه دارای روند سخت تری نسبت به کشورهای صنعتی است. البته این بیماری در سراسر جهان مشاهده شده و افزایش خطر آن نیز در شهرها نسبت به روستاها بیشتر گزارش شده است. همه گیری و شیوع این بیماری در مردان بیشتر از زنان است. البته زنان دچار بیماری های خلقی هذیان و توهم می شوند ولی مردان بیشتر دچار بی تفاوتی، بی ارادگی و کناره گیری از اجتماع می شوند. شیوع اسکیزوفرنی یک تا یک و نیم درصد در سال است و انتقال آن از طریق وراثت و ژنتیک تقریباً به اثبات رسیده است.در حال حاضر داروهای متعددی برای این بیماری در دسترس هستند. البته انواع مختلف این داروها (داروهای ضدجنون) فقط در کنترل و جلوگیری از تشدید این بیماری موثرند و در درمان قطعی این بیماری نقشی ندارند. روان درمانی فیزیکی از ارکان درمان ابتلا به اسکیزوفرنی است. البته رفتار درمانی فردی و خانوادگی و گروهی نیز در این گروه قرار می گیرند. حدود یک سوم بیماران کاملاً بهبود یافته و به زندگی عادی خود برمی گردند. در یک سوم دیگر نیز همه علائم بیماری از بین نمی روند، ولی این گروه هم قادر به بازگشت به اجتماع و بازیابی بخش عمده ای از عملکردهای خود هستند و بالاخره یک سوم باقی مانده مبتلایان هیچ گاه بهبود قابل توجهی پیدا نمی کنند و نیاز به بستری های مکرر در بخش های روان پزشکی خواهند داشت.
دانستنی هایی در مورد بیماری اسکیزوفرنی
اسکیزوفرنی چیست,همه چیز درمورد اسکیزوفرنی,ازدواج با افراد اسکیزوفرنی,توانایی اجتماعی بیماران اسکیزوفرنی,همه چیز در مورد اسکیزوفرنی

ما از کودکی برای ارتباط برقرار کردن با دیگران تلاش کرده ایم. از سنی به بعد کم کم توانستیم حرف بزنیم. به همین علت حرف زدن و برقراری ارتباط با دیگران برای ما امری ساده به نظر می آید و به راحتی می توانیم حس خود را با بقیه افراد به اشتراک بگذاریم.
ارتباط به نظر موضوع ساده ای است. و همه ی ما خود را در آن متخصص می دانیم. به هر صورت از زمان کودکی تا به حال حرف زده ایم و معمولاً گفت و گو کردن امری طبیعی تلقی می شود. خیلی ساده دهانتان را باز می کنید و کلمات پشت سر هم از آن خارج می شود. وقتی شاد هستید و خود را به کسی نزدیک احساس می کنید. ارتباط برقرار کردن کار دشواری به نظر نمی رسد. هم شما احساس خوبی دارید و هم آن ها و همه چیز به ظاهر خوب و بی کم و کاست است. اما در شرایط اختلاف, وقتی تضادی مطرح می شود. آن وقت است که باید مهارت کلامی خود را مورد قضاوت قرار دهید. در حالت عصبانیت چگونه گفت و گو می کنید و یا به جای آن با اشخاصی که از شما عصبانی هستند چگونه حرف می زنید؟ با انتقاد چه می کنید؟ وقتی طرف مقابل شما غیر منطقی است و به حرف های شما گوش نمی دهد چه می گویید ؟ در شرایط احساس رنجش چگونه ارتباط برقرار می کنید؟ اشخاصی که در این مواقع بتوانند به خوبی و به گونه ای موثر ارتباط برقرار سازند به شدت کم شمارند و حال آن که دقیقاً در همین مواقع است که نقش ارتباط خوب حیاتی می شود. کلمه صمیمیت, دوستی و موفقیت در کسب و کار بستگی به این دارد که با اختلافات خود چگونه رو به رو می شوید. اشخاص در این زمینه با دشواری زیادی رو به رو هستند. اغلب زوج ها از طرز برقراری ارتباط موثر بی اطلاعند. دوستان با هم آن طور که باید حرف نمی زنند. اعضای خانواده هم اغلب آن طور که شاید و باید مسائل خود را حل و فصل نمی کنند. حتی روان پزشکان که به ظاهر متخصص هستند در ارتباط با هم دشواری دارند. وقتی من در سمینارهای روان پزشکان و روان شناسان درس می دهم. اغلب از کسی می خواهم که داوطلبانه در یک نمایشنامه ایفای نقش کند. می خواهم بدانم که با یک بیمار دشوار خصمانه چگونه برخورد می کنند. شخصاً نقش بیمار دشوار را بازی می کنم و مثلاً می گویم: «دکتر اسمیت به نظر می رسد که به من اهمیت نمی دهید. در جست و جوی کسی هستم که مرا در مشکلاتم کمک کند, اما شما تنها سر تکان می دهید. تقریباً در اغلب موارد درمان گرها حالت تدافعی می گیرند. ممکن است بگویند «که این طور!» یا «دیگر چه؟» یا «البته که به شما اهمیت می دهم.» ممکن است درمان گرها ندانند که این طرز برخورد آن ها در بیمار چه قدر بد و وحشتناک است. آیا مایلید که در کار برقراری ارتباط از مهارت بیشتری برخوردار باشید؟ در این صورت ابتدا باید ارتباط خوب و بد را تعریف کنیم. هر ارتباط خوب از دو خصوصیت برخوردار است: احساسات خود را آشکارا ابراز می کنید و به طرف مقابل هم امکان می دهید تا احساسات خود را ابراز نماید. طرز فکر و احساستان را در میان می گذارید و سعی می کنید که احساس و اندیشه ی طرف مقابل خود را درک کنید. طبق این تعریف, نقطه نظرها و احساسات هر دو طرف مهم و ارزشمندند. درست به همان گونه که ارتباط خوب به مفهوم ابراز وجود و گوش دادن است. ارتباط بد آن چنان ارتباطی است که شخص از طرح آشکار احساسات خودداری می کند و به سخنان طرف مقابل گوش نمی دهد. بحث و جدل و حالت تدافعی گرفتن نشانه های ارتباط بد هستند. ممکن است بدون درک احساسات طرف مقابل, در مقام ضدیت با او حرف بزنید. ممکن است این پیام را فرافکن بکنید که «به حرف شما علاقه ندارم. تنها می خواهم حرف خودم را زده باشم و اصرار دارم که تو آن را از من بپذیری». نشانه دیگر ارتباط بد انکار احساسات و به نمایش گذاشتن غیر مستقیم آن هاست. ممکن است نیش دار و طعنه آمیز حرف بزنید. این حالت را اصطلاحاً «پرخاشگری انفعالی» می نامند. پرخاشگری پویا هم ارتباط خوبی نیست. فهرست خصوصیات ارتباط بد, در حکم راهنمایی است که هنگام برقراری ارتباط باید از آن پرهیز کنید. این فهرست را به دقت بخوانید. ممکن است به این نتیجه برسید که از عادات ارتباطی بدی رنج می برید. این عادات می تواند از شدت ناراحتی های شما در برخورد با اشخاص بکاهد.
ویژگیهای ارتباط بد
۱ حقیقت اصرار می کنید که حق با شماست و طرف دیگر اشتباه می کند.
۲ سرزنش تقصیر را به گردن طرف مقابل می اندازید.
۳ شهادت مدعی هستید که یک قربانی بی گناهید
۴ تحقیر طرف مقابل را به صرف اینکه مطابق میل شما کار نمی کند سرزنش می کنید.
۵ توقع بی آنکه خواسته ی خویش را مطرح کنید خود را شایسته برخورد بهتر می دانید.
۶ درماندگی تسلیم می شوید و روزنه امیدی نمی بینید.
۷ انکار عصبی بودن، رنجیده بودن و اندوه خود را انکار می کنید و حال آنکه وضع ظاهر شما درست خلاف آنرا نشان می دهد.
۸ پرخاشگری انفعالی یا حرفی نمی زنید یا لحن طنز و تمسخر دارید. درب اتاق را به هم می کوبید و خارج می شوید.
۹ سرزنش خویشتن به جای برخورد با مسئله. طوری رفتار می کنید که انگار آدم بد وحشتناکی هستید
۱۰ کمک کردن به جای توجه به افسردگی، رنجش یا خشم طرف مقابل می خواهید با حل مسئله به او کمک کنید.
۱۱ طعنه کلمات یا لحن صدای شما از خصومت یا تنش حکایت دارند که نمی خواهید آنرا آشکارا بازگو کنید
۱۲ قربانی کردن دیگران معتقدید که گرفتاری از ناحیه ی طرف مقابل شماست و تقصیری متوجه شما نیست.
۱۳ حالت تدافعی هر گونه تقصیر خود را کتمان می کنید و مدعی می شوید که کار شما بی اشکال است
۱۴ پاتک به جای تصدیق احساسات طرف مقابل، جواب انتقاد او را با انتقاد می دهید.
۱۵ رد گم کردن به جای توجه به مسئله از بی عدالتی های گذشته حرف می زنید.
اگر موافقید طرز ارتباط بسیاری از بیمارانم را برایتان شرح دهم. این ها اشخاص عادی و احتمالاً مشابه شما هستند. در هر مورد از شما انتظار دارم که درباره ی خوب بودن یا بد بودن طرز ارتباط او قضاوت کنید. سارا ۲۶ ساله است در رشته حقوق درس می خواند. شوهرش, علی, یک جراح است. علی و سارا چند ماه قبل از هم جدا شدند اما سعی دارند که دوباره با هم به سازش برسند. می خواهند بدانند آیا باید برای همیشه از هم جدا شوند یا می توانند با از میان برداشتن مشکلات خود دوباره با هم زندگی کنند. سارا معتقد است که علی نمی تواند احساسات خود را ابراز کند. می گوید وقتی علی ناراحت است, به جای طرح مشکل خود قیافه در هم می کشد و حرف های نیش دار می زند. از سوی دیگر, علی نیز معتقد است که سارا بیش از اندازه به خانواده اش نزدیک است. می گوید که او زن خود محوری است و ریاست طلبی را دوست دارد.می گوید خانواده و شغلش را به او ترجیح می دهد و در نتیجه احساس می کند که شخصی از درجه دوم اهمیت است. چندی پیش علی برنامه ای برای سفر تفریحی تدارک دید؛ اما میان او و زنش بر سر این که آیا به اتفاق بروند یا نروند اختلافی بروز کرد. ابتدا علی می خواست که تنها برود و سارا از این تصمیم او رنجید.بعد, علی پذیرفت که به اتفاق سارا برود, اما حالا سارا ترجیح می داد مدتی را به تنهایی بگذراند.وقتی سارا به شوهرش اطلاع داد که قصد ندارد. در این سفر او را همراهی کند, علی برآشفته شد و به او گفت «بسیار خوب هیچ مسئله ای نیست. همین حالا هم همین کار را می کنم. ابتدا به صحبت علی توجه کنیم. آیا به نظر شما طرز ارتباط او درست بود؟
ارتباط خوب:
ارتباط بد:
به نظر من بد بود زیرا او نه احساسات خود را مطرح ساخت و نه احساسات زنش را تصدیق کرد. با توجه به فهرستی که قبلاً در زمینه ی طرز ارتباط خوب و بد خواندید به این نتیجه می رسید که او در مقام انکار بود. احتمالاً احساس بی اعتنایی کرد و عصبانی شد, اما سعی کرد احساساتش را پنهان کند. می توانست بگوید مایوس شدم, از این بابت ناراحتم. به تو علاقمندم و واقعاً می خواهم با من بیایی.» به جای این طرز برخورد, علی در مقام نفی و ردّ سارا برآمد و او را تحقیر کرد. و این با تصویر ذهنی سارا از او, سازگار بود. سارا معتقد بود که علی هنگام عصبانیت سرد و بد اخم می شود. علی هم چنین به احساسات سارا بی توجه ماند. چرا تصمیم گرفته که با او نیاید؟ چه احساسی دارد؟ وقتی این سوالات را نمی کند, بی مهری و بی علاقگی خود نسبت به او را نشان می دهد. حالا به طرز برخورد سارا توجه کنیم. آیا رفتار او نشانه ی ارتباط خوب است؟ کمی فکر کنید و با توجه به جدول ارائه شده نظر خود را در زیر بنویسید.
ارتباط خوب:
ارتباط بد:
طرز برخورد سارا هم نشانه ای از ارتباط بد است زیرا نه احساسات علی را تصدیق کرده و نه از احساسات خود حرف زده است. به ظاهر کاملاً مشخص است که علی احساس رنجش و عصبانیت دارد. اما ظاهراً سارا به این احساسات او بی توجه است. با این رفتار خود محور به نظر می رسد و نشان می دهد که علاقه ای به علی ندارد. سارا از احساسات خود هم حرف نمی زند. تحت تاثیر برخورد علی احساساتش جریحه دار شده است. به جای ابراز احساسات خود، سرد و بی اعتنا برخورد می کند. انکار احساسات بسیار متداول است. خیلی ها نگرانند که اگر احساسات خود را با صراحت مطرح کنند به خطر می افتند. به احتمال قوی شما هم از چنین موقعیتی برخوردارید. سارا می توانست احساسات خود را بازگو کند و در تصدیق احساسات علی حرف بزند. می توانست بگوید: «از این که گفتی باید به فکر زندگی خودم باشم بسیار دلگیر و عصبانی هستم. من هنوز به تو علاقمندم و دلم نمی خواهد روابطمان برای همیشه از بین برود. اما تو به من می گویی که به ادامه ی روابطمان امیدوار نباشم. نمی دانم آیا از این که با تو همسفر نمی شوم ناراحتی؟ ممکن است بگویی تو چه احساسی داری؟» با این طرز برخورد علی از احساس سارا آگاه می شود و در عین حال علی را تشویق می کند تا احساساتش را با او در میان بگذارد. ارتباط درستی است؛ تحقیری در کار نیست. انکاری در کار نیست و کسی نقش قربانی را هم بازی نمی کند.
همه چیز در مورد ارتباط برقرار کردن
توانایی برقراری ارتباط با دیگران,توانایی ارتباط با دیگران

از سری شایع ترین بیماری های روانی که امروزه افراد زیادی به آن مبتلا هستند، وسواس است. وسواس انواع مختلفی دارد که در کل باعث ایجاد حساسیت بیش از آندازه ی فرد نسبت به یک چیز خاص می شود. این حساسیت باعث ایجاد استرس و عصبانیت شخصی می شود.
علامت اساسی اختلال شخصیت وسواسی جبری شامل نظم گرایی، کمال گرایی و کنترل روانی است. افراد مبتلا به این اختلال تلاش می کنند تا از طریق توجه دقیق به موازین، جزئیات ریز، فهرست ها و برنامه ها بر همه امور کنترل داشته باشند. آنها دارای دقت افراطی اند، کارها را تکرار می کنند، به جزئیات توجه فوق العاده دارند و به طور مکرر اشتباه احتمالی را کنترل می کنند. آنها نسبت به این حقیقت که دیگر افراد در برابر تاخیرها و ناراحتی هایی که از این رفتار ناشی می شود دلخور می شوند، بی توجه هستند. برای مثال وقتی چنین افرادی فهرستی از کارهایی را که باید انجام دهند گم می کنند به جای اینکه با کمک گرفتن از حافظه لحظاتی را صرف بازنویسی فهرست آن کارها کنند و به انجام آن کارها بپردازند، زمان زیادی را صرف جست وجوی آن فهرست می کنند. برای کارها زمان کافی تخصیص نمی دهند و مهمترین کارها برای لحظه آخر گذاشته می شود. افراد مبتلا به این اختلال به بهانه کنار گذاشتن فعالیت های تفریحی، اوقات خود را به طور مفرط وقف کار و بهره وری می کنند، ممکن است تمرکز زیادی بر کارهای روزمره خانگی داشته باشند (مثلاً تمیز کردن مفرط و تکراری منزل به طوری که شخص بتواند کف اتاق غذا بخورد) این افراد در مورد مسائل اخلاقی یا ارزش ها به طور افراطی وظیفه شناس، جدی و انعطاف پذیر هستند و ممکن است خود و دیگران را مجبور کنند که در عملکرد از اصول اخلاقی خشک و معیارهای خیلی سخت پیروی کنند. آنها در مورد اشتباهات خود از خود به طور بی رحمانه انتقاد می کنند. این افراد گرفتار در نظم افراط گونه ای هستند که بر تمام روابطشان سایه می اندازد، به طوری که حتی قادر به جداشدن از اشیای فرسوده یا بی ارزش نیستند چون معتقدند شاید در آینده بتوان از آنها استفاده کرد. بی توجهی به جنبه های عاطفی ارتباط آنها را با خانواده دچار مشکل می کند و در کار و محیط شغلی نیز برایشان مشکلات زیادی را به وجود می آورد. اگر این اختلال در همان اوایل جوانی که شروع آن است بهبود نیابد در بزرگسالی افسردگی نیز به آن اضافه خواهد شد. البته مانند سایر اختلالات روانی می توان گفت که در فرد دچار اختلال وسواسی جبری این نظم پذیری و کمال طلبی نه تنها منجر به پیشرفت و رسیدن به هدف نمی شود بلکه در بسیاری از زمینه های زندگی باعث افت در عملکرد می شود. در مورد علل و ریشه های این بیماری اظهارنظرهای بسیاری شده که وراثت، وضع هوشی، عوامل اجتماعی و خانوادگی از جمله آنان هستند.تحقیقات نشان داده اند که حدود ۴۰ درصد وسواسی ها این بیماری را از والدین خود به ارث می برند. همچنین افرادی که از نظر هوشی در حد متوسط و بالای متوسط هستند، بیشتر درگیر این بیماری می شوند. بررسی ها حاکی از آن هستند که والدین کمال جو که فرزندان خود را براساس ضوابط خاصی تربیت می کنند در وسواسی کردن آنها بسیار موثرند. اهمیت وسواس زمانی بیشتر می شود که فرد در دوران کودکی انواع ناامنی ها را تجربه کرده باشد. از شیرگرفتن کودک به صورت ناگهانی و تحقیر از جمله عواملی هستند که زمینه را برای انواع ناراحتی های عصبی از جمله وسواس فراهم می کنند. صفات شخصیتی دیده شده در افراد وسواسی از این قبیل است: اضطراب جدایی، مقاومت در برابر تغییر، اهل ریسک نبودن، دودلی، افکار خرافی و دلبستگی زیاد به کار. شیوع این بیماری در میان زنان بیشتر است. بسیاری از روانشناسان و روانپزشکان برای درمان این بیماران از دو روش رفتاردرمانی و دارودرمانی استفاده می کنند. در شیوه رفتاردرمانی با تقویت کردن پاسخ های مثبت و حذف پاسخ های منفی بیمار، روان درمانگر سعی در کاهش رفتارهای وسواسی بیمار خواهد داشت البته در صورتی که بیمار نسبت به بیمارگونه بودن رفتارش آگاهی داشته باشد کار درمانگر آسان تر خواهد شد و نتیجه بهتری به دست خواهد آمد. گروه درمانی نیز از جمله دیگر درمان های غیردارویی است که در درمان این افراد می تواند بسیار مفید باشد. در درمان دارویی متخصص روانپزشک برای این بیماران دوزهای مختلفی از انواع آرامبخش ها را برای رفع علایم اضطراب، افسردگی و افکار وسواسی تجویز می کند.
همه چیز در رابطه با وسواس جبری
وسواس چیست,همه چیز درمورد وسواس,انواع وسواس,از وسواس چه می دانید,وسواس چیست,وسواسی چیست,وسواس جبری چیست,وسواس عملی چیست,علت وسواس چیست,وسواس اجباری چیست,وسواس خناس چیست,همه چیز در مورد وسواس,همه چیز در مورد وسواس فکری,همه چیز درباره وسواس,همه چیز درباره ی وسواس,انواع وسواس فکری,انواع وسواس عملی,انواع وسواس ها,انواع وسواس و درمان آن,انواع وسواس قهری,انواع وسواس الموت,انواع وسواس الصلاه

جراحی های بسیاری برای زیبا شدن وجود دارد از جمله جراحی های تناسب اندام, گونه , جوانی پوست و بسیاری از جراحی های دیگر اما از میان این همه جراحی؛ جراحی بینی اهمیت زیادی دارد این کار جراحی قبل از اینکه جنبه جراحی داشته باشد در واقع نوعی علم هنر است. درست است که جراح قبل از اینکه در علم و هنر مهارت داشته باشد بعنوان یک پزشک تبحر دارد
فاکتورهای پزشکی و روانی که باعث شده یک فرد سالم با میل خودش برای انجام یک جراحی مراجعه کند را به خوبی درک میکند ضمناً او مثل میکل آنژ یک مجسمه تراش است. میکل آنژ تکه سنگی در اختیار داشت و با چشم بصیرت اثر خود را در لابلای آن میدید .وی با تراشیدن قسمتهای زاید سنگ اثر خود را در معرض دید دیگران قرار داد. جراح زیبایی بینی نیز با درنظرگرفتن شکل مناسب بینی برای هر صورت خاص، با برداشتن قسمتهای اضافی و حالت دادن به قسمتهای باقیمانده سعی میکند اثر هنری خود را در معرض دید قرار دهد. بدیهی است وی هیچگاه به بینی به طور منفرد نگاه نمیکند بلکه بینی را درکنار سایر اجزای صورت بیمارش میبیند. به عبارت بهتر نمیتوان با در نظر گرفتن یک بینی ایده ال به خلق آن پرداخت بلکه بهترین بینی نوعی است که با سایر اجزاء صورت هماهنگی داشته باشد.
تصور و انتظارات غیر واقع بینانه درمورد جراحی پلاستیک بینی زیاد است. همیشه این امکان وجود ندارد که بافت انسان را به گونه ای تغییر داد تا آنچه بیمار دلش میخواهد حاصل شود. هدف جراح این است که ظاهر بیمار را در طی اعمالی که به دقت برنامه ریزی شده اند زیباتر کند. اینکه او چگونه به این مهم دست مییابد به میزان زیادی بستگی به آموزش، تجربه، علم و مهارت او دارد و تمامیاین فاکتورها بسیار متغیر هستند. همکاری بیمار وواکنش های ناخواسته نیز نقش بسیاراساسی در نتیجه نهایی یک عمل جراحی دارد .جراح نمیتواند نتیجه نهایی عمل را تضمین کند بلکه قادر است تضمین کند که تمامیتلاش خود را برای حصول نتیجه بهتر بکارخواهدبرد .
هر متقاضی جراحی پلاستیک بینی باید از حقایق زیرآگاه باشد:
۱ – هدف هرعمل زیبایی بهبود بخشیدن به وضع ظاهری است نه رسیدن به زیبایی کامل و مطلق .
۲ – هر فردی که متقاضی این عمل است ممکن است به دلایل مختلفی ازجمله نوع پوست کاندید خوبی برای جراحی نباشد لذا جراحی برای هرفرد متقاضی توصیه نمیشود .به طور مثال در بینی های گوشتی دست جراح در جمع کردن نوک بینی خیلی باز نیست .بینی گوشتی به دماغی گفته میشود که پوست آن ضخیم و غضرو فهای نوک بینی ضغیف است. غدد چربی پوست این بینی ها معمولا زیاد است و نفود این غدد در لابلای پوست باعث ضخیم شدن پوست شده است. جراح در طی عمل زیبائی بینی نمیتواند جنس پوست را تغییر دهد و عمده کارهائی که وی انجام میدهد بر روی غضروف و استخوان بینی است. لذا نوک بینی کسانی که بینی آنها گوشتی است بعد از عمل خیلی جمع نمیشود و ممکن است بعد از عمل، فرد عمل شده از جمع نشدن نوک بینی اش ناراضی باشد. پزشک ،ضمن بررسی کلیه جوانب ،در صورت لزوم در مورد وضعیت پوست فرد نیز به وی توضیح خواهد داد.لازم به ذکر است که اکثر افرادی که نوک بینی خیلی بزرگی دارند فکر میکنند بینی آنها گوشتی است در صورتیکه همانطورکه قبلا هم توضیح دادم اگر بزرگ بودن نوک بینی بدلیل ضخامت پوست باشد ما با محدودیت های فوق الذکر مواجهیم اما اگر بزرگی نوک بینی بدلیل بزرگ بودن غضروفهای نوک بینی باشد ،این بینی گوشتی نیست و برای عمل کردن مشکلی ندارد لذا اگر در مورد جنس پوست بینی خودتان و گوشتی بودن یا نبودن آن ابهامیدارید توصیه میکنم حضورا مراجعه کنید تا از نزدیک بینی شما معاینه شود.
۳ – در بچه ها محدودیت های مشخصی وجود دارد که مانع از جراحی پلاستیک بینی قبل از بلوغ کامل میشود. اغلب دختران درپایان ۱۶سالگی و پسرها در پایان ۱۸ سالگی به بلوغ کامل رسیده اند و میتوانند تحت عمل رینوپلاستی قرار گیرند. اصلاح عیوب بینی دراین سن باعث میشود اعتمادبه نفس نوجوان در یک زمان طلایی از زندگی وی بیشتر شود و نباید فراموش کنیم که در این زمان است که نوجوان نه تنها خودش را میشناسد بلکه احتمالاً آینده اش را پایه ریزی خواهدکرد. از طرف دیگر امروزه تعداد قابل توجهی از متقاضیان رینوپلاستی افراد بالای ۴۰ سال هستند. بسیاری از آنها اظهار میکنند که در زندگیشان از شکل بینی خودشان رضایت نداشته اند و در نهایت برای رینوپلاستی مراجعه کرده اند. چنانچه وضعیت عمومیوسلامتی فرد خوب باشد هیچ وقت برای رینوپلاستی دیر نیست. دراین مواردمعمولا رینوپلاستی همراه با سایراعمال زیبایی صورت مثل کشیدن پوست صورت و … .. به طور همزمان انجام میگیرد .
۴ – چنانچه بیمار مبتلا به انحراف بینی است باید همزمان با جراحی پلاستیک و یا قبل از آن ، انحراف تیغه بینی وی اصلاح شود: میدانیم که دو حفره بینی توسط تیغه بینی ازیکدیگر جدا میشوند. ایده آل این است که این تیغه درخط وسط باشد ولی عملا تیغه بینی اکثر افراد درخط وسط نیست و اصطلاحاً مبتلا به انحراف تیغه بینی هستند. چنانچه این انحراف کم باشد و باعث انسداد راه هوایی و عوارض ناشی از آن نشده باشد احتیاج به عمل جراحی ندارد ولی در مواردی که مسئله ساز شده باشد باید با عمل جراحی اصلاح شود. باید توجه کنیم در کسانی که کاندید عمل جراحی پلاستیک بینی هستند و مبتلا به انحراف تیغه بینی ( هر چند مختصر ) نیز میباشند حتما باید این انحراف اصلاح شود چرا که بعد از عمل رینوپلاستی معمولا سوراخها یا حفرات بینی کوچک میشوند لذا انحراف مختصر تیغ? بینی که قبل از عمل رینوپلاستی مشکلی را ایجادنکرده است میتواند بعد از عمل رینوپلاستی باعث انسداد راه هوایی شود. پس برای اجتناب از انسداد بعدی بینی، چنانچه انحراف تیغه بینی نیز وجود داشته باشد حتما باید هنگام رینوپلاستی اصلاح گردد .
۵ – اگر چنانچه به هر دلیلی انسداد بینی داشته باشیم مثل بزرگی شاخک های داخل بینی و یا پولیپ بینی باید به طور همزمان با جراحی پلاستیک بینی عوامل انسداد بینی را نیز برطرف کرد .
۶ – لیزر در بسیاری از اعمال جراحی کاربرد مهمیدارد اما در عمل زیبائی بینی کاربردی ندارد و فقط برای برش اولیه به جای تیغ جراحی میتوان از برش لیزری استفاده کرد اما برش لیزری هیچ ارجحیتی از نظر درد بعد از عمل یا نتیجه بعد از عمل و یا جای بخیه و … بر تیغ جراحی ندارد.
۷– عمل جراحی بینی باعث بهبود و یا تشدید علائم حساسیت بینی نمیشود. مبتلایان به آلرژی بینی هم میتوانند تحت عمل جراحی قرار گیرند اما لازم است این افراد از قبل از عمل تا مدتی بعد از عمل تحت درمان با داروهای ضد حساسیت قرار گیرند .
۸- جراحی بینی روی دید و حالت چشم اثری ندارد اما از آنجائیکه تا مدتی بعد از عمل نمیتوانید از عینک استفاده کنید ،اگر تصمیم دارید لیزیک هم انجام دهید بهتر است ابتدا عمل لیزیک چشم را انجام دهید تا بعد از عمل بینی نیاز به عینک نداشته باشید.جراحی بینی روی دید و حالت چشم اثری ندارد اما از آنجائیکه تا مدتی بعد از عمل نمیتوانید از عینک استفاده کنید ،اگر تصمیم دارید لیزیک هم انجام دهید بهتر است ابتدا عمل لیزیک چشم را انجام دهید تا بعد از عمل بینی نیاز به عینک نداشته باشید.
۹ – وجود پلاکهای ارتودنسی مانعی برای عمل بینی نیست و مشکلی ایجاد نخواهد کرد.
۱۰ – با توجه به اینکه امروزه در مراکز جراحی خصوصی کمتر از هالوتان وسایر گازهای بیهوشی دهنده استنشاقی استفاده میشود و داروهای جدید بیهوشی اثرات کبدی یا ندارند و یا اگر هم داشته باشند این تاثیر اندک است، لذا چنانچه در گذشته نزدیکی بیهوشی داشته اید، ضرورتی ندارد که از بیهوشی قبلی شما زمان زیادی گذشته باشد.
روش باز و بسته
۱۱. برای انجام عمل زیبائی بینی دو تکنیک یا روش به نامهای روش باز و روش بسته وجود دارد. بعضی از جراحان روش بسته را و بعضی دیگر روش باز را ترجیح میدهند اما به طور کلی طرفداران عمل باز در حال افزایش هستند. استفاده کردن یک جراح از یک روش باز یا بسته فی نفسه امتیاز و یا اشکالی را متوجه وی نمیکند بلکه مهم این است که نتیجه نهائی مطلوب باشد. مواردی وجود دارد که غالب پزشکان روش باز را ترجیح میدهند که در این رابطه میتوان از موارد زیر نام برد : عمل جراحی مجدد، عمل بر روی بینی ای که در اثر تصادف قبلی دفرمه شده باشد، عمل زیبائی وقتی که با انحراف بینی شدیدی همراه باشد که شکل ظاهری را هم کاملا کج کرده باشد .
تنها تفاوت روش باز با روش بسته در این است که در روش باز علاوه بر خط برشی که در روش بسته بکار میرود ، برش کوچکی نیز روی پوست کلوملا داده میشود. کلوملا همان قسمت میانی بین دو سوراخ بینی است که بطور معمول پائین تر از پره های بینی قرار میگیرد.شما میتوانید در عکس بالا محل این برش را که با مارکر مشخص شده است را مشاهده کنید. این برش این امکان را فراهم میکند که بتوان پوست بینی را بلند کرد و تمامیساختمانهای اصلی بینی که شامل قسمت استخوانی، قسمت غضروفی و بافت نرم است را دقیقا مشاهده کرد و عمل جراحی را زیر دید مستقیم انجام داد. محل جوش خوردن بخیه های این برش باقی نمیماند و جای نگرانی ندارد. نکته ای که لازم به یاددآوری است اینکه برش خوردن یا برش نخوردن گوشه های بینی یا اصطلاحا پره های بینی ارتباطی به روش باز یا بسته ندارد بلکه به اندازه سوراخ های بینی و پره های بینی بستگی دارد یعنی اینکه اگر سوراخهای بینی بزرگ باشند و لازم باشد که کوچک تر و جمع تر شوند هیچ راهی به جز برش خوردن کناره های ( پره های ) بینی نیست حتی اگر جراحی به طریقه بسته باشد.
مزایای روش بسته :
* زمان عمل در این روش حدود یک ربع کمتر از روش باز است.
* روی پوست کلوملا برشی وجود ندارد .
* در این روش ورم نوک بینی کمتر ازروش باز است لذا ورم زودتر برطرف میشود.
مزایای روش باز:
* جراحی زیر دید مستقیم انجام میشود لذا احتمال غیر قرینگی کمتر میشود.
* قدرت مانور جراح و فضا برای کار کردن وی بیشتر است.
۱۲- در طی عمل رینوپلاستی اشکالات مختلف بینی را میتوان برطرف کرد که برای مثال به موارد زیر میتوان اشاره کرد:
* بزرگ بودن اندازه بینی
* قوزدار بودن بینی
* افتادگی نوک بینی یا کم بودن زاویه بینی و لب
* پهن بودن بینی
* بزرگ بودن سوراخ های بینی
* جعبه ای شکل بودن نوک بینی
* زیاد بودن فاصله نوک بینی تا صورت
* دررفتگی تیغه بینی وغیرقرینه بودن بینی
* دو شاخه بودن نوک بینی
* دماغ زین اسبی متعاقب ضربه های قبلی و یا عمل جراحی انحراف تیغه بینی
* دفورمیتی های بعدازعمل جراحی
مراحل اقدام عملی برای رینوپلاستی
شما روز عمل درحالت ناشتا یک ساعت قبل از عمل در مرکز جراحی حاضر خواهید شد. زمان عمل حدود یکساعت و نیم خواهد بود که از یک ربع قبل از عمل تا یک ربع بعد از عمل همکاران بیهوشی بطور مستقیم ازشما مراقبت میکنند و بعد از آن هم حدود نیم ساعت در ریکاوری از شما دقیقا مراقبت خواهد شد. پس حدوداً از وقتی که وارد اطاق عمل میشوید تا وقتی که مجدداَ به بخش برمیگردید حدود دو ساعت و نیم به طول میانجامد .
در مورد نوع بیهوشی حتی الامکان نظر شما لحاظ خواهد شد. بیهوشی کامل و نیمه بیهوشی هر کدام مزایا و معایب مربوط به خود را داراست. اما به طور کلی و با توجه به سالها تجربه، ما بیهوشی کامل را بر نیمه بیهوشی ترجیح میدهیم چرا که در بیهوشی کامل امکان کنترل فشار خون بیمار بیشتر است ،بیمار راحتتر است، متخصص بیهوشی بهتر و راحتتر میتواند از بیمار مراقبت کند و در حین عمل ترشحات وارد حلق و ریه بیمار نمیشود و لذا جراح نیز راحتتر است و نهایتا اینکه سرفه بعد از عمل در بیهوشی کامل کمتر است. البته در موارد معدودی نیمه بیهوشی ( که اصطلاحا بی حسی موضعی گفته میشود ) بر بیهوشی عمومی ارجح است مثلا در بیمارانی که مشکلات زمینه ای مثل ناراحتیهای قلبی عروقی و یا اختلالاتی دارند که بیهوشی کامل برای آنان به صلاح نیست و یا در بیمارانیکه نگران بیهوشی کامل هستند میتوان عمل زیبائی بینی را تحت نیمه بیهوشی انجام داد که در این روش نیز متخصص بیهوشی از ابتدای عمل تا انتهای آن از بیمار مراقبت میکند و با دادن داروهای ضد درد، آرامبخش و خوابآور امکان یک عمل کاملا بدون درد را فراهم مینماید .
حدود شش ساعت بعد از برگشتن به بخش از مرکز جراحی مرخص میشوید. البته چنانچه خود شما مایل باشید میتوانید صبح روز بعد از عمل، مرکز جراحی را ترک نمایید.
مراقبتهای بعد از عمل بینی :
۱ – حدوداً تا ۵ ساعت بعد از عمل نباید چیزی میل کنید چرا که به دلیل داروهای بیهوشی حرکات معده و روده شما کند است و چنانچه شما چیزی میل کنید باعث بروز حالت تهوع و استفراغ میشود. حدوداً ۵ ساعت بعد از عمل ابتدا کمیآب میآشامید اگر چنانچه مشکلی نداشتید یک ربع بعد مختصری آب میوه خواهید آشامید و بعداز آن میتوانید از غذاهای نرم استفاده کنید و از روز سوم به بعد هر چه خواستید میتوانید میل کنید .
۲ – باید تا ۲۴ ساعت از کمپرس سرد استفاده کنید. تا وقتی که در مرکز جراحی بستری هستید پرستارها این کار را انجام خواهند داد. وقتی به منزل مراجعه کردید خودتان چند تکه یخ راخرد کرده و داخل کیسه فریزر ریخته و روی صورت، گونهها و لب بالا قرار دهید. این کار باعث میشود ورم و کبودی شما به حداقل برسد .
۳ – دراز کشیدن بعد از عمل باعث تورم بینی شما میشود لذا سعی کنید بعد از عمل فقط در حد معمول دراز بکشید .
۴ – از روز سوم به بعد کارهای سبک مثل کارهای سبک منزل, کارهای اداری, کار با کامپیوتر و … .. بلامانع است.
۵ – بعد از عمل، به هر دلیلی درد داشتید اعم از اینکه ارتباطی به عمل شما داشته باشد و یا خیر فقط از استامینوفن ساده یا کدئینه به عنوان مسکن استفاده نمایید و از خوردن داروهایی مثل بروفن، ایندومتاسین، آسپرین و …. اجتناب کنید .
۶-درد، کبودی و خونریزی بعد از عمل به فاکتورهای متعددی وابسته است. یکی دو روز اول ممکن است بیماران کمیکبودی داشته باشند ولی معمولا تا روز برداشتن گچ بینی که حدود روز ششم بعد از عمل است کبودی برطرف شده است.
۷ – بعد از عمل، زیر بینی شما گاز کوچکی گذاشته میشود که چنانچه خونابهای از بینی شما خارج شود توسط این گاز جذب شود. بهتر است که این پانسمان را شما تعویض نکنید .
۸ – تا وقتیکه گچ را برنداشتهاید باید از لباسهایی استفاده کنید که از جلو توسط دگمه یا زیپ باز میشوند و برای پوشیدن آن لازم نباشداز روی سرکشیده شوند.
۹– مادامیکه گچ روی بینی شما قرار دارد میتوانید از عینک استفاده کنید اما بعد از برداشتن گچ باید تا ۶ هفته به نحوی از عینک استفاده کنید که وزن آن روی بینی شما نباشد بدین منظور میتوانید وسط عینک را با چسب به پیشانی خودبچسباند .
۱۰– یک هفته بعد از عمل جهت برداشتن قالب روی بینی که اصطلاحاً به آن گچ طبی گفته میشود به مطب مراجعه خواهید کرد. باید مراقب باشید درطی این مدت پانسمان روی بینی شما خیس نشود لذا برای استحمام باید به وسیله دوش دستی از گردن به پایین را بشویید و بعد بخوابید تا شخص دیگری موهای شما را بشوید بدون اینکه پانسمان شما خیس شود .
۱۱ – تا سه هفته بعد از برداشتن قالب روی بینی ( گچ طبی ) حدودا هر ۵ روز یکبار برای تعویض چسب به مطب مراجعه خواهید کرد.
۱۲– شنا یا فعالیتهایی که احتیاج به فعالیت زیاد دارد تا دو هفته ممنوع است. شیرجه و اسکی تا دو ماه مجاز نیست. ورزش هایی که احتمال تصادم در آنها وجوددارند تا ۴ ماه نباید انجام شود .
درباره جراحی رینو پلاستیک یا جراحی زیبایی بینی لازمست چه اطلاعاتی داشته باشید؟
حقایقی درباره جراحی پلاستیک بینی,انواع جراحی پلاستیک بینی,مراقبتهای بعد از عمل بینی,اطلاعات مفید درباره جراحی بینی,انواع جراحی زیبایی بینی,مراقبت های بعد از عمل بینی,مراقبتهای بعد از جراحی بینی,مراقبتهای پس از عمل بینی,مراقبتها بعد از عمل بینی,مراقبتهای بعد از عمل جراحی بینی,مراقبتهای پس از جراحی بینی