
ترس یکی از حس های عادی در همه ی افراد است. شاید بار ها و بار ها در هنگام کابوس دیدن از خواب پریده باشید. این حس کاملا عادی است. اما گاهی اوقات ترس به حالت غیر منطقی می رسد ، به طوری که فرد از حالت عادی نسبت به مسائل ترس بیشتری دارد.
فوبی ها شایع ترین اختلال روان پزشکی هستند و به طور متوسط بین ۵ تا ۱۰ درصد و حتی طبق برخی گزارشات تا ۲۵ درصد افراد جامعه به یکی از انواع فوبی مبتلا هستند. البته در بسیاری از موارد شدت اختلال در حدی نیست که بیمار جهت درمان به پزشک مراجعه کند. به نظر می رسد که این اختلال در زنان شیوع بیشتری از مردان دارد.
فوبی ها را بسته به موقعیت یا شیء هراس آور به انواع مختلفی تقسیم می کنند:
گذر هراسی یا بازار هراسی (آگورافوبیا) AGORAPHOBIA
به معنای ترس از تنها ماندن در خیابان یا اماکنی است که فرد تصور می کند احتمال کمک رسیدن به او اندک است. این نوع فوبی ناتوان کننده ترین مشکل فوبی و نیز شایع ترین نوع آن است که بیماران را وادار به جستجوی کمک حرفه ای و مراجعه به روان پزشک می کند.
فوبی اجتماعی
به معنای ترس از قرار گرفتن در موقعیت های اجتماعی نظیر غذا خوردن در رستوران، رفتن به سینما، یا صحبت کردن در جمع است. در چنین شرایطی فرد تصور می کند که زیر ذره بین دیگران قرار دارد و بقیه مشغول کند و کاو و حتی سرزنش و تحقیر وی هستند. این افراد از این که کاری بکنند که موجب شرمندگی آنها شود، نگران هستند و در موقع صحبت کردن صدایشان می لرزد، صورتشان سرخ می شود و لرزش دست پیدا می کنند.
فوبی های ساده
دسته دیگری از فوبی ها به فوبی های ساده یا اختصاصی معروفند و بسته به شیء یا موقعیت هراس آور به انواع مختلفی نظیر ترس از ارتفاع، ترس از حیوانات، ترس از قرار گرفتن در اماکن بسته (مثل آسانسور)، ترس از وقایع محیطی طبیعی (مثل طوفان، رعد و برق) و … باعث اجتناب فرد از موقعیت های هراس آور می شود؛ مثلاً شاید شما دیده یا شنیده باشید که بعضی افراد به دلیل ترس از هواپیما مسافت های طولانی بین شهری را با وسایل دیگر به چه سختی و مشقتی طی می کنند و هرگز سوار هواپیما نمی شوند. ( دنیس برگ کمپ بازیکن هلندی تیم آرسنال از این دسته افراد است . او تا به حال بسیاری از بازی های مهم تیمش را به دلیل هراسش از دست داده و حتی مبلغ قراردادش با تیم نیز به همین سبب کمتر از حد معمول است)
از سوی دیگر بیشتر ما از مار یا کروکودیل می ترسیم، ولی چنین ترسی باعث ایجاد اختلال در زندگی روزمره ما نمی شود ؛ مقابل خیلی از افراد را دیده ایم که از سوسک می ترسند و این ترس به حدی است که در ساعاتی از روز که احتمال بیرون آمدن سوسک ها وجود دارد از رفتن به حمام اجتناب می کنند.
یا مثلاً بسیاری از افراد در موقعیت های اجتماعی مهم نظیر سخنرانی در حضور عده زیادی مخاطب دچار اضطراب می شوند در صورتی که در حال طبیعی انتظار می رود این اضطراب طی چند دقیقه تحت کنترل فرد درآید و همراه با علایم بارزی مثل سرخ شدن گونه ها، لرزش صدا، لرزش دست و اشتباهات کلامی نباشد.
چرا این طوری می شود؟
درباره علت فوبی مجموعه ای از عوامل زیستی و وراثتی در کنار عوامل محیطی و روان شناختی مطرح شده است، به طوری که به نظر می رسد در برخی از بچه ها که ذاتاً مستعد فوبی هستند، وجود نوعی فشار مزمن محیطی یا روان شناختی لازم است تا یک اختلال فوبی کامل شکل بگیرد.
برخی از این عوامل محیطی شامل تحقیر از سوی برادر یا خواهر بزرگتر، دعوای والدین ، از دست دادن یا جدا شدن از والدین و .. هستند که در کودکی ذاتاً خجالتی است، می توانند باعث ایجاد نوعی فوبی شوند.
عده ای از روان شناسان نیز معتقد به اصل یادگیری هستند و فوبی را نوعی واکنش شرطی تلقی می کنند، به گونه ای که بروز اضطراب و ناراحتی به دلیلی مشخص در حضور شیء یا یک موقعیت معمولی در آینده منجر به ترس از آن شیء یا موقعیت خنثای اولیه می شود.
به هر حال درباره ی فوبی نیز مثل سایر اختلالات روان پزشکی ، روندی واحد به عنوان علت اختلال مطرح نیست و تعامل بین عوامل زیستی ، روان شناختی و اجتماعی مختلف باعث بروز این اختلال می شود.
اکثر فوبی های ساده در دوران کودکی شروع می شوند و مواردی نظیر ترس از هواپیما، مکان های بسته، یا ارتفاع ممکن است در اوایل بزرگسالی نیز ایجاد شوند. فوبی اجتماعی نیز معمولاً در اواخر کودکی یا اوایل نوجوانی شروع می شود. معمولاً فوبی هایی که در دوران کودکی شروع می شوند، تا سنین بزرگسالی دوام خواهند داشت و احتمالاً شدت آنها نیز نسبتاً ثابت خواهد ماند و با نوسان اندکی همراه خواهد بود.
آیا درمانی دارد؟
برای درمان این اختلال نیز ترکیبی از درمان های غیردارویی و دارویی مؤثر شناخته شده است. بهترین روش درمان این اختلال، رفتار درمانی است. تکنیک های مختلفی نظیر حساسیت زدایی تدریجی، مواجه سازی یا غوطه ورسازی با کمک آموزش آرام سازی و هیپنوز و … از سوی روان پزشکان یا روان شناسان بالینی در درمان این اختلال استفاده می شوند که به نحو کاملاً مؤثری با بهبود این اختلال همراه است.سایر روش های درمانی نظیر روانکاوی، خانواده درمانی و نیز استفاده از داروها از سوی روان پزشکان توصیه شده اند که با بهبود قابل توجه این اختلال توأم بوده است.به هر حال با توجه به شیوع بسیار بالای این بیماری و ایجاد اختلال در عملکرد عادی و روزمره افراد مبتلا از یک سو و وجود درمان های مؤثر برای آن از سوی دیگر، تشخیص و درمان آن اهمیت به سزایی خواهد داشت.یک بار دیگر و این بار بیشتر دقت کنید، شاید شما نیز نوعی فوبی داشته باشید که با مراجعه به یک روان پزشک قادر خواهید بود آن را به راحتی درمان کنید.
نکاتی در رابطه با بیماری فوبیا
فوبیا چیست,همه چیز درمورد فوبیا,راهی برای درمان فوبیا,بیماری فوبیا چیست,ترایپو فوبیا چیست,درمان فوبیا چیست,اختلال فوبیا چیست,علت فوبیا چیست

پدیده ی ترس یک مسئله ی پیچیده است که جای بحث فراوانی دارد. یکی از مسائلی که شاید برای همه ی ما پیش آمده باشد، بروز ترس های واهی است. برای مثال گاهی در آسانسور هستیم و ناگهان ترس از سقوط آن تمام بدن مارا فرا می گیرد.
فرض کنید تازه به آسانسور وارد شده اید که ناگهان قلبتان تند می زند و قفسه ی سینه تان درد می گیرد، خیس عرق سرد می شوید و حس می کنید که گویی آسانسور در حال سقوط است . یا فرض کنید از خواربار فروشی در آمده و با ماشینتان حرکت می کنید که ناگهان متوجه می شوید اختیار چیزی را در کف ندارید، احساس برافروختگی می کنید، آنچه که در پیرامونتان هست ، تار و نامشخص دیده می شود. نمی توانید بگویید در کجا هستید و حس می کنید که در حال مرگ هستید.
به آنچه که پیش می آید، حمله هراس می گویند که عبارت است از واکنش مهارنشدنی در برابر موقعیتهای معمولی و بی خطر. این گونه حمله ها اغلب نشانگرآنند که فرد به نابسامانی هراس گرفتار شده است.
اختلال هراس چیست؟
به کسی که در عرض چهار هفته یا بیشتر دستخوش حمله های هراس شده باشد، گفته می شود که دچار اختلال هراس گشته است. در ضمن ، این اختلال احتمالاً موقعی تشخیص داده می شود که شخصی با کمتر از چهار رخداد هراس انگیز رو به رو گردد، ولی پیاپی در این بیم به سر برد که مبادا حمله دیگری به سراغش آید.
اختلال مزبور زمانی پدید می آید که فردی در خلال حمله هراس، دست کم دارای این نشانه ها باشد: عرق ریزی، برافروختگی ، احساسات سرکوب شده و پنهان ، ضربان شدید قلب، تنفس دشوار، لرزش تن، درد قفسه سینه ، غش ، بی حسی و کرختی ، تهوع ، احساس مرگ و مجنون شدن . لازم به ذکر است بروز حمله های هراس برای تمام گروه های سنی وجود دارد .
ترس بیمار گون ( هراس زدگی ) چیست؟
هراس زدگی به ترس های نامعقول، غیر ارادی و بیجا ، با واکنش در قبال موقعیتها و رویدادهای عادی اطلاق می شود. افرادی که این گونه بیمناک اند، وقتی که در شرایط خاصی قرار می گیرند و یا به عوامل وحشت انگیز نزدیک می شوند، ترس سراپایشان را فرا می گیرد. ” نابسامانی هراسی” بخشی از مقوله گسترده ی اختلالهای اضطرابی به شمار می رود. هراس هایی از این دست به سه نوع تقسیم می گردند:
هراس ویژه ( ساده ) : وحشت نامعقول از اوضاع و احوال یا مواردی نظیر راه بندان یا وجود مار در جایی .
جمع هراسی : ترس بی حد از این که در نزد دیگران ابله ، نادان و … به نظر آییم که سبب می گردد آدمی در مراسم عمومی یا جاهای همگانی حاضر نشود.
هراس از مکانهای سرباز ( فراخنا هراسی) : ترس شدید ناشی از گیر افتادن در محلی ، مخصوصاً در اماکن عمومی یا حمله هراس در محیط ناآشنا . مفهوم واقعی این واژه در زبان یونانی عبارت است از ” ترس از بازار”.
ترس های مرضی معمولاً اختلالات شدید (دیر پا) و رنج آوری هستند که مردم را از انجام تلاشهای روزانه و سرزدن به جاهای عادی باز می دارند. این قبیل ترس ها ممکن است به ناراحتی های شدیدی همچون افسرده دلی بینجامند. در واقع ، حداقل نیمی از مبتلایان به ترسهای مرضی و اختلالات هراس هم ، افسرده حال اند . اعتیاد به میگساری ، احساس شرمساری و سرافکندگی و اعتماد به نفس اندک نیز اغلب با این بیماری پدیدارمی گردند. به طوری که برخی افراد نمی توانند بدون همراهی کسی ، قدم از خانه بیرون گذارند و یا به کاری دست بزنند.
مفهوم ” ترسیدن از ترس” چیست؟
بسیاری از افراد که دچار ترس مرضی یا اختلال وحشت زدگی اند، ” از ترس می ترسند” ، یعنی قبل از اینکه حمله بعدی برسد، نگران می شوند. بیمناکی از پیدایش حمله های مورد بحث، احتمالاً باعث کوتاهی عمر می شود. کسانی که دستخوش حمله های وحشت زدگی می گردند، بیشتر اوقات از چیزهایی که به نظرشان عوامل آشکاری حمله هستند ، دوری می کنند و سپس از انجام اموری که قبلاً به آنها دست می زدند ، خودداری می ورزند یا دیگر به بازدید از مکانهایی که سابقاً تماشا می کردند ، نمی پردازند.
عامل بروز اختلال هراس چیست؟
واقعاً کسی نمی داند که چه چیزی سبب پیدایش چنین اختلالی است، اما چند نظر تحت مطالعه است. گویی اختلال مذکور در خانواده ها رواج داشته و دارو درمانی برای جلوگیری از این حمله ها کاربرد دارد .
برای مبارزه با این اختلال چه کنیم؟
شناخت درمانی به مردم کمک می کند که رفتار و پندار مناسبی داشته باشند. بیماران یاد می گیرند که هنگام رویارویی با موقعیتی ترسناک، دریابند که چندان خوف و واهمه ای در کار نیست و به تدریج با هر چیزی که برایشان وحشتناک باشد، خو می گیرند . اعضای خانواده و دوستانی که یار و مدد کار و نوید بخش اند ، دراین فرایند کمک شایان توجهی می کنند.
عادت های زندگی سالم : زندگی سالم به افراد در غلبه براختلال هراس ، کمک می کند . ورزش ، برنامه غذایی مناسب و متعادل ، و آموختن طریقه کاهش فشار روانی همگی اهمیت دارند.
به یاد بسپارید که خانواده ، دوستان و کسانی که از بیماری شما باخبرند و یا خود دچار آن هستند ، باعث می شوند که درمانتان با موفقیت بیشتری قرین باشد. بنابراین باید آنان را در جریان برنامه درمانی خویش قرار دهید و راهکارهایی را که بدان وسیله می توانند به شما کمک کنند ، به آنها یاد آور شوید.
چگونه از ترسها پیشگیری کنیم ؟
می توان به کودکان آموخت که موقعیت های ترس آور احتمالی را پیش بینی کنند و خود را برای روبه رو شدن با آن موقعیت ها آماده نمایند. البته همه موقعیت های ترس آور را نمی توان پیش بینی کرد ، اما برخی از آنها، مانند رعد و برق یا رفتن به بیمارستان را می توان برای کودک به دقت توضیح داد تا هنگام مواجه شدن با آن وحشت زده نشود.
چرا گاهی اوقات ترس های واهی به سراغمان می آیند؟
ترس چیست,همه چیز درمورد ترس,دلایل بروز ترس,چرا می ترسیم,علل های ایجاد ترس در کودک,انواع ترس,ترس واهی چیست,راه حلی برای درمان ترس های بی دلیل,ترس چیست pdf,ترس از مدرسه چیست,ترس چیست,علت ترس چیست,دلیل ترس چیست,ریشه ترس چیست,درمان ترس چیست,همه چیز در مورد ترس,همه چیز درباره ترس,چرا می ترسیم,چرا ما می ترسیم,چرا از مرگ می ترسیم,چرا از سوسک می ترسیم,چرا از خدا می ترسیم,چرا از ریاضی می ترسیم,چرا از مرده می ترسیم,چرا از جن می ترسیم,انواع ترسها,انواع ترس در کودکان,انواع ترس در بزرگسالان,انواع ترس در کودکان,انواع ترس مرضی,انواع ترس در روانشناسی,انواع ترس کودکان

بسیاری از افراد به سلامت جسمی خود اهمیت بسیاری می دهند ، اما هیچگاه برای درمان بیماری های روحی مانند افسردگی ، به پزشک مراجعه نکرده اند. بسیاری از بیماری های جسمی به خصوص اختلالات جنسی در مردان و زنان ، منشا روحی روانی دارد.
حدود ۴۰ درصد خانم ها به اختلال عملکرد جنسی مبتلا هستند. این مسئله در خانم های جوان بیشترین شیوع را دارد و با افزایش سن، میزان بروز این مشکل کمتر می شود. معمولا خانم ها وقتی به این موضوع پی می برند که سطح تمایل یا رضایت جنسی آنها از بین رفته و یا دچار تغییر شده و مشکلی در روابط جنسی آنها به وجود آمده است. البته این مشکل با انجام درمان موثر، برطرف می شود. معمولا در برنامه های درمانی، برقراری ارتباط موثر و کارآمد بین زن و شوهر، حرف اصلی را می زند. شناخت مشکل، اولین و مهم ترین راه با توجه به شیوع زیاد این مشکل در بین خانم ها بهتر است شناخت بیشتری از آن داشته باشیم. چهار نوع اصلی اختلال عملکرد جنسی در خانم ها شامل این موارد است: ۱ کاهش تمایل جنسی به صورتی که فرد افکار یا تخیلات جنسی کمتری دارد. ۲ عدم توانایی در برانگیختگی و تحریک جنسی و یا حفظ این تحریک و انگیزش. ۳ عدم توانایی رسیدن به اوج لذت جنسی یا ارگاسم ۴ دردناک بودن رابطه جنسی
اما چرا این مشکل پدید می آید و چه اتفاقی می افتد که چنین احساسی در فرد ایجاد می شود که دیگر شرایط و حالات سابق را ندارد؟ برای پاسخ به این سوِال بهتر است بدانید که مسائل جنسی خانم ها ترکیبی از پیام های جسمی، عاطفی و روانی است. در نتیجه بروز مشکل در یکی از این حیطه های ذکر شده، بر روی سایر حیطه ها تاثیر می گذارد مثلا مشکل جسمی باعث بروز ترس می شود و ترس به خودی خود منجر به احساس گناه می شود. به این ترتیب، علل اختلال عملکرد جنسی در خانم ها در اغلب موارد بهم مربوط و وابسته است. علل جسمی: درد در طی رابطه جنسی که ممکن است به دلیل آسیب دستگاه تناسلی زنانه باشد، ناهنجاری جسمی، انقباض غیرارادای عضلات مهبل، تبخال تناسلی، عفونت مهبل، بیماری های مختلف، تغییرات جسمی ناشی از جراحی، پرتودرمانی یا سایر روش های طبی تشخیصی و درمانی. علل روانی: علل روانی ممکن است به وجود مشکلاتی از قبل مربوط باشد و یا مشکلی جدیداً به وجود آمده باشد. استرس، دعواها یا ناسازگاری های بین زن وشوهر، آسیب لگن در گذشته که ممکن است به دنبال آن انقباضات دردناک و غیرارادی در مهبل اتفاق بیفتد، افسردگی، انواع ترس ها به خصوص اگر به بیماری هایی مثل سرطان، اعمال جراحی (مثل برداشتن پستان ها یا رحم) مربوط باشد باعث می شود فعالیت جنسی برای زن و شوهر، ناخوشایند شود، افزایش سن و نگرانی از مشکلات ناشی از آن. علل دارویی: مثل داروهای ضدفشارخون و ضددیابت، ضدافسردگی ها، آنتی هیستامین ها، آرام بخش ها، داروهای سرکوب کننده اشتها، داروهای شیمی درمانی برای سرطان و مخدرها. عوامل فرهنگی و اجتماعی: این عوامل هم نقش مهمی در سلامت جنسی زنان ایفا می کنند. نبودن سرویس های مراکز بهداشتی (به خصوص بهداشت خانواده) مناسب برای کسب اطلاعات و آگاهی و عدم وجود آموزش مسائل جنسی در برنامه های آموزشی و بهداشتی یک کشور که باعث می شود یک خانم، رفتار جنسی سالم و درست را یاد نگرفته باشد. ضمناً ممکن است یک خانم احساس کند، نمی تواند با استانداردهای اجتماعی تطابق داشته باشد و به عبارتی از نظر اجتماعی پذیرفته شده نیست. همین احساس باعث می شود فکر کند جذابیت کافی را نزد همسرش ندارد زیرا این خانم تصور می کند موقعیت او در اجتماع باعث شده از نظر همسرش نیز پذیرفته نشود و یا در شرایطی که خانم فکر می کند نمی تواند انتظارات فرهنگی و خانوادگی را به عنوان یک زن برآورده کند نقش مناسبی در خانواده ایفا نمی کند. قطعاً وقتی همسر یک خانم دائم از او ایراد می گیرد و یا او را تحقیر می کند، زن احساس کفایت در خانواده نمی کند و همین مسئله بر روی روابط جنسی او نیز تاثیر می گذارد. به چه علائمی باید توجه کرد؟ در خانمی که به اختلال عملکرد جنسی مبتلاست میل جنسی کم شده است و معمولا این افراد می گویند که تصورات و افکار جنسی در آنها کمتر شده است و یک احساس مقاومت بر سر رابطه جنسی آنها ایجاد شده است. میزان انگیزه و برانگیختگی این افراد کم می شود و به عبارتی پذیرای رابطه جنسی نیستند و احساس می کنند نمی توانند از نظر جنسی تحریک شده و یا این تحریک را حفظ کنند. فردی که مشکل دارد قادر نیست به اوج لذت جنسی یا ارگاسم برسد و ممکن است در طی نزدیکی درد احساس کند. معمولا همین علائم موجب می شود فرد احساس کند مشکلی به وجود آمده است که بهتر است در این رابطه به پزشک مراجعه کند. معمولا پزشک با شرح حال کامل، بررسی سابقه بیمار و معاینه فیزیکی، علت یا علل مشکل را پیدا کرده و سپس درمان مناسبی را آغاز می کند. درمان بسیاری از موارد اختلال عملکرد جنسی در زنان قابل درمان است. البته در صورتی که علت زمینه ای آن مشخص شود. درمان در صورتی موثر خواهد بود که بین خانمی که مشکل دارد و پزشک معالج و حتی همسر خانم، صداقت و آرامش برقرار باشد زیرا مخفی نگهداشتن مشکل، آن را پیچیده تر و بدتر خواهد کرد. به دلیل اینکه اختلال عملکرد جنسی اغلب علل مختلف و متعددی دارد نمی توان از یک درمان کلی و همه گیر برای برطرف کردن آن استفاده کرد زیرا یک راه درمانی که برای یک فرد کارساز است ممکن است در فرد دیگر پاسخ گو نباشد. یک برنامه درمانی خوب و موثر در ابتدا علت اختلال را مدنظر قرار می دهد و سپس بر روی تقویت ساختار ارتباطی همسران متمرکز می شود. درمان ها شامل این موارد است: درمان طبی در صورتی که مشکل زمینه ای و یا بیماری خاصی وجود داشته باشد، آموزش در مورد بدن فرد، پیام های جنسی و گیرنده های مخصوص آن در بدن و تغییرات ایجاد شده در روابط جنسی با افزایش سن، مشاوره ارتباطی برای خانم و همسرش که هدف آن بررسی روابط همسران، رفع موانع ارتباطی و تقویت ارتباطات دوطرفه است، روان درمانی و درمان های کاهش میل جنسی. معمولا در صورتی که انگیزش و برانگیختگی جنسی کاهش پیدا کرده باشد درمان های خاصی انجام می شود. در این موارد توصیه می شود میزان صمیمیت و روابط عاطفی بین همسران بیشتر شود و قبل از برقراری رابطه جنسی احساس خوشایندی از نظر عاطفی بین همسران ایجاد شده باشد. ممکن است ژل های نرم کننده مهبل تا حدی در این زمینه کمک کننده باشد. باید به همسران آموزش داده شود که عواطف و احساسات نقش مهمی در انگیزش جنسی ایفا می کند. وقتی آنها به هر دلیلی از هم ناراحت هستند تا زمانی که عامل ناراحتی و مشکل بین آنها برطرف نشده باشد نمی توانند در روابط جنسی، انگیزش و احساس مناسبی داشته باشند.
مشاوره در این زمینه بسیار موثر است زیرا باید انتظارات و توقعات همسران از روابط جنسی مشخص شود، به عنوان مثال اگر خانم جهت داشتن روابط جنسی با همسرش از طرف او تحت فشار روحی زیاد قرار بگیرد انگیزش جنسی در او سرکوب می شود، زیرا او در شرایط روحی یا جسمی مساعدی نیست و توقع و انتظار همسرش کاملا بی مورد است. درمان هایی که برای این مشکل در نظر گرفته شده شامل انجام ورز ش هایی برای افزایش کنترل عضلانی انقباض و انبساط عضلات لگن، رفع موانع فکری با استفاده از تصورسازی، انحراف فکر از مسائل ناراحت کننده و یا شنیدن موسیقی، تغییر چهارچوب ها و قالب های انتظاری به صورتی که صمیمیت و گرمی روابط جنسی بر روی رضایت دو طرف متمرکز باشد و درمان درد در زمان نزدیکی، است. درد چرا؟ وجود درد در زمان نزدیکی در خانم ها در اغلب موارد دلیل جسمی دارد. بنابراین اولین اقدام درمانی در این مورد، بررسی و رفع مشکل جسمی است. البته دردناک بودن رابطه جنسی می تواند بیش از یک علت داشته باشد و ممکن است علل روانی را شامل شود. ممکن است این درد به دلیل انقباضات غیرارادی مهبل باشد. این مشکل در زنان جوان و بی تجربه شایع تر است و بعضی مواقع به علت عدم آموزش رفتار صحیح جنسی یا عدم آمادگی جهت نزدیکی اتفاق می افتد. در این مواقع درمان شامل برنامه کامل و هدف داری جهت آرامش و شل کردن عضلات و شل شدن تدریجی مهبل است که ممکن است برای این کار از روان درمانی نیز کمک گرفته شود. البته درد در طی مراحل اولیه نزدیکی ممکن است به دلیل تحریک مهبل یا خصوصیات آناتومیک آن در خانم باشد که این مسئله نیز قابل درمان است. اما دردی که در حین نزدیکی یا بعد از خاتمه نزدیکی، تازه شروع می شود احتمالاً به دلیل فقدان عوامل نرم کننده طبیعی است که در طی نزدیکی در مهبل ترشح می شوند. در این مواقع از ژل های نرم کننده می توان استفاده کرد. در بعضی موارد بیماری لگن باعث بروز درد می شود که باید برطرف شود. در صورت وجود درد در حین مقاربت باید مشکل را صادقانه برای پزشک بازگو کرد و به تمامی سئوالات مربوطه پاسخ داد. رابطه پزشک و بیمار در این مواقع باید به نحوی باشد که صمیمیت و اعتماد دو طرفه وجود داشته باشد تا درمان مناسب انتخاب شود. گرفتن دوش آب گرم قبل از مقاربت کار مثبتی است که باعث کاهش اضطراب و آرامش فرد می شود. معمولا درمان گران و مشاورانی که در زمینه مشکلات جنسی فعالیت می کنند از جنس درمانی )sex therapy( استفاده می کنند. این افراد سعی می کنند زنان مبتلا به اختلال عملکرد جنسی را راهنمایی کنند و درمان هایی را در این زمینه ارائه می دهند. این درمان ها شامل موارد ذیل است: روش های حل مشکل جهت برقراری ارتباط موثر بین همسران، آموزش روش ها و ورز ش های خاص برای تقویت تجربه جنسی در فرد مبتلا (مثلا در مواردی که خانم به انقباضات غیرارادی مهبل مبتلاست، روش هایی جهت شل شدن ورودی مهبل به او آموزش می دهند یا در مواردی که خانم نمی تواند به ارگاسم یا اوج لذت جنسی برسد روش هایی را جهت رفع این مشکل به او آموزش می دهند)، در بعضی مواقع از همسر نیز درخواست می شود در این جلسات درمانی شرکت کند و درمانی دوگانه صورت می گیرد تا مشکلات هر دو نفر مشخص شده و آموزش های لازم ارائه شود، روش های انحراف فکری (مثلا وقتی خانم دائما از نظر فکری بر روی مشکلات زندگی یا مواردی از این قبیل متمرکز است و نمی تواند رابطه جنسی درستی داشته باشد روش هایی به او آموزش داده می شود تا فکر او از این مشکلات منحرف شود مثل گوش کردن موسیقی و غیره و…)، روش های شل کردن و انقباض عضلات لگن، هیپنوتیزم و تلقین برای کنترل علائمی که باعث بروز اضطراب می شوند (مثلا خانمی که دچار ترس است یا اعتماد به نفس او ضعیف است اضطراب پیدا می کند) و آموزش رفتاری مثل روش های حفظ قاطعیت برای کمک به اینکه خانم بتواند احساسات و نیازهای عاطفی و جنسی خود را بیان کند. روش های پیشگیری طبیعی است که باید جلوی بروز چنین اختلالاتی را گرفت، زیرا این مشکل باعث بر هم خوردن روابط همسران و آشفتگی فکر و ذهن آنها می شود و زندگی آنها را در یک حلقه معیوب می اندازد. عواملی جزو فاکتورهای خطرساز محسوب می شوند که زنان را مستعد ابتلا به اختلال عملکرد جنسی می کنند. مشکلات عاطفی و استرس مثل تنش هایی که در روابط فردی وجود دارد یا نگرانی های مالی و اقتصادی، مشکلات سلامتی که باعث درد حین مقاربت می شوند یا در انجام این عمل مشکل ایجاد می کنند، جراحی های لگن و ناحیه تناسلی، بیماری های عصبی مثل حمله مغزی، آسیب نخاعی و بیماری پارکینسون، بیماری های غدد درون ریز مثل دیابت یا بیماری کبدی، بیماری عروقی محیطی، سابقه آسیب و صدمه جنسی مثل سوء رفتار جنسی در کودکی، عدم وجود تمایل به مسائل جنسی (که باید ریشه یابی و درمان شود) و مصرف بعضی داروها، فرد را در معرض خطر ابتلا به چنین مشکلی قرار می دهد. یک خانم برای اینکه بعد جنسی زندگی خود را از آسیب حفظ کند باید مواردی را مدنظر قرار دهد تا از بروز مشکل پیشگیری به عمل آورد. بهتر است روش ها و مهارت های برقراری ارتباط موثر با همسر را بیاموزید تا بتوانید نیازها و تمایلات خود را به راحتی و به صورت موثر با او در میان بگذارید. با الگوها و روش هایی که باعث برانگیختگی و ایجاد انگیزش جنسی در خودتان می شود آشنا شوید. نگذارید استرس های زندگی مثل مشکلات اقتصادی، شغلی و تنش ها بین شما و همسرتان اتفاق بیافتد. بهتر است بدانید بسیاری زنان همواره در طی رابطه جنسی به اوج لذت جنسی یا ارگاسم نمی رسند. در صورت لزوم از مقادیر کافی ژل نرم کننده مهبلی استفاده کنید تا درد برطرف شود. انتظارات بیش از اندازه از خود نداشته باشید و همواره رابطه عاطفی خوب و نزدیکی را با همسرتان حفظ کنید.اگر زنی جهت داشتن روابط جنسی با همسرش از طرف او تحت فشار روحی زیاد قرار بگیرد انگیزش جنسی در او سرکوب می شود، زیرا او در شرایط روحی یا جسمی مساعدی نیست و توقع و انتظار همسرش کاملا بی مورد است بسیاری از موارد اختلال عملکرد جنسی در زنان اگرچه آزاردهنده اما قابل درمان است.
اهمیت داشتن سلامت روانی از دیدگاه پزشکان

در خود فروماندگی یا اوتیسم یکی از بیماری های نادر روانی است که بیشتر از دوران کودکی خود را نمایان می سازد. افرادی که مبتلا به این اختلال هستند ، مشکلات بسیاری از لحاظ برقراری ارتباط اجتماعی با دیگران دارند و ابراز احساسات و عواطف آنها را درک نمی کنند.
مدت ها پیش از آنکه تشخیص برایشان مطرح شود، والدین شک دارند که چیزی متفاوت در مورد کودکشان وجود دارد. در زیر به چند نمونه اشاره می کنیم:
*«شایان» از زمان تولد متفاوت با دیگر نوزادان به نظر می رسید. در سنینی که کودکان از برقراری ارتباط با دیگران لذت می برند و علاقه مند به کشف محیط اطرافشان هستند، شایان بی حرکت در تختش می نشست و به جغجغه و سایر اسباب بازی هایش توجه نمی کرد. از نظر رشد و تکامل سیر طبیعی را طی نکرد. قبل از آنکه چهار دست و پا راه برود ایستاد و زمانی که شروع به راه رفتن کرد بر روی پنجه راه می رفت. در ۳۰ ماهگی هنوز قادر به تکلم نبود و خواسته هایش را با جیغ زدن و فریاد بیان می کرد. ساعت ها می نشست و به یک اسباب بازی خیره می شد.
*«سارا» در دوران نوزادی پراحساس و شاد بود. در ۶ ماهگی می توانست بنشیند و چهار دست و پا راه برود. در ۱۰ ماهگی شروع به راه رفتن کرد و قادر بود کلمات ساده را بیان کند. یک روز در ۱۸ ماهگی مادرش متوجه شد که تنها در آشپزخانه نشسته و با تمرکز و مداومت چرخ های جاروبرقی را می چرخاند به طوری که صدای مادرش که نام او را صدا می زند نمی شنود. بعد از آن به تدریج سارا توانایی تکلم را از دست داد و ارتباطش با دیگران قطع شد. اسباب بازی هایش را می لیسید یا بو می کرد. مرتباً در خانه راه می رفت و پی درپی چراغ ها را روشن و خاموش می کرد. اگر کسی مانع کارش می شد، قشقرق به پا می کرد.
*«مهران» ۷ ساله علاقه زیادی به منظم کردن اشیا داشت. ماشین هایش را در یک ردیف می چید و اگر این نظم به هم می خورد عصبی می شد. آداب خاصی را رعایت می کرد. از یک مسیر مشخص در منزل حرکت می کرد. به نظر می رسید در مدرسه علاقه ای به ارتباط با دیگران ندارد. تماس چشمی مناسبی برقرار نمی کرد. کلمات و جملات را بدون درک و به صورت طوطی وار تکرار می کرد. از کودکی علاقه زیادی به چرخیدن و حرکات چرخشی داشت. مدت ها به حرکت پنکه و ماشین لباسشویی خیره می ماند. به صحبت های اطرافیان پاسخ نمی داد. به طوری که ابتدا به نظر می رسید ناشنوا است. در تست های شنوایی انجام شده مشخص شد که مهران از نظر شنوایی مشکلی ندارد. برای هر سه کودک تشخیص اوتیسم مطرح شد.اوتیسم یک اختلال تکاملی است که بر حیطه های مختلف تعاملات اجتماعی، مهارت های ارتباطی، ارتباط کلامی و غیرکلامی تأثیر می گذارد. اختلال در تعاملات اجتماعی به صورت تماس چشمی خفیف، بی تفاوتی و روابط شخصی محدود، نادیده گرفتن دیگران و عدم بروز واکنش های محبت آمیز مشخص می شود. اختلال در مهارت های ارتباطی نیز به صورت تأخیر یا فقدان تکلم، ناتوانی در شروع گفت وگو، تکرار کلمات و عبارات به صورت کلیشه ای و به کارگیری نامناسب آنها بدون درک مفاهیم نمود می یابد. همچنین رفتارها، فعالیت ها و علایق آنها کلیشه ای، تکراری و محدود است. آداب خاصی را رعایت می کنند (مثلاً غذاهای خاصی می خورند) به دور خود می چرخند. از چرخاندن اشیا و حرکات چرخشی لذت می برند. حرکات تکراری در بدن دارند. مثل تکان دادن دست ها (مانند بال زدن)، جلو و عقب رفتن مکرر، ضربه به سر و صورت تکراری و مداوم.علائم این اختلال معمولاً در سه سال اول زندگی بروز می کنند. علت اصلی آن شناخته نشده است و در پسران شایع تر از دختران است. این اختلال به صورت یک طیف است. حدود دو سوم کودکان مبتلا به اوتیسم درجاتی از عقب ماندگی را نشان می دهند، قادر به تکلم نیستند و علائمی به صورت خودآزاری و دیگرآزاری نشان می دهند. گروهی دیگر بهره هوشی نرمال دارند و در بعضی زمینه ها (مانند نقاشی) بسیار توانا هستند.
علائم هشدار
در صورت مشاهده این علائم در کودک خود برای ارزیابی بیشتر به پزشک متخصص مراجعه کنید:
۱. کودک تا ۶ ماهگی لبخند نزده یا در چهره اش حالتی از هیجان و بیان احساسات دیده نمی شود.
۲. تا ۱۲ ماهگی غان و غون نکرده است.
۳. تا ۱۶ ماهگی کلمه ای به زبان نیاورده است.
۴. تا ۲۴ ماهگی عبارات معنی دار دو کلمه ای به کار نبرده است.
۵. در هر سنی، توانایی های قبلی خود (مهارت های اجتماعی، تکلم و…) را از دست داده است. اغلب والدین در سنین ۱۴ تا ۱۵ ماهگی متوجه مشکلی در کودک خود می شوند اما معمولاً منتظرند به این امید که با رشد کودک شرایط تغییر کند.
آیا امیدی به درمان کودکان مبتلا به اوتیسم هست؟
نکته مهم این است که در صورت مشاهده هرگونه رفتار غیرطبیعی در هر سنی مراجعه به متخصص اولین قدمی است که والدین باید به آن بپردازند. در درجه اول روانپزشکان کودک و نوجوان و سپس روانپزشکان و روانشناسان راهنماهای خوبی خواهند بود. بسیاری از والدین هنگامی که تشخیص اوتیسم برای کودکشان مطرح می شود رویکرد مناسبی ندارند. گروهی کودک خود را نزد متخصص های مختلف می برند به این امید که تشخیص دیگری برایش مطرح شود. گروهی امید و آرزویی را که برای کودکشان داشتند نقش بر آب می بینند و از هرگونه اقدامی ناامید می شوند. گروهی مشکلات فرزندشان را انکار می کنند و به امید علاج فوری هستند. امروزه بیش از هر زمان دیگری می توان به کودکان مبتلا به اوتیسم کمک کرد. مداخله زودرس شامل آموزش های ویژه، حمایت خانواده و در بعضی موارد درمان دارویی به بسیاری از کودکان مبتلا به اوتیسم در رسیدن به تجربه زندگی هرچه طبیعی تر کمک خواهند کرد. برنامه های آموزشی ویژه می توانند ظرفیت کودکان را در یادگیری، برقراری ارتباط با دیگران و تعاملات اجتماعی افزایش دهد و همزمان می تواند شدت رفتارهای مخرب را کاهش دهد. درمان دارویی نیز در کاهش شدت علائم مؤثر است.امروز امید زیادی به پیشرفت کودکانی است که درمان مناسب و مؤثری گرفته اند حتی بسیاری از کودکانی که از نظر ذهنی، عقب افتاده اند در انجام کارهای مشخصی مثل پوشیدن لباس و فعالیت هایی نظیر آشپزی و… مهارت هایی را کسب خواهند کرد. گروهی دیگر مهارت های تحصیلی مانند خواندن، نوشتن، محاسبات ساده را به دست خواهند آورد. بعضی دبیرستان را تمام می کنند و گروهی نیز به دانشگاه می روند. گروهی از کودکان مبتلا به اوتیسم نیز که در زمینه هایی مانند نقاشی، موسیقی، انجام محاسبات و… توانایی خاصی دارند، حتی بسیار بیشتر از افراد طبیعی، پیشرفت های چشمگیری نشان می دهند.نکته مهم شروع هرچه سریع تر مداخلات درمانی است. اما نکته مهم تر این است که هیچگاه برای شروع درمان دیر نیست. نوجوانی زمان خوبی برای «شایان» بود. او در این سنین بسیار آرام بوده، رفتارهای محبت آمیز بیشتری از او سر می زد، اجتماعی تر شده بود و در مکالمات روزمره شرکت می کرد. دارو باعث کنترل رفتارهای پرخاشگرانه او شده بود و به ندرت به هنگام عصبانیت چیزی را پرت می کرد یا می شکست. اکنون در ۲۰ سالگی به کار اشتغال دارد. از سر زدن به والدینش لذت می برد، اما هنوز به نظم و ترتیب اهمیت ویژه ای می دهد. به محض اینکه به منزل می رسد، مبلمان را جابه جا می کند و همان ترتیب قبلی که با آن آشناست را انتخاب می کند.«سارا» در ۶ سالگی بعد از سال ها شروع به حرف زدن کرد. جملاتی می ساخت که برای دیگران قابل فهم بود. اکنون در ۱۳ سالگی، وسواس مداوم برای روشن و خاموش کردن چراغ ها را از دست داده است و تنها در زمانی که هیجان و استرس زیادی دارد، این رفتار را نشان می دهد. در مدرسه پیشرفت خوبی داشته است. اما به نظر می رسد هنوز تمایلی به بازی کردن با دیگران ندارد. اما به نظر می رسد نسبت به محیط اطراف و سایر افراد آگاهانه تر رفتار می کند. انگار متوجه تفاوت خود با سایر کودکان شده است.«مهران» در ۴ سالگی در یک برنامه آموزشی شرکت کرده است و در منزل، مادرش آموزش هایی به او می دهد. اکنون تماس چشمی بیشتری برقرار می کند و شروع به صحبت کرده است. مهارت های چشمگیری نیز از خود نشان می دهد. حافظه قوی ای دارد. با وجودی که هنوز به صراحت صحبت نمی کند اما می تواند برنامه های تلویزیونی را تعریف کند و آنها را نمایش دهد.
مدت ها پیش از آنکه تشخیص برایشان مطرح شود، والدین شک دارند که چیزی متفاوت در مورد کودکشان وجود دارد. در زیر به چند نمونه اشاره می کنیم:
*«شایان» از زمان تولد متفاوت با دیگر نوزادان به نظر می رسید. در سنینی که کودکان از برقراری ارتباط با دیگران لذت می برند و علاقه مند به کشف محیط اطرافشان هستند، شایان بی حرکت در تختش می نشست و به جغجغه و سایر اسباب بازی هایش توجه نمی کرد. از نظر رشد و تکامل سیر طبیعی را طی نکرد. قبل از آنکه چهار دست و پا راه برود ایستاد و زمانی که شروع به راه رفتن کرد بر روی پنجه راه می رفت. در ۳۰ ماهگی هنوز قادر به تکلم نبود و خواسته هایش را با جیغ زدن و فریاد بیان می کرد. ساعت ها می نشست و به یک اسباب بازی خیره می شد.
*«سارا» در دوران نوزادی پراحساس و شاد بود. در ۶ ماهگی می توانست بنشیند و چهار دست و پا راه برود. در ۱۰ ماهگی شروع به راه رفتن کرد و قادر بود کلمات ساده را بیان کند. یک روز در ۱۸ ماهگی مادرش متوجه شد که تنها در آشپزخانه نشسته و با تمرکز و مداومت چرخ های جاروبرقی را می چرخاند به طوری که صدای مادرش که نام او را صدا می زند نمی شنود. بعد از آن به تدریج سارا توانایی تکلم را از دست داد و ارتباطش با دیگران قطع شد. اسباب بازی هایش را می لیسید یا بو می کرد. مرتباً در خانه راه می رفت و پی درپی چراغ ها را روشن و خاموش می کرد. اگر کسی مانع کارش می شد، قشقرق به پا می کرد.
*«مهران» ۷ ساله علاقه زیادی به منظم کردن اشیا داشت. ماشین هایش را در یک ردیف می چید و اگر این نظم به هم می خورد عصبی می شد. آداب خاصی را رعایت می کرد. از یک مسیر مشخص در منزل حرکت می کرد. به نظر می رسید در مدرسه علاقه ای به ارتباط با دیگران ندارد. تماس چشمی مناسبی برقرار نمی کرد. کلمات و جملات را بدون درک و به صورت طوطی وار تکرار می کرد. از کودکی علاقه زیادی به چرخیدن و حرکات چرخشی داشت. مدت ها به حرکت پنکه و ماشین لباسشویی خیره می ماند. به صحبت های اطرافیان پاسخ نمی داد. به طوری که ابتدا به نظر می رسید ناشنوا است. در تست های شنوایی انجام شده مشخص شد که مهران از نظر شنوایی مشکلی ندارد. برای هر سه کودک تشخیص اوتیسم مطرح شد.اوتیسم یک اختلال تکاملی است که بر حیطه های مختلف تعاملات اجتماعی، مهارت های ارتباطی، ارتباط کلامی و غیرکلامی تأثیر می گذارد. اختلال در تعاملات اجتماعی به صورت تماس چشمی خفیف، بی تفاوتی و روابط شخصی محدود، نادیده گرفتن دیگران و عدم بروز واکنش های محبت آمیز مشخص می شود. اختلال در مهارت های ارتباطی نیز به صورت تأخیر یا فقدان تکلم، ناتوانی در شروع گفت وگو، تکرار کلمات و عبارات به صورت کلیشه ای و به کارگیری نامناسب آنها بدون درک مفاهیم نمود می یابد. همچنین رفتارها، فعالیت ها و علایق آنها کلیشه ای، تکراری و محدود است. آداب خاصی را رعایت می کنند (مثلاً غذاهای خاصی می خورند) به دور خود می چرخند. از چرخاندن اشیا و حرکات چرخشی لذت می برند. حرکات تکراری در بدن دارند. مثل تکان دادن دست ها (مانند بال زدن)، جلو و عقب رفتن مکرر، ضربه به سر و صورت تکراری و مداوم.علائم این اختلال معمولاً در سه سال اول زندگی بروز می کنند. علت اصلی آن شناخته نشده است و در پسران شایع تر از دختران است. این اختلال به صورت یک طیف است. حدود دو سوم کودکان مبتلا به اوتیسم درجاتی از عقب ماندگی را نشان می دهند، قادر به تکلم نیستند و علائمی به صورت خودآزاری و دیگرآزاری نشان می دهند. گروهی دیگر بهره هوشی نرمال دارند و در بعضی زمینه ها (مانند نقاشی) بسیار توانا هستند.
علائم هشدار
در صورت مشاهده این علائم در کودک خود برای ارزیابی بیشتر به پزشک متخصص مراجعه کنید:
۱. کودک تا ۶ ماهگی لبخند نزده یا در چهره اش حالتی از هیجان و بیان احساسات دیده نمی شود.
۲. تا ۱۲ ماهگی غان و غون نکرده است.
۳. تا ۱۶ ماهگی کلمه ای به زبان نیاورده است.
۴. تا ۲۴ ماهگی عبارات معنی دار دو کلمه ای به کار نبرده است.
۵. در هر سنی، توانایی های قبلی خود (مهارت های اجتماعی، تکلم و…) را از دست داده است. اغلب والدین در سنین ۱۴ تا ۱۵ ماهگی متوجه مشکلی در کودک خود می شوند اما معمولاً منتظرند به این امید که با رشد کودک شرایط تغییر کند.
آیا امیدی به درمان کودکان مبتلا به اوتیسم هست؟
نکته مهم این است که در صورت مشاهده هرگونه رفتار غیرطبیعی در هر سنی مراجعه به متخصص اولین قدمی است که والدین باید به آن بپردازند. در درجه اول روانپزشکان کودک و نوجوان و سپس روانپزشکان و روانشناسان راهنماهای خوبی خواهند بود. بسیاری از والدین هنگامی که تشخیص اوتیسم برای کودکشان مطرح می شود رویکرد مناسبی ندارند. گروهی کودک خود را نزد متخصص های مختلف می برند به این امید که تشخیص دیگری برایش مطرح شود. گروهی امید و آرزویی را که برای کودکشان داشتند نقش بر آب می بینند و از هرگونه اقدامی ناامید می شوند. گروهی مشکلات فرزندشان را انکار می کنند و به امید علاج فوری هستند. امروزه بیش از هر زمان دیگری می توان به کودکان مبتلا به اوتیسم کمک کرد. مداخله زودرس شامل آموزش های ویژه، حمایت خانواده و در بعضی موارد درمان دارویی به بسیاری از کودکان مبتلا به اوتیسم در رسیدن به تجربه زندگی هرچه طبیعی تر کمک خواهند کرد. برنامه های آموزشی ویژه می توانند ظرفیت کودکان را در یادگیری، برقراری ارتباط با دیگران و تعاملات اجتماعی افزایش دهد و همزمان می تواند شدت رفتارهای مخرب را کاهش دهد. درمان دارویی نیز در کاهش شدت علائم مؤثر است.امروز امید زیادی به پیشرفت کودکانی است که درمان مناسب و مؤثری گرفته اند حتی بسیاری از کودکانی که از نظر ذهنی، عقب افتاده اند در انجام کارهای مشخصی مثل پوشیدن لباس و فعالیت هایی نظیر آشپزی و… مهارت هایی را کسب خواهند کرد. گروهی دیگر مهارت های تحصیلی مانند خواندن، نوشتن، محاسبات ساده را به دست خواهند آورد. بعضی دبیرستان را تمام می کنند و گروهی نیز به دانشگاه می روند. گروهی از کودکان مبتلا به اوتیسم نیز که در زمینه هایی مانند نقاشی، موسیقی، انجام محاسبات و… توانایی خاصی دارند، حتی بسیار بیشتر از افراد طبیعی، پیشرفت های چشمگیری نشان می دهند.نکته مهم شروع هرچه سریع تر مداخلات درمانی است. اما نکته مهم تر این است که هیچگاه برای شروع درمان دیر نیست. نوجوانی زمان خوبی برای «شایان» بود. او در این سنین بسیار آرام بوده، رفتارهای محبت آمیز بیشتری از او سر می زد، اجتماعی تر شده بود و در مکالمات روزمره شرکت می کرد. دارو باعث کنترل رفتارهای پرخاشگرانه او شده بود و به ندرت به هنگام عصبانیت چیزی را پرت می کرد یا می شکست. اکنون در ۲۰ سالگی به کار اشتغال دارد. از سر زدن به والدینش لذت می برد، اما هنوز به نظم و ترتیب اهمیت ویژه ای می دهد. به محض اینکه به منزل می رسد، مبلمان را جابه جا می کند و همان ترتیب قبلی که با آن آشناست را انتخاب می کند.«سارا» در ۶ سالگی بعد از سال ها شروع به حرف زدن کرد. جملاتی می ساخت که برای دیگران قابل فهم بود. اکنون در ۱۳ سالگی، وسواس مداوم برای روشن و خاموش کردن چراغ ها را از دست داده است و تنها در زمانی که هیجان و استرس زیادی دارد، این رفتار را نشان می دهد. در مدرسه پیشرفت خوبی داشته است. اما به نظر می رسد هنوز تمایلی به بازی کردن با دیگران ندارد. اما به نظر می رسد نسبت به محیط اطراف و سایر افراد آگاهانه تر رفتار می کند. انگار متوجه تفاوت خود با سایر کودکان شده است.«مهران» در ۴ سالگی در یک برنامه آموزشی شرکت کرده است و در منزل، مادرش آموزش هایی به او می دهد. اکنون تماس چشمی بیشتری برقرار می کند و شروع به صحبت کرده است. مهارت های چشمگیری نیز از خود نشان می دهد. حافظه قوی ای دارد. با وجودی که هنوز به صراحت صحبت نمی کند اما می تواند برنامه های تلویزیونی را تعریف کند و آنها را نمایش دهد.
همه چیز در رابطه با بیماری در خود فروماندگی
همه جیز درمورد اوتیسم,شرح بیماری اوتیسم,از بیماری اوتیسم چه می دانید,بیماری اوتیسم چیست

عصبانیت یکی از رفتار های روزمره افراد در برابر اتفاقاتی است که بر خلاف میل آنها رخ داده است. عصبی بودن به طور مستمر می تواند باعث بروز بسیاری از بیماری ها شود. اگر شما نیز از دسته افرادی هستید که از این رفتار خود خسته شده اید ، با ما همراه باشید.
عصبانیت اغلب موقعیتی را برای فرار کردن فرد از خودش فراهم می سازد که به نوبه خود فرد را از حل سریع مشکلش بازمی دارد. به هنگام عصبانیت، او دیگر قادر نیست به طور موثری عمل کند؛ چیزی که بر عصبانیت او می افزاید.وقتی او از انجام کاری می خواهد سرباز زند، شروع می کند به انتقاد کردن از خودش و دیگران. عصبانیت او لبریز می شود و در سایر روابط او که بسیار با منشاء اصلی عصبانیت او فاصله دارند، احساس خشم و عصبانیت از خود نشان می دهد. عصبانیت یک هیجان قوی است که می تواند از لحاظ فیزیکی به فرد صدمه بزند. عصبانی شدن، مثل این است که اجازه دهیم یک ولتاژ قوی برق از بدنمان عبور کند. افرادی که زود عصبانی می شوند و عصبانیت آنها طولانی می شود، در واقع مجوز صدور فهرست بلندبالایی از بیماری ها را برای خود به ارمغان می آورند. از قبیل انواع سردردها، مشکلات پوستی، پشت درد، انواع زخم ها و حتی حملات قلبی. عصبانیت اغلب نه تنها موجب حرکاتی مثل لگد زدن به اسباب و اثاثیه، پرتاب کردن آنها و کارهای دیگری می شود، بلکه مشکلات جدی تر را مثل حوادث، کتک کاری و حتی قتل ها را به همراه دارد. دو شکل اساساً متفاوت بیان عصبانیت در زیر ترسیم می شود. اکثر افراد از میان دو حد افراطی عصبانیت، اختلافات جزیی با هم دارند، در حالی که برخی افراد فقط شدیدترین شکل عصبانیت را نشان می دهند. احساس و بیان فرد ممکن است بستگی به موقعیت یا شخصی داشته باشد که فرد با او رابطه دارد.
آدم عجول
او به طغیان های ناگهانی مشهور است که اغلب به از کوره در رفتن او منجر می شود. او آزادانه احساس خشمش را بیرون می ریزد و اغلب چیزهایی می گوید که واقعاً منظورش را نمی رساند. عصبانیت او به احساسات افراد آسیب می زند و متعاقباً موجب نابودی روابط می شود.از آنجایی که شدت پرخاشگری او زیاد است و شکایت هایش به وضوح شنیده نمی شود، با عدم تایید روبه رو می شود و موضوعات اصلی مورد بی توجهی قرار می گیرد. دلخوری ها و رنجش ها از او بیشتر می شود و مردم از او دوری می کنند یا به راحتی او را کنار می گذارند و هرگز او را جدی نمی گیرند. او بیشتر انرژی اش را صرف طغیان های عصبانیتش می کند، اما عملاً چیزی عایدش نمی شود.
از هر جهت دوست داشتنی
او عصبانیتش را همیشه حتی وقتی تنهاست و با خودش
رو راست است، کنترل می کند تا از تعارض های آشکار جلوگیری کند. او از درون، از عصبانیت می سوزد، اما تلاش می کند تا قیافه ظاهرش را آرام نگه دارد، انگار نه انگار که هیچ آسیبی به او وارد می شود. با این کار، او بخشی از خشم و عصبانیت درونی اش را کم می کند. او به رفتار غیرمنصفانه ای که با او شده است اعتراضی نمی کند. بنابراین دیگران دلیلی برای این که چرا باید رفتارشان را تغییر دهند، نمی یابند. او یا تغییر عقیده می دهد و به خاطر اجتناب از صدمات آتی در انزوا زندگی می کند، یا به پنهان کردن احساساتش با دردی عذاب آور ادامه می دهد.عصبانیت در هر دو حالت به طور نامناسبی نشان داده می شود. به طور غیرموثری بیرون می ریزد یا به خود شخص بازمی گردد. در هیچ یک از این حالت ها از عصبانیت چیزی عاید فرد نمی شود.ما نمی توانیم عصبانیت را نادیده بگیریم یا آن را کاملاً از زندگی خود محو کنیم. عصبانیت، نه «خوب» است و نه «بد» چیزی است که هست. عصبانیت همیشه بنا به دلیلی پیش می آید و به همین خاطر سزاوار توجه و دقت بیشتری است.
رهنمودهای عملی و سودمند
هر چند که شما نمی توانید عصبانیت بی حاصل را کاملاً از بین ببرید اما می توانید آن را کاهش دهید و به این ترتیب با افراد و موقعیت ها به طور موثر برخورد کنید. در اینجا پیشنهاداتی ارائه می شود که می تواند کمک کننده باشد. حداقل یک یا دو پیشنهاد را که برای شما ساده تر و عملی تر و بنابراین مفیدفایده است را انتخاب کنید.
مسائل و انتظارات خود را با صراحت بیان کنید
عصبانیت گاهی اوقات ناشی از مسائل، خواسته ها و انتظارات ابراز نشده است. مادری که پرستار است و سردرد شدیدی دارد به راحتی ممکن است از دست کودکش که از او می خواهد غذای بخصوصی را برایش درست کند، عصبانی شود. وقتی او به کودکش درباره مشکل فیزیکی خود (سردرد) حرفی نزده است نمی توان از کودک انتظار داشت که درد او را بفهمد و نسبت به او اظهار نگرانی کند.طغیان عصبانیتش فقط او را بیش از پیش از خود دور می کند، و او رفتاری را که سزاوارش است، دریافت نمی کند. وقتی شما در شرایط بحران قرار می گیرید و نیازمند کمک هستید، تقاضای کمک کنید. اکثر مردم فقط در صورتی که به آنها بگویید به آنها نیاز دارید به راحتی می توانند شما را درک کنند. این نگرش که آنها خودشان «باید بفهمند» خیلی سودمند و عملی نیست.
با بیان کردن حقایق درباره مشکل خود صحبت کنید
با بیان کردن احساسات و اجتناب از سرزنش ها، با توصیف کردن و نه قضاوت کردن، فرد می تواند از «شکل گیری» عصبانیت پیشگیری کند. بحث آزاد درباره تعارض، موقعیت را مشخص تر کرده و به حل سریع مشکل کمک می کند.راجا همیشه وقتی می خواست سر کار برود، از دست همسرش عصبانی می شد. وقتی متوجه شد با فریاد زدن و عصبانی شدن کاری از پیش نمی برد، تصمیم گرفت با همسرش صحبت کند و دقیقاً آنچه را که از او انتظار دارد، به او بگوید: «وقتی ناهار دیر آماده می شود، من دچار تنش می شوم، چون ممکن است دیرتر به سر کار برسم. به همین دلیل است که سرت داد می زنم. من مضطرب می شوم و بدون احتیاط و تند رانندگی می کنم، آن وقت تمام روز احساس بدی دارم، چون می دانم که تو را رنجانده ام. من خوشحال تر خواهم بود اگر غذای ساده تری درست کنی که سر وقت آماده شود.» راجا فهمید که ابراز حقیقت موثرتر از عصبانیت دائم، مشکل او را حل کرده است.
توضیح بخواهید
جملات و سئوالات طراحی شده که فرد را وادار می کند درباره افکارش صحبت کند، بسیار سودمند و موثر است. خشن و بداخلاق بودن، همان طور که همکار شما طی هفته گذشته بوده است، در حل مشکل کمکی نمی کند.«من احساس می کنم شما از دست من ناراحت هستید، این طور نیست؟ شاید به این وسیله بتوان فرد را به صحبت دعوت کرد. بسیار خوب ممکن است وقتی را برای صحبت کردن به شما اختصاص دهم.»
چگونه برای همیشه با عصبانیت خداحافظی کنیم؟
کنترل عصبانیت,روش هایی برای رسیدن به آرامش,کنترل عصبانیت همسر,کنترل عصبانیت در کودکان,کنترل عصبانیت در نوجوانی,کنترل عصبانیت والدین,کنترل عصبانیت شدید,کنترل عصبانیت وخشم,راهای کنترل عصبانیت,راه هایی برای رسیدن به آرامش,روش هایی عالی برای رسیدن به آرامش,توصیه هایی برای رسیدن به آرامش