
وقتی که یک پسر بچه بودم، همواره فرمژه مامانم را از دستش میگرفتم و مژههای خودم را فر میکردم! و همواره بعلت استفاده از آن سرزنش می شدم، اما برایم مهم نبود. اصولا یکی ازعلتهایی که لوازم آرایش را دوست داشتم، همین فرمژه بود.
حالا بعنوان یک آرایشگر حرفهای، هنوز از فرمژه قدردانی میکنم! فر کردن مژهها یکی از آن بخشهای آرایش است که هیچگاه به آن اهمیت زیادی داده نمیشود، اما اگر بصورت صحیح صورت بگیرد، میتواند نتیجهی چشم گیری در ظاهرتان بوجود بیاورد.
با یک انحنای درست و حسابی، مژهها بلندتر، ضخیمتر و پر تر، و چشمان هم بزرگتر و سرحالتر بنظر میرسد.
هر آرایشگری برای فر کردن مژه تکنیک خودش را دارد. شما در اینجا با روشی که من برای فر کردن مژه استفاده میکنم و برای سالها تست شده است آشنا خواهید شد.
دستگیرههای فرمژهتان را همانطور که معمولا نگاه میدارید، در دستانتان بگیرید. اگر می خواهید از فرمژه برای مژههای مشتریتان استفاده کنی، اصول بهداشتی را فراموش نکنید!
فرمژه را کاملا باز کنید و به سمت مژهی بالایی بیاورید، بررسی کنید که نوار، دقیقا بالای ریشهی مژه قرار بگیرد. همچنین ببینید که آیا تمام مژهها درون فرمژه قرار دارند یا نه. ابزارتان را عمود به زمین بگیرید، به طوری که روی انحنا به بیرون باشد.

فرمژه را بدقت بر روی مژهها ببندید و به آهستگی و با نیرویی نرم و ضربات کوتاه، فشار وارد کنید.
حالا فرمژه را بالاتر بیاورید تا انحنای فرمژه با انحنای چین مژهتان همردیف شود. این کار در بین حرفهایها یک راز است. با اینکار بجای اینکه مژههایتان چروکیده شود، قشنگ فر خواهد شد. به دستگیرههای فرمژه، به آرامی و با ضربات کوتاه فشار وارد کنید. حالا برای چند ثانیه بدون اینکه پلک بزنید ابزار را در همانجا نگاه دارید.
فرمژه را از ریشهی مژهها با فشار و ضرباتی با آهنگ یکسان حرکت دهید تا به نوک مژهها برسید.
حالا فرمژه را از چشمتان دور کنید و انحنای مژههایتان را بررسی کنید. قبل از شروع آرایش اگر هنوز نیاز بود، دوباره همان مراحل را تکرار کنید؛ سپس به سراغ چشم بعدی بروید.
آرایشگران زیادی فرمژه ی مورد علاقه ی خودشان را دارند، من هم همینطور. دو برند Shiseido و Shu Uemura، جزو فرمژههای محبوب بین حرفهایهای آرایش است. من هم عاشق این دو هستم، اما بنظرم برای شکل مژههایی صافتر و با انحنای کمتر، بهتر جواب میدهند.

برای مژههایی کاملا فر (که بیشتر متداولند)، ابزارهای مورد علاقهی من فرمژهی Billy B و دیگری کاری از Kevyn Aucoin است.
فرمژهی Billy B شکل و اندازهای ایدهآل برای اکثر چشمها دارد و فشاری عالی برای بدست آمدن یک فر بی عیب و نقص ایجاد میکند. متخصص آرایش کوین آکوین، فرمژهی Shu Uemura را طراحی کرده است، اما احساس میکند که به آن اندازه که میخواسته است فراگیر نشده؛ پس تصمیم گرفت تا فرمژهی برند خودش را که پهنتر است و میتواند دقیقترین انحنایی را که تابحال دیدهام به مژههای شما بدهد، بسازد.
خیلی خب، حالا شما با اسرار من برای فر کردن مژهها آشنا شدید. از فر کردن مژههایتان نترسید؛ دست به کار شوید و مژههایی مجلل برای خودتان دست و پا کنید.
شیوه درست فرموژه گذاری چگونه است
تکنیک فرموژه گذاشتن,برندهای معروف فرموژه,چگونه مژه ها را فر کنیم

همانطور که در مطلب قبل گفتیم ، خواب یکی از مهم ترین کارهایی است که در طول شبانه روز باید انجام شود. در صورتی که میزان خواب شما کافی نباشد ، تاثیرات منفی زیادی بر روی بدن شما می گذارد ، مغز انسان به خواب نیاز حیاتی دارد.
هفته پیش در چنین روزی شام چه خوردید؟ به احتمال زیاد دقیقا به یاد نمی آورید، اما جالب است که مدت کوتاهی پس از صرف هر وعده غذایی می توانید محتویات بشقاب تان را با تمام جزئیات به خاطر آورید. در این میان چه اتفاقی روی می دهد. آیا خاطراتی از این دست، کم کم محو می شوند یا به طور ناگهانی از بین می روند؟
خاطرات دیداری مثل بشقاب غذا در حافظه دیداری (visual memory) ذخیره می شود. ذهن ما از حافظه تصویری برای ساده ترین عملکردها استفاده می کند.
مثلاً برای یادآوردن چهره کسی که بتازگی دیده ایم، از این حافظه بهره می بریم. بدون حافظه دیداری، قادر به ذخیره آنچه دیده ایم و بازیابی آن در آینده نخواهیم بود.
ظرفیت حافظه تصویری انسان با برخی توانایی های شناختی مهم تر نظیر موفقیت درسی، هوش سیال (توانایی حل مسائل به شکلی نوآورانه) و درک کلی ارتباط تنگاتنگ دارد.
درک این که چگونه حافظه دیداری، عملکردهای ذهنی را تسهیل و از سویی محدودیت ایجاد می کند، مفید خواهد بود. با این که مدت هاست این پرسش های مهم مطرح است، اما هنوز در آغاز راه پاسخگویی به آن هستیم.
خاطراتی نظیر وعده های غذایی در حافظه دیداری کوتاه مدت ـ بویژه در نوعی حافظه تصویری با نام حافظه عملکرد دیداری (visual working memory) ـ ذخیره می شود.
این نوع حافظه جایی است که تصاویر وقتی مغز در حال کار روی چیزهای دیگر است، به صورت موقت در آن ذخیره می شوند؛ درست مثل تخته سیاهی که چیزهایی به صورت خلاصه روی آن نوشته و سپس پاک می شود.
هنگام یادآوری مطالب مختلف در فواصل زمانی کوتاه (مثلا وقتی یک دانشجو، نکاتی را که استاد روی تخته سیاه نوشته در دفترش وارد می کند) از حافظه عملکرد دیداری استفاده می شود.
حال این پرسش مطرح است: این خاطرات چه وقت پاک می شوند و وقتی پاک می شوند، آیا ردپایی از خود بر جای می گذارند یا اصلا چیزی باقی نمی ماند؟ اگر خاطرات کوتاه مدت تصویری کم کم حذف شود، باقیمانده این خاطرات باید قابل بازخوانی باشد، ولی اگر بکلی پاک شود، به هیچ وجه نمی توان آن را بازخوانی کرد.
بتازگی پژوهشگران به مطالعه ای در این زمینه دست زده اند. در این پژوهش، از افراد شرکت کننده خواسته شد سه مربع رنگی چشمک زن را مدتی کوتاه روی نمایشگر مشاهده کنند سپس از آنها خواسته شد رنگ هر مربع را بگویند. بعد از یک، چهار و ۱۰ثانیه، بار دیگر این مربع ها ظاهر شده، اما این بار فقط مربع های سیاه با حاشیه سفید دیده می شد. از شرکت کنندگان خواسته شد کار ساده ای انجام دهند و رنگ یکی از مربع ها را به یاد آورند. البته شرکت کنندگان از قبل نمی دانستند، رنگ کدام مربع پرسیده می شود.
این پژوهشگران فرض را بر این گذاشته بودند که عملکرد حافظه دیداری در این بازه های زمانی (یک، چهار یا ۱۰ ثانیه) کارکرد این حافظه را بیشتر نمایان کند.
اگر خاطرات کوتاه مدت دیداری کم کم از بین بروند، دقت شرکت کنندگان در یادآوری رنگ ها حتی پس از بازه زمانی طولانی تر باید زیاد بماند و فقط اندکی با رنگ اصلی مربع تفاوت داشته باشد، ولی اگر خاطرات یکباره از بین رود، شرکت کنندگان باید بتوانند پاسخ های دقیقی بیان کنند و بعد از این که بازه زمانی طولانی شد، فقط به حدس های خود تکیه کنند و نتوانند رنگ مورد نظر را به خاطر آورند.
نتیجه آزمایش این شد که شرکت کنندگان پاسخ بسیار دقیقی می دادند یا فقط آن را حدس می زدند. یعنی رنگ مربع را بدقت به خاطر می آوردند یا کاملا آن را فراموش کرده بودند.
ذهنشان درست همانند فایل های موجود در رایانه عمل می کرد. یک فایل متنی در گذر زمان از تعداد حرف هایش کم نمی شود و یک تصویر دیجیتال هم بعد از گذشت زمان، زرد نمی گردد و تا وقتی از روی رایانه حذف نشده، کامل باقی می ماند.
البته این مطلب برای خاطرات صادق نیست. دانشمندان ام.آی.تی و دانشگاه هاروارد به این یافته رسیدند که اگر یک خاطره آنقدر دوام بیاورد که به «حافظه بلندمدت دیداری» بدل شود، حذف کلی آن، امری ناممکن است.
این دانشمندان به گروهی از شرکت کنندگان، ۳۰۰۰ تصویر از مناظر مختلف نظیر امواج اقیانوس، زمین گلف یا پارک بازی نشان دادند سپس به این شرکت کنندگان ۲۰۰ جفت عکس نشان داده شد.
هر جفت از عکس ها شامل یکی از عکس هایی که قبلا نشان داده شده بود و یک عکس جدید بود. از شرکت کنندگان خواسته شد بگویند کدام عکس جدید است.
شرکت کنندگان در این مطالعه در تعیین عکس جدید و قدیمی بسیار دقیق عمل کردند و در ۹۶درصد از موارد، پاسخ درست بود. به عبارت دیگر، با این که می بایست ۳۰۰۰ عکس به یاد آورده می شد، این کار را به بهترین نحو انجام دادند.
با این حال مشخص شد که این افراد، تنها در مواردی که عکس جدید و قدیم به دو منظره متفاوت تعلق داشت (مثلا یک زمین گلف در کنار یک پارک بازی) بخوبی عمل می کردند.
برای تعیین میزان دقت این خاطرات، پژوهشگران به بررسی مواقعی پرداختند که دو عکس نشان داده شده به یک منظره (مثلا دو پارک بازی متفاوت) تعلق داشت.
از آنجا که دو عکس از یک منظره، تفاوت کمتری نسبت به مواقعی داشتند که دو عکس از دو منظره مختلف بودند، شرکت کنندگان تنها زمانی می توانستند تفاوت ها را تشخیص دهند که جزئیات بسیاری را از تصاویری که دیده بودند، به یاد می آوردند.
همان طور که انتظار می رفت، عملکرد شرکت کنندگان در تشخیص تفاوت تصاویری که در یک گروه جای داشتند، ضعیف تر بود، ولی چندان هم کم نبود.
در ۸۴ درصد موارد، آنها پاسخ درست داده بودند. در واقع، وقتی آزمایش کنندگان، تعداد تصاویری را که شرکت کنندگان می بایست ابتدا برای هر منظره به یاد می آوردند، افزایش دادند، عملکرد مطلوبی در تشخیص تصاویر جدید از قدیمی داشتند و فقط اندکی از کارایی آنان کاسته شد.
لحظاتی که خوابیده ایم مغز به فعالیتی مشغول است که نقش کلیدی در فعالیت های خلاقانه دارد، مغز خود را
ویرایش می کند و گاه اطلاعات بسیاری را دور می ریزد
کاهش کارایی حافظه، در کنار این مطلب که خاطرات ما جزئیات فراوانی دارند، نشان می دهد که این خاطرات تصویری (photographic) نیستند.
این دو آزمایش مجزا متناقض به نظر می رسد. چرا ما می توانیم در برخی موارد، آن حجم زیاد از تصاویر را با جزئیات فراوان به خاطر آوریم اما نمی توانیم چند تصویر دیگر را پس از چند ثانیه به خاطر آوریم؟ چه چیزی تعیین کننده جای گیری یک تصویر در حافظه بلند مدت یا کوتاه مدت است؟
پژوهشگران دانشگاه هاروارد و ام.آی.تی اخیرا بیان کرده اند که عامل اساسی، معنادار بودن تصاویر به یادآورده شده است. یعنی این که آیا محتوای تصاویری که می بینیم به دانش قبلی ما در مورد آنها اتصال می یابد یا خیر.
در آزمایش اول، شرکت کنندگان سعی می کردند رنگ های بی معنا و بی ربط را به یاد آورند، لذا ارتباطی با دانش قبلی شان ایجاد نمی شد. مثل این که قبل از این که بتوانید نوشته های روی تابلو را در دفتر خود یادداشت کنید، همه شان پاک می شوند، ولی در آزمایش دوم، شرکت کنندگان تصاویری می دیدند که قبلا در مورد آنها اطلاعات معناداری داشتند؛ مثلا این که چرخ و فلک در چه ارتفاعی نسبت به زمین قرار می گیرد.
این دانش قبلی، سبب تغییر نحوه پردازش این تصاویر می گردد و در نهایت باعث می شود، هزاران عدد از آنها از تخته سیاه حافظه کوتاه مدت به مخزن بزرگ حافظه بلندمدت منتقل و در آنجا با دقت فراوان ذخیره شود.
با کنار هم قرار دادن این دو آزمایش می توان گفت چرا خاطرات به طور یکسان از بین نمی روند و برخی خاطرات هرگز از یاد نمی روند. همین مساله نشان می دهد که چرا در یادآوری برخی خاطره ها ناتوان هستیم و برخی خاطره های دیگر را با دقت زیاد به یاد می آوریم.
پیکسل های اشباع شده
یادگیری وقتی روی می دهد که یک تجربه (مثل گوش کردن به یک موسیقی جدید یا گردش در شهری ناآشنا) الگویی جدید به گروهی از نورون ها (رشته های عصبی) می دهد.
این الگوها سبب تغییر ارتباط بین سلول ها می شود؛ یعنی پیوند بین نورون هایی که با یکدیگر فعالیت می کنند، قوی تر و پیوند نورون های غیرمرتبط ضعیف می شود.
به این صورت، سلول ها از نظر عملکردی به هم پیوسته می شوند. پیوند میان نورون هایی خاص، سبب حفظ قسمتی از یک تجربه (خاطره) می شود.
هنگام خواب، این تجربه بارها و بارها تکرار می شود و سبب تغییرات سلولی و تثبیت آن الگوی خاص از ارتباطات عصبی می شود و در نتیجه، آن تجربه خاص بیش از پیش در حافظه جای می گیرد.
روان شناسان حدود یک دهه قبل، خواب را تکرار یادگیری روزانه می دانستند، اما تونونی ایراداتی در این دیدگاه یافته است.
وی می گوید: اگر اتصالات نورون ها (سیناپس ها) در طول روز و شب های متوالی، محکم تر و قوی تر شود، در نهایت اشباع می شوند. درست مثل پیکسل های اشباع شده در یک تصویر بسیار روشن که وقتی تعداد سیناپس های یکسان به نهایت خود می رسد، اطلاعات چندانی تولید نمی کند در این صورت، مغز دیگر فضایی برای ذخیره اطلاعات نخواهد یافت.
این پژوهشگر، برخی ویژگی های امواج مغزی را ـ که او و بسیاری دیگر از پژوهشگران در افراد در حال خواب به دست آورده اند ـ ذکر می کند. مدت های زیادی است که دانشمندان، خواب با امواج آهسته (slow wave sleep) را می شناسند. این نوع خواب، نوعی حالت استراحت است و بیدار کردن افراد در این مرحله، سخت تر از سایر مراحل است. این نوع خواب ضروری و بازسازنده است.
تونونی به دو پدیده دیگر نیز اشاره می کند؛ اول این که وقتی افراد از خواب با امواج آهسته محروم می شوند، بعدها آن را با مراحل شدیدتر و طولانی تر از همین نوع خواب جبران می کنند.
در ضمن او به این نتیجه رسید که شدت این نوع خواب عمیق ـ که با استفاده از بزرگی امواج مغزی تعیین می شود ـ با طی زمان در شب کم می شود. این دو پدیده، از نظر او نوعی هم ایستایی بود.
بین این دو نیروی مخالف، نوعی رقابت وجود دارد که به تعادل در سیستم زیستی می انجامد. خواب با امواج آهسته مغز را به سمت نوعی تعادل سوق می دهد و بیدار ماندن سبب برهم خوردن این نوع تعادل می شود.
تونونی بررسی کرد که کدام فرآیند زیست شناختی، دلیل تغییرات در خواب با امواج آهسته است. شدت این نوع خواب با قدرت سیناپس ها رابطه دارد.
وقتی نورون ها با هم فعالیت می کنند، این اتصالات عصبی به صورت هماهنگ فعال می شوند. جریان الکتریکی که در میان آنها جریان دارد، سیگنال امواج آهسته را تولید می کند که توسط الکترودهای متصل به سر افراد ثبت می شود.
تونونی نتیجه گیری می کند که بیدار ماندن سبب تکثیر یا تقویت سیناپس ها می شود و شدت اولیه این خواب با امواج آهسته نشان دهنده قدرت این شبکه های سلولی است بنابراین تضعیف یا درهم شکسته شدن سیناپس ها، دلیل کاهش سیگنال های خواب در طول شب است.
این پژوهشگر برای دفاع از این فرضیه ـ که خودش آن را هم ایستایی سیناپسی (synaptic homeostasis) می نامد ـ تصمیم گرفت تفاوت سیناپس ها را بین حالت بیداری و خواب بررسی کند. در پژوهشی که نتایج آن در سال ۲۰۰۸ منتشر شد، او و همکارانش بافت هایی را که از مغز موش های بیدار و خوابیده گرفته بودند، در آزمایشگاه کشت دادند.
در نمونه های بافتی، پژوهشگران از پادتن های رادیواکتیو برای انتخاب و علامت گذاری برخی پروتئین های خاص ـ که فقط در سیناپس ها موجود است ـ استفاده کردند. نتیجه آن شد که بسیاری از پروتئین ها در موش های خوابیده، بسیار کمتر از موش های بیدار بود.
این پژوهشگران نتیجه گرفتند که تعداد سیناپس ها در مغز خوابیده کمتر است یا این سیناپس ها چندان امکان ارتباط موثر را ندارند و به کلامی دیگر، ضعیف تر هستند.
پژوهشی که سال ۲۰۱۰ از سوی برخی دانشمندان دانشگاه ییل صورت گرفت، تائید دیگری بر این فرضیه بود. این تیم پژوهشی با همکاری تونونی به بررسی فعالیت الکتریکی تک نورون ها در قطعات بافت مغزی به دست آمده از موش های خواب و بیدار پرداخت.
نورون ها به صورت مرتب از طریق جریان های الکتریکی کوچکی که به سیناپس های خود می فرستادند، با یکدیگر ارتباط برقرار می کردند.
هر قدر سیناپس ها قوی تر بودند، جریان بیشتری به آنها فرستاده می شد. نورون های موش هایی که بیدار بودند، جریان بیشتری نسبت به موش هایی که خواب بودند، داشتند.
به عبارتی، نورون های مغزی در حال خواب با سیناپس های کمتر یا ضعیف تری به هم متصل هستند. این نتیجه نشان می دهد که در چرخه روز و شب، مغز حالت هایی از اتصال نورونی قوی و ضعیف را تجربه می کند.
مگس های بی خواب
اگر خواب سبب تغییر شکل سیناپس ها می شود، پژوهشگران باید بتوانند نشانه های ساختاری این تغییر را مشاهده کنند.
سیناپس هایی که نورون ها از طریق آنها ارتباط برقرار می کنند، ممکن است از نظر تعداد و اندازه با هم متفاوت باشند.
هر قدر تعداد سیناپس ها بیشتر باشد و این سیناپس ها بزرگ تر باشد، اطلاعات بیشتری در قالب جریان الکتریکی بین دو نورون انتقال می یابد. دانشمندان با اتصال مواد درخشنده به پروتئین هایی که در دو طرف سیناپس هستند، می توانند سیناپس ها را مشاهده کنند.
سال ۲۰۱۱ تونونی همراه دو دانشمند عصب شناس، اندازه و تعداد سیناپس های موجود در مغز مگس سرکه را تعیین کردند.
آنها تعدادی از این مگس ها را با قراردادن در جعبه ای چرخان، مجبور به بیدار ماندن کردند. هدف آزمایش این بود که ببینند محرومیت از خواب، سبب تضعیف سیناپس ها می شود یا خیر.
نتیجه آزمایش این بود که مگس های محروم از خواب، سیناپس های زیادتر و بزرگ تری داشتند. در برخی موارد، سیناپس های مغز مگس های سرکه محروم از خواب، دو برابر سیناپس های مغز مگس های سرکه معمولی بود.
تونونی و همکارانش این آزمایش را با موش ها هم انجام دادند. در این آزمایش، نورون های موجود در کورتکس مغز موش، با نشانگر های فلورسنت نشانه گذاری شدند و پژوهشگران می توانستند رشد یا تضعیف قسمتی از نورون را که در آنجا سیناپس ها ساخته می شوند، مشاهده کنند.
پژوهشگران مشاهده کردند، تعداد کل سیناپس ها در واحد حجم هنگام بیداری افزایش می یافت و تا وقتی موش ها از خواب محروم بودند، این تعداد همچنان زیاد باقی می ماند و مدت کوتاهی پس از این که موش ها اجازه خواب می یافتند، کاهش می یافت.
اثرات خواب
نظریه هم ایستایی سیناپسی، از جذابیت های زیادی برخوردار است، اما برای این که این نظریه دلیل اصلی خواب مطرح شود، پژوهش های دیگری نیز باید صورت گیرد تا اثرات ناشی از تضعیف سیناپس ها بر یادگیری، حافظه و ادراک روشن تر گردد.
اگر این شواهد یافت شود، اندیشه های تونونی اطلاعات بسیاری را به دانسته های فعلی ما درباره خواب خواهد افزود.
همه به طور غریزی می دانیم که خواب، سبب تجدید قوا می شود. قطعات ادبی زیادی برای بیان این مفهوم در طول سالیان شکل یافته است. شکسپیر در نمایشنامه مکبث، خواب را «بازکننده رشته های درهم بافته ذهن» خواند.
احتمالا او نمی دانست که مغز ما، با باز کردن برخی رشته هایی که در طول روز در هم بافته، تجدید قوا می کند تا به این ترتیب بتوانیم روزی دیگر را برای آموختن آغاز کنیم.
خواب و اهمیت حیاتی آن برای سلامت مغز
تاثیرات خواب بر روی مغز,خواب و فواید آن,میزان مناسب برای خواب در شبانه روز

امروزه مغز بیشتر از هر عضو دیگری در انجام امور به ما کمک می کند. به همین علت باید به بهترین نحو از آن استفاده کنیم. یکی از مهم ترین اصول در استفاده بهینه از تانایی مغز ، داشتن تمرکز و تسلط کافی برای فکر کردن بر روی مسائل است.
یکی از نیازهای زندگی مدرن استفاده بهینه از توانایی های مغز (مثلا تمرکز و دقت) است. تمرکز یکی از حالت های ذهن است و ذهن ابزاری است در دست انسان. انسانی که کنترل ذهنش را به دست بگیرد، می تواند در هر زمینه به موفقیت برسد. ذهن متمرکز در هر فعالیتی که به کار گرفته شود موفق خواهد شد. مثلا یک دانشجو یا دانش آموز با ذهن کنترل شده، دانشجو یا دانش آموز ممتازی خواهد بود. اگرچه حافظه خوب در زندگی روزمره یکی از عوامل قطعی موفقیت و پیشرفت است، اما تمرکز و حافظه قوی برای اقشار خاص مثل دانشجویان و دانش آموزان، معلمان، محققان، استادان و… اهمیت بیشتری پیدا می کند. تمرکز خوب برگ برنده دانشجویان و دانش آموزان در زمان تحصیل است، همچنان که یکی از ویژگی های مردان بزرگ در کنار اراده قوی و پشتکار، حافظه خوب و تمرکز بالای آنان است.
برای موفق شدن باید به حافظه خود اعتماد کنید، آن را تربیت کنید و به کار بگیرید. مغز انسان ارگانی بزرگ در فضایی کوچک است. مغز یک انسان، بالغ بر صد میلیون سلول عصبی دارد یعنی انسان می تواند صدبیلیون پاره اطلاعات مختلف را به مغز بسپارد! ریچارد رستاک متخصص اعصاب می گوید برای نوشتن عددی که بیانگر توانایی مغز در به خاطرسپاری است باید برای مدت ۹۰ سال هر ثانیه یک صفر مقابل عدد ۱۰ قرار دهید. اما یک عامل مهم در استفاده از این توانایی، تمرکز ذهن یا دقت بالاست. با این حال آیا رسیدن به تمرکز و حافظه خوب ارزش صرف وقت و انرژی را دارد یا خیر؟
برای رسیدن به تمرکز، حافظه قوی و کنترل ذهن تصمیم جدی بگیرید و با اراده ای محکم در این راه قدم بگذارید. توجه داشته باشید رسیدن به کامیابی و موفقیت و آرامش بدون کنترل ذهن ممکن نیست. کنترل ذهن برای انسان آرامش، شادی و موفقیت را به ارمغان خواهد آورد. در واقع میزان موفقیت شما به میزانی است که ذهن خود را کنترل کرده باشید.
فکر و اندیشه مانند بذری است که در زمین مستعد ذهن امکان رشد می یابد. عجیب اینکه ذهن استعداد رشد هر نوع اندیشه ای را دارد، خواه اندیشه های منفی و مخرب یا اندیشه های مثبت و سازنده، بنابراین هر بذر اندیشه که در این زمین مستعد کاشته شود یا ناخواسته در زمین ذهن بیفتد و فرصت رشد پیدا کند، به زودی به ثمر می نشیند و محصول خود را تولید می کند و به صورت عمل و رفتار، اوضاع و شرایط تجلی می یابد.
اندیشه های مثبت و سازنده میوه های مفید به بار می آورند و منجر به عادات پسندیده و رفتار آرام می شوند. حاصل اندیشه های منفی و مخرب، عادت های زیانبار خواهد بود. انسان محصول اندیشه های خود را برداشت می کند، خواه نیک، خواه پلید.
موفقیت و کامیابی حاصل اندیشه های سرشار از شهامت، اعتماد به نفس، عزم و اراده استوار است. اگر اندیشه انسان، توانمند و قدرتمند باشد انسان توانمند و قدرتمند است، اگر اندیشه های انسان حقیر و سست باشد انسان حقیر، ضعیف و سست خواهد بود. اندیشه های لبریز از اعتمادبه نفس، عزت نفس و قدرت اراده، انسانی با عزت نفس و اعتمادبه نفس بالا و اراده ای پولادین می سازد که هیچ کاری برای او محال و نشدنی نیست و دست یافتن به هیچ هدفی دور از دسترس نیست. انسان خلاق، با هوش و ذکاوت محصول اندیشه های سرشار از خلاقیت، هوش و ذکاوت است.
اندیشه انسان یکی از عوامل مهم و اثر گذار بر سطح انرژی های فردی، موفقیت ها و شکست های وی است به این ترتیب که اندیشه های مثبت، مهرآمیز، خیرخواهانه، سرشار از توانمندی، هوش و خلاقیت بر شما اثر مثبت دارد و سطح انرژی های شما را بالا می برد، برعکس اندیشه های منفی، بدبینی ها، احساس تنفر از خود و دیگران، حسادت، خشم و هرگونه اندیشه حقیر و سست بر شما اثر تخریبی می گذارد و سطح انرژی های شما را به شدت کاهش می دهد و انرژی زیادی از انسان می گیرد. لازم است انسان وجود خود را از این اندیشه ها و احساسات منفی که مانع رشد و شکوفایی استعدادهای او می شود دور نگه دارد.
بنابراین یکی از راه های مهم تغییر وضعیت تمرکز و حافظه، تغییر اندیشه های حقیر و تبدیل آن به اندیشه های استوار و قدرتمند است. چون اندیشه سرچشمه عمل و منشأ رفتار ماست. با دگرگون کردن اندیشه ها اعمال و رفتار ما نیز دگرگون می شود. مطمئن باشید که تمرکز و حافظه خوب نه تنها در راه کسب دانش و فتح قله های موفقیت، بلکه در تمام ابعاد و مراحل زندگی در خدمت شما خواهد بود، کافی است بخواهید!
موانع اصلی در نداشتن تمرکز بالا عبارتند از:
افکار منفی و بیهوده
داشتن علایق شدید به چیز یا کسی خاص و دلبستگی ها و تعلقات
داشتن خشم و کینه شدید
اضطراب ها و نگرانی ها
نگاه منعطف به خود و خودخواهی
نداشتن تعادل در زندگی
مشاجره و منازعه طلبی و افراط در بحث های بیهوده
دلایل بروز اختلال عدم تمرکز
عدم تمرکز و علت آن,عدم تمرکز از علت تا درمان,ریشه یابی اختلال عدم تمرکز

همزمان با تبدیل بیماری قلبی به نخستین علت دلیل مرگ و میر دربسیاری از نقاط دنیا ، پژوهشگران در پی شیوه هایی برای کم کردن عوامل خطر و شناسایی علائم جدید برای تشخیص زود هنگام این بیماری هستند .
در تحقیقات جدیدی که در شماره ی ماه مارس مجله ی The American Journal of Medicineمنتشر خواهد شد، تفاوت فشارخون سیستولیک بین دو دست (فشار خون بازویی) در مصارف کلینیکی بعنوان یک شاخص بالینی ساده برای تشخیص خطر وقوع حوادث قلبی عروقی در آینده معرفی گردید.
در حالیکه فشارخون به عنوان معیاری برای سلامت در اندازه گیریهای پزشکی بکار می رود ، اکثر اندازه گیریها با استفاده از یک بازو صورت می گیرد. اندازه گیری فشارخون Interarm یا بازویی شامل دو بار قرائت فشارخون از دو دست است. افزایش اختلاف فشارخون سیستولیک بین دو دست زمانی معنی دار است که بنا به تعریف این اختلاف10 میلی متر جیوه یا بیشتر باشد .
در حالیکه دانشمندان به ارتباط بین فشارخون بازویی و خطرات قلبی عروقی ظنین بودند اما اطلاعات کافی در حمایت از این فرضیه تا امروز چندان موجود نبود.
در این تحقیق از 3390 فرد 40 ساله و مسن تر ثبت نام شد. تمام این افراد در ابتدای تحقیق به هیچ یک از بیماریهای قلبی-عروقی مبتلا نبودند، اما محققین دریافتند شرکت کنندگانی که تفاوت فشارخون بازویی آنها بیشتر است نسبت به کسانی که این اختلاف در آنها کمتر از ده میلی متر جیوه است در آینده در معرض خطرات بیشتری از حوادث قلبی عروقی هستند.
دکتر Weinbergاز انیستیتو مراقبت های قلبی،عروقی وسکته می گوید : در این مطالعه ی بزرگ آینده نگر و کوهرت روی جامعه ای از مردان و زنان میانسال که به بیماریهای قلبی عروقی مبتلا نبودند، مشخص گردید که افزایش تفاوت فشارخون سیستولیک بازویی تقریباٌ در ده درصد این افراد وجود دارد که با افزایش فاکتورهای خطر بیماریهای قلبی عروقی مرسوم در ارتباط می باشند.
او می افزاید : علاوه براین، افزایش اختلاف فشارخون سیستولیک بین دو بازو با افزایش خطر وقوع حوادث قلبی-عروقی مستقل از فاکتورهای خطر قلبی-عروقی مرسوم، در ارتباط است. محققین همچنین دریافتند شرکت کنندگانی با میزان اختلاف فشارخون بازویی بیشتر، مسن تر بوده و بیشتر به بیماریهایی نظیر دیابت ، فشارخون سیستولیک بالا و کلسترول تام بالا مبتلا می باشند .
بر اساس این یافته ها، محققین پیشنهاد می کنند که پزشکان خوانش فشارخون هر دو بازو را مورد توجه قرار دهند تا خوانش های صحیح تری امکان پذیر شده و هرگونه اختلاف معنی دار بین مقدار فشارخون دو بازو مورد توجه قرار گیرد .
دکتر Weinberg می گوید: حتی تفاوت متوسطی در اندازه گیریهای کلینیکی فشارخون سیستولیک در اندام های فوقانی انتهایی منعکس کننده ی افزایش خطر وقایع قلبی عروقی است .
این تحقیق از ارزش بالقوه ی شناسایی تفاوت فشارخون سیستولیک بازویی به عنوان یک شاخص بالینی ساده از افزایش خطر بیماری های قلبی عروقی حمایت می کند .
منبع-http://diabetestma.org/
فرق فشارخون بازویی و ربط آن با خطر پیامدهای قلبی عروقی در آینده
تفاوت فشارخون سیستولیک بین دو دست,فشار خون بازویی,ارتباط بین فشارخون بازویی و خطرات قلبی عروقی,دستگاه فشار خون بازویی

شلی و چین و چروک در پوست صورت یکی ازمعمولی ترین نتایج و قابل پیش بینی بدلیل بالا رفتن سن می باشد اما انسان همواره در طی سالهای متمادی سعی کرده است که نشانه های پیری و بالارفتن سن را برطرف کرده یا به تعویق بیاندازد.
به همین دلیل روشهای گوناگون طبی و جراحی برای درمان افتادگی و چین و چروک صورت که شامل مصرف انواع کرم ها و ماسک های ضد چروک یا تزریق فرآورده های مختلف در پوست صورت،مصرف خوراکی فرآورده های حاوی عوامل آنتی اکسیدان و مفید برای پوست،استفاده از علم فیزیک برای دوباره سازی کلاژن پوست با تکنولوژیهای مختلف رادیو فرکوئنسی ( RF) و انواع لیزرها و در آخر جراحی پلاستیک می باشد،همواره در حال اکتشاف و اختراع هستند تا نتایج مطلوب تری را از نظر زیبائی برای فرد ایجاد کنند .
ایده آل ترین روش آن است که با ایجاد کمترین آسیب به بافتهای طبیعی پوست و کمترین زمان نقاهت،بیشترین اثرات درمانی را در کوتاهترین زمان ممکن برای یک مدت طولانی داشته باشد.
یکی از تازه ترین نو آوریها در این زمینه استفاده از امواج رادیویی بی خطر یا رادیوفرکوئنسی در فرکانس حدود یک مگاهرتزکه توسط تکنولوژی پیشرفته امروزی می توان از طریق سوزنهای بسیار ظریف میکرونی عایق بندی شده توسط طلا و سیلیکون بدون ایجاد آسیب به اپیدرم سطحی پوست، مستقیما درم یا لایه عمقی پوست را در طبقات و لایه های سطحی و عمقی تحت تاثیر قرار داده و باعث بازسازی کلاژن درم بصورت سه بعدی در پوست شده و با ایجاد شدن بافت کلاژن جدیدتر و سفت تر و جوان تر، باعث کشیده شدن پوست (lifting) و کاهش چین و چروک ها و درمان افتادگی پوست می شود. از آنجائیکه سطح اپیدرم پوست اصلا آسیب ندیده و دست نخورده باقی می ماند احتمال ایجاد لک و اسکار یا زخم و پوسته ریزی پس از انجام RF فرکشنال (fractional RF) به صفر رسیده و حتی برای پوستهای تیره تر که احتمال ایجاد لک پس از لیزر و دیگر پروسه ها برای آنها زیاد است، این تکنولوژی بسیار مناسب و موثر می باشد.
مزیت های درمانی دیگری نیز برای این نوع جوانسازی توسط دستگاه RFفرکشنال وجود دارد که از آنها می توان برای بهتر کردن میزان عمق اسکارهای فرو رفته ناشی از آکنه در صورت و بهبود پستی بلندی های گونه در این افراد را نام برد. از موارد مهم دیگر استفاده از RF فرکشنال برای سفت شدن و جوانسازی ناحیه غبغب و گردن می باشد که با اصلاح محیط صورت در نواحی میانی و تحتانی، صورت دارای ظاهری جوانتر شده و یکی از مهمترین علائم افزایش سن یعنی افتادگی صورت در نواحی میانی و تحتانی آن به راحتی درمان می شود.
بدیهی است که این روش درمانی یعنی استفاده از امواج RF برای جوانسازی صورت مانند سایر تکنولوژی جوانسازی به عوامل مختلفی برای بهتر شدن نتایج زیبایی وابسته است که مهمترین آن ها تخصص و مهارت پزشک معالج، انتخاب صحیح بیمار و همکاری و صبر و حوصله ی بیمار، استفاه از دستگاه مناسب و پارامترهای مناسب با صورت هر فرد و نیز هر ناحیه از صورت می باشد.
نتایج درمانی پس از گذشت زمان خیلی واضح تر خواهند شد چون تولید کلاژن جدید در پوست به تدریج صورت می گیرد.
منبع-http://onlinesalamat.com
در جوانسازی صورت استفاده از رادیوفرکوئنسی چه تاثیری دارد؟
مزیت رادیوفرکوئنسی در جوانی پوست,استفاده از امواج rf برای جوانسازی صورت