
بدون تردید بسیاری از مردم دنیا ب خوردن غذاهای کبابی را زیاد دوست دارند. سرشماری ارائه شده از سوی منابع موثق بیان می کنند که 62 درصد از آمریکائیان در طی سال از اجاق های گریل یا کباب پز استفاده می کنند .
نتایج تحقیق جدیدی که در مجله ی Proceeding of the National Academy of Science منتشر گردید نشان می دهد مصرف گوشت های حیوانی فرآوری شده بر روی حرارت مستقیم مانند گوشت های گریل شده یا کباب شده ممکن است سبب افزایش خطر ابتلأ به آلزایمر و دیابت شود.
محققین دانشکده ی پزشکی Icahn در نیویورک می گویند : گوشت هایی که بروی حرارت مستقیم پخته می شوند حاوی مقادیر زیاد AGEs یا محصولات نهایی گلیکاسیون پیشرفته هستند. این ترکیبات سبب وخیم تر شدن بسیاری از بیماریهای تحلیل دهنده مانند دیابت و آلزایمر می شوند .
AGEs در بدن ما بطور طبیعی به مقدار بسیار کم وجود دارد، اما در این مطالعه ، محققین دریافتند که مصرف غذاهای حاوی مقادیر زیاد AGEsسبب افزایش مقدارAGEs موجود در بدن شده و خطر این بیماریها را افزایش می دهد .
در این تحقیق ، دانشمندان سلامت روانی موشهایی که با مواد غذایی حاوی مقادیر زیاد AGEs تغذیه ( مشابه با تغذیه ی غربی ) می شدند را در طول زمان بررسی کردند. این رژیم مملو از چربیهای اشباع، گوشت قرمز و کربوهیدراتهای فاقد فیبر و ویتامین بوده(بی ارزش) و مقادیر کمی غذاهای دریایی و ماکیان، غلات کامل و میوه جات و سبزیجات تازه را شامل می شود .
رژیم های غربی و ابتلأ به آلزایمر و سندرم متابولیک در موشها
مقدار AGEs در مغز موشهایی که با غذاهای حاوی مقادیر زیاد AGEs تغذیه شده بودند، نسبت به موشهایی که تحت تغذیه با مواد حاوی مقادیر کم AGEs بودند بطور چشمگیری افزایش یافته بود .
محققین دریافتند خوردن گوشت های کباب شده سبب افزایش خطر آلزایمر و دیابت می شود .
افزایش AGEs در مغز سبب سرکوب عملکردآنزیمی بنام SIRT1 در خون و بافت مغزی موشها می شود. SIRT1 یک آنزیم داستیلاز است که مسئول تنظیم عملکرد نورونها ، سیستم ایمنی و غدد درون ریز می باشد. در افراد مبتلا به بیماریهای متابولیک نظیر دیابت و بیماریهای تحلیل دهنده ی اعصاب، عملکرد SIRT1 سرکوب شده است. موشهایی که در بدنشان مقدار زیادی AGEs یافت شده بود به مشکلات شناختی و حرکتی مبتلا شدند . در مغز این موشها آمیلوئیدهای بتا تجمع یافته بود ، اسیدهای آمینه هایی که بشکل پلاک های آمیلوئیدی در مغز تشکیل و موجب بروز بیماری آلزایمر می شوند.
علاوه بر این موشهایی که مقادیر زیادی AGEs در خونشان یافت شده بود به سندرم متابولیک مبتلا شده در نتیجه خطر ابتلأ به دیابت و بیماری قلبی در آنها افزایش یافته است .
تأثیر مقادیر زیاد AGEs بر انسان
برای بررسی چگونگی تأثیر افزایش AGEs بر انسان، محققین یک مطالعه ی کلینیکی با شرکت افراد سالم بالای 60 سال که برخی دارای مقادیر زیادAGEs در خونشان بودند و دربرخی دیگر مقدارAGEs خون پایین بود، ترتیب دادند .
بعد از نظارت 9 ماهه بر این افراد ، محققین دریافتند افرادی که مقدار AGEs در خونشان زیاد است دچار زوال قدرت حافظه و شناخت شدند، نتایج نشان می دهد عملکرد SIRT1 در خون این افراد سرکوب شده و نشانه هایی از مقاومت به انسولین در آنها مشاهده می شود در حالیکه افراد با AGEs پایین همچنان سلامت مانده اند .
دانشمندان می گویند: نتایج این تحقیق نشان می دهد رژیم غذایی فاقد AGE یا مقادیر کم AGE می تواند از بروز آلزایمر و دیابت جلوگیری کند. اما این مسئله تنها با غذاهایی که می خوریم مرتبط نیست بلکه روش پختن غذاها به همین میزان مهم است .
یافته ها نشان می دهد کاهش مصرف غذاهای مملو ازAGEsبا مصرف غذاهایی که با حرارت کمتر طبخ شده اند و پختن غذاها بروش آبپز کردن یا بخار پز کردن امکان پذیر است با این روشها می توان از تشکیل این مواد خطرناک جلوگیری کرد .
محققین معتقدند برای یافتن ارتباط دقیق AGEsموجود در مواد غذایی و اختلالات متابولیک و نورولوژیک نیاز به تحقیقات بیشتری دارند اما یافته های اخیر بر اهمیت نخوردن این مواد و همچنین استفاده از روشهای طبخ در حضور آب تاکید دارد .
با کاهش AGEsدر حقیقت دفاع طبیعی بدنمان در برابر بیماری آلزایمر و دیابت را تقویت می کنیم .
منبع-http://diabetestma.org
استفاده از گوشتهای گریل شده باعث بوجود آمدن بیماری آلزایمر و دیابت است
زیانهای کباب بر دیابت و آلزایمر,ابتلأ به آلزایمر,سن ابتلا به آلزایمر

در عادت ماهانه جنسی خانمها تخمک گذاری زمانی رخ میدهد که تخمک بیش از تخمدان آزاد شده و از راه باریک فالوپ پایین آمده باشد، در این صورت اگر تخمک با اسپرم برخورد کرده باشد، نطفه بوجود می آید و حاملگی بوجود می آیدبا توجه به اینکه وقت تخمک گذاری از طریق برنامه ریزی برای حامله شدن دارای اهمیت ویژه ای است، محاسبه ی روز تخمک گذاری در سیکل ماهانه برای زوجهایی که قصد بچه دار شدن دارند مفید خواهد بود.
یکی از ساده ترین روشها برای محاسبه ی روز آزاد شدن تخمک، استفاده از تقویم شخصی است. یک تقویم شخصی تهیه کنید و اولین روز شروع عادت ماهیانه (پریود) را درون تقویم علامت گذاری کنید.
* بسیار مهم: توجه داشته باشید که یک سیکل قاعدگی، از روز نخست پریود شدن تا روز قبل از پریود شدن بعدی محاسبه میشود. به عبارت دیگر، تعداد روزهای بین یک پریود، تا پریود بعدی را یک سیکل قاعدگی می نامیم.
تصویر ۱ – علامت گذاری روز نخست عادت ماهانه بر روی تقویم شخصی
با استفاده از اطلاعاتی که با علامت گذاری روزهای نخستین عادت ماهانه ی خود بدست آورده اید، یک جدول تهیه کنید.
تصویر ۲ – روز شروع پریود و طول دوره ی هر سیکل را به صورت جدول تهیه کنید.
این جدول دارای دو ستون می باشد. ستون نخست محتوی روز آغازین پریود و ستون دوم تعداد روزهایی است که آن سیکل طول کشیده است. توجه داشته باشید که تعداد روزهای سیکل با تعداد روزهایی که خونریزی مشاهده میکنید متفاوت است. در این جدول باید تعداد روزهایی را که سیکل شما طول کشیده است وارد کنید، نه تعداد روزهایی که خونریزی مشاهده کرده اید.

حال میتوانید با استفاده از داده هایی که جمع آوری کرده اید بازه ی زمانی ای را که در آن احتمال باردار شدن شما وجود دارد محاسبه کنید. به طور کلی محاسبه ی روز دقیق و قطعی تخمک گذاری با استفاده از تقویم کار سختی است. در عوض، با استفاده از تقویم میتوانید بازه ی زمانی را که در آن میتوانید برای بچه دار شدن اقدام کنید بدست آورید.
برای درک بهتر موضوع به صورت عددی برای شما مثالی میزنیم. فرض کنید تمام اطلاعات فوق را جمع آوری کرده اید و شروع سیکل فعلی شما در روز ششم از ماه بوده است. حال برای محاسبه ی روز تخمک گذاری در سیکل فعلی به شیوه ی زیر عمل میکنیم:
در تصویر شماره ۲، کوچکترین عدد مربوط به سیکل ۵ است که برابر با ۲۷ میباشد. بنابراین اگر طبق فرمول گفته شده عدد ۱۸ را از ۲۷ کسر کنیم، حاصل عدد ۹ خواهد بود. از آنجا که روز شروع سیکل روز ششم ماه بوده است، ۹ ۶ برابر میشود با ۱۵، پس روز شروع برابر با ۱۵ برج خواهد بود.
به همین ترتیب، بزرگترین عدد جدول برابر است با ۳۲ و اگر طبق فرمول عدد ۱۱ را از آن کسر کنیم حاصل عدد ۲۱ خواهد بود. پس روز آخر برابر است با ۲۱ برج. بنابراین شانس باردار شدن شما در بازه ی تاریخی بین ۱۵ تا ۲۱ آن ماه در حداکثر خود قرار دارد.
توجه داشته باشید که اعداد ذکر شده کاملا تصادفی و فقط برای مثال هستند. این بازه ها و اعداد برای هر فرد متفاوت است و باید به صورت جداگانه برای خود محاسبه کنید.
روشهای دیگری نیز برای محاسبه ی زمان تخمک گذاری وجود دارند که در مطالب بعدی به آنها خواهیم پرداخت.
منبع-http://www.asreelm.com
شیوه حساب کردن روز تخمک گذاری با استفاده از تقویم

در مطلب گذشته در رابطه با بیماری خود بیمار انگاری و همچنین علت و ریشه های بروز این موضوع صحبت کردیم. در این مطلب قصد داریم شیوع این اختلال در افراد را شرح دهیم و بگوییم که چه کسانی بیشتر در خطر ابتلا به این موضوع هستند.
تنسی ویلیامز: او بیشتر عمر خود را با وسواس درباره سلامت خود گذراند و با وابستگی به الکل و موادمخدر زندگی را به پایان برد.
گلن گولد: پیانیست کانادایی از هیپوکوندریای شدید رنج می برد. او به صورت وسواس گونه ای از روبروشدن با هر کسی که علایم مختصری از سرماخوردگی یا آنفلوانزا داشت، اجتناب می کرد.
جیمز باسول: از افسردگی رنج می برد و در مورد بیماری و ترس های خود در مجله های معروف مطلب می نوشت.
سارا تیزدیل: شاعر آمریکایی و مبتلا به هیپوکوندریا که اشتغال ذهنی او با مرگ و بیماری در شعرهایش نمود آشکاری داشت. در ژانویه ۱۹۳۳ یکی از عروق خونی دستش دچار پارگی شد و او آنچنان گرفتار افکار مرگ و بیماری شد که با خوردن بیش از حد قرص خواب آور از دنیا رفت.
هاوارد هیوز: این میلیاردر معروف آنچنان از میکروب می ترسید که همیشه و همه جا پزشک همراه خود داشت و هرگز با کسی دست نمی داد.
آدولف هیتلر: این دیکتاتور قرن بیستم همیشه نگران سلامتش بود و پزشکان از داروهای مختلف از جمله «متامفتامین» برای کنترل اضطراب او استفاده می کردند.
بروز اختلال خودبیمارانگاری به عوامل مختلفی بستگی دارد و معمولا ویژگی های خلقی زمینه بروز این اختلال را فراهم می کند. افراد خودبیمارانگار، ویژگی روان شناختی خاصی دارند و به همه امور حساس هستند. همین حساسیت به مرور زمان باعث ابتلای آنها به این اختلال می شود. نوع رفتار والدین با فرزندان تاثیر بسزایی در بروز اختلال خودبیمارانگاری دارد.
در چه خانواده هایی شایع تر است؟افرادی که به مسایل پیرامونشان حساس هستند، به پردازش امور مختلف بیش از حد می پردازند، آستانه تحملشان پایین است و به سادگی از کنار مسایل مختلف زندگی نمی گذرند و همه چیز برایشان مساله است؛ تیپ شخصیتی A دارند و بیشتر در معرض ابتلا به خودبیمارانگاری هستند. والدینی که چنین شخصیتی دارند، زمینه را برای بروز اختلال خودبیمارانگاری در فرزندانشان فراهم می کنند. چنین افرادی یک ناکامی را به یک شکست بزرگ تبدیل می کنند و از آن دغدغه فکری می سازند و ذهنشان قدرت حل این دغدغه را ندارد و به جای یافتن راه حل به کنکاش ذهنی و فکری منفی می پردازند. به بیان دیگر، این افراد به افکار منفی بهای بیشتری می دهند و معمولا حساسیت های بیشتر و واکنش های نامتناسب تری به عوامل استرس زا و فشار روانی نشان می دهند. در خانواده هایی که اختلال های اضطرابی در آنها دیده می شود، اختلال خودبیمارانگاری بیشتر امکان بروز پیدا می کند. از آنجا که چنین والدینی با فرزندان خود و حتی سایر بستگان و دوستان با اضطراب، استرس و فشار روانی برخورد می کنند و به جای به کارگیری مهارت های حل مساله، مدام با فشارهای روانی دست و پنجه نرم می کنند، فرزندان آنها نیز در معرض فشارهای استرس زا قرار می گیرند. از سوی دیگر، خود را در برابر حل مشکلات ناتوان می بینند و دچار مشکل های روانی می شوند. اگر والدین از الگوی اضطرابی خود برای امر و نهی های مربوط به سلامت استفاده کنند: «این غذا را نخور، بیمار می شوی»، «باید هر روز آبمیوه بخوری»، «باید حتما سر ساعت ۱ ناهار بخوری والا زخم معده می گیری» و… کم کم فرزندان به این باور می رسند که بیمار هستند و قدرت حل مشکلاتشان را ندارند. آنها ممکن است مدام تصور کنند دچار بیماری جسمی هستند.
در چه بیمارانی شایع تر است؟اگر اختلال های اضطرابی فراگیرتر از حد معمول باشند و به شکل اختلال های وسواسی نمایان شوند، کنترل والدین در امور مربوط به سلامت همراه با وسواس خواهدبود و در نتیجه فرزندان خود را مدام بیمار می پندارند. در حقیقت فشارهای وسواسی والدین در مورد موادغذایی و وضعیت جسمانی مانند «تو امروز میوه نخوردی، حتما بیمار می شوی»، «غذایی که به عنوان ناهار خوردی به اندازه کافی مفید نبود، با این وضعیت دچار سوءتغذیه می شوی»، «چرا یک جوش روی صورتت زده، نکنه کبدت مشکل پیدا کرده»، «رنگت خیلی پریده، حتما صبحانه خوب نخوردی» فرد را درمانده می کند و مدام در فکر بیماری می رود و به مرور زمان خودبیمارانگاری به سراغش خواهد آمد. علاوه بر این، گاهی شخص در تعامل با دیگران رفته رفته به این نتیجه می رسد که مشکل های جسمی من جدی است و به وارسی جدی تر و دقیق تر از بدن خود می پردازد. چنین رفتاری در خانواده های با اختلال های وسواس بیشتر دیده می شود. فرد زمانی که در خانواده خود مشکل های جسمی اش را مطرح می کند، والدین نیز او را تایید می کنند و همین امر افکار خودبیمارانگارانه را تقویت خواهدکرد. چنین افرادی مدام در حال وارسی کردن بدن خود هستند تا بیماری ای کشف کنند. درست است که خودبیمارانگاری منشاء روان شناختی دارد اما گاهی بیماری های جسمی هم باعث بروز خودبیمارانگاری می شوند. مثلا فردی که در درمان مشکل های جسمانی خود ناکام می شود و بعد از درمان های مختلف در دوره های زمانی تعیین شده بهبود کامل نمی یابد، به این نتیجه می رسد که بدنش دچار مشکل است و حاضر نمی شود روش های دیگر درمانی را امتحان کند. در حقیقت این افراد به دلیل مشکل های جسمی شان، احساس ناکامی می کنند و به خودبیمارانگاری مبتلا می شوند.
در چه سنی شایع تر است؟اختلال خودبیمارانگاری در نوجوانان بیشتر دیده می شود، چون نوجوانان با بحران بلوغ مواجه هستند و تغییرهای هورمونی ای در بدنشان اتفاق می افتد، ممکن است در تعارض و دوگانگی روان شناختی قرارگیرند و حتی به دلیل حس کنجکاوی، در مورد جسم خود کنکاش کنند. درمان اختلال خودبیمارانگاری تلفیقی است؛ یعنی با توجه به شدت بیماری، بیمار به روان درمانی و دارودرمانی نیاز دارد.
خود بیمار انگاری بیشتر در چه کسانی بروز می کند؟
خود بیمار انگاری,خود بیمار انگاری چیست,همه چیز درمورد خود بیمار انگاری,دلایل بروز اختلال خود بیمار انگاری,خود بیمار انگاری چیست؟,خود بیمار انگاری ایدز,خود بیمار انگاری ام اس,خود بیمار انگاری شدید,خود بیمار انگاری درمان,خود بیمار انگاری سرطان,خود بیماری انگاری,بیماری خود بیمار انگاری

استرس یکی از عواملی است که از هر جهت برای فرد مضر است. از تاثیرات منفی آن بر بدن فرد که بگذریم ، این موضوع می تواند روابط اجتماعی شخص را نیز تحت تاثیر خود قرار دهد. استرس می تواند روابط زناشویی را نیز دچار مشکل کند.
امیر و هما چند سالی است که ازدواج کرده اند و روابط عاطفی خوبی بین شان برقرار است اما هما از این مساله گله مند است که چرا امیر با نزدیک شدن به موعد پرداخت قسط های بانک یا ساده تر از آن، دیدن قبض های برق و گاز و…
یا حتی نزدیک شدن به موعد مقرر جابجایی خانه، از ۳ ۲ ماه قبل، دچار استرس می شود و تا نیمه های شب بیدار می ماند. امیر تمام این رفتارها را ناآگاهانه دارد و در مورد آنها با هما صحبتی نمی کند، غافل از اینکه رفتارهایی مانند جویدن ناخن، تکان دادن پا و… باعث اذیت و آزار هما می شود و تلاش او در این مدت برای ایجاد آرامش و کمتر کردن استرس، کارساز نبوده است…
استرس و تبعات آن نقش موثری در روابط انسان ها، به خصوص زوج ها دارد و کم نیستند زوج هایی که به کوچک ترین استرس ، واکنش غیرمعقولی نشان می دهند. با آنکه ممکن است به ظاهر روابط عاطفی این قبیل زوج ها کاملا خوب و عادی به نظر برسد، اما ادامه چنین رفتاری به مرور زمان روابط عاطفی آنها را تحت تاثیر قرار خواهد داد. در گفت وگو با دکتر محمدرضا صفری نژاد، استاد اورولوژی دانشگاه و رییس علمی انجمن سلامت خانواده، کوشیده ایم علل بروز استرس در زندگی مشترک و راهکارهای مدیریت استرس را بررسی کنیم.
استرس های روزانه ۲ منشاء اصلی دارند؛ یا از درون خانواده منشاء می گیرند یا اینکه خارج از خانواده و از محیط بیرون به زوج ها تحمیل می شوند. معمولا واکنش افراد به موارد استرس زا متغیر است؛ ممکن است موقعیتی که برای یک زوج استرس زا تلقی می شود، برای زوج دیگری کاملا عادی باشد.
۴ عامل اصلی که ممکن است در محیط خانواده باعث بروز استرس شوند، عبارتند از: شغل، مسایل اقتصادی، زناشویی و والدین. زوج ها باید بدانند موقعیت های استرس زا چگونه می تواند زندگی آنها را تحت تاثیر قرار دهند و اگر نمی توانند از قرارگیری در این شرایط اجتناب کنند، باید آنها را شناسایی و شیوه مناسبی اداره و کنترل کنند. به علاوه، باید به یکدیگر این فرصت را بدهند تا در مورد اینکه چه مسایل و موقعیت هایی باعث استرسشان می شود، صحبت کنند.
بیشتر اوقات وقتی می گوییم به شدت دچار استرس شده ایم، اگر بپرسند چه چیزی باعث ایجاد این حالت شده، شاید نتوانیم به درستی جواب دهیم زیرا استرس حالتی مکارانه دارد و باید زمان صرف شود تا فرد بتواند علت آن را پیدا کند و با همسرش در میان بگذارد. اولین گام در کاهش سطح استرس، این است که بتوانیم چیزی که باعث آزار و استرس شده، پیدا و توصیف کنیم. وقتی فردی از مساله ای که منجر به بروز استرس در همسرش شده، آگاهی داشته باشد، می تواند، راه هایی پیدا کند تا باعث افزایش استرس در او نشود. کسی که دچار استرس می شود، باید سعی کند به همسرش بفهماند چرا قرارگیری در فلان موقعیت، باعث ایجاد این حالت در او می شود. با آنکه شاید برای حل تمام مشکل ها یا از بین بردن موقعیت های استرس زا، راه حلی نباشد ولی صحبت درباره آن و به اشتراک گذاشتن احساسات، باعث حل مشکل و کمترشدن استرس خواهد شد. نکته ای که افرادی مانند امیر، باید به آن توجه بیشتری داشته باشند تا باعث بروز مشکلات در زندگی شان نشود.
یکی از عوامل مهم در شکل گیری یک ازدواج موفق، صمیمیت است. بسیاری از افراد صمیمیت را در برقرار کردن رابطه زناشویی می دانند، در صورتی که منظور از صمیمیت، بسیار فراتر از برقراری رابطه زناشویی است. صمیمی بودن یعنی زوج افکار و احساسات خود را آشکارا بیان کنند (گرچه بیان آن مشکل است) و صادق باشند که به آن «صمیمیت عاطفی» گفته می شود. وجود چنین رابطه ای به خصوص در مواردی که یکی از طرفین دچار استرس شده است، این فرصت را به طرف مقابل می دهد از او حمایت کند. گاهی وقتی که همسران صرف صحبت با دوستان خود می کنند، بیشتر از زمانی است که به هم اختصاص می دهند، چون احساس می کنند شاید همسرشان نتواند مشکل آنها را بفهمد. درحالی که یکی از آسیب رسان ترین موارد به روابط دو جانبه و ایجاد احساس طردشدن در طرف مقابل، دوری کردن از او در مواجهه با موقعیت های استرس زاست. مشکلی که امیر و هما با آن دست به گریبانند.
نتایج بررسی ها نشان می دهد استرس کاری، از عوامل مهم و موثر در ایجاد نارضایتی زوج ها از ازدواج است. در قرن بیست و یکم، اعتیاد به اینترنت، صحبت زیاد با تلفن همراه و نامه های الکترونیکی و… از دیگر مواردی است که در روابط بین زوج ها آثار سوء دارد و باعث می شود زن یا شوهر احساس تنهایی کنند و به مرور زمان رابطه شان آسیب ببیند. زوج ها باید ارتباط با همدیگر را مانند یک شغل تمام وقت بدانند و اگر یکی از طرفین غرق در کارها و استرس های روزانه است و با وجود تلاش زیاد نمی تواند به زندگی طبیعی برگردد و این مشکلات را حل کند، مشورت با کارشناسان اهمیت پیدا می کند زیرا علایمی مانند افسردگی، تنهایی و تغییر خلق از پیامدهای اهمیت ندادن به استرس در زندگی مشترک یا خارج از محیط خانه است. استرس در اشکال متعدد می تواند به فرد روی بیاورد و نباید فراموش کرد برخورد افراد مختلف با استرس متفاوت است. گرچه نمی توان تمام استرس های زندگی روزمره را برطرف کرد ولی باید دانست چگونه می توان با آنها برخورد کرد.
در بسیاری از کشورها، دوره های آموزشی برای بهبود روابط بین زوج ها وجود دارد. شرکت در این دوره ها گاهی زندگی هایی که در حال ازهم پاشیدن است، نجات می دهد. این آموزش ها به زوج ها مهارت و اطلاعات و منابعی را در اختیار آنها قرار می دهد، تا برخوردی صحیح و مناسب داشته باشند و روابط خود را با همسرشان بهبود دهند. بسیاری از زوج ها علاوه بر اینکه توانایی و مهارت مدیریت استرس را در زندگی مشترک ندارند متاسفانه وقتی دچار استرس می شوند، سکوت اختیار می کنند درحالی که این کار باعث عصبانیت و کاهش آستانه تحمل می شود و می تواند باعث ایجاد فاصله بین زوج شود. اینکه هما پس از گذشت این مدت زمان از ازدواجشان، از رفتار همسرش خسته شده، به این دلیل است که امیر از صحبت کردن درباره مسایلی که باعث بروز استرس در او می شود، امتناع می کند. درحالی که صحبت در مورد حوادثی که در زندگی روزمره اتفاق افتاده، باعث تقویت روابط خواهد شد و فرد را آماده می کند تا در مورد مسایل بزرگ تر و با اهمیت تر نیز صحبت کنند.
استرسی که رابطه زناشویی را بهم می ریزد

کنار آمدن با نوجوانهایی که میخواهند خود رادردسته بزرگترها ببینند و با همین تصور، بعضی وقتها سختگیر و مبتکر میشوند ساده نیست. سالهای نوجوانی، پرهیاهوترین سالهای زندگی است وزمان آن رسیده که شما هم احتیاجات جدید فرزندتان در این زمان بشناسید.
سوال: فرزند نوجوانم، مدتی است سیگار میکشد. گذشته از این، بیش از اندازه با دوستانش وقت میگذراند و هیچ اهمیتی به درس خواندن نمیدهد. با وجود همه اشتباهاتی که این روزها از او سر میزند، ما حق نداریم نسبت به رفتارهایش اعتراض کنیم. حتی نمیتوانیم یک سؤال کوچک از او بپرسیم یا از او بخواهیم که رفتارش را تغییر دهد. فورا عصبانی میشود و از کوره در میرود. نمیدانم چه کنم. نه اجازه میدهد راهنماییاش کنم و نه دست از این اشتباهات بر میدارد. میترسم با این اشتباهات و خودسریها، آیندهاش را تباه کند.
پاسخ مشاور: کنار آمدن با نوجوانهایی که میخواهند خود را در گروه بزرگترها ببینند و با همین تصور، گاهی سختگیر و خود رای میشوند آسان نیست. سالهای نوجوانی، برای خیلیها حساسترین و پرچالشترین سالهای زندگی است و وقت آن رسیده که شما هم نیازهای تازه فرزندتان در این دوره را بشناسید و دست به عصاتر به سمتش قدم بردارید. این گفته که به محض شنیدن حرفهایش، فرزند نوجوان عصبانی میشود اما قبل از قضاوت در مورد درستی یا نادرستی رفتار او، بهتر است علت عصبانیتهایش را پیدا کنید. شاید او احساس میکند توسط خانوادهاش درک نمیشود و کسی به نیازهایش اهمیتی نمیدهد، پس اگر فرزند نوجوانتان با چنین افکاری خودش را آزار میدهد، ممکن است با توصیههایی که در ادامه آوردهایم از پس حل مشکلات یا کمرنگ کردنشان بربیایید.
خط ونشان نکشید
اگر رفتارهای او خشمگینتان میکند، برای حفظ امنیت، استحکام و صمیمیت خانواده از هرگونه برخورد و واکنشی خودداری کنید و به هر شکل ممکن، خود را به طور موقت از شرایط تحریک کننده کنار بکشید، وقتی خونسردی خود را بهدست آوردید با دقت به صحبتهای نوجوانتان گوش دهید و موارد صحیح و منطقی آن را دریابید و با تایید آنها، آنچه از نظر خود درست میدانید را هم به حرفهای فرزندتان اضافه کنید. گفتوگوی شما بیشتر از آنکه شبیه خط و نشان کشیدن باشد، باید به یک همفکری برای پیدا کردن مسیر درست شبیه شود؛ همفکریای که با تجربه و آگاهی بیشتر شما به نتیجهای بهتر برسد.
برای تغییر پیشقدم شوید
شاید لازم باشد همزمان با تغییر رفتار نوجوانتان، شما و دیگر اعضای خانواده هم تغییراتی را در نگرش و رفتار خود ایجاد کنید. برای مثال اگر هنگام عصبانیت، لحن یا رفتار آزاردهندهای دارید فورا از او معذرت خواهی کنید. بعد از مدتی تمرین میتوانید قبل از آن که با عصبانیت شروع به حرف زدن کنید، به خود برای انتخاب لحن و واژههای درست هشدار دهید و سپس با ظرافت و احترام به صحبت خود ادامه دهید. بپذیرید که فرزند نوجوانتان همان کودک خردسال دیروز نیست.
خواستههایش را درک کنید
هنگام بروز اختلاف ضمن حفظ احترام به شخصیت نوجوان، به دقت به صحبتهای او گوش بسپارید و موارد قابل قبول، صحیح و منطقی در گفتههایش را دریابید. هدف اصلی شما به عنوان والدین او، باید درک خواستههای نوجوان باشد. میتوانید عقیده و نظر خود را بیان کنید و به جای تاکید و پافشاری بر نظر و عقیده خود به خواستههای واقعی هر دو طرف توجه کنید. یادتان نرود برای بسیاری از مسائل بیش از یک راه حل وجود دارد. پس به دنبال راه حلی بگردید که میتواند هر دو طرف را راضی کند.
واقعا چرا سیگار میکشد؟
یکی از مهمترین علتهای ترک ناموفق سیگار، تعارضات حل نشده و رفع نشدن مشکلات اولیه است. شاید فرزندتان میخواهد با آتش سیگار تنشهایش را آرام کند و شاید دوست دارد با این کار کمی با شما لجبازی کند، پس با فراهم کردن خانهای آرام و تقویت ارتباطتان این انگیزهها را از او بگیرید. از طرف دیگر، ممکن است او با این روش بخواهد در میان همسالانش وجههای کسب و احساس غرور و مردی کند. با کمک یک مشاور یا روانشناس شما میتوانید انگیزههای احتمالی سیگار کشیدن او را کشف کنید و با توجه به نیازهای فرزندتان برای ترک سیگار او تلاش کنید.
سخت اما شدنی
مشکلی که با آن روبهرو شدهاید کوچک نیست و حل شدنش هم ساده نیست، پس صبور باشید و اجازه ندهید اضطرابی که در شما ایجاد شده، این مشکل را بزرگتر کند. وقت آن رسیده که بپذیرید روشهای تربیتی قبلی کارآمد نبوده و لازم است در برخورد با این مشکلات باآگاهی و درایت بیشتری رفتار کنید. شاید شمایی که همیشه به شیوه امروزتان با فرزند خود برخورد میکردهاید و این روزها پاسخ دلخواهتان را از او نمیگیرید، برای تغییر رفتارهایتان نیاز به کمک متخصص داشته باشید. اگر سردرگم شدید و ندانستید تغییر را از کجا باید شروع کنید، با روانشناسان یا متخصصان تربیتی مشورتکنید.
مهربان اما قاطع
لازم است که در اوج مهربانی قاطع هم باشید. به فرزندتان آزادی بدهید اما در عین حال محدودیتهایی را هم برای او وضع کنید و در مورد این محدودیتها قاطع باشید. ساعات ورود و خروج فرزندتان باید مشخص باشد اما با سختگیری بیش از حد و محدود کردن بی اندازه رفت و آمدش، کار را سختتر نکنید. به او آزادیهای بی خطری بدهید و در مقابل با او برای پذیرش برخی محدودیتها توافق کنید.گذشته از این با رفتار درست، فرزندتان را متکی به خود بار بیاورید. به او نشان دهید که در صورت نیاز همیشه برای حمایت از او حاضر هستید اما قرار نیست مسئولیت اشتباهات او را برعهده بگیرید. فرزندتان نباید به پشتوانه حمایتهای شما، بدون ترس از عواقب رفتارش آگاهانه اشتباه کند.
با همسرتان همگروه شوید
شما و همسرتان باید روش مشترکی را در برخورد با فرزندتان در پیش بگیرید. رفتار دوگانه شما و مشاجراتتان در مورد روشهای فرزندپروری، میتواند او را نسبت به توصیههای هر دوی شما بی اعتماد کند. نوجوانانی که در یک خانه آرام و در کنار خانواده ای همدل و صمیمی زندگی میکنند، کمتر به رفتارهای آسیبزا رو میآورند. اگر میخواهید فرزندتان رفتار سالمتری در پیش بگیرد، وقت بیشتری با او بگذرانید و صمیمیت بیشتری در خانه ایجاد کنید.از طرف دیگر با نظارت و مدیریت غیرمستقیم فرزندانتان، امکان تجربه کردن را به او بدهید و اعتماد به نفساش را تقویت کنید. هر روز بایدها و نبایدهای جدیدی را برایش تعریف نکنید و این حس را در فرزندتان ایجاد کنید که توان تمایز خوب و بد را دارد و در صورت ابهام پیدا کردن در برخی موارد، میتواند با همفکری شما مشکلش را حل کند.
تفاوتها را نادیده نگیرید
قطعا وقت آن رسیده که تفاوتهای اساسی میان خود و فرزندتان را کشف کنید. اگر میخواهید این رابطه را ترمیم کنید، باید از روحیات و خصوصیات یکدیگر مطلع شوید. برای درک یکدیگر به دنبال زبانی مشترک بگردید و راه حلی پیدا کنید که اجرا شدنش خواسته هر دوی شما باشد.
بگویید نگران هستید
خواستهها و نگرانیهای خود را با فرزندتان در میان بگذارید و به جای تعبیر و تفسیر نامطمئن رفتار نوجوان از او در مورد اندیشهها، نیازها و دلایلی که برای رفتارهایش دارید سؤال کنید تا بهتر متوجه موضوع شوید و سپس به دنبال راهحل بگردید.
او را وارد دنیای بزرگسالان بکنید
به نوجوانتان فرصت اظهارنظر بدهید و در مورد کارهای گوناگون با او مشورت کنید تا در ضمن احترام به شخصیت و حفظ استقلال او، حس مسئولیت پذیری و اعتماد به نفساش را هم تقویت کرده باشید. مشورت با نوجوانان آنها را به دنیای بزرگسالان وارد میکند و از طرف دیگر با برخورد اندیشههای نوجوان و والدین، کم کم نگرش صحیحتری در هر دو طرف ایجاد میشود و به جای حل تنشزای مشکلات، نظرها در جریان گفت و گو به هم نزدیکتر میشوند.
نه گفتن را آموزش دهید سیگار
فرزند شما باید مهارتهای زندگی و به ویژه مهارت نه گفتن را یاد بگیرد. او باید بتواند با درخواستهای نابجای دیگران مقابله کند و در برابر خواستههای آنها برای مصرف سیگار یا دیگر مواد آسیبزا نه بگوید. اگر بتوانید اعتماد به نفس فرزندتان را تقویت کنید، قطعا نگرانیتان در این مورد کمتر خواهد شد.
اگربچه شما سیگاری شده است بخوانید
نگرانی از سیگاری شدن بچه ها