بهتر است قبل ازاستفاده از هر روش سفید کردن دندان حتما با دندانپزشکتان مشورت کنید. جرم گیری کردن دندان ها می تواند تاثیرات جانبی هم داشته باشد. دندان ها ممکن است دچار حساسیت گرم و سرد شوند؛ سفید کردن دندان ها هم همیشگی نیست، چون دندان هایتان دوباره به مرور زمان تغییر رنگ خواهند داد.
احسان صادقینژاد متخصص و جراح دندانپزشک گفت: سفید کردن دندانها امری است که طرفداران بسیاری دارد چرا که نقش مستقیمی با زیبایی دارد. وی گفت: عموما به دو روش میتوان دندانها را سفید کرد که البته کیفیت آنها با هم متفاوت است. روش اول به وسیله خمیر دندانهای سفیدکننده است که بسیار جزئی است اما روش دوم روشی است که زیر نظر متخصص دندانپزشک صورت میگیرد که خود هم به دو صورت است روش اول که اصطلاحا بیلیچینگ گفته میشود و در عرض یک تا دو جلسه تمام میشود اما ماندگاری آن در حد چند ماه است ولی در روش دوم پیشنهاد داده میشود فرد در منزل کار را انجام دهد فقط پزشک از دندان قالب میگیرد. صادقینژاد اذعان داشت: در روش دوم که با همکاری فرد در منزل صورت میگیرد ماندگاری سفیدی بر روی دندانها بیشتر است و فرد میتواند تا سه سال دندانهایی سفید داشته باشد اما نکته قابل توجه مراقبت پس از سفید کردن دندان است به نحوی که فرد باید از مصرف چای و قهوه و مواد رنگی حتیالامکان بپرهیزد و یا اینکه بلافاصله پس از مصرف این مواد با آب یا مسواک شستشو دهد. این متخصص دندانپزشک اذعان داشت: یک باور غلط در بین مردم وجود دارد که افراد پس از سفید کردن دندان مینای دندان خود را از دست میدهند که در این رابطه باید گفت جرمگیری با سفید کردن متفاوت است. پزشک طبق استانداردهای لازم دندانی این کار را انجام میدهد. ممکن است پس از سفید کردن تا چند روز دندان دچار سردی و گرمی شود اما به مرور زمان برطرف خواهد شد.
تفاوت بین روش های شفاف کردن دندان و جرم گیری آن
خمیر دندانهای سفیدکننده,دندان,خمیر دندان سفیدکننده,خمیر دندانهای سفیدکننده,دندان درد,دندان عقل,دندان پزشکی,دندان قروچه,دندان مار,دندان شیری,دندان مصنوعی,دندان پزشک

شلختگی تقریبا مساوی است با بی نظمی، شاید خود ما هم کمی شلخته و نامنظم هستیم و خبر نداریم می خواهیم در این مطلب علت و چرایی این موضوع را از لحاظ روانشناسی بفهمیم
اگر کمی به اطراف خود نگاه کنید افرادی را می بینیدکه با بی نظمی های شان با اعصاب شما بازی می کنند.
نامرتب لباس می پوشند، منزل یا اتاق شخصی شان بسیار کثیف و نامرتب است عده ای هم پا را فراتر از این می گذارند و این ریخت و پاش و بهم ریختگی را به زندگی دیگران هم راه می دهند. در این شماره زبان بدن با کمک سیدعلی دربانی، روانشناس از علل بروز این مشکل و ریشه های آن همچنین طریقه شناخت زبان بدن این افراد می گوییم.
به چه کسانی شلخته می گوییم ؟
نامرتب بودن یا در زبان عامیانه همان شلخته بودن می تواند دلایل بسیار و انواع و اقسام داشته باشد که برمی گردد به ویژگی های شخصیتی و خلقی فرد یا به الگویی که در آموزش شلختگی به او نقش داشته است. شلختگی تقریبا مساوی است با بی نظمی، البته با درجه شدت بیشتر. این اختلال رفتاری اتفاقا در جامعه ما بسیار شایع است به عنوان نمونه بعضی ها ظاهرشان مرتب و آراسته است ولی اتاق شان به هم ریخته و نامنظم است.
عده ای اتاق شان مرتب ولی ظاهری نامرتب دارند، عده ای هم اتاق نامرتب هم پوشش نامرتب و عده ای دیگر اگر چه پوشش و اتاقی مرتب دارنداما در زندگی اطرافیان خراب کاری می کنند.گاه این بی نظمی در بعد اجتماعی تر کسانی هستند که بیخود خرج می کنند و مصرف آنها زیاد از حد است و موجودی جامعه را به لحاظ امکانات اقتصادی رعایت نمی کنند، آنها بی انضباط اقتصادی و مالی اند. بسیاری از مسائل اخلاقی مانند وفای به عهد و پیمان و احترام به اموال عمومی و دولتی و رعایت بهداشت اجتماعی و حسن خلق و احترام به ناموس مردم و پرداخت حقوق دیگران و … در اجتماع در موضوع شلختگی مفهوم پیدا می کند.
شناخت زبان بدن یک فرد شلخته کار دشواری نیست
یک فرد شلخته را قبل از هر چیز می توان از روی پوشش و میزان رسیدگی به وضعیت اش شناخت. لباس ها با هم همخوانی ندارد وآرایش و اصلاح نامرتب و به هم ریخته ای دارد. در بعد رفتاری اینگونه افراد معمولا حواس پرت و بد قول هستند و اگر از آنها علت بد قولی یا حواس پرتی را جویا شوید خواهید دید با دست بر پیشانی می کوبند که یکی از علائم زبان بدن افراد فراموش کار و معمولا دروغگو است. نحوه نشستن این افراد نیز از افراد دیگر متفاوت است و خیلی اوقات وارد اماکن عمومی که می شوید فرد شلخته در گوشه ای در جای نامناسب و اغلب آلوده نشسته است. یکی از شیرین کاری های این عده ریختن چای و شربت یا کاسه آش و سوپ روی پیراهن و لباس خود یا اطرافیان یا گاهی در حوزه آکادمیک تر با ریختن آش و مواد غذایی روی جزوه خود و دوستان است، علائم فوق همه یا هر یک به تنهایی ما را در شناخت یک شلخته کمک می کند.
شلختگی می تواند ارثی باشد
افراد شلخته معمولا در خانواده خودشان یک فرد شلخته داشته اند. پس یک دلیل می تواند مشاهده باشد؛ یعنی به عنوان نمونه پدر شلخته است و کودک رفتارهای او را مشاهده می کند و از آنجا که بیشتر انسان ها متمایل به راحت طلبی اند، کودک ترجیح می دهد از پدرش الگوبرداری کند تا از مادرش که منظم تر است، بنابراین مسواک نمی زند، لباس هایش را جمع نمی کند.یادگیری هم یکی دیگر از عوامل موثر است یعنی رفتار شلختگی بر اثر تکرار اتفاق می افتد. به عنوان نمونه بچه از اول لباس هایش را می ریزد و جمع نمی کند و کسی هم به او چیزی نمی گوید. همین رفتار به تدریج تبدیل به عادت می شود اما به وجود آمدن رفتار شلختگی علت های دیگری هم می تواند داشته باشد.
شلختگی وارونه
گاهی اوقات فرزندان خانواده های منظم و سختگیر هم شلخته می شوند. اسم این نوع بی نظمی شلختگی وارونه است. در بعضی خانواده ها تحکم و زورگویی پدر و مادر برای رعایت نظم و تکرار پیام های کلامی متوالی فرد را وادار به مقاومت می کند و در او نوعی شلختگی به وجود می آورد. در بعضی از موارد هم فرد از ابتدا شلخته نیست ولی به خاطر شرایطی خاص دچار این رفتار می شود. بعضی ها در بحران بلوغ به دلیل میل به استقلال در مقابل نظمی که خانواده روی آن تاکید دارد، مقاومت می کنند. به عنوان نمونه نوجوان نمی گذارد مادرش اتاقش را منظم کند و می گوید این طور راحت تر است. سپس این رفتار به شکل عادت درمی آید و فرد در باقی زندگی اش شلخته می شود.
شلختگی در لباس پوشیدن
شلختگانی که پوشش را رعایت نمی کنند به راحتی می توان شناخت، البته این شلخته بودن را با مد نیز باید متفاوت دانست چراکه هرازگاهی لباس ها و پوشش های خاصی مد می شود که این کار را برای شناخت افراد شلخته سخت می کند همانند دوره ای که لباس هایی چروک مد شده بود. گروه دیگر افرادی که با پوشش مرتب یا نامرتب ماشین، محل زندگی یا محل کار نامرتبی دارند؛ در این مورد نقش آموزش و مشاهده و حضور یک فرد شلخته در خانواده بسیار موثر است. زبان بدن این افراد بستگی به این دارد که از چه منبعی شکل گرفته باشد اگر در جهت گرفتن توجه منفی باشد بیشتر و شدیدتر خواهد بود به طوری که باعث خشم و ناراحتی بیشتر اطرافیان می شود به طوری که صدای اطرافیان درمی آید.
شلخته ها درمان می شوند
بهترین راه حل آن است که از سوی خود فرد راهکار های مناسب پیدا شود. از طریق خودآگاهی، ترجیحات و عیب های کوچک افراد مشخص می شود. ما برای راه حل خود بیشتر مایه می گذاریم.
شلختگی فقط درپوشش نیست؛ در موارد دیگری نیز هست به عنوان مثال: حواس پرتی.
شاید این چیزها حواس پرتی را از بین ببرد: میز کارتان را به جایی ببرید که چیزهای کمتری حواس تان را پرت کند، دور میزتان دیوار بکشید، ساعاتی کار کنید که حواس پرتی شما در آن ساعات کمتر است. فقط برای زمان هایی کوتاه و جهت استراحت به آن حواس پرتی ها بپردازید.
از یک فرد منظم بخواهید به شما کمک کند که سیستمی برای خودتان درست کنید و به تدریج با این سیستم جلو بروید و آن را پیاده کنید؛ این موضوع در بلند مدت به زندگی شما شکل می دهد.
نفرت از اداره امور: شما انتخاب های خودتان را دارید، باید عواقب آنها را هم بپذیرید. این تصمیم با شماست.
رشد نخواهید کرد: آیا زمان بیشتری نیاز دارید که بچه و بی مسئولیت بمانید؟ یا وقت آن رسیده که بزرگ شوید؟ این تصمیم هم با شماست.
کمبود سیستم سازماندهی رسمی: راه های مختلف را امتحان کنید، تقویم داشته باشید یا با قلم و کاغذ تقویم کاری خود را بنویسید. فهرستی از کارهایی که باید انجام دهید در فایل word یا … بنویسید. حتی می توانید روی تکه کاغذهای کوچکی آنها را بنویسید و روی میز کارتان بچسبانید.
عدم استفاده دائم از سیستم سازماندهی: اگر از آن استفاده نکنید آن را از دست خواهید داد. آن را تبدیل به یک عادت کنید و همیشه همه کارها را روی کاغذ فهرست کنید و در طول روز آنها را بررسی کنید.
اعتقاد به اینکه نظم داشتن فرقی ایجاد نمی کند: زندگی شما از هم پاشیده و فکر می کنید که نظم یافتن در چنین موقعیتی درست مانند مرتب کردن صندلی های کشتی تایتانیک در حال غرق شدن است ولی بدانید که اگر سرطان درجه پنج نداشته باشید، این کار بی تاثیر نیست. بهبود زندگی شما مانند بالا رفتن از یک تپه است. اگر بالا را نگاه کنید، آنقدر می ترسید که ترجیح می دهید از همانجا به سمت پایین برگردید. ولی اگر سرتان را پایین بیندازید و فقط روی قدمی که به جلو برمی دارید تمرکز کنید، زمانی می رسد که وقتی به عقب نگاه می کنید از مسیری که آمده اید تعجب خواهید کرد.
افسردگی: افسردگی ملایم تا متوسط اغلب با جایگزینی خوداندیشی و درونگرایی با بهره وری و تمرکز بیشتر بر نیازهای دیگران و نه نیازهای خود برطرف می شود. ورزش هم می تواند کمک کننده باشد. اگر اینها کافی نبودند، چند جلسه درمان شناختی برای افسردگی جدی (یعنی نوعی از افسردگی که اصلا از جای تان نمی توانید بلند شوید) می تواند کمک حرفه ای بدهد.
اگر هیچ کدام از اینها نتیجه نداشت، شاید شما دلیل بی نظمی خود را درست نفهمیده اید. بهتر است از یک مشاور دوره دیده و مورد تایید سازمان نظام روانشناسی کمک بخواهیدتاضمن پیدا کردن ریشه های بروز شلختگی به درمان این مشکل شما کمک کند.
چرا بی نظمی در زندگی برخی افراد مشاهده می شود
افراد شلخته,بی نظمی,دلیل بی نظمی,بی نظمی قاعدگی,بی نظمی در قاعدگی,بی نظمی در کودکان,بی نظمی کودکان,دلیل بی نظمی قاعدگی,علت بی نظمی قاعدگی,علت بی نظمی در قاعدگی,نظم داشتن در زندگی
حتما شما هم شنیده اید که می گوایند فریزر کردن اسفناج سبب بیماری می شود اکنون با متخصص تغذیه در این مورد گفتگویی داریم تا راست یا غلط بودن آن را بدانیم
در پاسخ به ایشان باید بگویم اسفناج را میتوان هم به صورت خام و هم پخته به مدت 6 تا 12 ماه داخل فریزر با دمای منفی 18 درجه سانتیگراد نگهداری کرد. یکی از نگرانیهایی که مدتها بین مردم وجود داشته و شما هم به آن اشاره کردهاید، نگرانی از تشکیل ترکیبهای سرطانزایی مانند نیتروزامین در اسفناج پختهای است که داخل فریزر نگهداری میشود. اتحادیه اروپا در این زمینه بررسیهایی را روی اسفناجهای پخته و فریزشده انجام داد و متوجه شد که مقدار این نیتروزامین به قدری کم است که جایی برای نگرانی نیست.
به طور کلی، بهتر است ما اسفناج یا سایر سبزیها را پیش از قرار دادن در فریزر، یک آبگردانی ساده بکنیم یعنی آنها را به مدت چند ثانیه در آب جوش قرار دهیم و خارج کنیم. این کار در صنعت به نام «بلانچینگ» معروف است. با این کار، آنزیمهایی که باعث قهوهایشدن و پایین آمدن طول عمر سبزیها میشوند از بین میروند و به این ترتیب ما میتوانیم سبزیها را برای مدت طولانیتری بدون نگرانی از تغییر رنگشان در فریزر نگهداری کنیم. البته به شما توصیه میکنم در صورت امکان، اسفناج را به جای پختن کامل، با همین روش آنزیمبری، کمی آبگردانی کنید یا آن را به شکل خام در فریزر بگذارید. با این وجود هرچند گفته میشود میتوان سبزیهای مختلفی از جمله اسفناج را 6 تا 12 ماه داخل فریزر گذاشت اما هرچه فاصله فریزکردن سبزیها تا زمان مصرف شان کمتر باشد، عطر و طعم بهتری خواهند داشت. ضمن اینکه با کوتاه شدن زمان فریزکردن سبزیها تا هنگام مصرف، ویتامینهایشان هم بیشتر حفظ خواهند شد و خوردنشان فایده بیشتری برای بدن خواهد داشت. البته عمر نگهداری سبزیها و مواد غذایی پخته در فریزر به دلیل از دست رفتن بافت اولیهشان، نصف میشود و میزان ویتامین C حدود 50 درصد کاهش پیدا میکند.
فریز کردن اسفناج آری یا خیر
اسفناج پخته,اسفناج فریز شده,نگهداری اسفناج,اسفناج پخته در فریزر,اسفناج پخته یا خام,اسفناج پخته شده,اسفناج پخته فریز شده,خواص اسفناج پخته,کالری اسفناج پخته,نگهداری اسفناج پخته,نگهداری اسفناج پخته در یخچال,مضرات اسفناج پخته,مضرات اسفناج فریز شده,عوارض اسفناج فریز شده,خواص اسفناج فریز شده,سبزی اسفناج فریز شده,نگهداری اسفناج پخته در فریزر,نگهداری اسفناج,نگهداری اسفناج در یخچال,طریقه نگهداری اسفناج,شرایط نگهداری اسفناج,مدت نگهداری اسفناج پخته
کاریزما، در لغت یعنی فرهمند یا فرمندی و یا به عبارتی دیگر جاذبه استثنایی.کاریزما، در اصطلاح به خصوصیت کسی گفته می شود که بشخصه و یا به عقیده دیگران، دارای قدرت رهبری فوق العاده است.
واژه کاریزما برگرفته از خاریسمای یونانی به معنای جاذبه ذاتی است که خود از خاریتاس به معنای متانت، جذابیت، برکت، و موهبت میآمد. خاریسما در دوره باستان و پیش از سده بیستم کاربرد محدودی داشت و در دو معنا بکار میرفت: در معنای اول به جاذبههای ظاهری یک نفر اطلاق میشد که خصلتی دنیوی داشت، و در معنای دوم از فرهمندی الوهی یا برخورداری از موهبتی آسمانی حکایت میکرد و امری اساطیری یا الاهیاتی بود. این کاربرد در فرهنگ و زبان ایرانی و فارسی نزدیک به فر ایزدی یا شکوه آسمانی است.
کاریزما چه سودی برای شما دارد؟
تصور کنید که زندگی شما چگونه خواهد بود:
اگر در آن لحظه ای که وارد یک اتاق می شوید، دیگران بلافاصله متوجه تان شوند، مایل به شنیدن حرف های شما، و مشتاق گرفتن تأییدتان باشند. این یک سبک زندگی افراد کاریزماتیک است. کاریزما باعث می شود دیگران دوست تان داشته باشند، به شما اعتماد کنند، و بخواهند که تحت رهبری تان کار کنند. همین ویژگی است که تعیین می کند: شما یک رهبر هستید یا یک دنباله رو. ایده هاتان فراگیر می شوند یا خیر. و اینکه پروژه های شما به خوبی اجرا خواهند شد یا نه.
چه شما خوش تان بیاید یا نیاید، این کاریزما است که می تواند دنیا را به جلو ببرد. می تواند افراد را به انجام آنچه که شما از ایشان می خواهید وادار کند. و البته، داشتن کاریزما در حیطه شغلی هم بسیار حیاتی است. چه برای یک شغل جدید ثبت نام کرده باشید، و چه بخواهید در سازمان تان پیشرفت کنید، کاریزما برای نیل به هدف کمک تان می کند. مطالعات و تحقیقات مختلف نشان داده اند که افراد کاریزماتیک نمرات شغلی بالاتری می گیرند و از دید مافوق ها و زیردستان، آدم های مؤثرتری هستند.
کاریزماتیک بودن به معنی فرد موفق یا پولدار بودن نیست. حتی به معنیِ نحوه ارائه مطلبی و یا نوع پوشش ما هم نیست. کاریزماتیک بودن یعنی انجام یک سری کارهای خاص…
بعضی از افراد با کارهایی که میکنند احساس مهم بودن در ما ایجاد میکنند.
بعضی از افراد با کارهایی که میکنند احساس خاص بودن به ما دست میدهد.
بعضی از افراد زمانی که وارد جایی میشوند تمام توجه ها را به سمت خود جذب میکنند.
بعضی از افراد ناخودآگاه و بر حسب عادت کارهایی انجام میدهند که دیگران دوست دارند وقت بیشتری با آنها سپری کنند،بیشتر با آنها صحبت کنند و یا حداقل کنار انها باشند.تا توجهات نیز به آنها انتقال پیدا کند.
کاریزما چیست؟
کاریزما، در اصطلاح به خصوصیت کسی گفته میشود که بشخصه و یا به عقیده دیگران، دارای قدرت رهبری فوقالعاده است. این اصطلاح اغلب در علوم سیاسی و جامعهشناسی به کار برده میشود تا زیرمجموعهای از رهبرانی را که با استفاده از نیروی توانایی شخصی خود میتوانند تأثیراتی عمیق و استثنایی در پیروان خود داشته باشند، توصیف کنند.
اما خبر خوب اینجاست : کاریزما یک خصیصه ذاتی و اکتسابی است. شما اگر فرد کاریزماتیکی هستید میتوانید آنرا تقویت کنید تا همچنان قدرتش را حفظ کند و اگر فرد کاریزماتیکی نیستید میتوانید آنرا بدست آورید… خیلی ساده.
افراد موفق تنها عادت های موفقی دارند. افراد کاریزماتیک نیز، فقط عادت های کاریزماتیک دارند.
-
شخصیت کاریزماتیک، به کاراکتری گفته می شود که به سبب داشتن برخی ویژگی ها الگوی سایرین محسوب می شود و حتی می تواند برای آنها الهام بخش هم باشد. شخصیت های کاریزماتیک که در دنیا زیاد پیدا نمی شوند، افرادی هستند که می توانند با قدرت خود جمعیت زیادی را تحت تاثیر قرار دهند و آنها را به سمت و سوی خود جذب کنند.
وبر، کاریزما را چنین توصیف میکند:
ویژگی خاصی از یک شخصیت پدیده رهبری
-
کاریزماتیک یا رهبری مبتنیبر جاذبه استثنایی، بهگونهای از رهبری گفته میشود که دارای قدرت و توانایی الهامبخشی به پیروان باشد و این در حالی است که تواناییها صرفاً از نیروی شخصیت و تعهد فرد سرچشمه گرفته باشد. در این نوع رهبری، رابطهای بدون استفاده از پاداشهای مالی و اعمال زور برقرار میشود
رابرت هاوس (پروفسور دانشکده تجارت وارتو) می گوید که کاریزمای رهبر «باعث می شود زیردستانش هدف او را بسیار جدی بگیرند، از خودگذشتگی های مهمی انجام دهند، و بالاتر و فراتر از ندای وظیفه شان عمل کنند.» آن چیزی که باعث می شود یک فروشنده، پنج برابر همکارانش فروش کند، کاریزما است. این کاریزما است که تفاوت میان نوآورانی که سرمایه گذاران را پشت در منتظر نگاه می دارند و دیگرانی که برای یک وام به بانک التماس می کنند را مشخص می کند.
داشتن شخصیت کاریزماتیک می تواند نقش مثبتی در مدیریت موفق داشته باشد. اما برای داشتن چنین شخصیتی باید ویژگی هایی را داشت که در گزارش پیش رو به تعدادی از آنها اشاره می شود:
1. صدا
شاید تعجب آور باشد اما خیلی وقت ها بخصوص در برخورد اول صدای شما می تواند تاثیر زیادی بر مخاطب بگذارد و تا حدی به وی کمک کند تا شخصیت و کاراکتر شما را بشناسد. صدای قاطع و باصلابت یکی از رکن های کاریزماتیک بودن است، چراکه لحن صحبت شما و نوع ریتمی که به حرف زدن خود می دهید، می تواند مخاطب را جذب یا دفع کند. پر واضح است که در این میان هر چه صدا زیباتر باشد، تاثیرگذاری اش هم بیشتر خواهد بود.
2. تجسم کردن
قدرت تصویرسازی و تجسم کردن آنچه می خواهید انجام دهید به شما کمک می کند تا در کارتان موفق شوید و در نتیجه این امر در داشتن شخصیتی کاریزماتیک و الهام بخش به شما کمک می کند. تصور و تجسم کاری که قصد انجام آن در آینده را دارید، باعث می شود حساب شده تر هم پیش بروید و حساب شده پیش رفتن یک پای کاریزماتیک شدن است.
3. ثبات کاریزماتیک ها
هر باوری که داشته باشند در آن ثابت قدم هستند و به اصطلاح توپ هم باورشان را تکان نمی دهد! آنها از این شاخه به آن شاخه پریدن را نه دوست دارند و نه بلدند. برای آنها عقیده و باورشان و استواری و پافشاری بر آن از هر چیزی مهمتر و پررنگ تر است.
4. اهمیت دادن به فناوری
کاریزماتیک ها برای اینکه از دیگران جا نمانند، در کنار سه ویژگی دیگری که در بالا گفته شد، از فناوری و به روز بودن هم غافل نیستند. برای آنها مهم است که از تازه ترین پیشرفت های فناوری اطلاع پیدا کنند و حتی از آنها به طور کامل استفاده کنند.
به روز بودن و با فناوری های روز پیش رفتن یکی از مهمترین اقداماتی است که در ایجاد شخصیت کاریزماتیک در روزگار ما نقش زیادی ایفا می کند.
-
کاریزما سحر و جادو نیست، مجموعه ای از رفتارهای یادگرفتنی است
بر خلاف نظر عموم مردم، هیچ کس به طور مادرزادی کاریزماتیک نیست. اگر کاریزما یک ویژگی ذاتی بود، آدم های کاریزماتیک همیشه مسحورکننده بودند، ولی این طور نیست. حتی برای یک فوق ستاره هم، کاریزما می تواند یک لحظه حضور داشته باشد و لحظه ای بعد خیر. برخی از این افراد می توانند کاریزمای خودشان را به سادگی فشردن یک دکمه خاموش کنند و کاملاً از رادار محو شوند. برای روشن کردن آن نیز کافی است تغییراتی را در زبان بدن خود (Body Language) ایجاد کند.
در سال های اخیر یک تحقیق گسترده انجام شده که نشان می دهد کاریزما نتیجهٔ رفتارهای خاص غیرشفاهی است، و نه منتج از کیفیت های ذاتی یا جادویی افراد. به همین خاطر است که سطوح کاریزما در نوسانند: حضور آن بستگی دارد به این که آیا فرد مورد نظر، آن رفتارهای خاص را از خود بروز می دهد یا خیر.
آیا هرگز برای شما پیش آمده که کاملاً احساس اطمینان قلب داشته باشید و در یک وضعیت خاص، به اصطلاح «خدایی کنید؟» حالتی که افراد پیرامون تان (حتی اگر برای یک لحظه) کاملاً تحت تأثیر شما قرار گرفته باشند. ما لزوماً این لحظات را به عنوان کاریزما در نظر نمی گیریم و خودمان را هم برخوردار از آن نمی پنداریم. زیرا یک پیش فرض اشتباه داریم: «افراد کاریزماتیک در تمام لحظات و در تمام روزهای زندگی شان، مثل آهن ربا جذب کننده اند.» خیر، نیستند! لطفاً بیدار شوید.
یکی از دلایل اینکه کاریزما به اشتباه پدیده ای ذاتی پنداشته می شود، این است که مثل خیلی از مهارت های اجتماعی دیگر، رفتارهای کاریزماتیک هم به طور کلی در سال های ابتدایی زندگی فرد، آموخته می شوند. در حقیقت، افراد معمولاً متوجه نیستند که دارند آن را می آموزند. بلکه فقط: رفتارهای جدید را امتحان می کنند، نتایج را می بینند، و سپس آنها را بهبود می بخشند. در نتیجه، این رفتارها حالت غریزی به خود می گیرند.
آدم های کاریزماتیک بی شماری را می تواند نام برد که برای به دست آوردن این ویژگی مهم، سخت کار کرده اند و قدم به قدم آن را افزایش داده اند. ولی از آنجا که ما در اوج جذبهٔ فردی شان آنها را شناخته ایم، سخت است که باور کنیم این فوق ستاره ها همیشه به این خوبی نبوده اند. مدیر اجرایی اسبق اپل، استیو جابز، به عنوان یکی از کاریزماتیک ترین مدیران اجرایی دهه اخیر شناخته می شود، و البته که او از ابتدا اینگونه نبود. در حقیقت، اگر نخستین جلسات معرفی محصول او را دوباره تماشا کنید، خواهید دید که خجالتی و بی دست و پا روی صحنه می آمد و حالات رفتاریش، از «بیش از حد نمایشی» تا «کاملاً غیرجذاب» در نوسان بود. ولی او به مرور و در طول سال ها کاریزمای خودش را افزایش داد، و می توانید این پیشرفت تدریجی را در حضورهای بعدی اش به وضوح ببینید.
کاریزما توسط جامعه شناسان، روان شناسان، و محققان علوم رفتاری و فرآیندشناختی، زیر ذره بین مطالعه و تحقیق قرار گرفته و به روش های علمی گوناگون (از تجربه های آزمایشگاهی و مرحله به مرحله گرفته تا پژوهش های زمینه یابی جغرافیایی و تحلیل های تفسیری) بررسی شده است. موضوع این مطالعات، رئیس جهورها، رهبران نظامی، دانشجویان و دانش آموزان، و مدیران تجاری -از سطوح پایین گرفته تا مدیران عامل- بوده اند. به لطف چنین تحقیقاتی، اکنون می دانیم که کاریزما در واقع مجموعه ای از رفتارها است.
-
رفتار کاریزماتیک چگونه است؟
وقتی که برای اولین بار کسی را ملاقات می کنیم، به طور غریزی بررسی می کنیم تا ببینیم که آیا او یک دوست بالقوه است یا یک دشمن، و اینکه آیا قدرت و قصد ابراز دوستی یا دشمنی خود را دارد یا خیر. قدرت و قصد، چیزهایی هستند که ما در دیگران ارزیابی می کنیم: «آیا می تواند کوه ها را برای من جا به جا کند؟ آیا اصلاً برایش مهم هست که چنین کند؟» اصلاً برای پاسخ دادن به پرسش نخست است که سعی می کنیم بفهمیم او چقدر ما را دوست دارد. به طور مشابه، وقتی یک آدم کاریزماتیک را ملاقات می کنیم، این حس به ما دست می دهد که او قدرت زیادی دارد و ما را هم بسیار دوست می دارد.
معادله ای که کاریزما را برای شما به ارمغان می آورد، بسیار ساده است. تمام کاری که باید بکنید این است که اقتدار و اشتیاق زیادی در رفتارتان داشته باشید، زیرا رفتار کاریزماتیک متشکل از این دو مبحث است. «مبارزه یا فرار؟» مسئله ای از جنس اقتدار است. «دوست یا دشمن؟» نیز مسئله ای از جنس اشتیاق است.
اما یک بعد مهم دیگر وجود دارد که زمینه ساز این دو کیفیت است: حضور فردی. وقتی مردم تجربهٔ دیدن رفتار یک فرد کاریزماتیک را توصیف می کنند، چه آن فرد کالین پاول باشد یا دالایی لاما، آنها اغلب به حضور فوق العادهٔ او اشاره می کنند. در بحث آموزش مدیران اجرایی، «حضور داشتن» مهم ترین جنبه کاریزمای فردی است. زیرا آنها می خواهند حضور اجرایی یا مدیریتی خود را تقویت کنند و این خواسته درستی است: «حضور شما» زیربنای اصلی کاریزمای شما است، زیربنایی که همه چیز بر روی آن سوار خواهد شد. وقتی شما با یکی از بزرگان کاریزماتیک دنیا هستید، نه تنها قدرت و تعهد مشتاقانه او را احساس می کنید، بلکه این حس را نیز دارید که او کاملاً در اتاق با شما است و به معنای واقعی کلمه «حضور» دارد.
جادوی کاربردی
بله، گفته شد که کاریزما یک ویژگی جادویی نیست، ولی دیگران را جادو می کند! بالا بردن کاریزمای فردی نیازمند تلاش زیادی است. تلاشی که گاهی سخت، ناخوشایند، و یا حتی ترسناک است. ولی نتیجه آن هم فوق العاده است؛ هم از نظر تعریفی که شما از خودتان دارید و هم از نظر تعریفی که دیگران از شما در سر دارند. این تلاش شامل مدیریت اکوسیستم ذهنی شما، درک و مراقبت از نیازهایتان، و همین طور آشنایی با رفتارهایی است که شما را نزد دیگران فردی کاریزماتیک جلوه می دهد (و نحوه هدایت این رفتارها).
پرورش کاریزما، جادویی کاربردی است: شناختی بی همتا متشکل از چندین دانش گوناگون، که به شما نشان می دهد «کاریزما به راستی چیست و چگونه کار می کند». دنیا بدل به آزمایشگاه فردی شما خواهد شد، و هر بار که یک نفر را ملاقات می کنید، فرصت آزمودن اندوخته هایتان را به دست خواهید آورد. می آموزید که چگونه اثرگذارتر، مجاب کننده، و امیدبخش تر شوید.
و خواهید آموخت که چگونه کاریزمای خود را به اطراف بگسترانید، طوری که وقتی وارد اتاق می شوید، مردم بگویند: «وآو، این دیگر کیست؟»
آیا هنوز هم فکر می کنید که از کاریزما بی نیازید، یا توان پرورش آن را در خود ندارید؟
-
نگرش شما درباره باران در سفری به شمال کشور میتوانید هم باعث خراب شدن تعطیلات شما شود و هم به گونهای تعطیلاتتان را جالبتر و خاطرهانگیزتر کند. خوشبینی به شما میگوید که مشکلات موقتی هستند و بدبینی مشکلات را دائمی انگاشته و راه خلاصی برای آنها نمیبیند. خوشبینی باعث میشود که دیگران جذب شما شوند.
مطالعات نشان داده است که افراد خوشبین در مدرسه و در شغلشان افراد موفقتری هستند و زندگی طولانیتر دارند. بدبینها با افسردگی دست و پنجه نرم میکنند و به راحتی تسلیم میشوند. خوشبینی و مثبت نگری واقعی چارچوبی ذهنی است که نگاه شما را به دنیا کنترل میکند. خوشبینی یعنی داشتن این دیدگاه و تفکر که همه چیز در نهایت خوب و درست خواهد شد (البته به شرطی که تلاش کنیم) اگر واقعاً خوشبین باشید، میتوانید این حس را به دیگران نیز منتقل کنید و باعث تشویق آنها شوید. خوشبینی یعنی سعی کنید در هر موقعیتی به جنبههای مثبت متمایل باشید (و البته مطمئناً خوشبین و مثبت نگر با فرد بی خیال و احمق تفاوت دارد) و به جای تمرکز بروی نکتههای منفی به دنبال راههایی برای حرکت رو به جلو باشید. مردم به کسانی که نگاهی مثبت به زندگی دارند بیشتر گرایش دارند.
-
10 عادت افراد کاریزماتیک که باعث میشود دیگران تحت تاثیر قرار بگیرند :
1. آنها بیشتر سکوت میکنند تا حرف بزنند :
سوال بپرسید تماس چشمی برقرار کنید، لبخند بزنید، ناراحتی تان را در چهره تان نشان دهید، سرتان را تکان دهید و کارهای دیگری که بدون صحبت کردن بتوانید احساس درکتان را به طرف مقابل القا کنید. این تمام کارهایی است که نیاز دارید انجام دهید تا به طرف مقابلتان نشان دهید فرد مهمی است. زمانی که صحبت میکنید هرگز نصیحت نکنید!مگر آنکه از شما خواسته شده باشند که پیشنهاد یا نصیحت تان چیست.گوش دادن به صحبت های طرف مقابل تان بیشتر از نصیحت کردنتان برای او مهم است، زیرا زمانی که شروع به نصیحت میکنید اکثر مکالمات به سمت خودتان و درباره شما تغییر جهت میدهد. تنها زمانی صحبت کنید که گفته مهمی برای گفتن دارید و تنها زمانی آنرا اعلام کنید که احساس کنید برای طرف مقابل مهم است.
2. آنها شنیدنی ها را گلچین نمیکنند :
مطمئنا این افراد را در زندگی دارید یا دیدی : زمانی که صحبت میکنید سکوت میکنند و به صحبت های شما تا آخرین کلام گوش میدهند… تا وقتی که از آنها سوالی نپرسید هنوز در حال گوش دادن هستند ! اما کاملا ساکت، بدون حرکت و ثابت. احساس میکنید زمانی که شما در حال صحبت هستید این افراد در حال سفر رویاهایشان هستند… حتی با اینکه حرفی نمیزنند و گوش میدهند اما انگار فقط ادای گوش دادن را در می آورند. افراد کاریزماتیک به شدت با این رفتار مخالفند. آنها عادت دارند حتی به بی اهمیت ترین حرف های طرف مقابلشان گوش دهند. حتی اگر قرار است چندین ساعت به گفتگو بپردازند. افراد کاریزماتیک برایشان مهم نیست مرتبه اجتماعی، حساب بانکی و یا محل سکونت طرف مقابلشان کجاست، آنها به تمام صحبت های آنها گوش میدهند و چنان غرق در صحبت میشوند که انگار واقعا ویژگی های مشترک زیادی باهم دارند.
3. آنها حواس پرتی ها را از خود دور میکنند :
افراد کاریزماتیک به خوبی درک کرده اند که : شما اگر حواستان به وسایل ارتباطی و سرگرمی های خودتان باشد، هرگز نمیتوانید حواستان را به ارتباط با طرف مقابلتان متمرکز کنید. زمانی که طرف مقابلتان با شما حرف میزند یا شما با او در حال صحبت هستید به تلفن همراهتان خیره نشوید, به مانیتور لپ تاپ تان خیره نشوید، به افراد که در حال گذر هستند نگاه نکنید… فقط و فقط با حواستان را متمرکز کنید به صحبت های طرف مقابلتان. حداکثر تمرکز بر صحبت های طرف مقابلتان بهترین هدیه ای است که میتوانید به او بدهید. در این عصر از زندگی آنقدر وسایلی برای جذب تمرکز حواس وجود دارد که شما اگر غرق در صحبت های طرف مقابلتان شوید کار بزرگی برای او کردید… از خود گذشتگی. شما این هدیه را به طرف مقابلتان بدهید و خواهید دید چطور همیشه دوست خواهد داشت با شما هم صحبت شود یا فقط وقتش را با شما بگذراند.
4. آنها قبل از گرفتن ،میدهند و معمولا هرگز هیچ چیز دریافت نمیکنند :
اگر میخواهید ارتباطات موفق و بلند مدتی داشته باشید؛ همیشه به فکر این باشید که چطور میتوانید به دیگران کمک کنید تا از آنها چیزی دریافت کنید. باید بیشتر به فکر این باشید که چطور میتوانید دیگران را شاد کنید تا اینکه از دیگران استفاده کند. شما زمانی که فکر گرفتن هستید یا به قولی همیشه “دست بگیر” داشته باشید مردم بعد از دو سری معاشرت با شما به خوبی این را خواهند فهمید و به زودی شاهد قطع روابط خواهید بود.
5. آنها طوری رفتار نمیکنند که انگار مهمترین فرد هستند :
تنها افراد که از خودشیفتگی، خودپسندی و اعتماد به نفس کاذب شما خوششان می آید افراد خودشیفته، خودپسند و با اعتماد به نفس کاذب هستند. دیگران نه تنها خوششان نمی آید بلکه گذر وقت با چنین افراد برایشان خسته کننده و همراه با ناراحتی است. و زمانی که این افراد وارد جایی میشوند دیگران احساس خوبی نسبت به آن فرد ندارند…
6. … چون فهمیده اند دیگران اهمیت بیشتری دارند :
شما قبلا چیزهایی که باید میدانستید را میدونید. از طرزفکرتان اطلاع دارید, عقاید و اعتقاداتتان را میدانید، نگرشتان را نسبت به دنیا و مردم میدانید. تمام چیزهایی که میدونید مربوط به شما میشود و اصلا مهم نیستند چون برای شما هستند. شما نمیتوانید هیچ چیزی از خودتان یاد بگیرید. اما آیا میدانید دیگران چه چیزهایی میدانند؟ چه تجربیاتی دارند؟ چه ایدئولوژی دارند؟ چه نگرشی به دنیا و مردم دارند؟ عقاید و دانسته های طرف مقابلتان در هنگام گفتگو باید بیشتر از دانسته های خودتان اهمیت داشته باشد زیرا شما در حال یادگیری چیزهای جدیدی خواهید بود… پس دفعه بعد هنگام گفتگو با دوستان یا افراد غریبه بیشتر در مورد عقاید, نقطه نظر, تجربه هایشان سوال بپرسید تا بخواهید عقاید, نقطه نظر و تجربیات خودتان با به طرف مقابل بگویید.
7. آنها نورافکن را بر روی طرف مقابل می اندازند :
هیچکس در این دنیا به اندازه کافی تحسین نشده. نه من، نه شما و نه فردی که قرار است با او هم صحبت شوید. اما این وظیفه (و عادت) شماست که به عنوان یک فرد کاریزماتیک به دیگران بگویید چه کارهایی را به نحو احسن انجام دادند، چه ویژگی های خوبی دارند و چرا مهم هستند. چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نمیدونید برای چی مهم هستند؟ نمیدونید چه کارهایی را به نحو احسن انجام دادند؟ یا چه ویژگی های خوبی دارند؟ واقعا شرم آوره… این وظیفه شماست جواب این سوال ها را پیدا کنید، مردم خودشان هم اکثر اوقات نمیدانند چه ویژگی های خوبی دارند. شما اگر این عادت را در خود نهادینه کنید، نه تنها مردم شروع به تحسین ویژگی ها و کارهای شما میکنند بلکه رفتار شما را نیز تحسین میکنند… با این رفتار میتوانید کاری کنید طرف مقابل احساس مهم بودن کند و بخواهد دستآورد های بیشتری داشته باشد (و هرگز شما را فراموش نکند)
8. آنها کلماتشان را از قبل آماده می کنند :
کلمات قدرت باور نکردنی دارند. شما باید به خوبی از این قدرت استفاده کنید زیرا مانند شمشیر دو لبه است. افراد کاریزماتیک به نحو احسن مهارت استفاده از کلمات را فرا گرفته اند. برای مثال شما نباید به قرار ملاقات بروید، شما میخواهید که به سر قرار ملاقات بروید. شما نباید یک ارائه خوب برای مشتری ها آماده کنید، شما میخواهید بهترین ارائه برای تاثیرگذاری بر رویمشتری تان را آماده کنید. شما نباید یک کارمند استخدام کنید، شما میخواهید بهترین فرد متقاضی شغل را وارد تیم کاری خود کنید. شما باید به عنوان یک فرد کاریزماتیک، جملاتتان و کلماتتان سرشار از انرژی، شادی و قدرت باشد. بهتره کلمات ناامید، خسته کننده و ناراحت را از فرهنگ لغات خود پاک کند.
9. آنها در مورد شکست دیگران صحبت نمیکنند :
اگر به شنیدن در مورد شکست دیگران یا پشت سر شخص دیگری حرف زدن برایتان جذاب هست باید بدانید که شاید جذاب باشد… اما لازم نیست. مشکل اینجاست، واقعا داستان شکست و ناکامی های دیگران موضوعی مهم نیست. افراد کاریزماتیک هرگز پای صحبت های افرادی که مدام در حال صحبت در مورد دیگرانند نمی نشینند. آنها میدانند وقتشان ارزش دارد و بهتر است بر روی ایده های نو و راه حل مسائل آنرا استفاده کرد تا گفتگو در مورد شخص سومی که ناکامی یا تجربه ای بد داشته است.
نکته مهم دیگر : زمانی که فردی نزد شما از شخص دیگری بد میگویید بدون شک نزد شخص سومی نیز در مورد شما چنین صحبت هایی خواهد داشت. این اصل را بدانید و بدانید که دیگران هم میدانند…
10. …اما شکست های خودشان را میپذیرند:
معمولا هنگامی که از مردم عادی سوال میشود چرا شخصی را کاریزماتیک و تاثیرگذار مینامند جوابشان این است : زیرا اشتباهاتشان را با جرات و نهایت اعتماد می پذیرند…
آنها فردی موفق به نظر میرسند.
لغت کلیدی : به نظر میرسند.
بله، افرادی که کاریزماتیک هستند از اشتباه کردن ترسی ندارند و میدانند که فرد کاملی نیستند و امکان دارد اشتباه کنند. آنها اشتباه شان را می پذیرند و برای آن دلیل و بهونه و … نمی آورند. شما نیز برای اینکه فردی کاریزماتیک باشید نیاز نیست حتما موفق یا پولدار باشید.
برای اینکه فردی کاریزماتیک باشید نیاز نیست یک نابغه باشید و هیچ خطایی در کارتان نباشد. برای اینکه فردی کاریزماتیک باشید تنها کاری که باید بکنید داشتن تواضع و قبول شکست هایتان است. اگر کاری را اشتباه انجام دادید آنرا اعلام کنید و بپذیرید که اشتباه کردید. نیاز نیست به کسی جواب پس دهید اما باید قبول کنید که اشتباه کردید.
نکته مهم :
شما هرگز نباید به اشتباهات دیگران بخندید، اما باید همیشه به اشتباهات خودتان بخندید. زیرا مردم نیز به شما نخواهند خندید، بلکه با شما خواهند خندید.
کاریزما بودن را اینگونه بیاموزید
کاریزما کاریزماتیک کاریزما بودن افراد کاریزماتیک,افراد کاریزماتیک,کاریزما بودن,کاریزماتیک,کاریزماتیک بودن,کاریزماتیک دهخدا,کاریزماتیک ویکی,مدیریت کاریزماتیک

در این مطلب با گیاه چغندر آشنا خواهید شد و اطلاعات کاملی از خواص این گیاه خواهید خواند
چُغُندَر سبزهای است خوردنی. که ریشه آن کلفت و گوشتی است و پخته آن از اغذیه لذیذ و شیرین است و برگ چغندر و خود آن را در آشها و بورانیها داخل میکنند و نیز چغندر را در تغذیه حیوانات بکار میبرند و از نوعی از آن قند و الکل میسازند. سبزیی است خوردنی با ریشه بزرگ. گیاهی دوساله که در سال اول برگهای گسترده دارد و ریشه آن اندوخته قندی میسازد و در سال دوم ساقه گلدار آن تشکیل یافته اندوخته را بمصرف میرساند.
ساکارز در برگهای بزرگ چغندر در هنگام روز در برابر نور ساخته میشود و شب به ریشه رفته در آنجا ذخیره میشود و طبقات متوالی ریشه ضخیم میگردد. رنگ ریشههای چغندر ممکن است زرد یا سفید یا سرخ تیره باشد. نام گیاهی که بیخ و ریشه آن که در زیرزمین رشد میکند انواع گوناگون ریز و درشت و کم شیرینی و پرشیرینی دارد و نوع معروف آن چغندر قند است که در کارخانهها بمصرف تهیه قند میرسد و تفاله یا ملاس این نوع چغندر را در تغذیه حیوانات مصرف میکنند یا بجای کود در پارهای از کشاورزیها بکار میبرند و گونه دیگرش چغندر معمولی است که از پخته آن روستائیان و بعضی اهالی شهرستانها تغذیه میکنند و خام آن را نیز بمصرف تغذیه حیوانات علفخوار میرسانند.








خواص و مضرات چغندر – آکا
1_ چغندر حاوی ویتامین های : A، B، C و عناصر : آهن ، کلسیم ، فسفر ، منیزیم ، منگنز ، پتاسیم ، ارسنیک ، روبیدم و از موادی مثل آلبومین ، قندها ، چربی و هیدرات کربن تشکیل شده است
2_ چغندر بعلت داشتن ارسنیک و روبیدم از بیماری جذام جلوگیری کرده و همچنین بخاطر داشتن فسفر غذای خوبی برای تقویت مغز بوده و موجب تقویت حافظه و اعصاب می شود
3_ چغندر اشتها آور ، مدر ، دافع اسید اوریک ، مقوی ، ملین ، آرام بخش و تصفیه کننده خون می باشد
4_ مصرف چغندر برای افرادی که به بیماریهایی مانند : سوء هاضمه ، اسهال خونی ، بواسیر ، سیاتیک ، ورم کلیه ، درد کلیه ، سکته مغزی ، التهاب مثانه ، ضعف حافظه ، ناراحتی عصبی و پوستی مبتلا می باشند می تواند مفید واقع شود
5_ خوردن آب برگ چغندر در موارد ، سردرد ، چاقی ، درد دندان ، و زخم معده اثر بسیار سودمندی می تواند داشته باشد
6_ مصرف برگ چغندر در رفع بیماری التهاب کبد ی نقش مفیدی داشته و خون را نیز قلیایی می کند
7_ تخم چغندر دافع بلغم می باشد که برای مصرف باید از دمکرده آن استفاده کرد
8_ ضماد برگ چغندر در رفع ورم پشت پا و موخوره اثر درمانی دارد ، همچنین ضماد آن مخلوط با عسل در رفع عارضه پوستی کهیر اثر خوبی داشته و موجب بر طرف شدن آن می شود
9_ شستشوی موی سر با آب جوشانده برگ چغندر مانع شوره موهای سر می شود
10_ جهت افزایش قدرت چغندر در ایجاد اثر پاک کنندگی بیشتر در کبد ، آب چغندر را گرفته و همراه باآب هویج مصرف نمایید
11_ برای تسکین درد گوش توصیه شده است که آب چغندر را با روغن بادام گرم مخلوط کرده و در داخل گوش بچکانید
مضرات چغندر
1_ افراد مبتلا به سوء هاضمه باید از افراط در خوردن چغندر خودداری کنند
2_ اشخاصی که به قند خون مبتلا می باشند مجاز به مصرف چغندر نمی باشند
3_ خوردن برگ چغندر ممکن است که در بعضی افراد موجب استفراغ ، دلپیچه و در برخی کودکان باعث حساسیت شود
5_ اشخاص مبتلا به فشار خون و ناراحتی های معده باید در مصرف چغندر احتیاط کنند
عکس هایی از گیاه چغندر و خواص این گیاه
گیاه چغندر,تصاویر چغندر,خواص چغندر,خواص دارویی چغندر,فواید چغندر,خاصیت چغندر,چغندر در طب سنتی,گیاه چغندر قند,گیاه چغندر لبویی,گیاه چغندر برگی,گیاه چغندر علوفه ای,گیاه شناسی چغندر,تصاویر چغندر قند,تصویر چغندر,خواص چغندر قند,خواص چغندر لبو,خواص چغندر یا لبو,خواص چغندر خام,خواص دارویی چغندر قرمز,خواص دارویی چغندرقند,خواص داروی چغندر,خواص دارویی برگ چغندر,فواید چغندر قرمز,فواید چغندرقند,فواید چغندر لبو,فواید چغندر سفید,فواید چغندر پخته,خاصیت چغندر لبو,خاصیت چغندر قند,خاصیت چغندر قرمز,خاصیت چغندر پخته,خاصیت چغندر یا لبو,خاصیت چغندر خام,خاصیت چغندر سفید